امام صدر در این سخنرانی که در خطبه اول نماز جمعه بیان شده، ضمن بررسی تاریخی سالروز مبعث پیامبر به نحوۀ نزول قرآن و رویدادهای إسرا و معراج پرداخته است و با بیان سِرّ تقارن این سه رویداد، بر اتحاد و انسجام ادیان آسمانی تأکید میکند.
خطبۀ اول
مبعث
اسراء
از منظر قرآن كریم، هر پیامبری تأییدكنندۀ آیین های پیشین و بشارت دهندۀ آیین های پس از خود بوده است. پس رسالت های یكپارچۀ الهی، به تعبیر قرآن كریم، در این شب متجلی شده است و واقعۀ إسرا كه همان انتقال پیامبر اكرم(ص) از مسجدالحرام به مسجدالأقصی است، در این شب مبارك رخ داده است. بنابراین، اسلام دینی نوظهور و بی ارتباط با گذشته نیست، بلكه آخرین حلقه از زنجیرۀ رسالت های یكپارچۀ آسمانی است كه خداوند آن ها را با فرستادن پیامبران و دعوت از مردمان آشكار كرده است.
در این شب، علاوه بر پیوند و تلاقی اسلام و ادیان پیشین، حضرت محمد(ص) نیز با پیامبران پیشین دیدار و ملاقات كرده است، چنانكه روایات مربوط به إسرا و معراج به این مطلب اشاره دارد. بدین ترتیب، علاوه بر تلاقی و پیوند آیین های آسمانی، مشاهده می كنیم كه اسلام، این آیین الهی، با همۀ تمدن های بشری پیوند و همسویی دارد.با بررسی تاریخ تمدن های بزرگ جهان، تمدن هایی كه در جای جای كرۀ زمین، از سواحل فرات تا یونان و مصر و دیگر مناطق زمین شكل گرفتند؛ با بررسی تفصیلی این تمدن ها درمی یابیم كه مبدأ و سرچشمۀ همۀ آن تمدن ها همین منطقۀ مباركی است كه خداوند آن را بركت و شرافت داده است. این یك بحث تاریخی مفصل است كه با مراجعه به منابع آن می توان دریافت كه دین و آیین الهی و پیامبران آسمانی توانستند موانع را از سر راه انسان بردارند و آدمی را به درك و فهم طبیعت و تعامل با آن و كشف حقایق هستی رهنمون شوند و این همان علمی است كه قرآن كریم در سورۀ بقره از آن به «سجدۀ ملائكه» تعبیر می كند و در نتیجۀ آن انسان می تواند بر نیروهای طبیعت تسلط یابد و آن نیروها را به ثمر برساند و به تسخیر خود درآورد.
باتوجه به این مهم درمی یابیم كه آنچه توانست راه تسلط یافتن بر هستی را به انسان بیاموزد و آدمی را در عرصه های مختلف تمدن به پیش بَرد، عبارت است از دین الهی، پرستش خداوند یكتا و شكستن بت هایی كه انسان را از حركت بازمی دارند و مانعی در راه حركت او هستند. مبدأ و سرچشمۀ این آیین ها، همین سرزمین مقدس است، همین سرزمین مسجدالأقصی و اطراف آن است كه خداوند آن را بركت عطا كرده و علم بشر از اینجا در جهان گسترش یافته است. بنابراین، انتقال رسول خدا(ص) از مسجدالحرام به مسجدالأقصی، تعبیر روشنی است كه نشان می دهد این دین، از علم و پیشرفت بشر حمایت می كند.
چگونه جز این تواند بود، حال آنكه آیین الهی آدمی را خلیفۀ خداوند بر روی زمین و هدایت گر و راهبر تمامی نیروهای جهان هستی می داند. هر موجودی در جهان نقش و جایگاهی دارد. هر موجود یك نقش و وظیفۀ الهی دارد كه آن را به خوبی و به طور كامل ایفا و ادا می کند و قرآن كریم این نقش را «سجود» می نامد، آنجا كه می فرماید: «آیا ندیدهای که هرکس در آسمانها و هرکس در زمین است خدا را سجده میکند؟» [3] اما نقش انسان، سجدۀ انسان، نماز و نیایش و تسبیح انسان عبارت است از جانشینی خداوند بر روی زمین، تسخیر نیروهای هستی و ارتقای نفس و جان خویش و هدایت آن به سوی كاروان واحد هستی، كه از خداوند آغاز می شود و به سوی او بازمی گردد.
بدین ترتیب، این نماد، این مفهوم و این مناسبت كه مناسبت اسرا است، عبارت است از انتقال پیامبر(ص) از مسجدالحرام به مسجدالأقصی؛ و در نتیجه، تلاقی و ارتباط اسلام با ادیان پیشین، كه نشان می دهد اسلام، تمدن های بزرگ بشری را كه پیش از اسلام وجود داشته اند، هدایت و راهنمایی می كند و به مقصد می رساند.
معراج
با نگاهی به روایات پیامبر(ص) كه در آنها مشاهدات خود را در شب معراج بیان فرموده، میتوانیم به «تفاوت افق» پی ببریم و دریابیم كه رسول خدا بر روی زمین چگونه می نگریست و در شب معراج چگونه می توانست به جهان بنگرد. او چه دید؟ و چگونه دید؟ چگونه توانست امور مادی را با دیدۀ معنوی و نافذ مشاهده کند؟ به گونه ای كه تا ژرفای طبیعت و تا اعماق رفتار انسان نفوذ كند. این سه مفهوم و این سه مناسبت در بیست وهفتم ماه رجب اتفاق افتاده است. روزی كه محمد(ص) مبعوث شد. روزی كه آن حضرت به فرمان خدا برانگیخته شد و این امت را احیا كرد. سپس، رابطه و پیوند میان این امت با امت ها و ادیان و آیین های پیشین را مورد تأكید قرار داد و در ادامه، ارتباط آن را با تمدن های بزرگ جهان تأکید کرد و از این تمدن ها حمایت کرد و آنها را تأیید کرد.
علاوه بر اینها، مناسبت مذكور موجب شد كه این دین، برای پیروانش دین فطرت باشد و جاودانه و متعالی گردد و انسان ها به مسائل از دیدگاه ماهوی و عمیق بنگرند، به گونه ای كه روزگار، هر روز آنان را به مبعثی جدید، اسرائی جدید و معراجی جدید فرا می خواند.
فرزندان این امت، هر روز به تحرك و پویایی و درك این معانی و پیمودن راه پیامبر(ص) فرا خوانده می شوند. مناسبت بزرگی به ما نزدیك می شود و روزهای ما را روشن می گرداند و آنها را بركت و حیات می بخشد. بیایید بار دیگر به برانگیخته شدن و حركت و جاودانگی اندكی بیندیشیم. این روز، روزی است كه ما را به خروج از تفرقه و چندگانگی و جدایی و پایاندادن به دوران گروهگرایی و دسته بندی و دوری از تناقض و حركت به سوی امت واحده فرا می خواند. ما را به مسئولیت پذیری دعوت می كند. به إسرا و انتقال از مسجدالحرام به مسجدالأقصی فرا می خواند تا اهمیت فلسطین و مسجدالأقصی را در تاریخ و زندگی خود دریابیم.
ما از منظر سیاسی به این قضیۀ مقدس نمی نگریم. كاری به آن نداریم كه چه می دهیم و چه می گیریم و در زندگی ما چه تأثیری دارد. در واقع، این قضیه دین ما و ایمان ماست. مبنای تفكر و باور و تكاپوی دوبارۀ ماست. بدان ایمان داریم و با خداوند بر سر آن پیمان می بندیم و این راه را می پوییم. بنابراین، دعوت ما برای بازگشت به فلسطین، فراخوان سیاسی نیست و به گفته های كارشناسان سیاسی و افراد و گروه ها و شخصیت ها و احزاب سیاسی شباهتی ندارد، زیرا بازگشت به فلسطین، تجلی نماز و ایمان و دعای ماست. در راه آن دشواری های بسیاری تحمل كرده ایم و با تحمل این دشواری ها خود را به خداوند نزدیك می كنیم، حتی اگر این دشواری ها را اهالی آن سرزمین بر ما روا دارند.
مفاهیم بلندی در این روز تجلی می یابد؛ معراج عبارت است از دعوت به جاودانگی، دعوت به سوی آسمان، دعوت برای دیدن حقایق. از طرفی، این روز در ماه رجب قرار دارد كه ماه ولادت امیر مؤمنان امام علی بن ابیطالب(ع) است. در روایات اهل بیت(ع) آمده است كه ماه رجب ماه علی(ع) و ماه شعبان ماه محمد(ص) است. این ماه، ماه علی است؛ با همۀ معانی و ویژگی هایی كه در علی سراغ داریم. ما علی(ع) را به چه می شناسیم؟ آیا او را به رنگ چشمانش، بلندی قامتش، کشیدگی انگشتان دستش، بزرگی هیكلش یا وزنش می شناسیم؟ هرگز اینطور نیست. ما علی را به شجاعت، به بخشندگی، به پهلوانی، به عبادت، به والایی و بلندنظری، به تسامح، به صدقه های پنهانی و ناشناس، به فصاحت و علمش می شناسیم. این مفاهیم در كنار یكدیگر قرار می گیرند و تجلی می یابند و تصویری از علی در ذهن ما پدید می آورند. ما نیز در برابر عظمت او با احترام و تكریم می ایستیم، به او عشق می ورزیم و با او پیمان می بندیم كه در زندگی خود همواره راه او را بپیماییم. معنای ماه علی این است.
پس ای برادران مؤمن، در این روز جمعه كه روز محاسبه و بازنگری اعمال است، به اعمال هفتۀ گذشتۀ خود مراجعه می كنیم و چنانكه در حدیث شریف آمده است، پیش از آنكه به حساب ما برسند، خود به حسابمان رسیدگی می كنیم و به هفتۀ آینده می اندیشیم. امروز روز بازنگری در حساب اعمال خویش است. باید به یاد داشته باشیم كه در ماه علی هستیم و در ماهی قرار داریم كه سه مناسبت در آن واقع شده است، برانگیخته شدن امت و تجدید حیات امت و إسرا و انتقال رسول خدا(ص) كه بر مفاهیم و آموزه های ما تأثیر عمیقی به جا نهاده است و نیز معراج مبارك پیامبر(ص) به آسمان. با توجه به این ابعاد، از رهبری علی، از امامت علی، از غدیر علی، از بركت علی، از حوض علی و از كوثر علی توشه برمی گیریم، نیرو و توان و قدرت روح می گیریم؛ همان بزرگ مردی كه فرمود: «اگر همۀ اعراب در دشمنی با من گرد هم آیند، برایم مهم نیست كه من بر مرگ افتم یا مرگ بر من افتد.» همان بزرگ مردی كه از روی كرم و بخشندگی، هنگام انفاق در راه خدا، كاه و طلا برایش تفاوتی ندارد. با چنین قوتی، با چنین عبادت و جرئت، با چنین اخلاص و نگرش نافذی بود كه آن حضرت اقدام می كرد. اینها اسلحۀ علی(ع) است. باید این اسلحه را برگیریم. باید به این ابزارها مجهز شویم تا با ادای وظایف سه گانۀ خود كه روز مبعث و إسرا و معراج تجلی آن است، زندگی خود را روشن كنیم و كابوسی را از میان برداریم كه مدتها میهن و منطقۀ ما را در بر گرفته است.
پس با تأكید بر این وسیله و این روش و این مناسبت، در روز مبارك جمعه كه روز نزدیكی به خداست و در مسجد كه خانۀ گرانقدر خداست و هیچگاه كسی از در آن رانده نمی شود، از خداوند می خواهیم به ما توفیق دهد كه بتوانیم از اصحاب حقیقی محمد(ص) و علی(ع) باشیم. حضرت محمد(ص) و علی(ع)، كه پیرو و شاگرد و داماد و پسرعموی آن حضرت بود و به او ایمان داشت، هر دو در جامعه ای آكنده از دشواری زندگی می كردند. جامعه ای كه هیچگاه روح بلند آنان را راضی نمی كرد و با اندیشۀ آنان مطابق نبود. آن ها جامعه را دگرگون كردند. بر آن تأثیر گذاردند و آن را به جامعه ای مطابق با شیوۀ خود تبدیل كردند.
بنابراین، مناسبت هایی همچون مبعث و إسرا و معراج و روز جمعه، هیچ یك از این مناسبت ها، هرگز انسان را به منفعل بودن و دست روی دست گذاشتن و منتظر تغییر و تحول ماندن دعوت نمی كند. به منتظر ماندن برای بهبود اوضاع و یا خوشبینی و یا بدبینی دعوت نمی کند. این مناسبتها به ما میگوید: راه و روش خود را تغییر دهید؛ خود را تغییر دهید؛ ابزارهای خود را تغییر دهید تا بتوانید جامعه ای مطلوب برای خود و فرزندانتان ایجاد كنید. اما دست روی دست گذاشتن و منتظر وقایع ماندن یا منتظر اقدام دیگران بودن، شیوه و روش محمد(ص) و علی(ع) نیست؛ و إنشاءالله ما رهروان طریق آن ها خواهیم بود.
پی نوشت ها:
