برای ما از استقلال چه مانده است؟

برای ما از استقلال چه مانده است؟

امام موسی صدر، 20 نوامبر 1974 به مناسبت سالگرد استقلال لبنان سخنانی را در سالن بزرگ اجتماعات دانشگاه آمریکایی بیروت ایراد کرده است. در این مراسم که به دعوت کانون ملی دانشجویان لبنانی دانشگاه برگزار شده بود، محمد مطر، رئیس شورای دانشجویان دانشگاه و دکتر امیل بیطار، دبیرکل حزب دموکرات نیز سخنرانی کردند.

22 نوامبر 1943 سالروز استقلال لبنان از استعمار فرانسه است. گزارش سخنرانی امام موسی صدر به نقل از روزنامه لسان‌الحال و روزنامه البیرق را که در کتاب «مسیرة الامام السید موسی الصدر» منتشر شده است در ادامه می‌خوانید.

استقلال به مفهوم عمیق آن، تنها آزاد شدن از ارتش‌های بیگانه نیست

امام صدر در آغاز سخنانش گفت: «استقلال به مفهوم عمیق آن، تنها آزاد شدن از ارتش‌های بیگانه نیست، بلکه آزادی سیاسی و اقتصادی و فکری و فرهنگی را نیز در بر می‌گیرد.» ایشان سه عنوان دیگر را نیز به این عنوان افزود: «فرقه‌گرایی و مسئلۀ جنوب و محرومان و نقش دانشجو.»

امام گفت: «من با توجه به این موضوعات مایلم دربارۀ مسئله‌ای صحبت کنم که هم مربوط به جوانان دانشجوست و هم مربوط به آیندۀ لبنان و محرومان و جنوب و استقلال ناقص لبنان و هم محکوم کردن کسانی است که در سی سال گذشته عهده‌دار مسئولیتی شده‌اند.»

فرقه‌گرایی بلای جان لبنان است

ایشان ادامه داد: «فرقه‌گرایی به این شکلی که اعمال می‌شود، بلای جان لبنان و علت و اساس مشکلات آن است، هر چند من معتقدم ایمان به ادیان سرمایۀ بشری بزرگی است که خدمت بهتری به جامعه عرضه می‌کند.»

امام گفت: «ما در سالروز استقلال هستیم. نخستین شکل و روشن ترین مفهوم استقلال، استقلال نظامی است، یعنی آزادی کشور از ارتش دشمن. مایۀ تأسف من است که بگویم این مفهوم از استقلال نیز اکنون موجود نیست، زیرا می‌بینیم دشمن هر ساعت که بخواهد، به هر منطقه از لبنان وارد می‌شود، آن هم به هر شکلی: در قالب افراد عادی، گشتی‌ها، ارتش، ماشین‌آلات، هواپیما و کشتی. مقامات نیز اعتراف کرده‌اند که نمی‌توانند با بالگرد از زمین‌های جنوب تصویربرداری کنند، زیرا دشمن به آنان شلیک می‌کند.

به بسیاری از مسئولان که از جنوب بازدید می‌کنند، توصیه می‌شود که از همان راهی که آمده‌اند، برگردند تا در راه به گشتی‌های اسرائیلی برخورد نکنند که از آنان مدارک شناسایی می‌خواهند و نام آنان را می‌پرسند. خاک لبنان جولانگاه ارتش دشمن است و در آن، جایی برای مقامات بلندپایه نیست. لبنان عملاً اشغال شده است و مقامات نمی‌توانند تصویربرداری هوایی کنند یا از آن بازدید کنند. دشمن از زمین و هوا و دریا وارد می‌شود و هرکه را می‌خواهد، می‌رباید. توازن فرقه‌ای مانعی است بر سر راه شکل‌گیری ارتشی که توانایی دفاع از لبنان و جنوب را داشته باشد. حتی داشتن اسلحه نیز در لبنان امری فرقه‌ای شده است.»

دفاع از جنوب

امام افزود: «ما می‌گوییم ای مسئولان، اگر دفاع از جنوب به هر علت برای شما ناممکن است، به ما شهروندان اجازه دهید تا در قالب جبهۀ مقاومت دفاع کنیم و در برابر ارتش دشمن که وارد روستاهایمان می‌شوند، بایستیم و مهاجمان را بکشیم. در غیر این صورت، آزادسازی نظامی چه مفهومی دارد؟»

ایشان گفت: «در مورد استقلال به معنای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن هم باید بگویم که نظام فرقه‌ای برای ما تعیین می‌کند که چه کسی را انتخاب کنیم و نظام فئودالیسم که قداست پیدا کرده است، برای ما تعیین می‌کند که سوءاستفاده و بهره‌کشی را انتخاب کنیم.»

از استقلال چه مانده است؟

امام اعلام کرد: «برای ما از استقلال چه مانده است؟ جشن عید استقلال! اگر فرقه‌گرایی به سبب همخوانی آن با گروه‌گرایی قبل از استقلال لبنان و به سبب آنکه ابزاری برای آزاداندیشی و همزیستی باشد، برای لبنان انتخاب شد، امروز استقلال را خدشه‌دار کرده و مانعی بر سر راه آن شده است و از پیشرفت و توسعه جلوگیری می‌کند.

آخرین امید

برای هموطنان شرافتمند، یک امید باقی مانده است. آنان را یک چیز تهدید می‌کند: اظهار اندوهی از سر بی‌دردی و بسنده کردن به تظاهر و اعتراض به مشکلات جنوب. این اندوه، اگر ادامه پیدا کند ولی همزیستی و عمل جدی در پی نداشته باشد، به زینت مجالسمان و به دکور عقل و جانمان تبدیل می‌شود. آیا آنچه را می‌شنوید، به چشم می‌بینید و آیا آنچه را می‌خوانید، حس می‌کنید؟ آیا می‌دانید اینکه انسان در شهر یا روستای خود به ناگاه در ساعت شش عصر خود را زیر آتش ببیند، یعنی چه؟ آنان نمی‌دانند چه موقع بمبی می‌آید و سقف خانه‌هایشان را می‌شکافد و پسر یا دختر کوچکشان را در رختخواب می‌کشد. آنان هیچ پناهگاهی ندارند تا به آن پناه ببرند.»

وحدت ملی

امام افزود: «من به شما هشدار می‌دهم که برای برطرف کردن خطری که لبنان را تهدید می‌کند، فریاد زنید و اعتراض کنید. چگونه ممکن است که با وجود تفاوت درآمد میان مناطق، وحدت ملی شکل بگیرد؟ وحدت ملی تا زمانی که کشور دستخوش توطئۀ انحصارطلبان است، ناممکن است. می‌گویند که وحدت ملی در گرو این است که روحانی و کشیش در کنار یکدیگر باشند. به این ترتیب مردم را گمراه کردند. نگرانی و بی‌اعتمادی به وجود آوردند و برای آن عنوان «وحدت ملی» را جعل کردند. همۀ آنان چه مسلمان و چه مسیحی، تاجرانی هستند از یک دسته: دستۀ شیطان. اما دستۀ خدا و مؤمنان به خدا، آن انسان‌هایی هستند که ستم به دیگر انسان‌ها را نمی‌پذیرند و با مکیدن خون دیگران رشد نمی‌کنند. من به آنان که می‌کوشند دربارۀ جنبش ما تردید ایجاد کنند و تلویحاً به جنگ فرقه‌ای اشاره می‌کنند، می‌گویم که دیگر کار از کار گذشته است. ما اجازۀ این کار را به آنان نمی‌دهیم. چهارده سال است که توانسته‌ایم در کلیساها و دیرها سخنرانی کنیم و توانسته‌ایم به همۀ مردم اطمینان دهیم که انگیزۀ ما ایمان به خدا و اهتمام به انسان است.»

پیشنهادهای امام صدر

امام صدر در پایان سخنانش به دانشجویان پیشنهاد داد که هر ماه یکی از شما یک شب را همچون مرزبانان جنوب در جنوب بخوابد تا وضعیت روستاهای مرزی را احساس کنید. ما با این کار، پیوسته احساس خود و همزیستی خود را با محرومان جنوب تجدید می‌کنیم.

امام از دانشجویان خواست یک شب را با تهیدستان در کرنتینا یا عکار یا جرود و هرمل بگذرانند، «چراکه خداوند همۀ پیامبران خود را از میان تهیدستان و یتیمان برگزیده است.»