Page 4
رفتار امام موسی صدر با بستنی فروش مسیحی
همچنین حمایت امام صدر از بستنی فروش مسیحی باعث شد که مسیحیان لبنان وی را مسیح لبنان بخوانند. مسئله از این قرار بود که بستنی فروش مسیحی به نام آنتیبا در شهر صور بود که در کنار بستنی فروش مسلمانی دکان داشت. بستنی فروش مسلمان به مردم میگفت این شخص مسیحی و نجس است. از او بستنی نخرید. آنتیبا نزد امام موسی صدر رفت و آنچه را اتفاق افتاده بود، بیان کرد. پس از آن بود که امام صدر به همراه چندتن دیگر به مغازة آنتیبا رفت، نشست و کمی بستنی خورد. این کار امام چون بمب لبنان را تکان داد.
امام صدر و شیخ محمدیعقوب در حال اقامة نماز، بلافاصله پس از بمباران جنوب لبنان توسط هواپیماهای اسرائیل پاک دانستن اهل کتاب که تا آن زمان بیسابقه بود، سبب شد توجه همة رهبران مسیحی به سوی ایشان جلب شود پس از آن بود که در اواخر تابستان 1341 مطران گریگوار حداد به شهر صور آمد، و از امام صدر برای عضویت در هیئت امنأ « جنبش حرکت اجتماعی » دعوت کرد و از اواخر سال 1341 حضور گستردة امام موسی صدر در کلیساها، دیرها و مجامع دینی و فرهنگی مسیحیان آغاز میشود.
نقش امام موسی در حل اختلافات قومی و قبیلهای میان مسیحیان با یکدیگر و ایجاد صلح و آشتی نیز بسیار حائز اهمیت است. ایشان روابط دوستانه و همکاری صمیمانهای با مطران یوسف الخوری، مطران جورج حداد، کاردینال خریش و برقرار میکند. سخنرانیهای تاریخی امام صدر در دیرالمخلص واقع در جنوب، و کلیسای مارمارون در شمال لبنان طی سالهالی 1341 و 1342، تاثیرات معنوی عمیقی بر مسیحیان آن کشور بر جای نهاد.
امام صدر در تابستان سال 1342 طی سفری دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، طرحی نو برای همفکری مراکز اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با حوزههای علمیة شیعه لبنان در انداخت. وی در بهار سال 1344، اولین دورة سلسله گفتگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان این دو دین الهی، در مؤسسة فرهنگی « الندوة اللبنانیه » به راه میاندازد. وی پس از جنگ شش روزة اعراب و اسرائیل در سال 1346 به دیدار پاپ رفت، و نشستی که در ابتدا نیم ساعت پیشبینی شده بود، به تقاضای پاپ بیش از دو ساعت به درازا کشید.
امام موسی صدر از سال 1347 به عضویت مرکز اسلامشناسی استراسبورگ در آمد، و از رهگذر همفکری و ارائة سمینارهای متعددی در آن، انتشار آثار ذی قیمت چون « مغز متفکر جهان شیعه » را زمینه سازی کرد.
امام موسی صدر در بهار سال 1348 و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلای اسلامی شیعیان، از شیخ حسن خالد مفتی اهل سنت لبنان دعوت کرد، تا با همفکری یکدیگر برای توحید شعایر، اعیاد و فعالیتهای اجتماعی طوایف اسلامی، تدبیری بیندیشند. وی در همین خصوص طرح مدونی را به اجلاس سال 1349 « مجمع بحوث اسلامی » در قاهره ارائه نمود، و متعاقب آن به عضویت دائم این مجمع در میآید. امام موسی صدر در زمستان سال 1355 و در جمع سردبیران جراید بیروت، با پیش بینی صریح حذف فاصلهها و روند جهانی شدن در اواخر قرن بیستم، قرن بیستم و یکم را قرن همزیستی پیروان ادیان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهای گوناگون مینامد، و بر رسالت تاریخی لبنان برای ارائة الگویی موفق در این زمینه پای میفشرد.
امام موسی صدر در اواسط سال 1357 موفق گردید رهبران مسلمان و مسیحی لبنان را برای برپایی یک جبهة فراگیر ملی متقاعد نماید، و در این مسیر تا آنجا پیش رفت که حتی موعد تأسیس و اولین گردهمایی آنان را برای پس از بازگشت خود از سفر لیبی مشخص کرد.
13. حمایت از فلسطین و دفاع در برابر اسرائیل
امام موسی صدر از سال 1343 و یک سال پیش از تأسیس جنبش فلسطینی فتح، در پی اندیشة تبدیل جامعة مصرفی لبنان به جامعهای مقاوم در برابر تجاوزات آیندة رژیم صهیونیستی برآمد. وی در بهار سال 1344 گروهی از جوانان مؤمن شیعه را به مصر اعزام نمود، تا در دورهای شش ماهه فنون نظامی را فراگیرند. با بازگشت این جوانان که اولین کادرهای مقاومت لبنان بودند، عملیات ایذایی مشترک رزمندگان فلسطینی لبنانی در شمال فلسطین اشغالی آغاز گردید. بخش اعظم نیروهای رزمنده از جوانان شیعه لبنان، و فرماندهی عملیات بر عهدة رزمندگان فلسطینی بود. این نوع عملیات مشترک تا اوایل سال 1972 ادامه یافت. اولین شهید شیعه در عملیات ایذایی بر علیه رژیم صهیونیستی، از جوانان شهر مرزی « ناقوره » بود که در سال 1347 به شهادت رسید.
در پی بمباران شدید جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی در سال 1349 و عدم واکنش مناسب دولت وقت، اعتصابی بیسابقه به دعوت امام موسی صدر لبنان را فرا گرفت، به گونهای که دولت وقت را برآن داشت برای بازسازی مناطق جنگی و برپایی پناهگاههای مناسب در آن، مجالس جنوب را تأسیس نماید.
امام موسی صدر در سال 1349 رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب « کمیتة دفاع از جنوب » گرد هم میآورد، تا برای مقاومت در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی چارهاندیشی کنند.
از اوایل سال 1341 عملیات ایذایی جوانان شیعه در داخل فلسطین اشغالی شکلی مستقل به خود گرفت، هر چند تا سالها پس از آن نیز به صلاحدید امام صدر، افتخار آن به نام « نیروهای مخصوص جنبش فلسطینی فتح » ثبت میگشت.
در شهریور سال 1351 و کمتر از 24 ساعت پس از اشغال 48 ساعته دو روستایی « قانای جلی » و « جویا » به دست سربازان رژیم صهیونستی، نشست و از همان روز امام اولین بذرهای « مقاومت لبنانی » میکارد. یک ماه پس از این حادثه و به هنگام تجاوز نیروهای صهیونیستی به روستایی در جنوب لبنان، اولین عملیات غیر رسمی مقاومت لبنان به اجرا درآمد، که حاصل آن چند کشته و مجروح اسرائیلی بود.
از پاییز سال 1351 آموزش نظامی جوانان شیعه شتاب بیشتری گرفت. اولین شهید مقاومت لبنان « فلاح شرفالدین » مؤذن چهارده ساله مؤسسة صنعتی جبل عامل بود که در زمستان 1352 و پس از به هلاکت رساندن چند تن از سربازان رژیم صهیونیستی، در روستای مرزی « بنت جبیل » به شهادت رسید. با پایان یافتن جنگ داخلی لبنان و انتقال دامنة ناآرامیها به جنوب، واحدهای مقاومت لبنان رسماً در نقاط استراتژیک مناطق مرزی مستقر شدند.
اولین عملیات بزرگ مقاومت لبنان علیه تجاوزات اسرائیل در اواخر سال 1355 صورت گرفت که پس از چند روز درگیری، به آزادسازی شهرکهای « طیبه » و « بنت جبیل » منجر گردید.
امام موسی صدر اولین شخصیتی است که در زمستان سال 1356، طرح سازشکارانة توطین پناهندگان فلسطینی در جنوب لبنان را افشا، و با مواضع شجاعانة خود از تحقق آن جلوگیری نمود. اسرائیلیها و حامیان آنها قصد داشتند فلسطینیان آواره از وطن را در جنوب لبنان ساکن سازند و به اصطلاح وطنی جدید برای آنها ایجاد کنند. آنان با این اقدام قصد داشتند تا هم فلسطینیها را از سرزمینهای خودشان بیرون بیاندازند و هم هژمونی و ساختار لبنان را برهم بزنند که همان طور که گفته شد، درایت و تدبیر امام صدر مانع این اقدام شد.
در حملة گستردة سال 1357 اسرائیل به جنوب لبنان و به رغم عقب نشینی احزاب چپ و گروههای فلسطینی، جوانان مقاومت لبنان و دانشآموزان مؤسسة صنعتی جبل عامل در منطقة اشغالی باقی ماندند، و به رغم امکانات اندک تا به آخر علیه اشغالگران صهیونیست ایستادگی کردند.
14. اعتصاب غذا
تابستان سال 1975 میلادی، لبنان صحنة جنگهای داخلی شده بود. همة گروهها و احزاب درگیر بودند. آنان به جای تلاش برای پایان دادن به این جنگها، به دنبال منافع حزبی، طایفی و گروهی خود بودند و برای این آتش هیزم بیشتری فراهم میکردند. تعداد زیادی کشته و زخمی شده بودند. با تلاشهای امام صدر و برخی دیگر چند بار آتشبس برقرار شد اما بلافاصله با کوچکترین بهانهای جنگ را از نو آغاز میکردند. امام موسی صدر برای اینکه جنگ را متوقف کند دست به ابتکار و تاکتیک جالبی میزند. به مسجد الصفا در بیروت میرود و اعتصاب غذا یا به قول لبنانیها « اعتصام » میکند. اعلام اعتصاب غذای امام موسی در بحبوبة کشت و کشتار، برای ختم خونریزی لبنان را به لرزه درآورد.
امام صدر خود در این باره میگوید:
«علی رغم تمام تلاشهای من، هنوز بمباران متوقف و آرامش برقرار نشده و شرایط روز به روز بدتر میشود. بنابراین ساعت 2 بعدازظهر تصمیم گرفتم که اعتصاب غذا کنم و روزه بگیرم. توشة من کتاب خدا و چند جرعه آب است. اینجا میمانم تا شهادت یا زمانی که کشور به حالت قبلی خود برگردد. با مادر، همسر و فرزندان خود خداحافظی کردهام و به اینجا آمدهام تا نماز بخوانم و دعا کنم، خدا این کشور را نجات دهد. من با اعتصاب غذای خود میخواهم ثابت کنم که در لبنان سلاح دیگری غیر از سلاح تخریب و خونریزی وجود دارد. »
سپس امام موسی صدر بیانیة اعلام اعتصاب غذا را صادر میکنند. در قسمتی از این بیانیه آمده است:
« … متأسفانه در لبنان سیاست دیگر وسیله نیست بلکه تبدیل به هدف شده است. افراد، جماعتها، احزاب و شخصیتها بدان وسیله زندگی خود را میگذرانند … برادران هموطن، من دیگر چیزی جز نفس خود ندارم که عرضه کنم و آن را نیز به عنوان قربانی برای وطن تقدیم میکنم… »
ایشان سپس طی بیانیهای خواستههایی چنین اعلام میکند:
1. توقف خونریزیها و همة فعالیتهای مسلحانه،
2. پایان یافتن بحران خلأ دولت و تشکیل دولتی غیر حزبی که بتواند کشور را به حالت طبیعی بازگرداند،
3. تشکیل سه هیئت در کنار هیئت دولت:
الف: برای انجام تحقیقی جامع برای کشف ریشهها، فرآیندها و مسببین جنگ
ب: برای اجرای طرحهای توسعه و عمرانی مناطق محروم،
ج: اجرای مصالحة ملی همهجانبه.
استقبال از اقدام امام موسی کمنظیر بود. گروههای کثیری از مردم به مسجد آمدند و در اعتصاب غذا شرکت کردند. عدة زیادی از بعلبک و جنوب لبنان به سمت بیروت آمدند. اما عدهای که پایان جنگ را به نفع خود نمیدیدند، پنجمین روز اعتصاب غذا در مسجد الصفای بیروت خرابکاری میکردند و از آنجا که تجمع مردم را در مسجد و در اطراف امام موسی، به مصلحت خود نمیدیدند، فروش بنزین را قطع کردند، تا جلوی آمدن مردم را بگیرند. مرتب از رادیوهای خود اعلام میکردند که خیابانها در اختیار تیراندازان است و هرکس از خانه خارج شود، کشته میشود. ولی با همة اینها هزاران نفر به مسجد آمدند و از برنامههای امام موسی صدر حمایت میکردند.
مسیحیت نیز به حرکت در آمد، روز بعد از اعتصاب غذا، برخی از گروههای ارمنی از پیشنهادات امام موسی صدر حمایت کردند. روز دوم تعدادی از کشیشها و پاتریارکها در کلیساهای خود اعتصاب غذا کردند و تعدادی از مسلمانها نیز به آنها ملحق شدند. امام از نظر بدنی در اثر اعتصاب ضعیف شده بود و به سختی حرکت میکرد. تعدادی از خانمهای لبنانی با پای پیاده و در آن شرایط نا امن به مسجد آمدند و به اعتصاب غذا پیوستند.
بزرگان لبنان و سیاستمداران و روحانیون از همة گروهها به مسجد آمدند و اعلام پشتیبانی کردند. مفتی حسن خالد رهبر اهل سنت و عدة زیادی از رهبران مسیحی و همچنین یاسر عرفات و عدهای از مسئولان مقاومت و حتی وزیر امور خارجة سوریه و رئیس جمهور و نخست وزیر سابق لبنان همه برای اعلام طرفداری، به دیدار امام موسی صدر آمدند. دامنة اعتراض به خونریزی بالا گرفت و بالاخره آتشبس پذیرفته شد و بالاخره با انتخاب رشید کرامی به نخست وزیری، بیروت روی آرامش را به خود دید.
رشید کرامی، یاسر عرفات و خدام، وزیر خارجة وقت سوریه که از طرف حافظ اسد برای کمک به پایان جنگ به لبنان آمده بود همگی از امام صدر خواستند به اعتصاب غذای خود پایان دهد.
اما حادثهای دیگر در شهر بعلبک در حال رخ دادن بود که سبب شد امام به اعتصاب پایان دهد. عدهای به چند روستای مسیحی نشین در آن منطقه حمله کرده بودند و برای اینکه جنگهای فرقهای را توسعه دهند و مانع آتشبس شوند تعدادی از مسیحیان را کشته بودند. آنان قصد داشتند این مسئله را بهانهای برای قتل عام مسلمانان کنند. امام موسی صدر پس از آتشبس بلافاصله اعتصاب غذا را پایان داد و سریعاً به بعلبک رفت و پس از چهار روز کار مستمر و پیگیر بعلبک را آرام کرد. امام صدر در آنجا جملة معروفی را بیان کرد و گفت:
« اگر در بیروت پسر مرا بکشند، اجازه نخواهم داد که در بعلبک یک مسیحی بیگناه کشته شود. این دو مسئله هیچ ارتباطی با هم ندارند.»
اینگونه بود که امام صدر در نزد همه « رجل صلح و آرامش » نامیده شد.
