دعا

دعا

در حقیقت ما در میان مؤمنان به سه گروه بر می‌خوریم: گروهی معتقدند که دعا تنها وسیله برای درمان همة مشکلات و باز کردن همه گره‌ها و به دست آوردن همه چیز است. اینان می‌گویند به جای کار کردن، آمادگی داشتن، زمینه‌چینی، جست‌وجو کردن، اندیشیدن، آموختن و معالجه کردن، به جای همة این‌ها باید به درگاه خداوند دعا کرد؛ برای موفقیت در امتحان، پیروزی در جنگ و معالجه بیماری‌ها و هر چیز دیگری. اما اسلام این ادعا را رد می‌کند. زیرا اسلام تأکید می‌کند که خداوند برای هر چیزی اندازه و سببی قرار داده است و اگر انسان بخواهد به خیر و رستگاری و پیروزی دست یابد، باید کار کند و آمادگی کسب کند. داستان حدیث شریف دربارة ش‌تر مجروح و دعا کردن زنی که صاحب این ش‌تر بود، معروف است. پیامبر به او فرمود تو باید مقداری قطرات را نیز به دعایت بیفزایی، بدین معنا که باید علاجی به کار ببندی و بعد از آن، به درگاه خداوند دعا کنی. پیامبر در زندگی خود اهل کار بود و در جنگیدن هم برنامه‌ریزی داشت و در هنگام بیماری خویش را معالجه می‌کرد. سیرة پیامبران و اولیا و امامان نیز چنین بوده است؛ دعا کردن جانشین تلاش و کار نیست، بلکه انسان باید در کنار تلاش و کار کردن دعا کند. 

گروهی دیگر چون سکولار‌ها می‌گویند دعا کردن هیچ اثری ندارد و انسان باید تلاش و کار کند و آمادگی کسب کند و زمینه‌چینی کند، بدون آنکه دعا هیچ اثری داشته باشد، بلکه کار‌ها و موفقیت تنها به خود انسان بازمی‌گردد. این سخن نیز در این آیة شریفه به صراحت رد شده است، هنگامی که قرآن کریم می‌گوید: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ». زیرا این آیه در این معنا صراحت دارد که انسان مضطر، یعنی کسی که همة تلاشش را برای فراهم کردن اسباب و آماده کردن پیروزی و دفاع و درمان کرده است و بعد از این همه، مضطر شده است، یعنی نتوانسته است به نتیجه برسد، نه به سبب کوتاهی، بلکه به علت ناتوانی و به بن‌بست رسیدن، این انسان اگر به درگاه خداوند دعا کند، خداوند او را اجابت می‌کند و آسیب را از او دور می‌کند. 

گروه سوم، گروهی هستند که اعتدال دارند و با تربیت صحیح قرآنی تربیت شده‌اند. این گروه همچنان که قرآن کریم می‌گوید، معتقدند که انسان باید تمام تلاشش را بکند و در کنار تلاشش باید با خداوند مناجات کند تا گمان نکند که دعایش همه چیز است و نیز گمان نکند که همه چیز مرتبط با اوست تا طغیان کند و منحرف شود و مسببِ نقش را فراموش کند و جایگاه خودش را و جایگاه قدرتش را و جایگاه توانمندی‌های خود را در هستی به فراموشی بسپارد. بعد از این مرحله اگر انسان همة تلاشش را کرد و مضطر شد، طبیعی است که به درگاه خدا دعا می‌کند و خداوند او را اجابت می‌کند و آسیب را از او دور می‌کند. دعا کردن به هنگام اضطرار، نقش سبب را دارد و در غیر حالت اضطرار نیز باید در کنار تلاش وجود داشته باشد تا وسیله‌ای برای اتصال به خداوند متعال باشد. 

این آیات و نیز آیات دیگری که پس از آن می‌آید، به وضوح دلالت بر چنین تفکری دارد. در آیة بعد می‌خوانیم: «أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَ إِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ» [۱] این آیه آفرینش و سبب‌ها و مسائل طبیعی را که خداوند متعال آفریده است، بیان می‌کند: هدایت کردن انسان در تاریکی‌های خشکی و دریا، به وسیلة خورشید و ماه و معرفت و نوری که انسان به دست می‌آورد و آتش و نور، فرستادن باد‌ها و آثار آن، همة این ابزارهای طبیعی، جزو آفرینش خداوند متعال است. و همچنین قبل از این‌ها، آفرینش آسمان‌ها و زمین و فرو فرستادن آب از آسمان و رویاندن بستان‌ها و استقرار بخشیدن به زمین و قرار دادن رود‌ها در آن و قرار دادن کوه‌های بلند میان آن‌ها ‍ […]، این‌ها اموری طبیعی و تکوینی هستند که خداوند متعال خلقشان کرده تا انسان‌ها از میان این اسباب نقش خود را بیافرینند و به درجة جانشینی خدا در زمین برسند. 

قرآن کریم این چنین بر تکیه کردن بر اسباب طبیعی و تلاش تأکید می‌کند و در این میان تأکید می‌کند که انسانِ مضطر که نمی‌تواند به اسباب طبیعی تکیه کند، باید روی به سوی خداوند بیاورد تا پاسخش را بیابد و خداوند آسیب و ضرر را از او دور کند، این مبنایی میانه دربارۀ دعاست. یک مسئله باقی ماند و آن ارتباط میان اضطرار و این نکته است که خداوند فرد مضطری را که او را می‌خواند به مقام جانشینی خود در زمین می‌رساند: «أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ» اینان که تمام تلاش و کوشش خود را کرده‌اند و بعد مضطر شده‌اند، نباید احساس ناامیدی کنند، بلکه باید تلاششان را ادامه دهند و به درگاه خداوند متعال دعا کنند تا خداوند آسیب را از آنان دور کند و آنان را جانشینان خود در زمین قرار دهد. 

——
[۱]. یا آنکه شما را در تاریکی‌های بیابان و دریا راه می‌نماید و آنکه پیش از باران رحمتش باد‌ها را به مژده می‌فرستد. آیا با وجود الله خدای دیگری هست؟ الله بر‌تر است از هر چه شریک او می‌سازند. نمل (۲۷)، ۶۳. 

منبع: برگرفته از تفسیر آیۀ ۶۲ سورۀ نمل، کتاب حدیث سحرگاهان

مؤلف: امام موسی صدر