یانۀ ظهر داغ تابستان…
این روزه دار … با لبان خشکیده از عطش….در پی جرعه آبی است که سیرابش کند…
پای آبله … سفر می کند…همۀ کویرهای زمین را…
یانۀ ظهر داغ تابستان…
این روزه دار … با لبان خشکیده از عطش….در پی جرعه آبی است که سیرابش کند…
پای آبله … سفر می کند…همۀ کویرهای زمین را…