تو در کجای حادثههایی؟ که نیستی
در گوشهی کدام خفایی؟ که نیستی
ای حادثه! حماسهی خونیندلانِ عشق!
ای اتّفاقِ ناب! کجایی که نیستی؟
مهرِ سکوت بر لب دلخستگانِ توست
سرگرم با کدام صدایی؟ که نیستی
یاران، دعای چشمبهراهِ تو اَند و تو…
سرمست با کدام دعایی؟ که نیستی
از نیل رد شدیّ و دل موجها گرفت
از نیل، با شکوه و صفایی… که نیستی…
بعد از تو بیقرارترند عاشقان اگر
دلواپس همیشهی مایی که نیستی
آرامش همیشگی مردمان شرق!
ای دفع سوء! حسن قضایی که نیستی!
خاورمیانه با نفَست داشت زندگی
خاورمیانه یعنی جایی که نیستی
بیروت، بعدِ رفتنِ تو تا هنوز هم…
بارانی است؛ مثل هوایی که نیستی
بیروت نه، عروس که چشمانتظار توست
مدهوش از سؤال و چرایی که نیستی
درمان شرق بودی و امّید شیعیان
یادت همیشه هست، دوایی که نیستی!
در لامکانِ عشقی و در قلبِ مؤمنان
تو در زمان چقدر رهایی؟ که نیستی
ما ماندهایم منتظر روزگار وصل
با عشق، غرقِ خاطرههایی که نیستی
منبع: روابط عمومی موسسه امام موسی صدر
روتیتر: یادواره شعر امام موسی صدر۵
