در این مراسم یک دفعه قذافی آمد. همین که قذافی آمد، مصطفی بلند شد و رفت سمت قذافی ولی همان عبدالحلیم خدام و بقیۀ شخصیتهایی که بودند، نگذاشتند برود و مصطفی را گرفتند… این را هیچ وقت یادم نمیرود. و بعد سربازها آمدند و داشت تشنج ایجاد میشد. و بعد هم که قذافی را از هتلی که ما در آن بودیم، به جای دیگری بردند…
مصطفی رفت با بومدین* هم صحبت کرد و عصبانی هم شده بود. به من گفت من فقط آمدهام الجزایر برای مسئلۀ آقای صدر. اصلاً در آنجا مصطفی کاری به کار دیگران نداشت، دیگران دنبال کار خودشان بودند و مصطفی دنبال ماجرای آقای صدر بود. به بومدین گفته بود که شما آقای صدر را فرستادید لیبی و مسائل دیگری… این اولین بار است که به این خاطرات فکر میکنم. من این ماجرای الجزایر را اصلاً تا به حال یادم نبودو به همین علت ممکن است خیلی چیزها هنوز یادم نیامده باشد.
——
* هواری بومدین، رهبر متوفی الجزایر که امام موسی صدر به پیشنهاد وی به لیبی سفر کرد.
منبع: مصاحبه گروه تاریخ شفاهی مؤسسۀ امام موسی صدر
روتیتر: ::سالروز شهادت دکتر چمران::
مؤلف: غاده جابر، همسر شهید مصطفی چمران
