امام موسی صدر خورشیدی همچنان درخشان

Page 4

 

ــ پس از پاگرفتن مجلس شیعی، امام موسی به سازماندهی جدیدی پرداخت: وی پس از اعلام موجودیت تشکیلات سیاسی ـ مذهبی «حرکة‌المحرومین» در ترسیم خطوط کلی این حرکت چنین گفت:

«حرکة‌المحرومین» از ایمان به خدا و انسان و آزادی و کرامت انسانی نشأت گرفته و هرگونه ستم اجتماعی و نظام سیاسی طائفی را برطرف نموده و با استبداد و فئودالیسم و سلطه و تفرقه به جنگ برخاسته است. «حرکة‌المحرومین» حرکتی است مردمی که متمسک به سیادت و عظمت وطن و سلامت کشور می‌باشد و با استعمار و تجاوزات و مطامعی که متوجه لبنان است مبارزه می‌کند.

رهبر شیعیان در تاریخ 30/1/1975 میلادی ضمن خطابه‌ای پرشور که به مناسبت سالگرد عاشورای حسینی ایراد نمود، مردم لبنان را به تشکیل یک سازمان مقاومت نظامی در برابر تجاوزات رژیم اشغالگر قدس و توطئه‌های مزدورانة دولت غاصب اسرائیل، برای بیرون‌راندن مردم از سرزمین خویش فراخواند. 7 ماه بعد، یعنی در تاریخ 6/7/1975 میلادی در یک کنفرانس مطبوعاتی صریحاً تولد و ظهور یک سازمان مسلح را به نام افواج مقاومت لبنانی (امل) در حیات سیاسی کشور لبنان اعلان نمود و آن را این چنین شناساند: پایگاه جوان مردان و فداکاران و جانبازانی که می‌خواهند به فریاد مظلومانة وطن مجروح و خون‌آلود که هماره و به طور مستمر از هرطرف و به هر وسیله، مورد تعدی فساد اسرائیل قرار دارد، پاسخ مثبت و مناسب دهند.

امام موسی صدر در مقام پیشوایی شیعیان لبنان قریب بیست سال تبلوری از یک رهبری صحیح و انسانی و مردمی و موفق را به نمایش گذارد و در نیمة دوم قرن بیستم فصل جدیدی از حیات اجتماعی ـ سیاسی لبنان را گشود. رهبر باکفایتی که سازمان فلسطینی «الفتح» را قرین سازمان شیعی «امل» قرارداد و میان محرومان در وطن (شیعیان) و محرومان از وطن (فلسطینی‌ها) صیغة برادری خواند. او که با پیروی علی (ع) و حسین (ع) ــ نه از هیتلر و گاندی؟! ــ درحالی که داشت آرمان‌های برآورده نشده‌اش را دنبال می‌کرد و رسالت انسانی ـ اسلامی نیمه‌تمامش را تعقیب می‌نمود، در تابستان سال 1978م در یک سفر رسمی به کشور لیبی، به¬طرز مرموز و اسرارآمیزی ناپدید گشت و اینک نزدیک بیست سال از این پدیدة شوم و فاجعه‌آمیز می‌گذرد و تا به ¬حال به¬جز یک سلسله اخبار مرسل و یا غیرموثق و گه‌گاه شایعات بی‌سروته از سرنوشت او اطلاع صحیح و موثقی دردست نیست هرچند که بسیاری از رهبران و بزرگان جهان، به ویژه نایب‌رئیس و مقامات «مجلس اعلای شیعه» و اعضاء خانوادة وی مسئولیت ناپدیدشدن «امام موسی صدر» را به عهدة شخص «سرهنگ قذافی» رهبر لیبی گذارده و می‌گویند تنها اوست که باید پاسخگوی این رخداد سهمناک، به نسل امروز و فردا و وجدان¬های آگاه و بیدار انسانی و تاریخ بشریت باشد؟!!

به هرحال او فعلاً درمیان ما نیست اما هماره در قلب‌های توده‌های محروم لبنان و مسلمانان مظلوم و مبارز زادگاهش ایران زنده است و یاد و خاطره و رهبری و شخصیت ممتاز وی هیچ¬گاه فراموش نخواهد شد که : العلماء باقون مابقی الدهر ـ و به قرار آنچه را که پسرعمش استاد سید حسین شرف‌الدین در «مقدمه» کتاب «محراب و منبر» آورده است:

چنین مردی ازبین رفتنی نیست چراکه «کلام» حق جاویدان است پیرامون او چه بگوئیم که خود او «کلام و مقدمه» است. او خود خویش را با سخنی شیرین و در سرزمینی پاک شناساند. وی آرزوهای تاریخ را عینیت بخشید و با افکارش زمان را به لرزه درآورد. اندیشه‌های او به روشنی آفتاب بود. سخنانش از آتش هم فروزان‌تر بود. با دستانش نهال‌هائی را در زمین غرس کرد که چه نیکو به ثمر نشست. روزگارش را برای مستضعفان و با آنان می‌گذرانید پناه راند‌ه‌شدگان بود. همراه با پویندگان راه نور، راه ‌می‌پیمود و به آنان رسیدن به هدف را نوید می‌داد و سرود پیروزی را برایشان می‌خواند. با بازوان نیرومند و ایمان سرشار خود، چرخ مکتب اصیل اسلام را در این منطقه به حرکت درآورد و از نو تابلوئی زیبا و پرشکوه از تاریخ «خط علی» را ترسیم و مذهبش را با بیانی رسا دوباره بازگو نمود. یک¬باره معیارها و ارزش‌های اصیل را جایگزین افکار غلط و رفتار نادرست وغیراسلامی کرد و توده‌ها را به همراه کاروان آفتاب به راه انداخت. جبهه‌ای به¬وجود آورد که در راه رسیدن به قلة ایمان از همة سختی‌ها و مشکلات به¬راحتی عبور کرد، این است آنچه را که او به ما داده باز هم به ما می‌نگریست در شرایطی سخت و دشوار ما را ساخت و باز هم به ما می‌نگریست در تشکیل و تشکل ما را یاری داد ولی بازهم به ما می‌نگریست دربیان و تشریح اصول مکتب ما را ارشاد نمود، اما باز هم به ما می‌نگریست و هنوز هم به ما می‌نگرد. در ساختن زندگی چشمان نافذ و گویای او برای ما زندگی بود، زندگی را نمی‌توان با حرف و زور و زر بنا کرد بلکه با خون‌ جگر با اشک و ناله و با سعی و کوشش می‌بایست زندگی را ساخت او برای سرزمین سرسبز ما سرسبزتر بود. با هم و غم و غصه‌هائی می‌زیست و برای مداوای زخم‌های ما خود زخمی شد بر بلندی‌های ویرانه‌های خزان برای ما بهار را به ارمغان آورد. در سرزمین‌ ما و برای ما مبارزه را ادامه داد و در هرجای وطن مجروح ما فریاد برآورد، سخن گفت و کوشش نمود تا ما را به راه راست هدایت کند و به پیروزی برساند. ما با او شجاع‌تر شدیم. این سرزمین پراز ارزش‌های ناخالص و بادهای تند و ناله‌های دردناک بود، چونان اقیانوس عظیمی پراز امواج متلاطم و سهمناک و او همانند کشتی نجاتی در ساحل آزادی و انسانیت، حق و عدالت، لنگر انداخت. مسلمانان از وی الهام و آگاهی گرفتند و او برای آنان آفتاب بود …

آرزو و امیدمان این است که در مسیر و هدف او بمانیم زیرا او نوری بود که بر روی خارهای جنگل تابید و درختان تشنه جنگل بی‌آبی را سرسبز و خرم ساخت و در «امت» روحیة ایستادگی و مقاومت به وجود آورد، مقاومتی که الفبای آن در «محراب مسجد کوفه» نوشته شد و در «طف» با خون مطهری که به زمین ریخت (خونی که هنوز هم می‌جوشد و خروش و فریاد بر می‌آورد) طراحی و نقاشی گردید: اللهم انّا نرغب الیک فی دولةٍ کریمة تعّز بهاالاسلام و اهله … دیگر از او چه بگوئیم که پویندگان راه خاموشی از نور وی شرمنده‌اند، چه کسی می‌تواند «هوا و نور و عظمت» را احتکار کند؟ هرکه را چنین ادعا و توانی هست این گوی و این میدان. اما خورشید هیچ گاه زیر ابرها نمی‌ماند و خورشید ما نیز هنوز می‌درخشد …»

… آری امام موسی صدر، در عصر ما، هم کلمة حق بود و هم کلام نور، هم مقدمه بود و هم اصل متن … و خورشیدی همچنان درخشان، هرچند در میان ما نیست … و البته از همین جا بود که نمونه‌های تام و کامل حقد عرب جاهلی، و عناصر تمام عیار «اعرابی» که قرآن آنها را «أشدّ کفراً و نفاقا» می‌شناساند، رذیلانه او را از میان ما ربودند تا چند صباحی دیگر بر اریکة حکم مزدورانة خود!، تکیه بزنند، اما غافل از اینکه سرانجام حکم محتوم الهی، که دربارة همة ستمکاران تاریخ جاری شده است، در حق آنها نیز جاری و آنان به کیفری دردناک دچار خواهند شد: «انّ الذّین یکفرون بآیات الله و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یأمرون بالقسط من‌الناس فبشرهم بعذاب الیم». صدق‌الله العلی‌العظیم.

قم: حوزة علمیه

(لیله مبعث) 27 رجب 1416 هـ

سید هادی خسروشاهی

منبع: سید هادی خسروشاهی