امام موسی صدر خورشیدی همچنان درخشان

Page 3

 

انتشار نخستین مجله در حوزة علمیة قم

سید موسی صدر در اوایل زمستان سال 1337 شمسی، عراق را به قصد ایران ترک کرد و دوباره به حوزة علمیة قم بازگشت و تلاش و مبارزه جدید را آغاز نمود. او سال‌ها پیش با دوستان و هم فکران خود در حوزة علمیة قم در مورد اصلاحات و نشر یک مجلة حوزوی، مذاکراتی داشت و درحقیقت انتشار چنین مجله‌ای در حوزه جزء آرمان‌های او و سایر اندیشمندان حوزه بود. ولی چون زمینة این‌گونه فعالیت‌ها آن روز در حوزه فراهم نبود و جوّ غالب برخلاف این نوع اندیشه‌ها و حرکت‌ها بود و انتشار مجله‌ای از حوزه در چنین شرایطی غیرممکن به نظر می‌رسید مگر اینکه یک مرجع دینی شناخته‌شده این جو را می‌شکست و اقدام به این کار پرمسئولیت می‌نمود.

آیة‌الله سید موسی صدر وقتی که از نجف به قم مراجعت نمود، زمینة انتشار آن مجلة حوزوی را فراهم شده یافت، این بود که بی‌درنگ با همکاری جمعی از فضلای به¬نام حوزه و با عده‌ای از تجار متدین تهران مقدمات انتشار مجله را فراهم نمودند و با توکل به خداوند متعال و پشتیبانی یکی از مراجع وقت، در آذرماه 1337 شمسی نخستین شمارة مجلة حوزه به نام «درس‌هائی از مکتب اسلام» انتشار یافت و نور امید را در دل¬های دین‌باوران فروزان کرد و چند شماره از آن منتشر شده بود که مورد توجه زعیم عالی قدر شیعه آیةالله بروجردی نیز قرار گرفت و در فضای غبار گرفته حوزه آن روز، بارقة نوری شد که زمینه را برای اصلاحات بعدی فراهم ساخت … ولی پس از انتشار مجله، تعدادی نامة اعتراض‌آمیز برای آیة‌الله بروجردی ارسال شد که در آنها از ایشان درخواست شده بود تا از انتشار مجلة مکتب اسلام جلوگیری به عمل آورند! ولی ایشان با ژرف‌نگری خاصی که داشت در مقابل همة آنان ایستاد و تا آخر عمر از آن پشتیبانی کرد.

سید موسی صدر به خاطر ویژگی‌هائی که داشت، عهده‌دار مدیریت مجله بود و همة مقالات را پس از بررسی هیئت تحریریه، مورد مطالعه دقیق قرار می‌داد و از نقطه‌نظر عبارات و محتوا آنها را ارزیابی می‌کرد تا مطالب مندرج در مجله با کیفیتی عالی و مناسب با شأن حوزه باشد. عنوان بحث خود امام موسی صدر در مجلة حوزه، «اقتصاد در مکتب اسلام» بود که در این سلسله مقالات با قلمی روان و شیوا با نظری بلند، و دیدی آگاهانه، مباحثی از مسائل اقتصادی را مورد ارزیابی و دقت قرار می‌داد و در آخر، سیستم اقتصادی اسلام را با سایر مکتب‌های اقتصادی جهان مقایسه نموده و نتیجه می‌گرفت که نظام اقتصادی اسلام براساس حقیقت‌های موجود در جامعه و حقوق ثابت عوامل تولید استوار است و این وجه امتیاز و نقطه قوت نظام اقتصادی اسلام بر سایر مکتب‌های اقتصادی جهان است.

این مقالات از شمارة سوم تا دوازدهم هم سال اول مجله ــ بهمن 1337 تا آذر 1338 ــ طی ده شماره ادامه داشت و به خاطر اهمیت آن ــ با اینکه به علت مسافرت ایشان، ناتمام مانده بود ــ با توضیحاتی از برادر دانشمند، علی حجتی کرمانی به صورت کتابی مستقل و به عنوان یکی از آثار ایشان، منتشر گردید.

البته همکاری ایشان با مجلة مکتب اسلام بیش از یک سال ادامه نیافت و بنا به عللی که در خاطرات مندرج در این کتاب آمده است، از عضویت مجله استعفا داد.

تأسیس دبیرستان ملی صدر

از آنجائی که آن زمان محیط مدارس دولتی، به¬خصوص در سطح دبیرستان، فاسد شده بود و در واقع در تربیت درست فرزندان پاک و بی‌گناه مسلمانان کوششی نداشتند و به جنبه‌های منفی می‌پرداختند و این موضوع باعث نگرانی خانواده‌های متدین شده بود، از این رو برخی از اندیشمندان به این فکر افتاده بودند که در مقابل این تهاجم فرهنگی غرب و بمباران افکار با اندیشه‌های فاسد و منحط بیگانگان اقدامات مثبتی انجام دهند. در اغلب شهرهای مذهبی ــ ازجمله قم ــ مردم متدین، و علما برای ‌اینکه فرزندان آنها آلوده نشوند مثل همیشه! دست به مبارزة منفی زده بودند و فرزندان خود را به مدارس دولتی نمی‌گذاشتند و اگر هم با تحصیل آنها در این¬گونه مدارس موافقت می‌کردند، تا پایان دوره دبستان بود واز آن به بعد، اگر می‌خواستند ادامة تحصیل بدهند، به تحصیل علوم حوزوی تشویقشان می‌کردند و گاهی اخذ مدرک دیپلم را هم «مجاز» و «مشروع» نمی‌دانستند!

در این شرایط بود که سید موسی صدر با همکاری یکی از فرهنگیان متدین و خدمتگزار فرهنگ در قم، به نام آقای «احمد اوحدی» امتیاز تأسیس یک دبیرستان ملی را از وزارت فرهنگ گرفت و بلادرنگ در نزدیکی حرم مطهر حضرت معصومه (ع) محلی را اجاره کرده و دبیرستان ملی با مدیریت سید موسی صدر شروع به فعالیت نمود. و هم‌اکنون این دبیرستان به ساختمانی که در چهارراه شهدا (اول صفائیه) قرار دارد، منتقل شده است و چون ساختمان آن با سرمایة یکی از تجار قمی ساخته شده، به¬نام ایشان مشهور شده است. هرچند امتیاز آن به نام «دبیرستان صدر» صادر گردیده است . بدین ترتیب «دبیرستان صدر» با مدیریت سید موسی صدر و با همکاری احمد اوحدی، شروع به فعالیت می‌کند و فرزندان اهالی متدین قم به¬دور از چشم نامحرمان، تربیت می‌شوند.

پس از آنکه دبیرستان صدر راه‌اندازی شد. سید موسی صدر به خاطر مسافرتی که به عتبات عالیات داشت و از آنجا هم عازم لبنان بود، با ارسال نامه‌ای به ادارة فرهنگ شهرستان قم، از سمت مدیریت دبیرستان صدر نیز استعفا داد و یک فرد متعهد دیگری به نام «محمد رزاقی» را به جای خود معرفی کرد و همچنان این فعالیت فرهنگی به کمک دوستان فرهنگی وی، بعد از او ادامه پیدا کرد و منشأ خدمات ارزنده‌ای گردید.

البته به¬جز ایشان، شهید دکتر بهشتی نیز در بخش دیگری از شهر قم ــ باجک ــ «دبیرستان دین ودانش» را تأسیس کرده بود که به آموزش جوانان، طبق برنامه‌های درسی مدارس دیگر، به اضافة آموزش‌های مذهبی و تدریس عقاید، می‌پرداخت … و این خود داستان دیگری دارد. و به موقع ــ در ویژه‌نامة شهید بهشتی ــ به آن خواهیم پرداخت.

هجرت

… سرانجام امام موسی صدر به لبنان هجرت نمود … بررسی دوران هجرت، آثار و نتایج کوشش‌های امام موسی صدر را در این دوران، به کتاب دیگری موکول می‌کنیم ولی بی‌مناسبت نخواهد بود که از قول استاد سید حسین شرف‌الدین، اشاره‌ای به این مرحله داشته باشیم …

شرف‌الدین، در مقدمة مجموعه آثار امام موسی صدر که توسط برادر گرامی، حجة‌الاسلام علی حجتی کرمانی ترجمه و منتشر خواهد شد، چنین می‌گوید:

امام موسی صدر پس از درگذشت زعیم و مصلح عظیم‌الشأن آیةالله سید عبدالحسین شرف‌الدین در اواخر سال 1959 میلادی به لبنان سرزمین آباء و اجدادی خویش قدم نهاد و در شهر شیعه‌نشین «صور» اقامت گزید و به¬عنوان جانشین مرحوم شرف‌الدین، رهبری شیعیان محروم لبنان را به عهده گرفت و ارشادات اسلامی و خدمات اجتماعی خویش را در سطحی گسترده و جامع‌ الاطراف آغاز نمود و با رنجی که از مشاهدة فقر و گرسنگی توده‌های مردم می‌برد، نخست در روستاهای «جبل‌عامل ـ بعلبک و هرمل» نهضت همه جانبه‌ای را برای نجات مردم از فقر و جهل و حرمان بیاغازید و سپس این نهضت میمون و مردمی را به سایر مناطق لبنان گسترش داد و با تبلیغ و رواج وسیع این اصل اصیل انسانی ـ اسلامی که : «ادیان از جهت انگیزه و هدف دارای حقیقتی یگانه و وجدانی واحد هستند» همة طوایف گونه‌گون مذهبی را به سوی وحدتی الهی در برابر کفر و الحاد و آفات و مفاسد اخلاقی و اجتماعی فراخواند و در مدتی کوتاه موفق گردید در شهر «صور» اخوت انسانی را میان تمامی هم وطنان از جمیع طوایف دینی برقرار سازد. در ده¬ها حرکت اجتماعی با مردم ستمدیده مشارکت کرد و در بسیاری از حرکت‌ها، تشکیلات فرهنگی و تأسیسات خیریه به آنها یاری رساند به جمعیت «بر و احسان» که در زمان مرحوم آیة‌الله شرف‌الدین تأسیس شده بود، حیاتی نو بخشید و به تأسیس تشکیلاتی دیگر به منظور سرپرستی و آموزش ایتام و رسیدگی به محرومان و جمع‌آوری تبرعات و مساعدت ها دست یازید و سپس به تأسیس یک مدرسه فنی به نام «مدرسة صنعتی جبل عامل» و مدرسة فنی دیگری ویژة دوشیزگان «بیت‌الفتاه» پرداخت و بعدها مرکز بررسی‌های اسلامی (معهد الدراسات الاسلامیه) را در شهر صورت بینان گذارد.

امام موسی صدر پس از سال‌ها کوشش و فعالیت و مسافرت‌های متعدد به کشورهای اسلامی و آفریقایی و اروپایی تماس با رجال و بزرگان و اندیشمندان و مصلحان سراسر جهان، شرکت در کنگره‌های جهانی، تحقیق و مطالعه پیرامون مظاهر حیات اروپایی و زندگی غربی و ایجاد ارتباط با نهضت‌های انسانی و اجتماعی و فرهنگی تجربیات باارزشی را کسب نمود و با وقوف کامل بر اوضاع و احوال «طائفه اسلامی شیعه» امکانات بالفعل و بالقوه آنان، به ضرورت تأسیس یک تشکیلات مادر که همه شئون شیعیان را زیرنظر داشته باشد پی برد و از این پس تمامی نیروی خود را در این مسیر به کارگرفت.

وی در تاریخ 15/8/1966 میلادی در یک مصاحبة مطبوعاتی عظیم در بیروت شرکت جست و آلام و دردها و رنج‌های شیعیان را طی سال‌های متمادی برشمرد و مظاهر و پدیده‌های رنج‌آلود و رقت‌بار جریان این طایفه را براساس آمار و ارقام و در شکلی علمی و محققانه و گویا، در معرض افکار عموم قرار داد و موجبات نیاز به یک مجلس را برای شیعیان (چون سایر طوایف مذهبی) توضیح داد. بالاخره اقدامات و کوشش‌های پیگیر و مداوم و خستگی‌ناپذیر او به نتیجه رسید و در تاریخ 16/5/1967 میلادی شیعیان لبنان امکان یافتند تا مجلسی را تحت عنوان: «المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی» پایه‌گذاری کنند.

امام موسی صدر در تاریخ 23/5/1969 به عنوان نخستین رئیس مجلس اعلای شیعه برگزیده شد و در نخستین اطلاعیه‌ای که در تاریخ 10/6/1969 صادر کرد، برنامه عملی خویش را برای تحقق اهداف مجلس اعلای شیعه، با خطوط اساسی و مترقی زیر اعلام نمود:

1. تنظیم شئون طایفه‌ی شیعه و بهسازی هرچه بیشتر زندگی اقتصادی و اجتماعی شیعیان.

2. وصول به یک موقف کامل اسلامی، چه از نظر فکری و علمی و چه از نظر مبارزاتی و جهاد.

3. مبارزه با عوامل تفرقه‌افکن و وصول به یک وحدت کامل اسلامی.

4. همکاری با همة طوایف مذهبی لبنان و کوشش برای حفظ وحدت کشور.

5. توجه به مسئولیت‌های ملی و میهنی و صیانت از استقلال و آزادی و حفظ ثغور و مرزهای کشور.

6. مبارزه پیگیر با جهل و فقر و ستم، عقب‌ماندگی‌های اجتماعی و مفاسد اخلاقی.

7. پشتیبانی همه‌جانبه از نهضت مقاومت فلسطین و مشارکت با دولت های مترقی و برادران عرب در راه مبارزه با اسرائیل و آزادسازی سرزمین‌های غصب‌شده توسط رژیم اشغالگر قدس.