خاندان  و زندگی امام موسى صدر

خاندان و زندگی امام موسى صدر

Page 7

امام موسى صدر در نگاهى دیگر

آنچه که تا کنون گفته شد در خصوص مسائل و نقش وى در جامعه لبنان و از لحاظ اجتماعى در عرصه سیاست بود ولى او فقیهى داراى سبک و روشن بین بود که در عرصه‏هاى فکر و اندیشه گوى سبقت را از دیگران ربوده بود. شهید سید محمدباقر صدر مى‏گفت: «اگر پسرعموى من آقا موسى به سنت حوزه پاى بند و در نجف باقى مى‏ماند مرجع وحید و على ‏الاطلاق شیعه مى‏ شد». (۳۴)

امام صدر که مجتهدى مسلم و دین ‏شناسى متبحّر و داراى نبوغى ذاتى بود، رسالت خود را چیز دیگرى مى‏ دانست. او با دخالت دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد، به آسیب ‏شناسى دینى پرداخت و با عرضه اسلامى ناب، روحى تازه در کالبد مادى زده و لائیک لبنان دمید و به آن حیاتى معنوى بخشید. به گونه ‏اى که جرج جرداق و سلیمان کتانى مکررا گفتند: «اگر روحانیون مسلمان اسلام را همانند امام صدر عرضه مى‏ کردند اثرى از مسیحیت و سایر ادیان باقى نمى ‏ماند». (۳۵)

وى پیوسته مى ‏گفت: «دین براى بهبود زندگى مردم است و امّا سراى آخرت نتیجه قطعى زندگى شرافتمندانه این دنیاست». (۳۶)

امام موسى صدر همانند مصلحان بزرگ اسلامى اولین مشکل اسلام را تفرقه تشخیص داد و در صدد رفع این نقیصه برآمد و در اولین اقدام ضمن شرکت در کنفرانس‏ هاى جهانى و ایراد سخنرانى و مصاحبه با مجلات اروپایى به تبیین نظریات صحیح اعتقادى شیعه در اصول و فروع پرداخت و دست مودّت و وحدت به سوى برادران اهل تسنّن دراز کرد و در نامه‏ اى تاریخى به شیخ حسن خالد نظریات خود را پیرامون وحدت اسلامى بیان کرد:

برادر ارجمندم آقاى شیخ حسن خالد مفتى محترم جمهورى لبنان
درود و برکات خداوند بر شما باد. در این ایام سخت و جانفرسا که جامعه اسلامى پراکنده و ناتوان شده. کشاکش این حوادث ناگوارى که مناطق اسلامى را در برگرفته و در این طوفان خطرناک که امروز آینده ما را تهدید مى ‏کند، بیش از هر وقت، لزوم یک اتحاد و همبستگى عمیق احساس مى ‏شود. اتحادى که پراکندگى را از میان بردارد. تفرقه‏‌ها را براندازد. کوشش‌ها را در یک راه متراکم کند. هدف‌ها را به یک جهت سوق دهد؛ تا آنجا که خوشبینى و اعتماد به نفس در سراسر مناطق اسلامى به وجود آید و به جاى توجه به غرب، متوجه خود شویم و رسالت تاریخى خود را در سازمان دادن به حوادث، و هدایت مسیر تاریخ انجام دهیم. فشرده شدن صفوف مسلمین چیزى نیست که تنها پیامبر اکرم آن را سفارش کرده باشد؛ بلکه ضرورت زندگى و عقل نیز آن را به ما توصیه مى‏ کند و موضوعى است که هستى و بقاى ما به آن بستگى دارد. مقصود من از وحدت کلمه مسلمین آن نیست که آن را کورکورانه تکرار کنیم بلکه منظورم آن است که وحدت، به تمام معناى کلمه در تمامى تعقلات و اندیشه ‏هاى ما جا گیرد و برنامه اعمال و کوشش‏ هاى ما گردد. من، در اولین ملاقاتم با شما یادآور شدم که اتحاد کلمه مسلمین باید عملا تحقق یابد و بایستى افکار مسلمانان جهان در یک کانون متحد المرکز گرد آید. بنیان استوار اسلام، بنیانى پابرجا و واحد است. و از هم گسسته و بدون انسجام نیست. خلق مسلمان، توده، شکل یافته‏ اى است که داراى یک قبله، یک کتاب یک مبدأ و یک معاد و یک هدف و یک اعتقاد مى ‏باشد. خلق مسلمان حتى در جزئیات مسائل نیز با یکدیگر اختلاف عمیقى ندارند. اتحاد در مسائل جزئى، چیزى است که دانشمندان اسلامى از دیر زمان پیرامون آن اندیشیده‏‌اند: 
دانشمند و فقیه بزرگوار شیخ «ابا جعفر محمد بن حسن طوسى» کتاب «خلاف» را در حدود هزار سال پیش به نگارش درآورد و تمامى مسایل مورد اختلاف دو فرقه شیعه و سنى را بیان داشت و روشن ساخت که دیگر مسائل مورد اتفاق است و همچنین علامه حلى «حسن بن یوسف بن مطهر» روش شیخ طوسى را در کتابى موسوم به «تذکره» تعقیب کرد و کتابى شامل مسائل فقهى اسلامى پدید آورد. و این خود نوعى وحدت فقهى اسلامى را مى ‏رساند و پیروان هر فرقه، با حفظ شخصیت خود مى‏ توانند به مسائل مورد نیاز خود رجوع کنند. در قرن حاضر هم از دیرباز گروهى از فضلا و دانشمندان بزرگ اسلامى فکر ایجاد «همبستگى مذاهب اسلامى» را تأیید و تعقیب مى‏ کنند که از آن جمله باید استاد مغفور، شیخ‏الازهر یعنى «شیخ عبدالمجید سلیم» و استاد مغفور «شیخ محمد شلتوت» و استاد فقید «شیخ محمد محمد مدنى» و بزرگان و دانشمندان شیعه در لبنان و ایران و عراق؛ چون مرحوم «سید عبدالحسین شرف‏الدین» و دیگران را نام برد و اخیرا هم استاد حوزه علمیه نجف اشرف «سید محمد تقى حکیم» کتابى در فقه مذاهب پیرامون اصول عامه بین فقه مذاهب مقارن تألیف کرده است. این کوشش‌ها از هم اکنون به نتیجه رسیده و فتاوى فقهاى اسلام نشان مى ‏دهد که ما به خواست خداوند متعال به سوى یک همبستگى حقیقى پیش مى‏ رویم. وجه اشتراک ما نه تنها در فقه و عقاید است؛ بلکه از جهات دیگر نیز با یکدیگر اتفاق نظر داریم و مى‏ توانیم در جبهه ‏هاى متعددى یکسان فکر کرده و نتیجتا پشت و پناه یکدیگر باشیم. ما در مناطقى که مى‏ توانستیم، یعنى نفوذ داشتیم، دست به ایجاد تفاهم و اتحاد زده ‏ایم و شیعیان در یک جبهه با همکارى برادران سنى مذهب، بر ضد اسرائیل مشغول پیکار مى‏ باشند. جهاتى که میان ما و شما مشترک (است) بسیار است و از آن جمله مى‏ توانم موارد زیر را بشمارم: 
۱- اتحاد در هدفهاى شرعى مانند اتحاد در شعائر دینى، اتحاد در اعیاد، اتحاد در مراسم دینى، اتحاد در مرام و اتحاد در نماز و اذان و مسجد و محراب و منبر، اتحاد در وعظ و خطابه. ما مى ‏توانیم یک روز را اول ماه اعلام کنیم و در نتیجه اعیاد ما با اعیاد شما یکسان مى‏شود و صفوف ما و شما فشرده‏‌تر مى ‏گردد. 
۲- اتحاد در هدفهاى اجتماعى یعنى در کوشش‏ هاى اجتماعى مشترک باشیم. به کمک یکدیگر براى رفع مشکلات اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و بهداشتى اقدام کنیم. چه بهتر از اینکه مؤسسات ما در خدمت شما باشد و مؤسسات شما به ما کمک کنند چه بهتر که براى بهبود وضع فقیران و بیچارگان همه با هم اقدام کنیم. این چیزى است که دو دشمن هم مى ‏توانند در آن با یکدیگر همکارى کنند. پس چرا ما دو گروه مسلمان با یکدیگر همکارى نکنیم؟ 
۳- اتحاد در حفظ مرزهاى کشورهاى اسلامى؛ که به طور مسلم همه ما در حفظ و حراست از سرزمین خودمان داراى احساسات همسانى هستیم و از قبل یک نوع فکر مى ‏کنیم و چه بهتر که در ظاهر نیز در یک صف باشیم و اختلافات ظاهرى را از میان براندازیم. اکنون که آزادى سرزمین اشغال شده فلسطین هدف همه مسلمانان است چه بهتر که همگى هماهنگ شویم و صفوف خود را متشکل و متحد سازیم. 
این را نیز باید بگویم که مهم ‏‌تر از هر چیز این است که فعلا که سرزمین لبنان از طرف اسرائیل مورد حمله قرار گرفته است، لازم است همگى به صفوف مقاومت فلسطین ملحق شویم و مبارزه علیه اسرائیل را تقویت کنیم. ضرورى است که در سطح وسیع‌تر، با همه کشورهاى عربى متحد شویم. در پیکار بر ضد اسرائیل با آنان همکارى و همفکرى کنیم. مرجع تمام این امور این است که به حفاظت اراضى جنوب که کلید فتح لبنان و آغاز غلبه بر کشورهاى عربى است همت گماریم و آن را در رأس تمام مسائل سیاسى روز قرار دهیم. لازم است که جنوب را تقویت کنیم و ریشه سرطانى اسرائیل را ریشه ‏کن سازیم. لزوم شروع به این کار‌ها نزد همه مسلم است لیکن آنچه مشکل است تشخیص راه‏حل صحیح و طریق اقدام مؤثر است که باید به یکدیگر همکارى نموده و راه‏ حل منطقى و عقلى را پیدا کنیم. آنچه من به حضور شما تقدیم داشتم پیشنهادى خیرخواهانه است که البته خود جنابعالى در چگونگى تحقق آن مى ‏اندیشید و هرگونه مصلحت بدانید عمل مى‏ کنید. 
من امید دارم که هر چه زود‌تر با همکارى جنابعالى مجلسى با شرکت بزرگان قوم در محل «مجلس عالى اسلامى» تشکیل دهیم و براى وصول به این هدف‌ها برنامه ‏اى طرح کنیم. توفیقات شما را از خداوند متعال خواستارم
سید موسى صدر
اول اکتبر (تشرین‏الاول) ۱۹۶۹

«حضور محترم جناب آقاى موسى صدر ریاست عالیه مجلس شیعیان لبنان» 
درود و برکات خداوند بر شما نامه مورخه اول اکتبر ۱۹۶۹شما رسید. آنچه پیرامون اتحاد کلمه مسلمین به طور عموم و آنچه در خاتمه پیرامون همکارى فرقه‏ هاى اسلامى در کشور لبنان نوشته بودید بررسى شد. امید است ما نیز بتوانیم در یگانگى کلمه مسلمین و در امر اتحاد فعالیت ‏هاى مسلمین اقداماتى بنماییم. 
تشکیل مجلس اعلاى اسلامى شیعیان حقیقتا عمل مفیدى بوده است که به همت آن جناب و با همکارى شیعیان پدید آمده است. فعلا این خود قدمى بزرگ در راه همکارى بین فرقه‏ هاى اسلامى است. آرزومندم هدفهاى مقدس شما روزى جامه عمل پوشد. از خداوند مى ‏خواهیم که همه را به سوى رضایت خود هدایت فرماید.» هفتم شعبان ۱۳۸۹
مفتى جمهورى لبنان – حسن خالد (۳۷)

او توانست دیگر بزرگان جهان عرب و اندیشمندان اهل سنت را با خود همراه کند و با آنان ارتباطى تنگاتنگ برقرار سازد. برجستگانى چون محیى‏ الدین حسن، شیخ شفیق یموت، شیخ محمد سلیم جلال‏ الدین و شیخ احمد الزین در داخل لبنان و بزرگانى همچون شیخ محمد الغزالى، شیخ محمد ابوزهره، شیخ محمد عبد الرحمن بیصار شیخ حبیب‏ المتساوى و دکتر محمد محمد الفحام در خارج از لبنان از دوستان و متحدین او به شمار مى ‏رفتند.

امام موسى با حضور در کنفرانسهاى اسلامى جهان عرب مانند کنفرانس‏ هاى سالانه «الفکر الاسلامى» در الجزایر و «مجمع البحوث الاسلامیه» در مصر، شیعه را در سطح جهانى مطرح کرد؛ به گونه ‏اى که روزنامه ‏هاى الجزایر از سال ۱۳۵۲به او لقب «نجم‏المؤتمر» دادند و دکتر محمد محمد الفحام رئیس وقت دانشگاه الازهر او را در زمره کسانى دانست که قرآن کریم در وصفشان فرموده: «و‌زاده بسطة فى العلم و الجسم» و عبد الناصر بعد از ملاقات با امام صدر در فروردین سال ۱۳۴۹شمسى در حاشیه پنجمین اجلاس «مجمع البحوث الاسلامیه» مکررا به علماى اهل سنت لبنان مى‏ گفت: «کاش الازهر رئیسى چون آقاى موسى صدر داشت». (۳۸)

امام موسى صدر همچنین در اقدامى ابتکارى و منحصر به فرد از بدو ورود به صور با مسیحیان به گونه ‏اى برخورد کرد که شیفته وى گشتند. و مطران یوسف الخورى از‌‌ همان ابتدا همراه و همگام وى شد. و با همه امکانات از طرح‏ هاى امام موسى صدر استقبال کرد که نمونه بارز آن جمعیت خیریه بر و احسان بود. این حسن سلوک و رفتار امام موسى باعث گردید که خرد و کلان از عالم و عامى دل به او بسپرند. فواد شهاب گفت: «اگر مسیحیان چنین شخصیتى مى‏ داشتند او را به مقام قدّیسى مى ‏رساندند این را باید با تمام وسایل و امکانات یارى نمود». (۳۹)

سخنرانى ‏هاى وى در دیر‌ها و کلیسا‌ها از سال دوم ورود به لبنان شروع شد؛ از دیرالمخلص در جنوب لبنان تا کلیساى کبوشیه در بیروت و از کبوشیه تا کلیساى مار مارون در شمال لبنان همه و همه به صورت مراکزى فعال و پویا براى معرفى اسلام راستین درآمدند و او به هر کجا پا مى‏ گذاشت در‌ها به سویش باز مى ‏شد و با خود عالمى از نور و معنویت به ارمغان مى ‏برد و فضا را حال و هوایى دیگر مى ‏بخشید که برخى از بزرگان مى‏ گفتند: 
روحانیتى که آقاى صدر با یک ساعت وعظ در دیرهاى ما مى ‏ریزد، بیش از روحانیتى است که خود ما طى ۶سال در این دیر‌ها به وجود مى‏ آوریم.

در سال ۱۳۴۶وقتى با پاپ ملاقات کرد زمان دیدار از ۱۵دقیقه به ۱۲۰دقیقه افزایش یافت؛ همانند ملاقات او با جمال عبدالناصر که در آنجا نیز زمان پیش بینى شده ۱۵دقیقه بود که به درخواست جمال عبدالناصر به بیش از دو ساعت افزایش یافت. این اولین دیدار امام صدر از واتیکان نبود در سال ۱۳۴۲نیز همزمان با جشنهاى انتخاب پاپ جدید با پاپ ملاقات داشت.

و در ضمن ملاقات پاپ از وى در خصوص جریانات ایران سؤال مى ‏کند امام موسى صدر پاسخى در خور و قابل درک مى‏ دهد:

آیت‏ اللَّه خویى در‌‌ همان وقت اهمیت آن را بدین شرح گوشزد نمود: 
«آزادى امام خمینى از زندان، بیش از هر چیز مرهون این سفر آقاى صدر بوده است». (۴۰)

سخنرانى امام صدر در سال ۱۳۵۳در کلیساى کبوشیه بیروت یکى از وقایع تاریخى است. در این مراسم که تمامى بزرگان مسیحیت از سرتاسر لبنان شرکت داشتند از امام صدر در بالا‌ترین سطوح سیاسى و مذهبى طایفه مسیحى تقدیر به عمل آمد. پیش از سخنان امام صدر، شارل حلو رئیس جمهور پیشین لبنان، چند دقیقه ‏اى در وصف ایشان سخن گفته، اداى احترام نمود. بعد از آن امام صدر پشت تریبون قرار گرفت. سخنان ایشان پیرامون گفتگو و تعایش ادیان، حرکت‏ المحرومین و ضرورت مقابله با تجاوزات اسرائیل بود. آن طورى که خبرنگار روزنامه النهار گزارش کرده است، در تمامى مدت سخنرانى نفس‌ها در سینه حبس شده بود. حاضرین با حالتى عاشقانه به سخنان امام گوش فرا مى ‏دادند! بعد از اتمام سخنرانى، و به دنبال دعوت اسقف اعظم از امام صدر براى ورود به سالن پذیرایى، ناگهان حاضرین هجوم آوردند! همه سعى داشتند خود را به امام برسانند تا با ایشان دست داده و مصافحه کنند. (۴۱)

براى درک عظمت این رخداد بایستى بگوییم درست همانند آن است که یک مسیحى براى مسلمانان خطبه نماز جمعه بخواند. و امام موسى صدر این چنین با درک روشن خود از اسلام در تمامى جوامع راه باز نمود و به معرفى اسلام ناب و تشیع پرداخت.