1. سید صالح شرفالدین
جد اعلای امام موسی صدر، سید صالح سید شرفالدین است که به سال 1122 هجری، در قریه «شحور» نزدیکی شهر صور، در جنوب لبنان دیده به جهان گشود و پس از پایان تحصیلات در همان روستا اقامت گزید و از عالمان جلیلالقدر دینی به شمار آمد. وی مزرعهای را در روستای «معرکه» از توابع صور خریداری کرد و برای امرار معاش، به کشاورزی اشتغال ورزید و درهمین مزرعه بود که فرزندش «سید صدرالدین» بدنیا آمد.
سید صالح سید شرفالدین زندگی آرامی داشت تا اینکه در جنگی که «احمد جزار» یکی از سرداران عثمانی برضد علمای شیعه «جبل عامل» به راه انداخته بود، وارد نبرد شد و دژخیمان «جزار» پسر بزرگ او را که «سید هبةالدین» نام داشت، در سن 21 سالگی درمقابل چشمان پدر در قریة «شحور» به قتل رساندند و خود سید صالح را دستگیر نمودند که ماهها در زندان آنها در «عکا» بسر برد، اما سرانجام با همکاری بعضی از نگهبانان شیعه موفق به فرار شد.
پژوهشگر معاصر«سید حسن صدر» این ماجرا را چنین شرح میدهد:
احمد جزار، سید صالح و گروه دیگری از علماء دین را در جائی زندانی ساخته بود که شب و روز در آن تشخیص داده نمیشد تا آنجا که نمیتوانستند اوقات نماز را بشناسند. سید صالح مشغول خواندن «دعای طائر رومی» میشود که در «المهج» روایت شده است، و از خداوند خواستار رهائی خود و یارانش میگردد و سرانجام به همراه شش تن از زندانیان دیگر موفق به فرار از زندان مخوف جزار در سال 1197 هـ میگردند” .
سید صالح به سوی عراق رهسپار میگردد و در نجف اشرف در جوار امام علی (ع) اقامت میگزیند و پس از مدتی برادرش سید محمد و همسر و دو پسرش سید صدرالدین و سید محمدعلی نیز به وی ملحق میشوند.
2. سیدصدرالدین صدر
جد بزرگوار امام موسی صدر، سید صدرالدین، فرزند سید صالح شرفالدین موسوی عاملی است که در سال 1193 هجری در قریة «قشیب» از توابع جبل عامل متولد شد و پس از معرکه «جزار» به حوزة علمیة نجف رفت و در اثر تلاش و کوشش، طولی نکشید که در زمرة علما و مجتهدان عالی¬مقام زمان خویش قرار گرفت. وی با دختر مجتهد بزرگ و مرجع عالی¬قدر مرحوم شیخ جعفر کاشفالعظاء ازدواج نمود و پس از چندی به ایران هجرت نمود و در شهر اصفهان ــ که در آن زمان دارالعلم و محل رجال دین و اهل فضل بود ــ اقامت گزید و در این شهر سالها مرجع طراز اول تدریس و قضا و فتوی بود و تعدادی از مشاهیر علماء مانند شیخ مرتضی انصاری، میرزا هاشم چهارسوقی و برادرش صاحب «الروضات» و سید محمد شفیع صاحب «الروضة البهیه» از محضر او استفاده علمی نمودند.
لازم به یادآوری است که خاندان صدر و شرفالدین، بنی اعمام یکدیگرند و از ریشهدارترین و اصیلترین خاندانهای شریف میباشند و تا دوران «سید صالح شرفالدین» تمامی اعضاء این خاندان بزرگ به «شرفالدین» شهرت داشتند، اما پس از اینکه سید صدرالدین بن صالح موسوی به مقام مرجعیت و ریاست شیعه نایل آمد، این شاخه از خاندان، به «صدر» مشهور شدند.
از مرحوم سید صدرالدین 5 فرزند که همگان از علما و رجال دین بودند، به یادگار ماند. کوچک¬ترین آنها از لحاظ سن «سید اسماعیل» بود. آیةالله سید صدرالدین در سال 1262 هـ درگذشت.
3. سید اسماعیل صدر
جد اول امام موسی صدر، سید اسماعیل صدر، فرزند سید صدرالدین است که از بزرگان علما و مراجع تقلید شیعه در زمان خود بود و در زهد و تقوی و مراتب علمی و کمالات معنوی، مشهور و مورد قبول همگان به¬شمار میرفت.
وی در سال 1258 هـ در اصفهان دیده به جهان گشود و در خردسالی از نعمت پدر محروم گردید و تحت تربیت برادر بزرگوارش سید محمدعلی، معروف به «آقا مجتهد» قرار گرفت و پرورش یافت و مقدمات و مقداری از دروس سطح را پیش وی خواند و بعد از فوت وی، در درس شیخ محمدتقی صاحب «هدایةالمسترشدین» حاضر شد تا اینکه در سال 1281 تمامی اموال موروثی خود را به برادران خود تحویل داد و خود به قصد ادامه تحصیل، راهی عتبات عالیات گردید. هنگامی¬که وارد نجف گردید شیخ انصاری فوت شده بود و او در مجالس فاتحه آن بزرگوار شرکت نمود. و سپس در درس زعمای حوزه چون شیخ راضی ابن شیخ محمد فقیه نجفی (1290هـ) و شیخ مهدی بن علی ابن شیخ اکبر کاشف¬الغطاء (متوفی بسال 1289 هـ) شرکت نمود و از آن پس ملازم میرزای شیرازی در سامرا گردید. وی از بزرگ¬ترین و برترین شاگردان میرزا و از مهاجرین نخستین به سامرا محسوب میشد. و بعد از وفات میرزا یک¬سال و چند ماهی نیز در سامرا ماند و سپس به حسب احساس تکلیف از سامرا مهاجرت کرد و در کربلا اقامت گزید و بنای تدریس گذاشت و از برکت وجود او حوزة علمیة کربلا رونق فراوان یافت
و بسیاری از فضلا ازجمله: میرزا محمدحسین نائینی، سید شرفالدین عاملی،
سید حسین فشارکی و بسیاری دیگر، از شاگردان وی بودند و او مرجع تقلید بسیاری از مردم کربلا و سایر بلاد به¬شمار میرفت و سرانجام در سال 1338 و یا 1339 هـ در کاظمین به درود حیات گفت و در یکی از مقبرههای رواق مطهر، مدفون گردید.
چهار فرزند باقی مانده از وی عبارت بودند از: سید صدرالدین، سید محمدجواد، سید حیدر و سید محمدمهدی که جملگی از فضلای معروف و صاحبان تحقیق و نظر و مراجع دینی بودند. علامة بزرگوار شیخ مرتضی آل یاسین، در رحلت آن بزرگوار ابیاتی سروده که بر روی سنگ قبر وی ثبت شده است:
لئن یک اخفی القبر شخصک فی¬الثری فهیهات ما اخفی فضائلک القبر
فطوبی لقبر انت فیه مغیب فقد غاب من اطباق تربته البدر
و لست بمستسق له القطر بعدما عدا بثراه الیوم ینتج القطر
تخیرت صدرالخلد مأوی فارّخوا من الخلد اسماعیل طاب له الصدر
ـ 1339 هـ ـ
