Page 2
۲- اظهارات همسر و خواهر امام و همسر شیخ یعقوب و آقای نزار علی:
– دو نفر اول (همسر و خواهر امام) اظهار داشتهاند که امام، لباس شخصی نداشته است و هیچگاه در هیچ مناسبتی چنین لباسی نپوشیدهاند.
– بنابر این، شخصی که با لباس روحانی به هتل «هالیدی این» مراجعه کرده و با لباس شخصی (کت و شلوار) از آن خارج شده، متقلب و دروغین بوده است.
شاهد سوم (همسر شیخ محمد یعقوب) نیز مشابه این اظهارات (استفاده نکردن از لباس شخصی) را در مورد شیخ یعقوب بیان کرده است. بنابراین، شخصی که به اسم شیخ محمد یعقوب با لباس شخصی (کت و شلوار) به هتل مراجعه کرده، غیر حقیقی و ساختگی بوده است.
همچنین، همسر شیخ یعقوب، احتمال اینکه فرم پذیرش هتل به خط همسرش پر شده باشد را رد کرد و تأکید کرد امضایی که به خط عربی در پایین فرمِ پرشده به نام همسرش وجود دارد، با امضای همسرش متفاوت است، بنابراین، شخصی که فرمها را با خط خودش پر کرده، جعلی و دروغین است.
– شاهد چهارم (نزار علی) اظهار میدارد که در روز ۳۰ اوت، در شهر طرابلس (پایتخت لیبی) حاضر بوده و قصد داشته است روز پس از آن به پاریس سفر کند. او در طرابلس با امام ملاقات کرده و امام از وی خواسته است به خانواده اش که در پاریس به سر میبردند، خبر دهد که ایشان حداکثر تا تاریخ ۲ یا ۳ سپتامبر ۱۹۷۸ (۱۱ یا ۱۲ شهریور ۱۳۵۷) به پاریس خواهند رسید.
از این رو، امکان ندارد که امام برای مدت یک هفته اقامت (از اول تا هفتم سپتامبر) در هتل «هالیدی این» شهر رم، اتاق رزرو کند. از طرفی، اگر امام میخواست روز ۳۱ سپتامبر – یعنی همان روزی که نزار علی مسافرت کرده – به پاریس سفر کند، نیازی نبود که به وسیلۀ او پیامی برای خانواده اش ارسال کند.
۳. فرمهای پذیرش هتل:
بنا بر اظهارات کارکنان هتل (به نامهای نیکولاس لئوناردو، کولانجو پییترو و دورانته جوزپه) فرمها به وسیلۀ شخصی که گذرنامۀ شیخ محمد یعقوب را در دست داشته، پر شده است.
شکی نیست که پر کردن دو فرم مذکور و امضا کردن یکی از آنها، جعل بوده و به وسیلۀ شخصی غیر از شیخ محمد یعقوب انجام شده است، زیرا:
– از اظهارات همسر شیخ محمد یعقوب که پیشتر ذکر شد، چنین برمیآید.
– فرمها با خطِ بد و ناخوانایی پرشده که نمیتواند خط شخصی باشد که مطابق با آنچه در گذرنامهاش ذکر شده، دارای مدرک دکترای فلسفه است.
– غلطهای انشایی آشکاری در نوشتن نام امام و شیخ محمد یعقوب در فرمها به چشم میخورد.
– امضای منسوب به شیخ یعقوب بر روی یکی از فرمها، با امضای موجود در گذرنامۀ او متفاوت است.
۴. گذرنامهها
بنا بر اظهارات آقای هابر (Huber)، کارکنان هتل گذرنامهها را در حالی که در اتاقها بر روی میز نزدیک تخت و در معرض دید قرار داشته، یافتهاند.
با دقت در دو سند (گذرنامه) مذکور مشخص شد که گذرنامۀ سیاسی متعلق به امام، مخدوش شده و عکس گذرنامه دست کاری شده است و نه تنها بخشی از آن جدا شده، بلکه مهر برجستۀ روی آن نیز با مهر موجود در صفحۀ ۳ گذرنامه تطابق ندارد. از طرفی، عکس مذکور از مدرک دیگری جدا شده و آثار آن بر روی عکس بر جا مانده است، اما در صفحۀ ۳ گذرنامه، اثری از جدا کردن عکس به چشم نمیخورد.
بررسی دقیق گذرنامهها نشان میدهد که آن دو – یا حداقل گذرنامۀ امام –به وسیلۀ اشخاص دیگری که نام امام و شیخ محمد یعقوب را بر خود نهادهاند – مورد استفاده قرار گرفته است، یا اینکه دست کم در گذرنامۀ امام، جعل و تحریفی صورت گرفته تا بتوانند شخصی را به جای ایشان معرفی کنند.
به علاوه، گذرنامهها عمداً و آشکارا، به صورت گشوده و در معرض دید، بر روی میز نزدیک تخت در اتاق هتل رها شدهاند.
۵. چمدانهای ناپدیدشدگان
با توجه به بررسیهای انجام شده بر روی چمدانها و محتویات آنها مشخص شد که:
– مدارک و اوراق، با لباسها و وسایل شخصی امام به طور کاملاً بینظم، در هم آمیختهاند.
– وسایل و مدارک امام، شیخ یعقوب و بدرالدین، در چهار چمدان با هم مخلوط و آمیخته شدهاند. در میان آنها، وسایل دیگری متعلق به افراد ناشناس نیز به دست آمده است.
– در کیف کوچک و سیاه رنگ امام، وسایل شخصی عباس بدرالدین هم وجود دارد. از آن جمله میتوان به تصاویری به اندازۀ کارت شناسایی، چهار قطعه سنجاق یقۀ پیراهن، عینک و کاغذهایی با نام و آرم خبرگزاری که عباس بدرالدین در آن به کار اشتغال داشته، اشاره کرد. همچنین، وسایلی متعلق به افراد ناشناس نیز در آن یافت شده که عبارت اند از: یک کیف قهوهای رنگ که بر روی آن تصویر اسب و درشکهای مشاهده میشود و کاغذی که بر روی آن آدرس هتل «هتل هالیدی» – با خطی که بنا بر اظهارات همسر و خواهر امام و همسر شیخ یعقوب، به امام یا شیخ تعلق ندارد- نوشته شده است.
– کلیۀ وسایل بدرالدین که عبارت بود از یک کیف سامسونت به رنگ خاکستری تیره یافت شد.
– اما وسایل او نمیبایست در هتل «هالیدی این» پیدا میشد، زیرا بدرالدین – یا به عبارت دیگر، شخصی که خود را به جای او معرفی کرده-، هرگز به این هتل نیامده است، بلکه در فرودگاه «ویامچینو» به گروهبان زوتو (Zotto) اظهار داشته که در هتل «ساتلایت» اقامت خواهد کرد.
– از سوی دیگر، در همان کیف سامسونت خاکستری رنگ و متعلق به بدرالدین، اشیائی یافت شده که به امام تعلق داشته است (از جمله دو عبای تیره رنگ و پوشههایی حاوی مدارک و تصاویری از امام و اشخاص دیگر) و وسایلی (از جمله یک کارت شناسایی و یک عکس) نیز به دست آمده که متعلق به شیخ یعقوب بوده و اشیائی هم پیدا شده که به افراد ناشناس تعلق دارد (از جمله یک کراوات قهوهای رنگ).
– در دیگر چمدانها، از جمله در چمدانی به رنگ قهوهای روشن – که تنها چمدانِ متعلق به شیخ یعقوب بوده – لباس سفید رنگ و زیرپوش زرد رنگی به دست آمده است که متعلق به شیخ یعقوب نبوده و بنا به گفتۀ همسر و خواهر امام و همسر عباس بدرالدین، به امام و بدرالدین نیز تعلق ندارد. بنابراین، اشیاء مذکور متعلق به افراد ناشناس است.
– با توجه به اظهارات زهره بدرالدین، همسر آقای عباس بدرالدین، برخی از وسایل شخصی وی (از جمله کیف حاوی مدارک او) در هیچ کجا یافت نشده است.
– و بالاخره اینکه ساعت مچی امام در یکی از پاکت ها، در حالی یافت شد که شیشۀ آن شکسته و بند آن جدا شده و تاریخ شمار آن در عدد «۱» و عقربههای آن در ساعت «۱۴: ۱» متوقف شده است.
– با توجه به مطالب مذکور و با بررسی آنچه در پی میآید، به سادگی میتوان نتیجه گرفت:
الف – امام و شیخ یعقوب هرگز به هتل «هالیدی این» نرسیدهاند. عباس بدرالدین نیز به هتل مذکور نرفته، هر چند یکی از چمدانهای مکشوفه متعلق به اوست.
ب – افراد مجهول الهویه، عمداً دو دست لباس روحانی در هتل به جا گذاشتهاند تا وانمود کنند که صاحبان آنها در رم ناپدید شدهاند، زیرا منطقی و طبیعی به نظر نمیرسد که ربایندگان، به جای پنهان کردن آثار و وسایل ربوده شدگان (مانند چمدانها، مدارک و…)، آنها را در معرض دید قرار دهند.
از طرفی، نگهداری ساعت شکستۀ امام، به نفع ربایندگان نبوده است، زیرا اگر ساعت به خودی خود شکسته باشد، معلوم نیست که چرا ربایندگان به جای معدوم کردن ساعت، آن را حفظ کردهاند. جز آنکه بگوییم آنها ساعت را بدان سبب در چمدان قرار دادهاند که روز و ساعت ربایش را مشخص کنند!…
احتمال سوم آن است که ساعت، به طور اتفاقی و تصادفی شکسته باشد اما این فرض با ساعت و روزی که عقربههای ساعت بدان اشاره دارند، یعنی روز «اول» ماه، [اول سپتامبر؟!] تناسب ندارد.
ج – در نتیجه، با توجه به اتفاقاتی که در هتل «هالیدی این» واقع شده، [ثابت میشود که] افرادی مجهول الهویه، اقدام به استفاده از گذرنامۀ تغییریافته و جعل نام و نشان کردهاند که در این خصوص، (DECLARATORIE ACTE) حکم بیانی پیگرد دائم پرونده صادر خواهد شد.
ثانیا- به قطع و یقین ثابت شده است که ناپدید شدن امام و همراهانش، در زمان حضور فرضی آنان در رم – نه در شب ۳۱ آگوست و نه پس از آن تا ساعات پایانی صبح روز اول سپتامبر ۱۹۷۹، یعنی زمان وقوع حوادث هتل «هالیدی این» – اتفاق نیفتاده است.
دلایل اثبات این موضوع عبارت اند از:
۱- اظهارات کادر پرواز شمارۀ ۸۸۱ مورخ ۱۹۷۸/۸/۳۱ هواپیمایی آلیتالیا
با بررسی دقیق این اظهارات چنین نتیجه میگیریم که امام و همراهانش در پرواز رم به تاریخ ۱۹۷۸/۸/۳۱ حضور نداشتهاند. اظهارات کادر پرواز از دو جهت قابل استناد و قانع کننده به نظر میرسد؛
نخست آنکه در فاصلۀ کوتاهی از روز حادثه (مابین ۱۹ تا ۲۵ سپتامبر ۱۹۷۸) به ثبت رسیده است.
دوم آنکه مشخصات ظاهری امام، ویژه و منحصر به فرد بوده [و به سادگی از خاطر نمیرود].
حال میپردازیم به بیان اظهارات نامبردگان:
– استالفی اورلندو (Astolfi Orlando)، مهماندار پرواز۸۸۱، اظهار میدارد که او در قسمت First Class (درجۀ یک) هواپیما مشغول به انجام وظیفه بوده است (امام و یارانش در این بخش از هواپیما سفر میکنند و فرض بر این است که در این بخش حضور داشتهاند.)
شاهد مذکور احتمال اینکه شخصی با مشخصات امام در این قسمت (که تنها ۸ صندلی دارد) حضور داشته باشد را اکیداً نفی کرده است.
همچنین، استالفی میگوید که مسافری با قد و قامت امام، حتما در یافتن محل مناسبی برای نشستن با مشکل مواجه میشده، اما چنین اتفاقی رخ نداده است.
او پس از دیدن تصویر امام نیز با «تأکید» و قاطعانه تصریح کرد که امام در پرواز مذکور حضور نداشته است. اما در مورد شیخ یعقوب و بدرالدین نتوانست اظهار نظر کند.
– بیجی پیرو (Bigi Piero) مهماندار بخش توریستی (درجۀ دو) هواپیما، تصریح میکند که در میان مسافران، فردی را با مشخصات ظاهری و مشابه امام ندیده است. تصاویر امام و همراهانش به وی ارائه شد و او هیچ یک از آنان را که در میان مسافران پرواز مذکور بوده باشند، نشناخت.
– خانم کاچیانی لیچیا (Cociani Licia)، مهماندار هواپیما اظهار داشته است که هنگام سوار شدن مسافران به هواپیما، مقابل دری ایستاده بوده که همۀ مسافران از آن وارد هواپیما شدهاند و اگر کسی با قد و قامت و هیکل امام در میان مسافران میبود، هنگام ورود با مشکل مواجه میشد و او (مهماندار) ناگزیر بود از مقابل در کنار برود، اما چنین حالتی پیش نیامده و در هر صورت، شخصی با ویژگیهای امام در میان مسافران بخش First Class (درجۀ یک) هواپیما حضور نداشته است، زیرا اگر کسی با آن مشخصات آنجا میبود، باید یا در ردیف اول و یا در ردیف آخر مینشست.
خانم لیچیا با دیدن تصویر امام، امکان این را که مشخصات ظاهری و چهرۀ ایشان با یکی از مسافران هواپیما تطابق داشته باشد، به کلی نفی کرده، اما در مورد همراهانش چیزی نگفته است.
– آقای کونتیتو سرجیو (Contino Sergio) مهماندار بخش توریستی (درجۀ دو) هواپیما تصریح میکند در میان مسافران، شخصی شبیه امام حضور نداشته است و امکان اینکه تصاویر سه شخص مذکور (امام و همراهانش) با چهرۀ مسافران هواپیما منطبق بوده باشد، وجود ندارد. او همچنین تأکید دارد که اگر چنین کسانی در هواپیما بودند، حتما آنان را میدیده و با دیدن تصاویرشان، آنان را میشناخته است. او میافزاید: وقتی مسافری، قد و قامت و هیکل درشتی داشته باشد، صندلی مخصوصی برای او در نظر گرفته میشود.
– آقای بانیولو رابرت ریچارد (Bagnulo Robert Richard)، مهماندار بخش توریستی (درجۀ دو) هواپیما تصریح کرده که مسافری مانند امام «ندیده» و تأکید دارد که چنین کسی در هواپیما نبوده است. وی میگوید: «اگر کسی با آن قامت بلند و آن نوع لباس در هواپیما میبود، چهرهاش در ذهنم نقش میبست». او نیز با دیدن تصاویر افراد مذکور، امکان حضور آنان در میان مسافران را نفی کرده است.
