سیره و سرگذشت امام موسی صدر

سیره و سرگذشت امام موسی صدر

Page 6

مقدمه مؤلفان



 «این چنین خبرهای گذشته را برای تو حکایت می‌کنیم و به تو از جانب خود قرآن را عطا کردیم.» [۱] 



مشرق زمین آرام نمی‌گیرد… 



ده‌ها قرن می‌گذرد و مشرق عربی همچنان عرصه نزاع و نبرد میان قبایل و ملت‌ها و دولت‌ها بوده است. 



مشرق زمین از آغاز حضور آدمی بر پهنه گیتی با او همراه بوده و او را در مراحل مختلف تحول و توسعه همراهی کرده است؛ مشرق زمین جایگاه حرکت و پویایی آدمی در تمامی رویکرد‌ها و وظایف و تدبیرهای خیرخواهانه یا کینه‌توزانه خویش بوده است و انسان، برای نخستین‌بار، حقوق و تکالیف و رازهای زندگی خویش را در این سرزمین دریافته است. 



ادیان آسمانی در این سرزمین ظهور کردند. پیام‌آوران الهی برای دمیدن روح ایمان در انسان دشواری‌ها متحمل شدند و از جانب عوامل و نیروهای حاکم بر زندگی بشر، رنج‌ها کشیدند. از گذشته تاکنون، نبرد و درگیری میان اصلاح‌طلبان و خیرخواهان از یک سو، و زورگویان و سرمداران زر و زور از سوی دیگر، ادامه داشته است… نبردهایی میان مدافعان حقوق مظلومان و محرومان و ستم‌دیدگان و مستضعفان، با مظاهبر کبر و ظلم و ستم و سرکوب. ملت‌ها و ارتش‌ها و امت‌های بسیاری در این سرزمین زندگی کرده‌اند؛ برخی به سرعت گذر کردند و شماری نیز دیرزمانی پاییدند و، بدین‌سان، مهم‌ترین تمدن‌های تاریخ… که تأثیرات ماندگاری بر تاریخ اندیشه و عمران و آبادانی منطقه داشتند، در این سرزمین پدید آمد. 



مسیحیت، دین تسامح، در فلسطین‌زاده شد و از آنجا به سراسر جهان گسترش یافت. ادیان آسمانی در این سرزمین با یکدیگر روبرو شدند و انسان‌ها در نبردهایی پیایی میان حکومت‌ها، به جنگ و درگیری با یکدیگر ادامه دادند و همه‌چیز خود را در این راه هزینه کردند. بدین‌سان، مشرق‌زمین هیچ‌گاه آرام نگرفت و روی آرامش را ندید. 



در ابتدای قرن شانزدهم میلادی، حکومت عثمانی بر خلافت اسلامی احاطه یافت و ساحل شرقی دریای مدیترانه نیز تحت سیطره آن درآمد. در اواخر قرن هجدهم، ناپلئون بناپارت مصر را در نوردید و برای اشغال سرزمین شام نیز تلاش کرد. اما در پس دروازه‌های عکا متوقف شد و ناکام بازگشت. پس از وقایع مذکور، منطقه به مرحله‌ای جدید گام نهاد و گفتمانی مطرح شد که آن را «مسئله شرق» نامیدند و در آن دوره بود که قلمرو حکومت عثمانی مورد توجه غربیان و اروپاییان قرار گرفت. 



محمدعلی پاشا در تشکیل امپراطوری جدید عربی ناکام ماند و کشورهای اروپایی به تدریح به قلب منطقه نفوذ کردند.، اما مهم‌ترین پیامدهای آن وقایع عبارت بود از دخالت‌های مستقیم اروپاییان. نخستین نشانه‌های حضور سیاسی اروپاییان در سرزمین شام با تشکیل حکومت «قائم مقامی‌ها» در منطقه جبل لبنان در سال ۱۸۴۰ م آشکار شد که در ادامه، گسترش یافت و حکومت «متصرفیه» در ۱۸۶۱ از آن به وجود آمد. در فاصله میان تشکیل این دو سلسله، بسیاری از بزرگان اندیشه و اصلاح‌طلبان جهان اسلامی و عربی، خطرهای ناشی از آن سیاست‌ها را دریافته بودند و به سردمداران حکومت عثمانی درباره پیامدهای آن هشدار می‌دادند. در رأس آنان می‌توان سید جمال‌الدین اسدآبادی (افغانی) و سپس شیخ محمد عبده و دیگر رجال مبارز آن دوره را نام برد. 



در پایان جنگ جهانی اول به سال ۱۹۱۸ م همه‌چیز برای تقسیم منطقه بر مبنای معاهده «سایکس پیکو» مهیا شده بود و کشورهای جدیدی را در منطقه پدید آمد؛ فرانسه، دو کشور لبنان و سوریه را پدید آورد و انگلستان نیز کشورهای عراق و اردن و فلسطین را ایجاد کرد و، بدین ترتیب، تاریخ جدید اعراب آغاز شد. کشور لبنان در مدت نزدیک به ربع قرن (۱۹۲۰-۱۹۴۳م.) زیر سیطره نیروهای فرانسوی اداره می‌شد و در سال ۱۹۴۶، نیروهای فرانسه به طور کامل از خاک لبنان خارج شدند. 



لبنان از یک ساختار «چندگانه» مذهبی (متشکل از هفده مذهب و طایفه) تشکیل شد. چندین اقلیت از قبیل ارمنی‌ها و کرد و سریانی‌ها و کلدانی‌ها نیز در سایه این دولت حضور داشتند؛ دولتی که بسیار از صاحب‌نظران نظام سیاسی آن را «عجیب و غریب، یگانه و منحصر به فرد، و شگفت‌آور و غیرمعمول» نامیده‌اند، به گونه‌ای که «در هیچ نوع طبقه‌بندی نمی‌گنجد و هیچ نوع بررسی و تحلیلی آن را به درستی وصف کند.» [۲] 



نظام اقتصادی آن را نیز کار‌شناسان هیئت اعزامی ایرفد (IRFED) [۳] در اوایل دهه ۱۹۶۰، با تعابیری همچون «منحصر به فرد» و «بیگانه با تمامی قواعد و نظریات اقتصادی» توصیف کرده‌اند. 



فئودالیسم سیاسی بر نظام حکومتی لبنان احاطه یافت و اقلیتی از بورژواهای مذهبی و طایفه‌ای (برابر با ۴ درصد از جمعیت کشور) کنترل اوضاع اقتصادی را در دست گرفت و اکثریت اقشار جامعه لبنان از مشارکت سیاسی بازماند و بیشتر مناطق کشور از رشد و توسعه بی‌بهره ماندند. اقلیتی کم تعداد از منابع کشور بهره‌مند شدند و اکثریت مردم از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم گشتند و لبنان دروازه‌های خود را به روی وقایع و عوامل خارجی گشوده دید. 



در سال ۱۹۴۸ م صهیونیست‌ها فلسطین را غصب کردند و مسئله فلسطین به همراه شعارهای آزادی‌خواهانه آن به عرصه آمد. سپس، اندیشه‌های ملی گرایانه عربی هم زمان با دوره عبدالناصر به آن راه یافت و این عرصه هیچ‌گاه از نبرد میان شرق و غرب تهی نبوده و همواره شعارهای حزبی (از راست‌گرایی افراطی تا چپ افراطی) بر آن سایه افکنده است. 



در کشاکش آن رویداد‌ها، امام صدر به لبنان آمد و از روز نخست، حرکت ملت به سوی اصلاحات را رهبری کرد و گفتمان خود را بر دو پایه اصلی بنا نهاد: نخست، مقابله با دشمن صهیونیستی و دیگری، مبارزه با کم‌کاری و بی‌توجهی‌هایی که موجب پیدایش فقر و ناآگاهی می‌گردد. 



بسیاری از مردان اندیشه و اصلاح در لبنان، با امام صدر همراه شدند و هدف آنان ارتقای انسان و اصلاح نظام حکومتی لبنان بود. امام صدر در بخشی از فعالیت‌های خود به اصلاح و بهبود وضعیت شیعیان لبنان توجه کرد تا آنان نیز در عرصه سیاسی ایفای نقش کنند، ولی رویکرد امام تمامی ملت لبنان را بدون توجه به مذهب آنان و به عنوان یک انسان و یک شهروند مدنظر داشت. از این رو، امام جنبش محرومان را به‌گونه‌ای ساماندهی کرد که ساختار سیاسی و ملی آن، ابعاد انسانی و ملی داشته باشد و به صورت تجربه جدیدی در رهبری حرکت و خیزش مردمی تجلی کند. امام در برابر جنگ داخلی لبنان قد علم کرد و با جدیت برای خاموش کردن شعله جنگ تلاش کرد. از سوی دیگر، ایشان در صدد بود از طریق ارتباط دائمی و منسجم با رهبران عربی، پایه‌های همکاری و همبستگی کشورهای عربی را مستحکم کند، اما در اوج تلاش و مبارزه در سال ۱۹۷۸ م ربوده و از عرصه پیکار و جهاد ناپدید شد. 



جنبش محرومان- به عنوان استمرار حقیقی نهضت پیامبران الهی در تاریخ- از دل نهضت خستگی‌ناپذیر امام صدر و از رنج و محنت اهل لبنان و از دل مسئله فلسطین و از متن حقوق بشر‌زاده شد و چنان‌که بنیانگذار آن خواسته بود، ادامه مسیر داد و به دریای حوادث لبنان گام نهاد. این جنبش از ابتدا تاکنون، همواره با تمایم طرح‌های تقسیم و تجزیه میهن مبارزه و شرافتمندانه برای اصلاح نظام سیاسی لبنان تلاش کرده و بیش و پیش از این‌ها، با افتخار و صلابت در برابر حضور و هجوم دشمن صهیونیستی مقاومت کرده است؛ مقاومتی که سرانجام در سال ۲۰۰۰ م (۱۳۷۹ ش) به اخراج دشمن اشغالگر منجر شد. 



جنبش امل در این راه پرافتخار، هزاران شهید و چندین برابر آن مجروح و اسیر در اه بقای ملت لبنان و جاودانگی آن در دل لبنانیان تقدیم کرده است. 



در این کتاب، پرسش‌هایی را پاسخ خواهیم گفت که برخی از آن‌ها عبارتند از: 



– زمینه‌های پیدایش جنبش أمل چه بوده است؟ 

– نقش بنیانگذار جنبش أمل در حیات سیاسی لبنان و دنیای عرب و جهان اسلام چه بوده است؟ 

– مهم‌ترین اصول و مبانی جنبش امل کدام است؟ 

– نقش این جنبش در جنگ داخلی لبنان چه بوده است؟ 

– جنبش امل چگونه توانست «عصر مقاومت در برابر اسرائیل» را آغاز کند و تا اخراج دشمن در سال ۲۰۰۰ م چه مراحلی را پشت سر گذاشت؟ نقش این جنبش در دفع تجاوز اسرائیل در تابستان ۲۰۰۶ م و پس از آنچه بوده است؟ 

– جنبش امل چگونه در حیات سیاسی لبنان مشارکت داشته و نقش آن در وقایع سیاسی و حکومت چه بوده است؟ 

– جنبش امل در دفاع از حقوق محرومان و در رشد و توسعه کشور چگونه ایفای نقش کرده است؟ 



در مجموعه حاضر نخستین مرحله از تاریخ جنبش در قالب یک مجموعه دو جلدی منتشر شده است. در این مرحله، به زمینه‌های پیدایش جنبش تا ربودن امام موسی صدر و همراهانش، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین، در ۳۱ آگوست ۱۹۷۸ م به دست عامل صهیونیسم جهانی، قذافی جنایتکار، خواهیم پرداخت. 



نگارش و تدوین تاریخ، به طور کلی، امری دشوار و پیچیده است، چه رسد به زمانی که روند شکل‌گیری و تحولات نهضتی چون جنبش محرومان (امل) در کشوری چون لبنان مدنظر باشد؛ جنبشی که بنا بر میثاق‌نامه آن عبارت است از «نهضت تمامی بشر در طول تاریخ که پیامبران و اولیا و مصلحان آن را رهبری کرده‌اند و مجاهدان سلحشور آن را به پیش برده‌اند و شهیدان جاوید بر ارزش و غنای آن افزوده‌اند.» 



آری، وظیفه‌ای دشوار و خطیر را به عهده گرفتیم، بدان امید که بخشی از آن را به انجام رسانیم؛ و برای کاستی‌ها و کوتاهی‌های عذر تقصیر می‌خواهیم. 



این کوشش ناچیز که اینک به اعضای جنبش و تمامی علاقه‌مندان تقدیم می‌گردد، در پی تصمیم شورای ریاست جنبش امل در تاریخ ۱۸/۲/۲۰۰۲ مبنی بر تشکیل ستاد تدوین تاریخ جنبش امل [۴] پدید آمده است. این ستاد از بدو تشکیل با تلاش پیگیر و یاری جستن از متخصصان و کار‌شناسان اهل فن و گفتگو و تبادل نظر با یاران و همراهان امام صدر در سال‌های آغاز نهضت، این تلاش را به نتیجه رسانده است. در اینجا لازم می‌دانیم از تمامی کسانی که در مراحل مختلف پژوهش، تدوین، ویرایش، نظارت و امور اداری ما را یاری دادند. تشکر و قدردانی کنیم. سپاس ویژه خود را به فرزند امام صدر، جناب آقای سید صدرالدین صدر و آقای حسین شرف‌الدین و طارق شمس و علی مرتضی و سمیع هیدوس و حسن قبلان و حسن الحسینی و محمد رومیه تقدیم می‌داریم. 



چنان‌که گفتیم مجموعه دو جلدی حاضر به نخستین مرحله از تاریخ جنبش می‌پردازد. مرحله دوم که دوران پس از ربودن امام و ادامه جنبش به ریاست جناب آقای نبیه‌بری را در بر دارد. به یاری خداوند متعال به زودی منتشر خواهد شد. 



امید آن داریم که عمده مطالب مدنظر خویش را گرد آورده و به شکلی مناسب تقدیم کرده باشیم، که کمال و دوری از کاستی، تنها از آن خداوند متعال است و هر توفیقی حاصل عنایت اوست. از درگاه او مسئله داریم که امام و پیشوایمان و دو همراه‌شان و هر چه زود‌تر به سوی ما بازگرداند. 



تول- نبطیه

۳ سپتامبر ۲۰۰۶

خلیل علی حمدان





 

 [۱] طه، (۲۰) ۹۹. 

 [۲]. المجذوب، محمد، دراسات فی السیاسة و الأحزاب، انتشارات عویدات، بیروت، ۱۹۷۲، ص۷۶. 

 [۳]. مؤسسۀ تحقیقات و برنامه‌ریزی توسعه

 [۴]. اعضای ستاد عبارت‌اند از: خلیل حمدان (رئیس ستاد)، جهاد نبوت (دبیر ستاد)، عاطف عون، عبدالله موسی، عبدالمجید صالح و علی سلیمان.