ایمان به غیب (1)

ایمان به غیب (1)

ایمان به غیب در زندگی انسان ضروری است. انسان زندگی مادی دارد و نیک می‌دانیم که همه چیز در جهانِ مادی نسبی و تغییرپذیر است. و طبیعتِ تغییر، بی‌ثباتی است، ‌در حالی که انسان در زندگی نیاز به ثبات دارد. مثلاً علم همواره در حال تکامل است و تکامل طبیعتاً به مفهوم دگرگونی است. اگر آدمی در زندگی به علم تکیه کند و به علم ایمان بیاورد و تنها به آن اعتماد کند، همان‌گونه که علم تغییر می‌کند، انسان نیز احساس تغییر و ناپایداری می‌کند. این انسان نمی‌تواند به یافته‌ای اطمینان و تکیه کند. زیرا آنچه امروز دربارۀ آن کشف می‌شود، چه بسا فردا درست نباشد و آنچه امروز درست نیست فردا صحیح باشد. پس نه می‌تواند به چیزی اطمینان کامل داشته باشد و نه می‌تواند چیزی را کاملاً رد کند.

صنعت و تکنولوژی و تشکیلات انسانی نیز این‌گونه‌اند، بلکه سازمان‌های اجتماعی و اقتصادی و همۀ قوانین وضعی که زادۀ فکر بشر است نیز چنین هستند. از جمله فلسفه و تمام اندیشه‌های انسانی هم نتیجۀ فکر و تجربه‌های انسانی است. همۀ یافته‌ها در حال تکامل‌اند و تغییرپذیر و ناپایدار. پس نمی‌توانند تکیه‌گاه و سبب اعتماد و آسودگی انسان در زندگی باشند.

انسان نیاز مبرمی به ارتباط با چیزی ثابت دارد تا ثبات یابد و در زندگی حرکت کند و آن را به حرکت درآورد. نمی‌گوییم انسان به جمود و سکون احتیاج دارد، بلکه نیاز دارد تا بر مبنایی استوار تکیه کند، تا از علم و دیگر دستاوردهای بشری به شیوه‌ای پیشرفته استفاده کند. همان‌گونه که علم و صنعت و نظام‌های گوناگون نمی‌توانند جانشین ایمان به خدا شوند، ایمان به خدا نیز به تنهایی نمی‌تواند در جایگاه علم و صنعت و درمان و نظام‌ها بنشیند. 

انسان در زندگی از نقطۀ ثابتی می‌آغازد. اما نقاط تغییرپذیر از انسان آغاز می‌شوند نه انسان از آن‌ها. پس نبودِ ایمان به غیب نگرانی همیشگی در زندگی انسان ایجاد می‌کند. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «أَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ» [۱]. این‌گونه است که درمی‌یابیم هنگامی که انسان ایمانش را به غیب از دست می‌دهد احساس نگرانی می‌کند. به خصوص آن‌گاه که تحول فزونی و تکامل سرعت می‌یابد، نگرانی هر روز بیش از روز دیگر می‌شود. در زمانۀ ما که سرعت تحول شدت یافته است، انسان نیاز شدید‌تر و قوی‌تری به وجود مطلق دارد. 

——
[۱]. آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد. رعد (۱۳)، ۲۸. 

منبع: برگرفته از تفسیر آیات ۱ تا ۴ سورۀ بقره، کتاب حدیث سحرگاهان

مؤلف: امام موسی صدر