Page 4
۴. ابهام در محل اقامت ناپدید شدگان در شب ۳۱ آگوست ۱۹۷۸:
مشخص گردیده است که سه نفر، با معرفی خود به عنوان امام و همراهانش، با پرواز شماره ۸۸۱ از طرابلس به رم آمدهاند. این پرواز در ساعت ۲۳: ۱۲ شب ۳۱ آگوست ۱۹۷۸ وارد رم شده است و از آن زمان تا ساعت پایانی صبح روز اول سپتامبر ۱۹۷۸ (زمان مراجعه به هتل «هالیدی این»)، هیچ اثری از امام و شیخ یعقوبِ فرضی به دست نیامده است، در حالی که آخرین آثار برجا مانده از بدرالدین فرضی نیز زمانی است که در ساعت ۲۳: ۳۵ همان شب (۳۱ آگوست)، برای دریافت روادید به گروهبان زوتو مراجعه کرده است.
با توجه به مطالب پیش گفته، دادستان کل تنها دو احتمال را قابل طرح میداند:
– نخست آنکه افرادی که با پرواز شماره ۸۸۱ به رم آمده و از هواپیما پیاده شدهاند، واقعا امام و همراهان او باشند.
– دوم آنکه افراد پیاده شده از هواپیما، دروغین و جعلی باشند.
اگر احتمال اول صحیح باشد، هیچ علت و سببی نمیتوان یافت که چرا امام و یاران ایشان – آن هم به اختیار خود – آثار و نشانههای خود را چندین ساعت محو کرده و پنهان شدهاند. بر مبنای مدارک موجود، هیچ دلیل معقول و منطقی وجود ندارد که سه فرد مذکور، در شب ۳۱ آگوست ناپدید شوند و فردای آن روز، صبح اول سپتامبر، تنها دو تن از آنان در هتل «هالیدی این» آشکار گردند.
لازم به ذکر است که همسر و خواهر امام تأکید دارند که امام مقامات لبنان را، پیشاپیش از مراحل هر سفر خود و کشورهای مقصد باخبر میکرده و این مقامات مقدمات لازم برای پذیرایی از امام را مهیا میکردند و با توجه به این نکته، اصولا نمیتوان تصور کرد که نامشخص بودن محل اقامت امام از شب ۳۱ آگوست تا صبح اول سپتامبر، به اختیار و ارادة خود آنان بوده است.
ممکن است کسی به این احتمال، اشکال وارد کند و فرضیة ربوده شدن آنان، بلافاصله پس از رسیدن به شهر رم (و یا به هر تقدیر، در شامگاه ۳۱ آگوست) را مطرح نماید و علت یافت نشدن آثار و نشانهای از آنان در شب رسیدن به رم را چنین توجیه نماید.
اما این اشکال و این فرضیه، اساسا فاقد مبنای منطقی است، چرا که:
اولا با «ادلة اثبات» مطرح شده در موارد پیش گفته تناقض دارد.
ثانیا، چنان که میدانیم، با فرض اینکه افراد مذکور (امام و همراهانش) به رم آمده باشند، حضورشان در شهر رم، کوتاه مدت، غیر قطعی و اتفاقی بوده است (زیرا چنان که گفتیم، احتمال توقف آنان در شهر رم، تنها در یک حالت امکان پذیر است و آن عبارت است از عدم امکان پرواز مستقیم از طرابلس به پاریس).
بنابراین، حضور احتمالی و اتفاقی [امام و یارانش در شهر رم]، به هیج وجه نمیتواند شرایط و مقدماتی را فراهم کند که افراد مجهول الهویهای که در رم حضور داشتهاند، بتوانند برای عملیات پیچیده و پرمخاطرهای همچون ربودن آنان، با آن سرعت برنامه ریزی، هماهنگی و اقدام کنند.
اجرای چنین عملیاتی تنها در صورتی قابل تصور است که بپذیریم افراد مجهول الهویة دیگری از طرابلس، با سرعت خارقالعاده، [رسیدن امام و یارانش را] به همکاران خود در رم اطلاع دهند، تا آنان عملیات را به اجرا درآورند.
ما نیز بدون پرداختن به جزئیات، تنها یادآور میشویم که برقراری ارتباط [میاان ربایندگان فرضی در طرابلس و رم]، بسیار دشوار بوده و چنان که از مستندات موجود برمی آید، برقراری ارتباط تلفنی از طرابلس به خارج از لیبی بسیار سخت بوده، چندان که افراد مذکور [امام و یارانش] نتوانسته بودند با خانوادههای خود تماس تلفنی برقرار کنند.
حقیقت آن است که دلایل اثبات شدة فوق، همگی نشان دهندة آن است که احتمال سفر امام و یارانش به ایتالیا، به کلی منتفی است.
همچنین، دلایل و مستندات فوق با اظهارات گردآوری شده توسط پلیس امنیتی لیبی، تناقض دارد، از آن جمله:
الف – مرغانی تومی، رانندة دفتر تشریفات وزارت امور خارجه لیبی به نیروهای امنیتی این کشور اظهار داشته است که غروب روز ۳۱ آگوست ۱۹۷۸، شخصا امام و یارانش را تا فرودگاه همراهی
کرده، در حالی که تنها امام لباس روحانی بر تن داشته و همراهانش لباس مدل غربی (کت و شلوار) پوشیده بودهاند.
اما فرد مذکور (مرغانی تومی)، بعداً در حضور صادرکنندگان این بیانیه (دادستانی کل ایتالیا) تصریح کرده که یکی از همراهان امام نیز لباس روحانی بر تن داشته است.
ب – احمد الحطّاب، مسئول تشریفات رسمی فرودگاه طرابلس، اظهار داشته که امام و همراهانش را در ساعت ۱۹: ۲۰ [روز ۳۱ آگوست ۱۹۷۸] در فرودگاه دیده، گذرنامههای آنان را دریافت کرده و نزد «الهادی الصداوی» رفته تا وی برای سه فرد مذکور، چادر درجه یک (First Class) تهیه کند. حطّاب همچنین اظهار داشته که گذرنامههای نامبردگان را پس از سوار شدن به هواپیما به آنان بازگردانده و مقدمات سفر آنان با آن پرواز را «با نهایت سرعت» انجام داده، زیرا هواپیما «در آستانة پرواز بوده و چند دقیقه پس از ساعت ۲۰، پرواز کرده است».
این در حالی است که حطاب، در حضور دادستان کل ایتالیا تصریح کرده که جلد گذرنامة امام قرمز رنگ بوده است.
ج – الهادی ابراهی الصداوی، اظهار داشته که «به یاد دارد» که امام و یارانش را در فرودگاه طرابلس دیده و برای تهیة جا در قسمت درجه یک (First Class) هواپیما برای آنان تلاش کرده است و تصریح کرده که «دو تن» از آنان لباس روحانی بر تن داشتهاند.
د – عبدالرحمن محمد غویلا (افسر گمرک فرودگاه طرابلس) اظهار داشته که به یاد میآورد گذرنامههای سه فرد لبنانی مذکور را از «احمد الحطاب» دریافت کرده و بر آنها مهر [خروج] زده است.
هـ – احمد مسعود صلاح، افسر پلیس فرودگاه طرابلس اظهار داشته که در حدود ساعت ۲۰ روز ۳۱ آگوست، مقابل راهرو ورودی به هواپیمای عازم رم – که محل عبور مسافران دارندة کارت خروج است – ایستاده بوده و به یاد دارد که «مسافران مذکور، درست اندکی پیش ازپروازهواپیما به آنجا رسیدهاند».
او همچنین به یاد دارد که دو تن از آنان، لباس غربی (کت و شلوار) پوشیده بودهاند و نفر سوم که بلند قامت و دارای محاسن بوده، لباس روحانی برتن داشته است.
و – ستوان ابراهیم خلیفه عمر، از نیروهای پلیس شاغل در فرودگاه، اظهار داشته که سه شخصیت لبنانی مذکور را دیده است که با عبور ازسالن تشریفات رسمی [VIP] فرودگاه، به طرف هواپیمای پرواز ۸۸۱ میرفتهاند و یکی از آنان لباس روحانی بر تن داشته است.
ز – محمد خلیفه صهبون (از مسافران هواپیما) به پلیس گفته که در تاریخ ۳۱/۸/۱۹۷۸ با پرواز شماره ۸۸۱ و در قسمت درجه یک (First Class) هواپیما، از طرابلس به رم سفر کرده است و در میان همسفران پرواز مذکور، مرد بلند قامتی را مشاهده کرده که لباس روحانی برتن داشته و در رم، در حالی که کیف کوچکی در دست داشته، پیاده شده است.
او اظهار داشته که پس از رسیدن به رم، بلافاصله در همان شب به سوی شهر «باسکارا» ادامة مسیر داده است.
ح – مسافر دیگری به نام عیسی مسعود عبدالله المنصوری، اظهار داشته به پلیس لیبی است که در بخش درجه دو (توریستی) همان هواپیما در همان شب به رم سفر کرده و نخستین بار، در هواپیما و سپس در فرودگاه «ویامچینو» سه نفر را دیده است که یکی از آنان بلند قامت و دارای محاسن بوده و لباس روحانی برتن داشته است.
شاهد مذکور در نزد دادستانی کل ایتالیا تصریح کرده که مدت دو هفته در ایتالیا بوده است: یک هفته در رم، پنج روز در بولونیا و بقیه روزها را نیز در رم اقامت داشته است. او مدعی شده است که در شهر بولونیا، در هتلی نزدیک میدان اصلی شهر؛ و در رم در پانسیون «فابرلو» واقع در خیابان «سیسرون» – میدان «کاوور» مقیم بوده است. او همچنین در حضور دادستان کل اظهار داشته که دو تن از سه فرد مذکور لباس روحانی برتن داشتهاند.
ط – محمد محمود ولد دادا (سفیر موریتانی در طرابلس) تصریح کرده است: «در روز ۳۱ آگوست ۱۹۷۸، در حالی که نزدیک در اصلی [سالن] فرودگاه ایستاده بودم، روحانی پرهیبت و محترمی را مشاهده کردم و توجهم به او جلب شد. یک شهروند تبعة موریتانی نزدیک ایشان ایستاده بود که او را میشناختم. با وجودی که تا آن زمان هیچگاه آن فرد روحانی را ندیده بودم، دانستم که او امام موسی صدر است، زیرا اولا آن فرد تبعة موریتانی [ایشان را معرفی کرد] و ثانیا، امام به اندازة کافی مشهور و شناخته شده هستند».
شاهد مذکور مدعی است که عصر روز ۳۱ آگوست ۱۹۷۸، در فرودگاه حضور داشته و هیأت اعزامی از موریتانی را که برای شرکت در جشنهای انقلاب لیبی در اول سپتامبر به طرابلس آمده، همراهی کرده است.
ی – محمدعلی الرحیبی، افسر اطلاعات لیبی، پس از بیان اینکه در زمان ناپدید شدن امام، در لیبی حضور نداشته و از ۲۰ اوت تا ۴ سپتامبر ۱۹۷۸ (۲۹ مرداد الی ۱۳ شهریور ۱۳۵۷) در عربستان سعودی به سر میبرده، تصریح کرده است که در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۸، (۲۷ شهریور ۱۳۵۷) برای تحقیق پیرامون سرنوشت امام به ایتالیا آمده و از جمله مواردی که بدان دست یافته آن است که گذرنامة امام به ویژه تصویر امام، سالم و بدون اشکال بوده و بدون خدشه در محل الصاق عکس قرار داشته است.
لازم به ذکر است که نظر حکم این مرکز (دادستانی کل)، بر دلایل یقینی و انکارناپذیر و کاملاً منطبق با یکدیگر – چه از لحاظ منطقی و چه از نظر رویدادهای ملموس و عینی استوار است.
بنابراین، منابع و مبنای دلایل مورد استناد در تحقیقات دولت لیبی در موارد متعدد، شک برانگیز و تردیدآور است؛ از جمله:
۱- در برابر این واقعیت که محققان ایتالیایی، بیدرنگ و با سرعت برای دست یابی به مدارک و دلایل موجود اقدام کردهاند، ملاحظه میشود که تحقیقات نیروهای امنیتی لیبی با تأخیر بسیار (در تاریخ ۳ نوامبر ۱۹۷۸) (مطابق با ۱۲ آبان ۱۳۵۷) آغاز شده است.
۲- با توجه به تأخیر در آغاز تحقیقات (که در بالا بدان اشاره شد) برخی از اظهارات و گفتههای بسیار دقیق شاهدان لیبیایی در رابطه با وقایع شامگاه ۳۱ آگوست ۱۹۷۸، شک برانگیز است.
۳- از سوی دیگر، علی رغم بیان بسیار دقیقِ برخی از جزئیات، شاهدان در گفتهها و اظهارات خود، به تناقض گویی دچار شدهاند و برخی از بیانات آنان، از دقت لازم برخوردار نیست، به گونهای که:
الف – یکی از شاهدان به نام مرغانی تومی، یک بار تصریح کرده که تنها امام لباس روحانی برتن داشته است، اما خود او در جای دیگر اظهار داشته که شیخ یعقوب نیز لباس روحانی پوشیده بوده. اظهارات اولیة او به هیچ وجه با گفتههای همسر شیخ یعقوب – مبنی بر اینکه شوهرش هیچگاه لباس شخصی (غیر روحانی) نداشته و از آن استفاده نمیکرده – مطابقت ندارد.
ب – شاهد دیگر به نام احمد الحطاب مدعی شده که هماهنگیهای مربوط به سفر [امام و یارانش] را با «سرعت بسیار» به انجام رسانده، زیرا هواپیما «در آستانة پرواز بوده است». این در حالی است که هواپیما با یک ساعت تاخیر، در ساعت ۲۱ فرودگاه را ترک کرده است و بر این اساس، سرعت و عجلة مورد بحث دلیلی نمیتواند داشته باشد. همچنین معلوم نیست که چرا امام که میخواسته با پرواز مذکور مسافرت کند، هتل «الشاطی» (محل اقامت خود) را با تاخیر ترک کرده است، مگر اینکه بگوییم امام از تاخیر در پرواز اطلاع داشته (و این مسالهای نیست که کسی پیشاپیش از آن باخبر باشد!!)..
از طرفی، رانندهای که مدعی است امام را به فرودگاه برده، دربارة «عجله» و «سرعت» سخنی نگفته است.
تناقضات فوق، در گفتههای شاهد دیگر احمد مسعود صلاح نیز مشاهده میشود.
همچنین «حطاب»، رنگ جلد گذرنامة امام را «قرمز» عنوان کرده که این گفته صحت ندارد.
ج – شاهد دیگر الهادی ابراهی الصداوی گفته است که دو تن از نامبردگان، لباس روحانی برتن داشتهاند، در حالی که دو شاهد دیگر احمد مسعود صلاح و ابراهیم خلیفه عمران، اظهار داشتهاند که تنها یک نفر از آنان لباس روحانی پوشیده بوده و دو نفر دیگر، لباس غربی (کت و شلوار) به تن داشتهاند.
د – شاهد دیگر عیسی مسعود عبدالله المنصوری به پلیس لیبی گفته است که تنها یک نفر لباس روحانی داشته است؛ اما خود او در حضور دادستان کل ایتالیا اظهار داشته که دو نفر لباس روحانی به تن داشتهاند.
شاهد مذکور مدعی است که در قسمت درجه دو هواپیمای پرواز ۸۸۱ مسافرت میکرده، اما با توجه به تحقیقات انجام شده از سوی این مرکز (دادستانی کل)، گفتههای وی صحت ندارد و او در زمان مورد بحث در ایتالیا اقامت نداشته و در شهرهای رم یا بولونیا و یا هیچ شهر دیگری ساکن نبوده است.
۴ – گفتهها وخاطرات شاهد دیگر محمد خلیفه صهبون، چندان جزئی و دقیق است که ایجاد شک وشبهه میکند. او مدعی است که به همراه امام با همان پرواز از طرابلس به رم سفر کرده، اما باید گفت که بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی این منبع (دادستانی کل)، نامبرده در مدت مذکور، در ایتالیا – و به خصوص در شهر «باسکارا» – اقامت نداشته است.
۵. گفتههای محمد علی الرحیبی نیز از چندین جهت شک برانگیز است، به خصوص آنجا که مدعی شده گذرنامة امام و عکس الصاق شده به آن، صحیح و سالم بوده است؛ زیرا با توجه به مدارک و اسناد پلیس ایتالیا و نیز بر اساس بررسیهای انجام شده از سوی دادستانی کل، عکس الصاق شده به گذرنامه، مخدوش بوده و اشکالاتی دارد که پیشتر بدان اشاره کردیم.
۶. و بالاخره، گفتههای سفیر سابق موریتانی در لیبی، محمد محود ولد دادا نیز کاملا شک برانگیز است، زیرا در بخشی از تصویر صفحهای از روزنامة «الشعب»، چاپ موریتانی مورخ ۳۱ اوت ۱۹۷۸، که توسط وکلای خانواده امام ارائه شده است، خبری با عنوان «سفر هیأت بلند پایه به لیبی» جلب توجه میکند. در این خبر آمده است که هیأت موریتانی صبح روز قبل (۳۰ اوت) برای شرکت در جشنهای انقلاب لیبی که در روز اول سپتامبر برگزار میگردد، خاک موریتانی را ترک کرده است.
با توجه به خبر یاد شده، میتوان دریافت که شاهد مذکور، عصر روز ۳۱ اوت در فرودگاه طرابلس حاضر نبوده است، بلکه حضور او در فرودگاه طرابلس در روز پیش از آن بوده، زیرا هیات اعزامی از موریتانی دقیقا در ۳۰ اوت به لیبی سفر کرده بود و بیتردید شخصی که او مشاهده کرده، امام موسی صدر نبوده است.
آخرین نکته در مورد شاهد اخیر آنکه او امام را نمیشناخته، از این رو پذیرفتن اینکه حضور امام، توجه وی را جلب کرده و چهرة ایشان در ذهن او مانده باشد، دشوار است (هرچند امام شخصیتی شناخته شده و دارای ظاهری مشخص بودهاند)؛ به ویژه آنکه شاهد مذکور، اظهارات خود را حدود یک سال و سه ماه پس از واقعه بیان کرده است.
بدین ترتیب، علاوه بر حوادث و وقایع مذکور، ثابت میگردد که هیچ یک از جرائمی که در حق اشخاص مورد بحث صورت گرفته، در خاک ایتالیا رخ نداده است. از این رو، بر مبنای اصل «سرزمینی بودن قوانین کیفری» و با توجه به اینکه قوة قضائیه ایتالیا، تنها در محدودة سرزمین و خاک این کشور از صلاحیت پیگیری جرایم برخوردار است (و اینکه داشتن صلاحیت، از شروط پیگرد دعاوی است)؛ راهی وجود ندارد جز اینکه پرونده ناپدید شدن امام موسی صدر و دو همراه او و هر جنایت دیگری که بر آنان واقع شده، مختومه اعلام گردد.
بنابراین، از قاضی تحقیق پرونده درخواست میگردد که:
الف- پروندة مربوط به ناپدید شدن امام موسی صدر و شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین را مختومه اعلام کند.
ب. به علت مجهول الهویه بودن متهمان به ارتکاب جرم، پیگرد در خصوص دیگر جرایم مذکور در پرونده را نیز متوقف کند.
۲۰ اکتبر ۱۹۸۱ م
(مطابق با ۲۸ مهر ۱۳۵۷)
دادستان کل ایتالیا
دکتر سالواتوره وکیونه
Dr. Salvatore Vechione
منبع: گزارش کمیته پیگیری سرنوشت امام موسی صدر، ص 128
روتیتر: تحقیقات قضایی ایتالیا
