Page 2
2
. جمعیت خیریة احسان و نیکوکاری
این سازمان را در ابتدا مرحوم علامه شرف الدین ایجاد کرد اما پس از رحلت ایشان عملاً راکد شده بود. امام موسی صدر با بازسازی سازمانی و احیای آن از همة لبنانیها با هر دین و مذهب و گرایشی دعوت میکرد تا به محرومین کمک کنند. به اعتقاد امام صدر برای کمک به محرومین تنها نباید به کمک مالی به ایشان اکتفا کرد بلکه باید راهی پیدا کرد تا آنان بتوانند با استفاده از نیرو و توان خود، زندگی خود را اداره کنند.
بنابراین با احیای ساختار این سازمان پنج کمیسیون جداگانه به نام بررسی، برنامه، مالی، تبلیغات و مجالس مذهبی تشکیل شد که هر کمیسیون وظیفة خاصی داشت. اعضای جمعیت ماهانه حق عضویتی به مبلغ یک لیرة لبنانی پرداخت میکردند. این در حالی است که در آن شرایط لبنان همة احزاب و سازمانها برای جذب افراد ماهانه مبلغی را نیز به اعضای خود میپرداختند. اما بودجة این جمعیت با پرداخت همین حق عضویتها در سال 1340 ش حدود چهل هزار لیره شد. شعار جمعیت حدیث امام معصوم (ع) است که فرمودند « شیعتنا یموتون ولایسئلون بالکف» یعنی پیروان ما میمیرند اما دست گدایی به سوی دیگران دراز نمیکنند.
این جمعیت در نخستین سال فعالیت توانست متکدیان را که چهرة نامناسبی به شهر صور داده بودند، ساماندهی کند. به این ترتیب که آنان را تقسیمبندی کردند. عدهای را که توانایی کار نداشتند اما اقوام ثروتمندی داشتند با خویشانشان صحبت کردند تا ماهیانه مبلغی را برای ادارة امور زندگی به او بدهند. عدهای دیگر را که توانایی کار داشتند با آموختن حرفهای به وی، شغلی آبرومند برایش ایجاد کردند. و در نهایت جلوی گدایی عدهای را که بر حسب عادت گدایی میکردند و نیازی به این کار نداشتند، گرفتند. جمعیت در مدتی کوتاه توانست اعتماد همة لبنانیها را جلب کند.
امام موسی صدر در این باره میگوید:
«در همین چند روز پیش، یک نفر از شخصیتهای مسیحی به نام « رفله منسی » نزد من آمد و دو ششم از کارخانه یخ سازی خود را وقف جمعیت کرد. همچنین دو نفر طبیب مسیحی هماکنون به طور مجانی مریضهای جمعیت را معالجه میکنند.»
3. رسیدگی به وضعیت زنان یکی از دغدغههای امام موسی صدر وضع زنان در جامعة لبنانی بود. وضع زنان در لبنان بسیار آشفته و نابسامان بود. برخی از آنان به علت فقر شدید ناچار به تن دادن به کارهای بسیار پست میشدند. امام صدر در این باره میگوید: در لبنان مسئلة حجاب و بیحجابی زن مطرح نیست، داستان برهنگی زن یا به تعبیر عربها « خلاعت » مورد مطالعه قرار میگیرد. علت این افراط، گذشته از نزدیکی لبنان به اروپا، روش مقامات مسئول و متنفذان و سرمایهداران بزرگ است. این دسته با زن تجارت میکنند. تجارت با زن تنها به معنای معروف این کلمه نیست بلکه مجله و روزنامه یا فروشگاهی که با عکسهای نیمه عریان زن و فروشندگان زیبا سطح فروش خود را بالا میبرد، نیز با زن تجارت میکند. در لبنان برای جلب سیاح سعی میشود لباسهای زنها در خیابان، در مجالس، هتلها، کنارههای دریا، فروشگاهها، تفریحگاههاو حتی در ادارات دولتی طراحی شود که غریزة بینندگان را به بهترین وجهی ارضا کند.!!».
امام موسی صدر میکوشد برای از بین بردن زمینههای فساد، سطح فکری و تربیتی خانمها را از لحاظ دینی و اخلاقی ارتقا دهد و با مشارکت دادن آنان در کارها و آمدنشان به صحنههای اجتماعی از طریق تأسیس مراکزی مخصوص ایشان مثل تأسیس خانة دختران و آموزشگاه پرستاری به ارتقای شخصیت بانوان کمک کردند.
4. خانة دختران
در این مکان دختران بیسرپرست و فقیر خیاطی، گلدوزی و هنرهای دستی دیگر را فرا میگرفتند. بسیاری از این بانوان پس از اتمام دورة امور زندگی و نزدیکان خود را به بهترین شکل اداره میکردند.
5. آموزشگاه پرستاری
دخترانی که دیپلم داشتند در این مرکز آموزش پرستاری میدیدند و پس از اتمام دورة آنها جذب مراکز پزشکی و درمانی میشدند.
6. درمانگاه و مراکز پزشکی
این مرکز به نام « مدینه الطب » شهرت یافت، و تا به حال اقدامات وسیع و مهمی را در خصوص امور بهداشتی و درمانی به انجام رسانده است و در بسیاری از روستاهای جنوب لبنان که سالها مردمش از همه چیز محروم بودند، درمانگاه و مراکز بهداشتی دایر کرده است. پس از راهاندازی این مرکز درمانی بزرگ، آموزشگاه پرستاری نیز زیر نظر این مرکز اداره شد.
7. کارگاه قالیبافی
امام موسی صدر صدر برای تأسیس این مرکز به ایران سفر کرد و در شهر کاشان با قالیبافهای ماهر و سابقهدار به تبادل نظر نشست و یکی از اساتید این صنعت را با خود به لبنان میبرد و وی را برای آموزش زنان مدت چند سال در لبنان اقامت داد.
با تشکیل کلاسهای آموزش قالیبافی، بانوان بسیاری این صنعت را به خوبی یادگرفتند، چنان که بعد از اندکی این مراکز آموزشی، یکی از مراکز سرنوشت ساز برای قشر بانوان و دیگر محرومان به حساب آمد و به علت همین اهمیت، زیر نظر شهید بزرگوار دکتر مصطفی چمران اداره میشد. بیش از 300 دختر از منطقة جبل عامل در این مرکز آموزشی، مشغول یادگیری قالیبافی بودند. بعد از اتمام دورة لازم در آن مرکز، وسایل قالیبافی در اختیار آنها گذاشته میشد و آنان در منزل خود به کار ادامه میدادند و در برابر، دستمزد دریافت میکردند. موسسه این قالیها را در فروشگاههای مخصوص میفروخت و با سود آن کارهای دیگری را در راه بهبودی اوضاع محرومان و بیسرپرستان انجام میداد.
