مبارزه در زیارت عاشورا لعن و برائت است، نه قیام

سومین و آخرین جلسه نشست تفسیر تاریخ مند زیارت عاشورا در مؤسسه امام موسی صدر برگزار شد. در این نشست، حجت الالسام سید فرید حاج سید جوادی، سخنران برنامه، به جمع بندی و تکمیل مباحث دو جلسه قبل پرداخت و در مورد مضامین اصلی زیارت عاشورا صحبت کرد.

وی در ابتدا گفت: دلالت‌های زیارت عاشورا دو بخش است؛ یک بخش دلالت هایی که از محتوای مستقیم متن استفاده می شود مانند لعن و سلام و تولی و تبری، و یک بخشپیامی است که از مفهوم مخالف آن شناخته می شود. یعنی مفاهیمی که در متن نیست و در دوران صدور این متن در جامعه رواج داشته است و در همان مقطع، در متن های موازی دیگر دیده می شوند. همین نبودن هم خود معنا دارد. ما در زیارت عاشورا با این وضع مواجهیم که تولی، تبری، لعن و سلام، دعا برای عاقبت بخیری و دعا برای توفیق همراهی با امام منصور من اهل بیت محمد برای خونخواهی اباعبدالله هست ولی یک سری چیزهای دیگر نیست. چه چیزهایی نیست؟ اقدام برای اصلاح جامعه. امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی، سیاسی. اینها در زیارت عاشورا نیست، در کجا هست؟ در دعوت زید بن علی. تلاش برای به دست گرفتن قدرت کجا هست؟ هم در ادبیات زید و هم در ادبیات ائتلافی بن الحسن و بنی‌ العباس. این نبودن اتفاقی نیست.

وی ادامه داد: تولی و تبری مقدمه و تمهیدی است برای اینکه شرایطی مهیا شود که ائمه بتوانند حکومتی که در شأن آنهاست، به عهده بگیرند. تا این شرایط نباشد، دست گرفتن حکومت برای ائمه جز دردسری منتهی به نافرجامی نیست. نمونه آن، ماجرای حکومت امیرالمومنین و دوران امامت کوتاه امام حسن مجتبی است. می توان گفت اگر شهادت امیرالمومنین اتفاق نمی‌افتاد، اتفاقی که برای امام حسن مجتبی افتاد، برای امیرالمومنین رخ می داد. نباید اینطور تصور کرد که این امام حسن مجتبی بود که نتوانست لشکر را تجهیز کند و به جنگ برود، این لشکر نمی‌آمد. خطبه‌های پایانی امیرالمومنین گلایه از مشارکت نکردن مردم است و امیرالمومنین هم به آن مبتلا شد. ممکن بود اگه برای امام حسن مجتبی در مدت کمتر از یه سال این اتفاق افتاد، برای امیرالمومنین بیشتر زمان می برد. خطبه‌های پایانی امیرالمومنین خطبه‌هایی است که ایشان بالای منبر از بی‌وفایی مردم اشک می‌ریزد. چون این مردم، مردمی نیستند که در رابطه ولا و ایمان سراغ امیرالمومنین آمده باشند. آنان مطالبات دیگری دارند، شبیه خود ما. نباید مردم کوفه را خیلی تخطئه کنیم. ما هم همان طور هستیم و تا زمانی که  بر همان مدل و موقعیت هستیم، نباید انتظار داشته باشیم که خداوند امام منصور من اهل بیت رسول الله را نصیب ما کند. چون او زمانی می آید که به این مشکل و راهبندان هدایتی مبتلا نشود.

برائت مفهوم و رفتاری جدا از لعن و دشمنی است

وی سپس مفهوم برائت را شرح داد: برائت یعنی اینکه در جایی که انتظار حمایت و تعهد و التزام وجود دارد، کسی این تعهد و التزام را نداشته باشد. برائت در جایی معنا دارد که اقتضای تعهد و التزامی باشد ولی به دلایلی  ابراز نکند یا از خود لغو تعهد کند. یعنی برائت داشتن نسبت به کسانی که درموضع مخالفت با اهل بیت هستند و باهم ائتلافی دارند و از این همراهی قدرتی ایجاد می شود که با آن قدرت ائمه را تحت فشار قرار می دهند و آنان را از جایگاهی که باید تصدی کنند باز می‌دارند. مشخص است که من باید نسبت به اینها برائت داشته باشم. یعنی در تعهد و التزامی با این‌ افراد در برپا کردن قدرت و نظام اجتماعی که نتیجه‌اش تعدی و ظلم به مقام امامت است، نباشم.

وی افزود: اما اگر همین افراد و ساختار در موقعیتی قرار بگیرد که دشمنی خارجی حمله کند، این مسئله مشترک ماست و من باید از آنان حمایت کنم. این وظیفه مشترک ماست. این همراهی در دفاع اشکال ندارد، چون در اینجا نمی‌خواهم که آنان را در موضع تقابل با ائمه تقویت کنم. به خصوص اگر موقعیتی باشد که مشارکت و همکاری نکردن ما باعث تحمیل شکستی بر جامعه مسلمانان می شود و به همه سرایت پیدا می کند. در واقع در اینجا اقتضای ولایت امام این است که امام هم جزئی از همان جامعه ای است که مورد تعرض قرار گرفته است.

وی تصریح کرد: باید روشن کنم که فتوحات شامل این شرایط نمی شود. اگر می خواهند برای فتوحات و کسب غنایم لشکرکشی کنند، در آنجا من تعهدی ندارم و مشارکت باید به دستور امام باشد. این معنای برائت است. آیا معنایش این است که من به آنان نیکی نکنم؟ نه. کما اینکه این توصیه از ائمه صادر شده است که وقتی افرادی از آنان فوت می‌کنند، در عزایشان شرکت کنید. به جماعتشان و نمازهایشان بروید و باعث شوید که خوشنام باشید و این تصویر را ایجاد کنید که انسان های شریف خوش برخورد مردمداری هستید و این ویژگی اقتضای ولایت ائمه است. یعنی ائمه از ما خواستند که کاری نکنیم که دیگران بگویند پیروان ائمه مردم گریز و مردم ستیز هستند.  

وی ادامه داد: در دوران رسول الله هم به اهل مدینه می‌فرماید که شما دیگر ولایی با خویشاوندانتان که در مکه مانده اند و جزو کفار هستند، ندارید. ولی به آنان نیکی کنید و با آنان منصفانه برخورد کنید. ولی نه به این معنی که در موضع ضدیتشان با اسلام به آنان کمک کنید. ولی محبت کردن به آنان جایز است.  لذا برائت اصلاً به معنای عداوت و دشمنی و درگیر شدن و صدمه زدن نیست. برائت عدم تعهد است. این یکی از ایرادات ماست که می گوییم اقتضای برائت لعن است. در حالی که اینطور نیست. لعن مرتبه ای متفاوت و جدا از برائت است. لعن مال کسی است که برای صدمه زدن به شما وارد اقدام شده. در این موقعیت من از خدا می‌خواهم که این فرد از رحمت الهی به دور باشد و غضب الهی بر او صادر شود.

نباید مفاهیمی خارج از متن زیارت عاشورا به آن نسبت دهیم

وی تصریح کرد: این دقیق ندیدن الفاظ ها آنقدر رایج است که متأسفانه حتی علمای ما هم گاهی به آن دقت نمی کنند. ما مجاز هستیم کسی را لعن کنیم که با اقتدار اجتماعی اش، می خواهد به ما ضربه بزند یا ما را محدود کند. در این موقعیت نباید کاری کنیم که قدرتمان را محدود کنیم. اما اقتضای آن لعن و نفرین نیست. اگر وارد جنگ شدند، لعن می‌کنیم. و جنگ می کنیم. ولی این جنگ دفاعی است. همان تعبیر «حرب لمن حاربکم» یعنی در زیارت عاشورا قرار نیست ما دست به شمشیر ببریم. ما شروع کننده جنگ نیستیم. این مفهوم زیارت عاشورا با اینکه برای تغییر آنان امر به معروف و نهی از منکر بکنید، حتی با قیام و شمشیر، تفاوت دارد.

وی افزود: ابتدا به قیام قهرآمیز برای تغییرات در مضمون زیارت عاشورا نیست. این نبودن مهم است و متأسفانه ما تفسیری از زیارت عاشورا پیدا کرده ایم که می خواهد این مضمون را از این متن استخراج کند. ایرادی ندارد که از دلیل و متن دیگری این مفهوم را پیدا کنیم. اما مسئله این است که زیارت عاشورا که تفسیری از قیام اباعبدالله و از لسان ائمه است برای شیعیانی که دارند هویت سیاسی خودشان را پیدا می‌کنند، این مضمون را ندارد و ما حق نداریم برای اینکه زمانی اقتضای نیاز جامعه مان هست، و نیاز داریم جامعه را تهییج کنیم برای اینکه تغییراتی ایجاد کنیم، تفسیری از واقعه ای ارائه بدهیم که با آنچه که از منابع معتبر به ما رسیده است ناسازگار است.

حاج سید جوادی بیان کرد: مقبولیت این تفسیرها به خاطر شرایط اجتماعی ای است که دنبال تفسیری می گردد که به کنشی برسد. ولی ما باید متعهد باشیم. قرار نیست که برای اینکه راه حل داشته باشیم متنی را برای یک دستورالعمل و یک الگوی رفتاری مصرف کنیم. کاری که اباعبدالله کرد استنکاف از بیعت است. ایشان اگر می‌خواست قیام کند راهش این نیست که با خانواده و در مسیری طولانی، به آهستگی حرکت کند. باید اصل غافلگیری را رعایت کند. اما حرکت ایشان هیچ کدام از شرایط آمادگی برای قیام را ندارد.  

وی ادامه داد: چرا مختار موفق می شود؟ چون روش قیام را به کار می‌برد. آیا اباعبدالله به اندازه مختار نفوذ نداشت که بتواند یارگیری کند؟ چرا امام اولاً قیام برایش اصالت نداشت و حاضر نبود با هر کسی ائتلاف کند. می‌خواست با کسی این کار را انجام دهد که ولایت دارد. ثانیا، روش اباعبدالله روش قیام نیست. اینکه مسیر مکه تا کوفه را طی بیست و چند روز طی کند، به شکلی که همه باخبر شوند و طرف مقابل هم آماده و تجهیز شود، این روش قیام نیست. بعد اینکه اسم این حرکت را قیام بگذاریم و بعد آن را تفسیر کنیم، در حالی که اصلا این متن آن را تبیین نمی کند، این آسیب را دارد که بعد از اینکه این مسیر را می رویم و به بحران می خوریم، افراد نسبت به اصل این ستون ها دچار تردید می شوند. و آگاه نیستند که ما این ستون را بد خوانده ایم و جملاتی به آن اضافه و کم کرده ایم.  

وی تأکید کرد: ما حق نداریم این کار را کنیم. من عالم دینی، خطیب، شاعر، هنرمند، سخنور این حق را ندارم. اگر می‌فهمم که امروز جامعه به چه پیامی نیاز دارد، باید این کار را از روش درستی انجام دهم. نه اینکه از واقعه مهم اسطوره ای که در جامعه وجود دارد و کسی در مورد آن تردید ندارد و هر چیزی که به آن منصوب باشد، مقبولیت پیدا می کند، این مفهوم مورد نیاز را استخراج کنم.

وی افزود: عاشورا یک سرمایه است برای ما. به نظر من در ایران هیچ رخداد و پدیده اجتماعی ای به فراگیری عزاداری اباعبدالله نداریم که این حجم از مشارکت جمعی را فعال کند. اصطلاحی در جامعه شناسی فرهنگی هست به نام «سوشال دراما» یعنی یک درام، یک تئاتر اجتماعی که این تئاتر با مشارکت آحاد جامعه به وجود می آید. کسی بازیگر و تماشاچی نیست. همه در این نمایش حضور دارند؛ هرکسی کاری انجام می دهد. ما سرمایه ای داریم که همه آحاد و گروه های جامعه را به هم وصل می کند و ما نباید این ویژگی را با مصرفی بی رویه از دست بدهیم که بعدا بگویند عاشورا به چیزی تبدیل شده که بهره برداری خاصی از آن می شود برای اینکه گروهی را بالا ببرد و گروهی را پایین بیاورد. اگر این شرایط را ایجاد کنیم، به این سرمایه فرهنگی صدمه می زنیم.

وی ادامه داد: ما باید بر اساس اصول و مفاهیم امامیه به ائمه خودمان رجوع کنیم و رفتار و آموزه های آنان را تفسیر کنیم. اگر می خواهیم عاشورا را تفسیر کنیم باید ذیل زیارت عاشورا تفسیر کنیم. عاشورا حتما سیاسی است ولی مبارزه‌اش لعن است نه شمشیر. مبارزش برائت است نه امر به معروف و نهی از منکر. اگر بود باید در متن می آمد، کمااینکه این مفاهیم در آن دوران در جامعه مسلمانان مطرح بود. اما نیامده و موارد دیگری به جای آن ذکر شده است.

حاج سید جوادی گفت: ما عبارت «إنما خرجت لطلب الاصلاح في أمة جدي، أريد أن آمر بالمعروف وأنهي عن المنكر» را به اباعبدالله نسبت می دهیم، در حالیکه سندیت آن به قوت زیارت عاشورا نیست. بااینکه این جمله در تاریخ طبری نقل شده است، این مشکل حل نمی شود.

خونخواهی امام حسین بر عهده امام است و با اذن او

 وی تصریح کرد: ما حق خون‌خواهی امام حسین را نداریم. خون ما نیست، خون خداست. خدا می گوید وقتی امام منصوری که من تعیینش می‌کنم که این کارو کند، به میدان آمد باید این کار را کنید. تا او نیامده، انجام ندهید. لذا ائمه ما برای اباعبدالله خون خواهی نکردند و این مسیری که ما هر روزی، هر تفسیری را که نیازمان است رو از دل این متن در بیاوریم، طریق هدایت نیست. اگر روزی دنبال نهضتیم برویم سراغ امام حسین، روزی دنبال اطاعتیم، برویم سراغ ایشان و روزی دنبال ولایتیم باز برویم ایشان، منجر به این می شود که ایده های ما لعاب تقدس بگیرد. این اتفاقی است که در قرن گذشته آن را دیدیم. اینجا مسئله این نیست که چه کسی این نسبت ها را داده است، مسئله یکی از مهم ترین مقدسات ما و یکی از مهم ترین ارکان هویت شیعه امامیه است. عاشورا در کنار ولایت امیرالمؤمنین و مهدویت هویت جامعه شیعه است. و من، در جایگاه عالم دین حق ندارم در تفسیری که ائمه از این متن انجام داده اند، دست ببرم بلکه باید با دقت آن تفسیر را بیابم.  

وی ادامه داد: سیره اهل بیت هم در آن مقطع همین قیام نکردن است. می توان پرسید آیا واقعا امام باقر  اگه می‌خواستند قیام کند مثلاً به اندازه بن العباس هنر تبلیغ و تجهیز نداشتند؟ داشتند ولی چون معیارهای دیگری هم داشتند که اولویت داشت، آن معیارها باید محقق می شد. این حرف به این معنی نیست که ائمه دنبال این نبودند که بعد از محقق شدن آن معیارها و شکل گیری اقتدارشان، حکومت را در دست بگیرند، ولی تا  ایجاد نشده شراغ مرحله بعد نرفتند.

وی افزود: نکته بعدی این است که  کل ماجرای زیارت عاشورا و عاشورا، در فضایی است که یک گروه امامیه و پیروان اهل بیت و یک گروه غیرپیروان اهل بیت داریم. اگر در داخل جامعه ای که ولایت اهل بیت تثبیت شده است، ما به انحراف دیگری برمی‌خوریم که گروهی فاسق از موالی اهل بیت در قدرتند، این درگیری اصلاً ربطی به ماجرای عاشورا ندارد. یعنی جامعه ای را در نظر بگیرید که همه شیعه هستند و گروهی در دل جامعه شیعه قدرت دارند که کفایت و مشروعیت ندارند و اینجا نزاعی دارد شکل می گیرد، این صورت بندی دیگر به صورت بندی عاشورا ارتباطی ندارد. مرز صورت بندی عاشورا ولایت اهل بیت است. در اینجا همه، با شدت و ضعفی، داخل این مرز هستند. یعنی کسی نمی گوید که من می‌خواهم با میراث تشیع با هویت شیعی دربیفتم، بلکه موقعیتی است که مثلا گروهی ویژه خوار و فاسد و فاسق و ظالم در حکومتند ولی هویت شیعی دارند. یعنی هویتی از جنس ولایت اهل بیت را دارد. اگر این حالت در جامعه به وجود بیاید، هیچ کدام از بحثایی که گفتیم به آن مربوط نیست.

خونخواهی در زیارت عاشورا مقید و مشروط شده است

وی با بیان اینکه ما در فقه بسیار دقیق هستیم ولی در معارف سیاسی و خطابه های سیاسی این دقت را کنار می گذاریم، گفت: اینکه در مورد کنش سیاسی و اجتماعی مان که بسیار مهمتر از جزئیات احکام است این دقت را فراموش می کنیم و با تولید متنی جذاب و تحریک کنند، اتفاقی تاریخی و تعیین کننده را تفسیر می کنیم، پذیرفتنی نیست. اینکه جمله ای مانند «إنما خرجت لطلب الاصلاح في أمة جدي، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنكر» را که سندیتی به قوت زیارت عاشورا ندارد و گزارش معتبری در مورد اینکه کلام اباعبدلله باشد از آن نداریم و اتفاقا بسیار به کلام زید بن علی شبیه است، در برابر زیارت عاشورا قرار دهیم اشتباه است. اگر امام حسین این عبارت را گفته است، باید ردپایی در زیارت عاشورا داشته باشد، در حالی که یک سوم زیارت عاشورا تنها برائت و لعن است و حتی  بخش سلام و تولایش به این اندازه نیست. به طور معمول در زیارت نامه، سلام و ارادت پررنگ است. اما در اینجا جنبه نفی و سلب برجسته است. این نکات جای تأمل دارد. اینکه طلب خون در این زیارت مقید و مشروط شده است.

وی افزود: نتیجه بی دقتی به این نکات این است که راهی را می رویم و بعد از مدتی متوجه اشتباه می شویم و می گوییم بیراهه بود، اما گناه و هزینه مردمی که به این بیراهه آمدند را چطور می توان جبران کرد؟

حاج سید جوادی در پایان به وظیفه و نقش امام حسین در قبال جامعه مسلمانان اشاره کرد: اباعبدالله وظیفه داشت اجازه ندهد بدعت جدیدی که در حال شکل گیری بود، تثبیت شود و آن «بیعت تحمیلی» است. چون این بیعت توابع فاسد زیادی دارد که بعدا آن را می‌بینیم. در این شرایط باید در همان نقطه ابتدایی مقاومت جانانه‌ای در برابر این حرکت شکل که بگیرد که اباعبدالله با هزینه جان خودش و عزیزترین افرادش این کار را انجام داد و از بیعت استنکاف کرد.

وی ادامه داد: این استنکاف دو راه داشت: رفتن به جایی که در آنجا اقتدار اجتماعی دارد تا در امان باشد و یا شهادت. رفتن به کوفه همان راه اول بود. مانند رفتن به پناهگاه که البته مشخص نبود آن مردم واقعا پناه بدهند اما به هرحال اجازه آن را به امام ندادند. چرا که نگران بودند حرکت اباعبدالله نقطه آغازی باشد که دیگر بزرگان نیز بیعت نکنند. اما اباعبدالله شرایط را به گونه ای پیش برد که شهادتشان هم به ضرر قدرت حاکم شد؛ خونخواهی ایشان و اعتراضات سال های بعد توابین و مختار باعث شد قداستی که از زمان خلفای بعد از پیامبر باقی مانده بود، از بین برود و این قداست زدایی که اباعبدالله انجام داد باعث سست شدن پایه های حکومت اموی شد. خدا هم در اینجا مصداق آیه «و مکروا و مکرالله» عمل کرد و اجازه نداد آنان با رقم زدن مرگی خنثی، حرکت اباعبدلله را بی تأثیر کنند.

دستور کار ائمه تربیت دینی بود

وی تصریح کرد: این مطلب که ائمه به دنبال قیام نبودند به معنی زیر سوال بردن حرکت هایی مانند قیام زید نیست. او فرد خیرخواهی و نیک اندیش و مصلحی بود اما کنش او، چیزی نبود که در آن شرایط انتخاب ائمه باشد. چرا که در این صورت آن را تأیید می کردند یا اصحاب خاص آنان در چنین حرکت هایی شرکت می کردند. اما چون زمینه لازم را مهیا نمی دیدند نه اقدام به قیام کردند و نه از چنین حرکت هایی حمایت کردند.

وی افزود: این نکته که ائمه از خاندان این افراد حمایت می کردند، به خیرخواهی آنان برمی گردد و اینکه مانع سرخوردگی و صدمه دیدن اطرافیان این افراد شوند. این حمایت ها به معنی تأیید قیام نیست. این، دستور کار ائمه نبوده است. دستور کار ائمه تربیت مؤمنین بر اساس تربیت ولایت و برائتی  است که ساخت اجتماعی لازم برای برپایی حکومت ولایی را فراهم کند؛ شرایطی که ائمه بتوانند مأموریت امامتشان را به درستی انجام دهند.  این کار متفاوت است با سازماندهی گروه زیرزمینی برای به دست گرفتن قدرت.  ائمه به دنبال گروهک سازی نبودند. ولی همین معارف ولایت و برائت را چون حساسیت برانگیز بود، تا حدی با تقیه منتشر می کردند. کما اینکه فشارهایی به یاران و اصحاب و شیعیان و موالیان اهل بیت وارد می‌شده است. به ویژه در دوران کاظم علیه السلام و تا حدودی بعد از شهادت امام رضا باز این شرایط تکرار می‌شود.

وی با بیان اینکه اگر مفاهیم محوری چون عاشورا و مهدویت دستکاری شوند، موجب می شوند به مرور دین و مذهب کارکردش را در رشد معنوی جامعه و جایگاه کانونی اش را از دست بدهد و به مناسک و پوسته ای بی معنا تبدیل شود، صحبت هایش را به پایان برد.

بیشتر بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *