چرا سیره امیرالمومنین در زندگی روزمره ما جاری نیست؟/ پاسخ مخاطبان به دومین فراخوان «درنگ»

چرا سیره امیرالمومنین در زندگی روزمره ما جاری نیست؟/ پاسخ مخاطبان به دومین فراخوان «درنگ»

فراخوان «درنگ» با موضوع گفت‌وگو با امام موسی صدر و طرح پرسش‌های او برای مخاطبان امروز از ماه رمضان امسال آغاز شد. فراخوان نخست پرسشی مرتبط با کم‌رنگ شدن اثر روزه و نماز و شعایر دینی بر ما مسلمانان بود که پاسخ‌های متنوعی نیز از مخاطبان دریافت کردیم. (متن این پرسش و پاسخ‌ها را اینجا می‌توانید بخوانید.)

پرسش دوم فراخوان «درنگ» نیز که از سخنرانی امام موسی صدر در سال 1969 با موضوع «شهادت امیرمومنان (ع)» انتخاب شده به این شرح است: «برادران، امشب و دیگر شب‌ها سخنان بسیاری گفته شده است و هیچ یک از ما با علی و سیرۀ علی(ع) ناآشنا نیست. پس چرا ما دیگر از سیرۀ پاک او تأثیر نمی‌گیریم؟ چرا در کنار چشمه ایستاده‌ایم و با اینکه احساس تشنگی می‌کنیم، از آن نمی‌نوشیم؟» (برگرفته از کتاب انسان آسمان)
پاسخ‌های ارسال شده مخاطبان در تلگرام و اینستاگرام را در ادامه مرور می‌کنیم:
🔹محسن مهدیان: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»
دو‌ کلمه «مراسم» و «احیاء» نقیض همدیگر هستند. مراسم یک چیز برنامه ریزی شده‌است، یک نمایش است، یک دور هم بودن است. مراسم، تظاهرات است. اما احیاء، یک تجربه‌ لایمکن‌الفرار خصوصی است، یک بی‌تابی است.
مثل کسی که عزیزش زیر تیغ جراحی است و خوابش نمی‌برد. لازم نیست به جایی مراجعه کند تا بیدار بماند، همانجایی که هست بیخواب است. احیاء خواب‌نداشتن است. و مراسم، بیدار نگه‌داشتن!
آن عزیزی که زیر تیغ جراح است، خود مومن است. چه کسی از «خود» عزیزتر؟ بی‌تاب است که تا سحر، این خود، «حّی» خواهد شد یا نه؟!
اگر نشود، مرده‌ متحرک خواهد بود، و این ترس، خواب را از چشم مومن می‌رباید.
شب قدر، شب روخوانی از کتاب دعا نیست، شب « لِمَا يُحْيِيكُمْ» است. شب توافق با خداست که «مرا مُرده نپسند.»
احیاء زنده نگه‌داشتن شب نیست؛ زنده نگه‌داشتن خود است. برای همین گفتند که سرنوشتش نوشته می‌شود.
سرنوشت را زنده‌ها دارند، مرده‌ها وقت نوشتن‌شان تمام شده. احیاء یعنی زنده بمان، تا باز هم بنویسی خودت را.
شب احیاء یعنی«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ – اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى ‏بخشد آنان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و دلش حايل مى‏ گردد و هم در نزد او محشور خواهيد شد » انفال، آیه بیست و چهار. من، بین تو و قلبت هستم، راهم بده، تا زنده‌ات کنم.
از مسلمانی که امشب به جای خلوت در مراسم است، باید تعجب کرد. از مسلمانی که می خواهد علی«ع» را بشناسد و خدایش را بخواند و امشب خوابش گرفت، باید تعجب کرد.

🔹علی اکبر: شاید پاسخ پرسش دوم این باشد که تعریف ما از تشیع دچار دگرگونی شده. مثلا سعادت شناسی ما در تشیع از پیروی عملی اون بزرگواران به نمایش احساسات. برای اونها مبدل شده.
وقتی که بشود با گریه مثلا برای امام حسین به بهشت رفت و تمام گناهان خود را پاک کرد، دیگر چه نیازی است به انتخاب راه سخت امام علی و امام حسین و مبارزه با نفس و تقوا و عمل صالح و …..
🔹امیر رضا: زیرا که در اکثر اوقات ما علی (ع) را برای علی نمی‌خواهیم، بلکه برای خودمان می‌خواهیم، برای دم و بازدم و علی شدن نمی‌خواهیم، برای دم و بازدم و سو استفاده از علی می‌خواهیم …
علی (ع) می فرمایند: خدا، حق، آزادی 
ما چه بر داشت می‌کنیم؟ ما خدا را جز در مواقع ضروری چند بار صدا می‌زنیم؟ برای خدا چه کاری می‌کنیم؟
ما از حق چه می‌دانیم؟ برای عدل و قسط، برای حق چه می‌دانیم؟
آزادی را چگونه تعبیر کردیم؟ مولا علی علیه السلام فرمودند: خداوند انسان را آزاد آفریده. این همه تشنگی ما از چشمه بیکران علی (ع) بخاطر تعابیر غلط ماست. تعابیر غلط ماست که باعث شده از چشمه بیکران علی، سیراب نشویم.

🔹mm_moradi: دلایل متفاوتی داره، اما یکی از اساسی‌ترین و مهم‌ترین‌شان از نظر من درک نکردن اهمیت موضوع هست. اینکه با تمام وجودمان این مساله را درک نکردیم که آموزه‌های امام علی(ع) می‌توانند ما را به سعادتی که خواهان آن هستیم، برسانند.

🔹لادن علوی: برای اینکه ما با اصل خودمان و خدای درونمان فاصله گرفته‌ایم، بدون تردید نمونه عملی قرآن، زندگی امامان بزرگوار است و منش و رفتار آنان، اما انسان‌ها را قدرت می‌تواند فریب دهد و جاذبه‌های این دنیای ناپایدار، در حالی که همه قدرتمندان عالم باید بدانند زندگی دنیا یک فرصت کوتاه است و جای آموزش گرفتن، کامل شدن و به کلاس بالاتر رفتن. دور شدن از آموزه‌های امامان همان غفلت از خداست و وقتی خدا از یاد انسان برود دل مشغول پرستش ظاهر دنیا می‌شود. بدبختی انسان از همینجاست.

🔹A_soode: فکر می‌کنم واقعا احساس تشنگی در وجود ما نیست.
🔹مریم خسروجردی: اول اینکه غبار بر دلم نشسته و با وجود آشنایی با این امام همام توان غبار روبی از دل ندارم. دوم اینکه از ایشان اسطوره‌ای ساختم دست نیافتنی. اگر فکر کنم که ایشان هم انسان بوده و به قول امام صدر من هم می‌توانم علی کوچک باشم، همت خواهم کرد و از این چشمه خروشان می‌نوشم. 
🔹m.sadat6948: نمی‌دانم واقعا نمی‌دانم. برای خودمم سوال است؟ گاهی حکمت و نامه‌هاشون را می‌خوانم و گاهی احادیث‌شان را. انگار که برای من نامه نوشتند. با وجود اینکه می‌دانم این گفته‌ها درمان دردهای من است، اما نمی‌دانم چرا هیچ تاثیری در زندگی من ندارد.
🔹Ali76_public: دلایل زیادی دارد. مهم‌ترینش اراده است، دیگری درک نکردن رابطه بین خود و خدا (که رابطه ممکن و واجب است) هست. مساله دیگر برنامه نداشتن است و مساله دیگر مطالعه نداشتن که برنامه نداشتن موجب دوری از معنویات و فرصت‌ها و لحظه‌هاست و مطالعه نداشتن موجب ندانستن امکان‌هاست و درک رابطه بین خود و خدا که آنقدر عظیم است که در صد کامنت هم نمی‌گنجد.
🔹لیلا ربانی: شاید اثر لقمه‌های شبهه‌ناک است که دل‌های ما را سخت یا بی تفاوت کرده و چشمانمان را بی‌سو و ما را از چنین سعادتی بی‌بهره کرده است!

🔹راضیه بهرامی: یکی از مهم ترین دلایل عدم پیاده سازی الگو و روش علی (ع) در جامعه ما این است که تربیت علوی و خودسازی علوی در جامعه ما وجود ندارد. ارتباط و انس ما با قرآن و عترت که مایه رستگاری دنیا و آخرت ماست خیلی کم رنگ است و وقتی ما از مسلمان شیعه بودن فقط نامش را داشته باشیم نمی‌توانیم به سیره علی علیه السلام که آینه تمام نمای آموزه‌های قرآن است نزدیک شویم. جامعه امروز ما نیازمند مطالعه ، آگاهی و انس هرچه بیشتر با قرآن و عترت است. جامعه امروز ما در حوزه آموزش فرهنگ علوی مرد میدان می‌خواهد.

🔹s.gordani: چون باورهامون رو باور نداریم.
🔹Aylin_mom: جوابتان را 1400 سال پیش امام حسین(ع) به مردم زمانشان فرمودند: چون جان‌های ما با حرام پر شده، البته بسیاری از ما فکر می‌کنیم همین که از دیوار کسی بالا نمی‌رویم پس ما روزی حلال داریم، ما در این زمان بچه شیعه‌های حیدریم ولی فقط در عنوان، مگه جامعه مسلمان امروزمان را نمی‌بینید؟ ربا و ریا در هر گوشه کشورمان بیداد می‌کند! و من از زمانی می‌ترسم که عذاب خدا نازل بشود و آن وقت دیگر فرصت توبه و اصلاح هم نیست و با عذاب الهی تر و خشک باهم خواهند سوخت.
🔹Rezapour313: ناخالصی زیاد داریم. پر هستیم از منیت.