آخرین سخنان منتشر شده از امام موسی صدر درباره اوضاع خاورمیانه، لبنان و شیعیان

آخرین سخنان منتشر شده از امام موسی صدر درباره اوضاع خاورمیانه، لبنان و شیعیان

به گزارش روابط عمومی مؤسسه امام موسی صدر، مجله كویتی‌ النهضه، ۳۰ آگوست ۱۹۷۸ یك‌ روز پیش‌ از آنكه‌ امام صدر به‌ دست‌ قذافی ربوده‌ و ناپدید شود، در هتل الشاطی مصاحبه‌ای با امام انجام داده است.

متن این مصاحبه را که آخرین مصاحبه منتشر شده از امام موسی صدر است در ادامه می‌خوانید.

امام سخنان خود را این‌گونه آغاز کرد:


ارزیابی‌ اوضاع‌


تردیدی‌ نیست‌ كه‌ لبنان‌ اکنون‌ یكی‌ از خطیرترین‌ مراحل‌ تاریخ‌ خود را می‌گذراند، زیرا اسرائیل دخالت‌ خود را در لبنان‌ آشكار كرده‌ و این‌ موضوع‌ به‌ شكل‌ صریح‌ و مكرر از زبان‌ مقامات‌ اسرائیلی‌ اعلام‌ می‌شود. در عمل‌ نیز اسرائیل‌ از گروهک‌های‌ تحت‌ امر سعد حداد و سامی‌ الشدیاق‌ حمایت‌ می‌کند و آن‌ها را به‌ انواع ابزار و‌ سلاح‌ مجهز كرده‌ است تا ارتش‌ لبنان‌ را از حضور در جنوب‌ و نزدیك‌شدن‌ به‌ منطقۀ‌ مرزی‌ بازدارد؛ منطقه‌ای‌ كه‌ بیش‌ از نقاط‌ دیگر لبنان به‌ حضور و اِعمال‌ حاكمیت‌ دولت‌ لبنان‌ نیاز دارد و نیروهای‌ سازمان‌ ملل‌ نیز به‌ آن‌ وارد نشده‌اند و به‌ تعبیر صحیح‌تر، اسرائیل‌ اجازۀ ورود به‌ آنان‌ نداده‌ است.

اسرائیل‌ با سوءاستفاده‌ از اوضاع‌ نابسامان‌ منطقۀ‌ مرزی، در صدد صهیونیستی‌كردن آن‌ برآمده‌ و مواضع‌ و رفتارها و روابط‌ مشكوكی‌ را بر مردم‌ تحمیل‌ می‌كند تا در نهایت، آنچه‌ را پدید آورد كه‌ كمربند امنیتی‌ می‌نامد؛ منطقه‌ای‌ كه‌ در واقع‌ از آن‌ برای‌ مصرف و فروش‌ كالا و جاسوسی‌ و دیگر اقدامات‌ بر ضد‌ لبنان‌ استفاده‌ خواهد كرد. در مورد اوضاع‌ بیروت‌ و مناطق‌ جبل باید بگویم‌ كه‌ در آنجا نیز اسرائیل‌ با دخالت‌های‌ آشكاری‌ همچون‌ ارسال‌ سلاح‌ و مهمات‌ و كارشناسان، می‌خواهد اعضای‌ جبهۀ‌ لبنان را از پذیرش‌ حاكمیت‌ مشروع‌ دولت‌ و در نهایت،‌ مذاكره‌ و پذیرش‌ لبنان‌ متحد بازدارد.

بدین‌ترتیب،‌ در اوضاع‌ كنونی‌ اسرائیل‌ به‌ نیروی‌ سیاسی‌ و نظامی‌ مؤ‌ثری در عرصۀ‌ داخلی‌ لبنان‌ تبدیل‌ شده‌ است. مهم‌تر از همه، این است‌ كه‌ اسرائیل‌ به‌تازگی‌، چنان‌كه‌ رئیس‌ دفتر نخست‌وزیر این‌ كشور تصریح‌ كرده‌، می‌خواهد وانمود كند كه‌ حامی‌ و پشتیبان‌ اقلیت‌های‌ موجود در جهان‌ عرب‌ است. بدین‌ترتیب،‌ آشكار می‌شود كه‌ اهداف‌ و نیات‌ اسرائیل‌ از لبنان‌ فراتر می‌رود و جهان‌ عرب‌ و حتی‌ تمامی‌ منطقۀ‌ خاورمیانه‌ را نیز در بر می‌گیرد، زیرا‌ در هر كشوری اقلیت‌هایی‌ وجود دارد و در هر ملتی، افراد ناآگاه‌ یا غیرمتعهد حضور دارند و دشمن‌ می‌تواند از آن‌ سوءاستفاده‌ كند. این‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ اگر این‌ فتنه‌ در لبنان‌ خاموش‌ نشود، جهان‌ عرب‌ نبردی‌ دشوار و ناگوار را پیش ‌رو خواهد داشت، زیرا این‌ تجربۀ‌ تلخ‌ پس‌ از آزمون‌ در عرصۀ‌ عمل، به‌ هر كشور عربی‌ دیگری منتقل‌ می‌شود.

ما همۀ‌ تلاش‌ خود را به‌ كار بستیم‌ تا ارتباط‌ میان‌ بحران‌ لبنان‌ و بحران‌ خاورمیانه‌ را قطع کنیم. اما اكنون‌ احتمالاتی‌ پیش‌ روی‌ ماست‌ كه‌ رنج‌ و محنت‌ ما را در لبنان، از كل‌ بحران‌ خاورمیانه‌ خطرناك‌تر و طولانی‌تر جلوه‌ می‌دهد.


ضرورت‌ تشكیل‌ جبهۀ‌ ملی‌


برای‌ جلوگیری‌ از رسیدن‌ به‌ بن‌بست، به‌ عقیده‌ ما باید جبهۀ‌ ملی‌ لبنان‌ با مشاركت‌ رهبران‌ مسیحی،‌ به‌ویژه‌ مارونی‌ها و با حضور نمایندگان‌ همۀ‌ نیروهای‌ سیاسی‌ لبنان‌ تشكیل‌ شود و ثابت‌ كند كه‌ همۀ گروه‌ها و احزاب‌ لبنان‌ خواهان‌ صلح‌ و وحدت‌ و روابط‌ برادرانه‌ با اعراب‌‌اند و همكاری‌ با اسرائیل‌ را نمی‌پذیرند و نمی‌خواهند به‌ ابزاری‌ برای‌ ایجاد فتنه‌ در جهان‌ عرب‌ تبدیل‌ شوند. به‌ علاوه،‌ از چنین‌ جبهه‌ای‌ انتظار می‌رود كه‌ میان‌ خواسته‌های‌ مسیحیان‌ لبنان‌ و اظهارات‌ سران‌ جبهۀ‌ لبنان تفاوت قائل شود. مأموریت‌ دیگر جبهۀ‌ ملی‌ آن‌ است‌ كه‌ از حاكمیت‌ قانونی‌ دولت‌ حمایت‌ كند و دولت‌ را در ایجاد نهادهای‌ ملی كارآمد و هماهنگ در داخل‌ كشور یاری‌ دهد. در این‌ صورت‌ دروازۀ‌ خروج‌ از بحران‌ را پیش‌ روی‌ خود گشوده‌ خواهیم‌ دید.


تبانی رئیس‌جمهور و جبهۀ‌ لبنان


امام‌ صدر در پاسخ‌ به‌ پرسشی‌ دربارۀ‌ مطالبی‌ كه‌ در داخل‌ و خارج‌ از لبنان‌ در خصوص‌ همكاری‌ و تبانی رئیس‌جمهور، الیاس‌ سركیس، و جبهۀ لبنان‌ مطرح‌ می‌شود، تصریح‌ كرد: «با این‌ اظهارات‌ موافق‌ نیستم، زیرا موفقیت‌ جبهۀ‌ لبنان، بیش‌ و پیش‌ از هر چیز، مقام‌ و جایگاه‌ رئیس‌جمهور را تهدید می‌كند و با ارزش‌هایی‌ در تناقض است كه‌ شخص‌ رئیس‌جمهور و اغلب‌ مارونی‌ها و همۀ مسیحیان بدان‌ باور دارند.»


در ایجاد تفرقه‌ میان‌ شیعیان‌ ناكام‌ ماندند


رئیس‌ مجلس‌ اعلای‌ شیعیان‌ در پاسخ‌ به‌ پرسش‌ دیگری‌ در خصوص‌ تلاش‌های‌ عده‌ای‌ با هدف‌ ایجاد شكاف‌ و جداكردن‌ شیعیان‌ از صفوف‌ ملی‌ لبنان، اظهار داشت: «دشواری‌هایی‌ كه‌ شیعیان‌ در همه‌جا، به‌ویژه‌ در لبنان‌، با آن‌ مواجه‌ بوده‌اند،‌ بیان‌شدنی‌ نیست. شیعیان،‌ در واقع،‌ بهای‌ مواضع‌ و رویكردهای‌ ملی، قومی‌ و انسانی‌ خود را پرداخته‌اند و اگر به‌ آن‌ ارزش‌ها بی‌اعتنا بودند، می‌توانستند خود را از این‌ بحران‌ها و مصیبت‌ها دور بدارند. شمار قربانیان‌ شیعه‌ اعم‌ از كشته‌ها و مجروحان و معلولان از سی‌هزار نفر تجاوز می‌كند، این به غیر از عده‌ای‌ از مجروحان‌ است که در طول‌ مدت‌ درگیری‌ها مداوا شده‌اند. ده‌ها هزار‌ خانه‌ و مغازه‌ تخریب‌ شده‌ و خسارات‌‌ مادی‌ دیگری‌ نیز به‌ شیعیان‌ وارد گردیده‌ و این‌ها همه‌ بخشی‌ از آن‌ مصیبت‌ بزرگ‌ است. یكی‌ دیگر از مراحل‌ این‌ توطئه‌ نیز تعرض‌ به‌ رهبران‌ شیعیان‌ و واردكردن‌ فشار و تلاش‌ برای‌ ایجاد فتنه‌ و بحران‌ در داخل‌ صفوف‌ شیعیان‌ است. به‌منظور فتنه‌انگیزی‌ میان‌ شیعیان‌ و برادران‌ آنان‌ در دیگر مذاهب‌ اسلامی‌ داخل‌ لبنان‌ و مقاومت‌ فلسطین‌ و بقیۀ‌ كشورهای‌ عربی‌ نیز عده‌ای تلاش می‌کنند.

حتی‌ از شیعیان‌ درخواست‌ می‌شد كه‌ در جایگاه اقلیت، در كنار جبهۀ‌ لبنان‌ با مقاومت‌ فلسطین‌ به‌ نبرد برخیزند، تا اهداف‌ ذیل‌ محقق‌ شود:

نخست،
نابودی‌ مقاومت‌ فلسطین، تا طرفداران‌ صلح غربی‌ در منطقه‌ در غیاب‌ فلسطینیان‌ به‌ اهداف‌ خود دست‌ یابند.

دوم،
لبنان‌ به‌ اسرائیل‌ دوم تبدیل‌ شود، آن‌ هم‌ در داخل‌ جهان‌ عرب. اسرائیل‌ در جهان‌ عرب‌ مطرود و منزوی است، اما لبنان‌ عربی‌ كه‌ با اسرائیل‌ سر سازش‌ داشته‌ باشد، نقش‌ ستون‌ پنجم را‌ در جهان‌ عرب‌ ایفا خواهد كرد.

سوم،
مسئلۀ‌ اقلیت‌ها به‌ شدت‌ ترویج‌ شود و فتنه‌ و اختلاف‌ میان‌ سنی‌ و شیعه‌ بار دیگر در كشورهای‌ اسلامی‌ تشدید گردد تا بر اثر این‌ اختلاف، امت‌ اسلام‌ ضعیف‌ و متفرق‌ شود و مسلمانان‌ به‌ شكستی‌ تاریخی‌ دچار گردند تا از پیشرفت‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ آنان‌ كه‌ در دورۀ‌ اخیر در كشورهای‌ مختلف‌ اسلامی‌ آغاز شده،‌ جلوگیری‌ شود.

با توجه‌ به‌ این‌ پیامدهای‌ خطرناك، رهبران‌ شیعه‌ دو گزینه‌ پیش‌ روی‌ خود داشتند: یا بركنار بمانند و عافیت‌طلبی کنند و درامان‌ باشند؛ یا همگام‌ با تاریخ‌ خود، عزت‌ و كرامت‌ را برگزینند و منافع‌ شیعیان‌ را در نظر بگیرند که در همۀ جهان پراکنده‌اند. آنان‌ راه‌ دوم‌ را برگزیدند و به‌دور از مصونیت‌ ذلت‌بار، مصیبت‌های‌ اندوه‌بار را با رضایت‌ تحمل‌ كردند. بدین‌ترتیب، فشارهای‌ داخلی‌ و خارجی‌ كه‌ بر آنان‌ وارد می‌شود و قربانیانی‌ كه‌ در این‌ راه‌ تقدیم‌ كرده‌اند، امری‌ طبیعی‌ و پیش‌بینی‌پذیر‌ بود.

فشارها و تهدیدها همچنان‌ ادامه‌ دارد. چند روز پیش‌ هم‌ مناخیم‌ بگین،‌ نخست‌وزیر اسرائیل‌، از آمادگی‌ این‌ كشور برای‌ حمایت‌ از شیعیان‌ خبر داد و كاملاً‌ واضح‌ بود كه‌ ما به‌ شدت‌ با این‌ توطئۀ‌ جدید اسرائیل‌ كه‌ هم‌ لبنان‌ و هم‌ تاریخ‌ و عزت‌ ما شیعیان‌ را هدف‌ قرار داده‌ به‌ مقابله‌ برخیزیم، حتی‌ اگر این‌ كار مصیبت‌های‌ دیگری‌ را برای ما به بار آورد كه‌ پیش‌بینی‌ هم می‌شود. وقایع‌ لبنان‌ زمینه‌ها و مقدمات‌ بسیار گسترده‌‌ای دارد‌ و اهداف‌ بزرگی‌ را نیز در آن‌ سوی‌ مرزهای‌ لبنان‌ دنبال‌ می‌كند. از این رو، برای‌ مقابله‌ با آن، به‌ دقت‌ و هوشیاری‌ بسیار و به‌ تأیید و توفیق‌ الهی‌ نیازمندیم.»


روابط‌ مستحكم‌ با مقاومت‌ فلسطین‌


 امام‌ در ادامه‌ دربارۀ‌ روابط‌ شیعیان‌ با مقاومت‌ فلسطین‌ تصریح‌ كرد: «روابط‌ در حال‌ حاضر خوب‌ و شفاف‌ است، زیرا‌ شیعیان‌ و همۀ‌ مسلمانان‌ و همۀ‌ كسانی‌ كه‌ به‌ لبنان‌ متحد ایمان‌ دارند، دریافته‌اند كه‌ برای‌ داشتن‌ روابط‌ اصولی‌ و ماندگار با فلسطینیان‌، به‌‌گونه‌ای‌ كه‌ منافع‌ همۀ طرف‌ها تأمین‌ شود، باید مواضع‌ طرف‌ها‌ در قبال‌ اسرائیل‌ و در برابر جبهۀ‌ كشورهای‌ جبهۀ پایداری و نیز در برابر جهان‌ عرب، مشخص‌ و شفاف‌ باشد. از طرفی، مبنا و اساس‌ این‌ روابط‌ آن‌ است‌ كه‌ مقاومت‌ فلسطین‌ نقش‌ حاكم‌ و تصمیم‌گیرنده‌ را در لبنان‌ ایفا نكند و خوشبختانه‌ رهبران‌ انقلاب‌ فلسطین‌ هم‌ این‌ اصل‌ را پذیرفته‌اند.

رنج‌ و محنت‌ جنوب‌ و اشغال‌ بخشی‌ از آن‌ ممکن است نقطۀ‌ آغاز وحدت‌ همۀ‌ نیروهای‌ نیك‌اندیش‌ و ملی‌گرای‌ لبنان‌ باشد و به‌ عقیدۀ‌ من، موضع‌گیری‌ صحیح‌ و اصولی‌ درقبال‌ بحران، راهكار عملی‌ برای‌ ایجاد روابط‌ مستحكم‌ میان‌ آحاد لبنانیان‌ و مقاومت‌ فلسطین‌ خواهد بود. ما همواره‌ و برای‌ همیشه‌ با مقاومت‌ مسلحانۀ‌ فلسطین‌ موافقیم‌ و با مقاومت فلسطین‌ در یك‌ سنگر خواهیم‌ بود.»


جایگاه‌ جنبش‌ أمل‌


امام‌ صدر در ادامه‌ با اشاره‌ به‌ جنبش‌ أمل، آن‌ را «جنبشی‌ مردمی‌ و خداباور نامید كه‌ خط‌مشی، ایدئولوژی‌ و ساختاری‌» منسجم‌ و رو به‌ پیشرفت‌ دارد.

امام‌ در ادامه‌ افزود: «جنبش‌ أمل‌ در برابر حملات‌ مكرر اسرائیل‌ به‌ جنوب‌ و در جلوگیری‌ از صهیونیستی‌شدن نوار مرزی‌ لبنان، تأثیر مهمی‌ داشته‌ و قربانیان‌ و شهدای‌ بسیاری‌ تقدیم‌ كرده‌ است‌ و به‌ فضل‌ خدا، روش‌ ملی‌گرا، تحول‌خواه و خداباور‌ خود را ادامه‌ خواهد داد.»


مسئولیت‌ اعراب‌ و حضور اسرائیل‌


ایشان‌ در خصوص‌ مسئولیت‌ اعراب‌ در قبال‌ وقایع‌ لبنان‌ گفت: «باتوجه‌ به‌ خطرها‌ و تهدیداتی‌ كه‌ وجود دارد و باتوجه به پیامدهای‌ وقایع‌ لبنان‌ و بازتاب‌ آن‌ در دیگر كشورهای‌ عربی، می‌توان‌ به‌ مسئولیت‌ بزرگ‌ اعراب‌ در قبال‌ این‌ تحولات‌ پی‌ برد. آنان‌ در قبال‌ لبنان‌ در مقام برادر خود و در مقابل‌ ملت‌ لبنان‌ و نتایج‌ منفی‌ حاصل‌ از سقوط‌ لبنان‌ نیز مسئول‌اند.

در ابتدای‌ گفت‌وگو، به‌ نقشۀ‌ بعدی‌ اسرائیل‌ یعنی‌ ادعای‌ حمایت‌ از اقلیت‌ها اشاره‌ كردیم. چه‌‌بسا، به‌زودی‌ شاهد باشیم‌ كه‌ اسرائیل‌ بخواهد در جایگاه نیرویی سیاسی با نیروهای‌ مخالف‌ دولت‌ در هریك‌ از كشورهای‌ عربی‌ همكاری‌ و ارتباط‌ داشته‌ باشد. البته،‌ این‌ در صورتی‌ است‌ كه‌ جهان‌ عرب اقدام‌ انور سادات‌ در برابر اسرائیل‌ را تكرار نكند و از مواضع‌ خود عقب‌ ننشیند، زیرا اگر خدای‌ ناكرده‌ كشورهای‌ عربی‌ باب‌ رابطه با اسرائیل را‌ بگشایند، دیگر اسرائیل‌ مستقیماً‌ حضور خواهد داشت‌ و بر تمامی‌ امور مربوط‌ به‌ توسعه، فرهنگ‌ و آموزش‌ و… احاطه‌ خواهد یافت.

اسرائیل‌ در زمان‌ غفلت‌ و بی‌توجهی‌ اعراب‌ زاده‌ شد و هنگامی‌ كه‌ اعراب‌ به‌ خطرهای‌ ناشی‌ از وجود آن‌ پی‌ بردند، اسرائیل‌ ابزارهای‌ گسترش‌ نفوذ خود را تغییر داد و از سال ‌1948 میلادی تاكنون، بارها روش‌ خود را تغییر داده‌ و جلوتر از زمان‌ حركت‌ كرده‌ است. در حالی‌ كه‌ متأسفانه‌ اعراب‌ در هر مرحله، هنگامی‌ به‌ جزئیات‌ نقشۀ‌ اسرائیل‌ پی‌ برده‌اند كه‌ كار از كار گذشته‌ بود و زمانی‌ كه‌ آن‌ها سرگرم‌ زدودن‌ آثار برجامانده‌ از نقشه‌های‌ قبلی‌ اسرائیل‌ بودند، اسرائیل‌ خود را برای‌ مرحلۀ‌ بعد آماده‌ می‌كرد تا تجاوز جدیدی‌ را آغاز كند، آن‌ هم‌ نه‌ فقط‌ به‌ سرزمین، بلكه‌ به‌ همه‌چیز.

به‌تازگی‌ سخن‌ از نقش‌ اسرائیل‌ در حفاظت‌ از منابع‌ انرژی‌ یا جلوگیری‌ از دسترسی‌ كامل‌ جهانیان‌ به‌ انرژی به‌ میان‌ آمده‌ است. قضیۀ‌ تغییر مسیر رود اردن‌ به‌ سوی‌ صحرای‌ نقب‌ را كه‌ اسرائیل‌ انجام‌ داد، هنوز از یاد نبرده‌ایم. كشورهای‌ عربی‌ پس‌ از این‌ اقدام گرد هم‌ آمدند و تصمیم‌ گرفتند که اسرائیل‌ را از این‌ كار بازدارند. اما این‌ تصمیم‌ زمانی‌ اتخاذ شد كه‌ اسرائیل‌ همۀ‌ مقدمات‌ كار را آماده‌ كرده‌ و به‌ اجرا درآورده‌ بود. سپس،‌ اعراب‌ تصمیم‌ گرفتند که از ورود سرچشمۀ‌ رود اردن‌ به‌ اسرائیل‌ جلوگیری‌ كنند و اسرائیل‌ كه‌ آماده‌ و مهیا بود به تجهیزات آنان حمله‌ کرد و كشورهای‌ عربی‌ از موضع‌ خود عقب‌نشینی‌ كردند تا دست‌كم‌ دیگر منابع‌ آبی‌ اطراف‌ اسرائیل‌ را برای‌ خود حفظ‌ كنند. تلاش‌هایی‌ برای‌ احداث‌ سد لیطانی‌ آغاز شد و اسرائیل‌ از یك‌سو با این‌ كار مخالفت‌ كرد و از سوی‌ دیگر، مزدوران‌ خود را تحریك‌ كرد تا شروع‌ پروژه‌ را به‌ تعویق‌ بیندازند. وضع‌ به‌ همین‌ منوال‌ ادامه داشت، تا جایی‌ كه‌ اسرائیل‌ بر تمامی‌ سرچشمه‌های رود‌ اردن‌ احاطه‌ یافت.

این‌ مسائل‌ بیان‌کنندۀ آن‌ است‌ كه‌ ما زمانی‌ به‌ فكر می‌افتیم‌ كه‌ فرصت‌ از دست‌ رفته‌ و فاجعه‌ اتفاق‌ افتاده‌ است، در حالی‌ كه‌ اسرائیل‌ جلوتر از زمان‌ حركت‌ می‌كند و برای‌ مراحل‌ پس‌ از هر حادثه‌ نیز برنامه‌ریزی‌ می‌كند. در اوضاع كنونی‌ و در این‌ شب‌ مبارك‌ از شب‌های‌ رمضان، اجازه‌ می‌خواهم‌ مطلبی‌ را صریح‌ و بی‌پرده‌ با‌ خوانندگان‌ این‌ مصاحبه‌ در میان‌ بگذارم: ما در لبنان‌ دیگر چیزی‌ برای‌ از دست‌ دادن‌ نداریم. بهتر است‌ برادران‌ عرب، برای‌ سرزمین‌ و دارایی‌ها و نیروهای‌ خود و میراث‌ و دین‌ و تمدن‌ و ارزش‌های‌ خویش فكری بكنند. خطاب‌ به‌ آنان‌ می‌گویم‌ كه‌ همه‌‌چیز شما در معرض‌ تهدید قرار دارد. این‌طور نیست؟

خوب‌ است‌ در پایان، بیت‌ شعری‌ را كه‌ هنگام‌ هجوم‌ صلیبیان به‌ اندلس‌ (و زمانی‌ كه‌ این‌ سرزمین‌ در معرض‌ خطر سقوط‌ قرارداشت) خطاب‌ به‌ سلطان‌ عثمانی‌ سروده‌ شده‌ و بخشی‌ از قصیده‌ای‌ موسوم‌ به‌ «استنجاد» (درخواست‌ كمك) است، بازخوانی‌ كنم. شاعر در آن‌ بیت‌ می‌گوید:

اَدرِك‌ بِخَیِلك‌ ارضَ‌ اللهِ اندلس
فان‌ رسمَ‌ الهُدی‌ و الدین‌ قد درس

با لشكر خود سرزمین‌ خدا، اندلس‌ را دریاب‌ كه‌ نشانه‌های‌ هدایت‌ و آثار دین‌ پایمال‌ شده‌ است.»