|
به: کل هفتم ۷۱۲ تاریخ: ۴۶/۱/۱۴ موضوع وضع شیعیان لبنان مسئله آمادگیهایی که شیعیان لبنان برای استقبال از سید موسی صدر عالم روحانی عالی قدر ایرانی الاصل در هنگام مراجعت خود از سفر آفریقا تهیه میبینند محافل سیاسی و مذهبی کشور لبنان را در مدت اخیر به خود جلب کرده. جای آن دارد که وضع شیعیان لبنان – به طورکلی از نظر اهمیت نقشی که به احتمال قوی، این طایفه در توجیه سیاست کشور خویش در آینده نزدیک ایفا خواهد نمود – به دقت بررسی و معروض گردد تا با توجه به مراحمی که ذات اقدس همایونی حامی شیعیان نسبت به قاطبه شیعیان دارند و همچنین با در نظر گرفتن استفاده معنوی و اجتماعی و حتی سیاسی که از ترقی شیعیان به طور عموم و علو شأن سید موسی صدر علیالاخص نصیب ایران در لبنان خواهد شد، مطالعه و نظریات عالی را امر به ابلاغ فرمایند. شیعیان لبنان اگر چه تاکنون هم مواجه با اشکالات اجتماعی و سیاسی فراوانی میباشند ولی بدون شک وضع فعلی آنها نسبت به گذشته و حتی چند سال پیش تفاوت زیاد کرده، روز به روز به سوی بهبودی پیش میرود. فیالمثل تا ده سال پیش سطح فرهنگ در صفوف شیعیان به اندازهای پایین بوده که دولت هنگام استخدام کارمندان به اندازه کافی کارمند واجد الشرایط در بین شیعیان نمییافت و ناچار سهمیه این طایفه را سنیها و یا دروز [یها] و دیگران میگرفتند و به همین جهت فعلاً کمتر کارمند شیعه عالیرتبه با سابقه در ادارات دولتی یافت میشود. حال آن که در حال حاضر این وضع دگرگون شده و مثلاً اگر سهمیه شیعیان در ادارهای دو یا سه کارمند باشد گاهی اتفاق میافتد که سی الی شصت نفر در امتحانات ورودی (که قاعدتاً قبل از استخدام کارمندان در لبنان انجام میگیرد) از طرف شیعیان شرکت میکنند. همچنین از نظر مادی و اجتماعی شیعیان پیشرفت قابل ملاحظهای کردهاند. شیعیان، سابق غالباً به کارهای کم درآمدی از قبیل کشاورزی، باربری در بندر، واکس زنی و پیشخدمتی و حداکثر پاسبانی یا ژاندارمری یا سربازی اشتغال داشتند و کسانی که به عنوان «کتبه» و کارمندان کوچک ادارات مشغول کار میشدند طبقه ممتاز آنها بودند. ولی فرزندان آنها که از فشار فقر و فاقه خود به کشورهای دورافتاده آفریقا و آمریکای جنوبی مهاجرت کرده بودند در سنوات اخیر با سرمایههای بالنسبه کلانی به میهن بازگشته و طبقه سرمایهدار ممتازی را تشکیل دادهاند که وزنه اقتصادی به شمار میروند. متأسفانه از نظر سیاسی شیعیان لبنان هنوز نتوانستهاند با پیشرفتهای فرهنگی و اجتماعی و مادی خود همگام شوند و تاکنون مسیحیان و سنیها در این زمینه بر آنها برتری دارند و همین تباین موجب شده که انقلاب درونی شدیدی در روحیه شیعیان به وجود آید و سعی کنند تا تشکیلات سیاسی خود را از صورت عشایری سابق بیرون آورده، بر حسب احتیاج رهبران سیاسی خویش را از بین افراد تحصیل کرده و درستکار انتخاب نمایند لذا نفوذ زعمای قدیمی شیعیان از قبیل خانوادههای الاسعد، حماده (۱) بیضون، خلیل، عسیران، زین و غیره کم کم کاسته شده و فرزندان این خانوادهها دیگر مانند سابق تنها به اتکای نفوذ عشایری خود نمیتوانند مصدر امور باشند و در انتخابات پیروز گردند. اگر چه در ظاهر هنوز فرزندان این خانوادهها در رأس امور شیعیان قرار دارند ولی در حقیقت فرزندان این خانوادهها به کمک تحصیلات عالیه خود موفق به اشغال این مقامات شدهاند با وجود این رقابت شدیدی بین افراد تحصیل کرده شیعه برای اشغال مشاغل مهمه به وجود آمده است. سید موسی صدر که نخست هدف وی خدمت اجتماعی بود، مشاهده نمود که پیروان مذاهب دیگر و به خصوص سنیها نمیخواهند شیعیان از وضع ضعیف سیاسی کنونی خود بیرون بیایند و بدان جهت از هر گونه کمکی به پیشرفت آنها دریغ میورزیدند؛ زیرا بیم دارند شیعیان که از نظر تعداد جمعیت بیشتری را تشکیل میدهند و اخیراً افراد تحصیل کرده بیشتری در بین آنها پیدا شده جانشینی سنیها که اکنون بعد از مارونیها (۲) در دولت مقام دوم دارند گردند و بدین منظور با بهترین حربه یعنی تفرقه بین زعمای شیعه به مبارزه شیعیان درآمدهاند. از طرف دیگر چون شیعیان در لبنان برخلاف مارونیتها، سنیها، دروز (۳) و تمام طوایف دیگر «مجلس ملی» دارای مرکز و خانهای میباشد و در نتیجه رهبر واحد و یا مقام برجستهای که زعمای آنها وادار به همکاری بکند وجود ندارد. از این نظر سید موسی فعالیت خود را متوجه تشکیل مجلس ملی برای شیعیان نموده و در سه سال اخیر با مشکلات زیادی مواجه و موفقیتهایی نصیب وی گردیده است. نخست زعمای سیاسی شیعیان با سید موسی مخالفت کردند زیرا در عرف لبنان چنین متداول است که رئیس مجلس و یا خانه هر طایفه را یکی از علمای مذهبی آن طایفه به عهده بگیرد و فیالمثل کاردینال معوشی رئیس خانه مارونیها و شیخ حسن خالد مفتی جمهوری لبنان و شیخ محمد ابوشقرا مفتی دروز، رئیس خانه دروزیهاست و به همین منوال چنانچه برای شیعیان خانه ملی تشکیل گردد ریاست آن با یکی از علمای مذهبی خواهد بود و کلیه زعمای سیاسی شیعیان ناچار به خاطر مصالح انتخاباتی خود از وی باید پیروی کنند و بدیهی است این موضوع برای زعمای سیاسی شیعیان که در حال حاضر هر کدام خود را رهبر کل شیعیان میدانند ناگوار آمد. ولی با استقبالی که تمام طبقات شیعیان از پیشنهاد سید موسی صدر نمودند وزرا و نمایندگان شیعه نیز ناچار خود را پشتیبان آن اعلام کردند. مصر نخست کوشش فراوانی کرد که سید موسی را به سوی خود جلب کند و نامبرده هم چون نفوذ ناصریها [را] تحت چهره تقویت ناسیونالیسم عرب قوی دیده بود تا حدودی بیمیل به همکاری با آنها نبود ولی چون متوجه شد که مصر باطناً با هیچ یک از رهبران شیعه توافق ندارد لذا حالت بیطرفی مطلق اختیار نمود و مصر چون از مساعی خود در این راه نتیجهای نگرفت، روش خود را تغییر داده، عدهای از آخوندهای مزدور شیعه لبنان را به مخالفت وی برانگیخت و [به] حمله تبلیغاتی [وسیعی] علیه سید موسی صدر دست زد که از جمله وی را مزدور استعمار، مزدور ارتجاع، مزدور پیمان سنتو (۴) مزدور پیمان اسلامی، جاسوس ایران و غیره معرفی نمود و در نتیجه پیکار سید موسی صدر با مصر صورت مبارزه ناصری و ضد ناصری و حتی سوسیالیست و ضد سوسیالیست به خود گرفته، مسیحیان نیز به پشتیبانی سید موسی برخواستند و همین عوامل، خود، موجب شهرت و افزایش نفوذ سید موسی گردید؛ به طوری که بدون شک در حال حاضر وی را متنفذترین شخصیت شیعه لبنان چه از نظر سیاسی و چه از نظر مذهبی میتوان نامید. البته خود وی تاکنون ظاهراً از سیاست بیطرفی دست برنداشته و هیچ گاه به حملات مصر پاسخی نداده است. سید موسی حوالی دو ماه پیش به آفریقا مسافرت کرد تا با شیعیانی که در کشورهای آن قاره به عنوان مهاجر و غیره زندگی میکنند آشنا گردد و ضمناً برای اجرای پروژههای خیریه خود در لبنان که متضمن ساختن خانهای برای شیعیان، بیمارستان، باشگاه، مدرسه و غیره میباشد، کمکهایی بگیرد و تاکنون نیز در آنجا میباشند. سید موسی طبق اخباری که از جراید و سایر منابع مختلفه رسیده در این سفر همه جانبه از طرف سفیر لبنان و رؤسای جمهوری کشورهای آفریقایی و رجال دولتی آن کشورها استقبال شده و ضیافت مفصلی به افتخار وی برپا گردیده است؛ به طوری که پیوسته در رفت و آمدها وزرا و مقامات رسمی همراه وی بودهاند. شیعیان و مسیحیان لبنان با وجود اینکه هنوز در حدود یک ماه به مراجعت سید موسی صدر مانده است، از هم اکنون خود را آماده استقبال بسیار باشکوه و بی نظیری از ایشان میکنند که احتمال میرود از استقبال رئیس جمهور نیز وسیعتر باشد که احتمال میرود کلیه نمایندگان و وزرای شیعه و مسیحی و عده زیادی از رجال مذهبی و بیش از 50 هزار نفر از شیعیان لبنان در آن شرکت خواهند داشت. جبهه مخالفین دولت (شمعون – جمیل – اده) پیشبینی میکنند که سید موسی صدر با گامهای بسیار وسیعی پیش میرود و در آستانه زمامداری شیعیان قرار گرفته است و از هم اکنون این سه گروه سعی میککنند خود را به وی مقرب سازند. |
پی نوشت ها:
۱- حماده – صبری
سیاستمدار لبنانی، فئودال عشایری، نماینده بعلبک، از رهبران استقلال لبنان در سال ۱۹۷۳ و رئیس سنی مجلس نمایندگان لبنان. وی در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمد. به عنوان نایب نخستوزیر و وزیر کشور در سال ۱۹۴۷ انتخاب شد و در طی سالهای ۱۹۷۳ – ۱۹۷۲ وزیر امور عامالمنفعه بود و در سالهای ۱۹۷۴ – ۱۹۷۳ وزیر کشاورزی بود. وی در سال ۱۹۷۵ درگذشت.
۲- مارونی ها
فرقهای از مسیحیان لبنان که نسبت خود را به قدیس مارون میرسانند. مارونی ها بزرگترین فرقه مسیحی در لبنان محسوب میشوند(۸۰۰ هزار نفر) و از آغاز استقلال لبنان در سال ۱۹۴۳ قدرت را با سنیها تقسیم کردهاند (رئیس جمهور، فرمانده ارتش و رئیس بانک مرکزی معمولاً از مارونیهاست و نخستوزیر هم از فرقه سنّی) فرقه مارونی به طور سنّتی مورد حمایت فرانسه بوده است.
۳- دروز
یکی از طوایف اسماعیلی (اسلامی) است که در اصل به «حاکم بامراللَّه فاطمی» و ایمان به امامت او در قرن ۱۱ باز میگردد. از دو جبهه نژادی و فرهنگی از اعراب محسوب میشدند و به زبان عربی تکلم میکنند. قرنها پیش، در رشته کوههای و ودیان لبنان و سوریه و فلسطین مستقر شدند. در میان آنها رهبران بزرگی مانند فخرالدین معنی کبیر (۱۵۸۵-۱۶۵۳) وجود داشت. وی علی رغم وجود سیطره عثمانی، بر فلسطین و بخشهایی از سوریه حکومت میکرد. در قرن ۱۷، هنگامی که وطن عربی، مورد طمع استعمارگران غربی قرار گرفت، دول مزبور توانستند با ایجاد شکاف بین دروزیها و مارونیها، آتش فتنه و کشتار سال ۱۸۶۰ را مشتعل نمایند. در زمینه فقهی، دروزیها بر عقاید (سری) و رسوم خویش، که آن را از سایر مذاهب اسلامی متمایز مینماید، باقی ماندهاند. تنها بزرگان و عقلای صاحب شأن دروزی از تفصیل و مشروح عقاید خویش مطلعند و دیگران غالباً نسبت به این موارد بیاطلاعند. شایستگی و نظافت دروزیها، زبانزد همگان است. همچنین نبرد شدید آنها در جنگ با عثمانیها در قرن ۱۷ و با فرانسویها در قرن ۱۹، شهرت فراوان دارد. شاید بتوان ادعا نمود که، انقلاب جبل عرب (حوران) مشهورترین انقلاب ملی جدید آنها باشد. انقلابیهای جبل عرب در انقلاب «کفّ الاخضر» بر ضد استعمارگران بریتانیایی و صهیونیستی، در سال ۱۹۳۰ شرکت جستند. از میان رهبران ملی آنها میتوان به تعدادی از آنان اشاره نمود امیر شکیب ارسلان؛ یکی از افراد مؤثر جنبش ملی عرب در نیمه اول قرن بیستم، سلطان اطرش رهبر انقلاب جبل، کمال جنبلاط رئیس حزب سوسیالیست پیشرو و یکی از شخصیتهای ملی برجسته لبنان، برخی از آنها نیز در احزاب انقلابی عرب دیده میشوند. قتل منصور اطرش و شبلی عیسمی که عضو حزب بعث عربی به انضمام تعدادی از نویسندگان و شعرای ملی پیشرو در اراضی اشغالی نیروهای امپریالیست، صهیونیست، تلاش وسیعی را در جهت برپا نمودن فریادهای فرقهگرایی در میان دروزیها مبذول داشتند، تا هر چه بیشتر وسایل تجزیه و تضعیف تشکل عربی را مهیا نمایند. صهیونیستها با پذیرفتن دروزیها به خدمت نظام از سال ۱۹۵۶ و سردادن ندای «دولت دروزی» به ایجاد شکاف میان دروزیها و سایر گروههای عربی اقدام نمودند. لازم به تذکر است که صهیونیستها میخواستند با ایجاد دولتهای فرقهای ضعیف، به تفکر ملیت عرب در خاورمیانه، ضربه وارد نمایند. بدین ترتیب آنها میتوانستند بر مناطق عربی، به آسانی مسلط شوند. در حدود۰۰۰ /۲۵۰ دروزی در لبنان و نزدیک به همین تعداد در سوریه و ۰۰۰/۵۰ نفر نیز در اراضی اشغالی به سر میبرند.
(فرهنگ سیاسی لبنان، علیزاده، ص ۱۴۹، ۱۶۵)
۴- سنتو
سازمان مرکزی (علامت اختصاری سنتو) در ۲۱ اوت ۱۹۵۹ به عنوان جانشین «پیمان بغداد» به وجود آمد. در این پیمان، دولتهای عضو پیمان بغداد (ایران، انگلستان، پاکستان و ترکیه) به جز عراق، شرکت کردند. ایالات متحده آمریکا عضو این پیمان نبود، امّا بر آن نظارت داشت و در مانورهای آن شرکت میککرد و به اعضای آن کمک نظامی میداد. سازمان پیمان مرکزی حلقه مرکزی سیستم دفاعی غرب شناخته میشد و ناتو و سیتو را به هم میپیوست. این پیمان که از سالها پیش قوّت خود را از دست داده بود، سرانجام در ۱۹۷۹ با خروج ایران (پس از برقراری رژیم جمهوری اسلامی) و سپس پاکستان و ترکیه از آن، از میان رفت. (ر. ک دانشنامه سیاسی، فرهنگ اصطلاحات و مکتب های سیاسی، داریوش آشوری، ص ۲۰۲)
منبع: اسناد ساواک، جلد اول، صفحه ۸۰ – ۸۴




