۱۹۷۶- نشست ‏های عرمون و دعوت به حفظ وحدت ارتش و نفی تجزیه

1978ـ اشغال جنوب لبنان: سفر ناتمام امام

بیانیۀ مجلس اعلای شیعیان
به دنبال لشکرکشی اسرائیل، اعضای هیئت اجرایی و هیئت شرعی مجلس اعلای شیعیان به ریاست شیخ محمدمهدی شمس‌الدین، نایب‌رئیس مجلس، جلسه‌ای اضطراری تشکیل دادند و این موضوع را بررسی کردند. پس از جلسه، شیخ محمدمهدی شمس‌الدین بیانیۀ مجلس را بدین شرح قرائت کرد: 

ملت لبنان، 

میهن ما از صبح امروز مورد هجوم گسترده و بی‌امان اسرائیل قرار گرفته و فرزندان میهن بیش از پیش هدف بمباران واقع شده‌اند و در معرض آوارگی و بی‌خانمانی قرار دارند. اسرائیل که مسئول وضعیت پدید آمده در جنوب لبنان است و از اِعمال حاکمیت مشروع دولت لبنان و ادای وظایف امنیت و اداری دولت در جنوب جلوگیری کرده و مانع از ورود نیروهای بازدارندۀ عربی به این منطقه از خاک میهن شده بود، اینک با سوء‌استفاده از وقایع روز شنبۀ گذشته، هجوم بی‌محابا به لبنان را آغاز کرده، چنان‌که گویی دولت لبنان مسئول وقایع مذکور بوده است. هدف اسرائیل از این تجاوز تحقق اهداف سیاسی و جغرافیایی خود در خاک میهن است. 
اینک ما از آحاد ملت برای حمایت از حاکمیت دولت مشروع و مواضع آنکه دکتر سلیم الحص، نخست‌وزیر، آن را در بیانات خود اعلام داشت، دعوت می‌کنیم و از تمامی یاران و دوستداران لبنان در سراسر جهان می‌خواهیم که در اعتراض به این تجاوز خصمانه با دولت لبنان همکاری کنند. همچنین، خواستار توجه و اهتمام مؤسسات و نهادهای حکومتی ذی‌ربط به افرادی هستیم که در اثر این تجاوزِ آواره شده‌اند. [۱] 

بازگشت امام صدر
در پی تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، امام صدر سفر خود را به آفریقای غربی ـ که با هدف دیدار با مهاجران لبنانی مقیم آن کشور‌ها آغاز شده بود ـ ناتمام گذاشت و به بیروت بازگشت. ایشان پس از ورود به مقرّ مجلس اعلا، در تماس با رئیس‌جمهور اوضاع کشور را بررسی کرد. امام، همچنین، در دیدار با نایب‌رئیس وقت مجلس اعلا، شیخ محمدمهدی شمس‌الدین، از اقدامات صورت گرفته برای حمایت و یاری آوارگان مطلع شد. [۲] 
قطعنامۀ ۴۲۵
با توجه به گستردگی تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان، دولت لبنان با درخواست کمک از سازمان ملل متحد، از طریق غسان توینی، نمایندۀ دائم خود در این سازمان، شکایتی به شورای امنیت تسلیم کرد و خواهان تشکیل جلسۀ اضطراری شد؛ جلسه‌ای که پس از گذشت سه روز از آغاز تجاوز برگزار شد. در این فاصله، دولت لبنان رایزنی‌هایی با دولت ایالات متحده و کشورهای عضو شورای امنیت انجام داد که نتیجۀ آن شکل‌گیری اندیشۀ اعزام نیروهای بین‌المللیِ تحت نظارت سازمان ملل به لبنان بود. در آن روز‌ها، تلاش دولت لبنان برای آتش‌بس و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی و تشکیل نیروهای حافظ صلح بین‌المللی به اوج رسیده بود. 
در تاریخ ۱۹۷۸/۳/۱۸، آندره یانگ، سفیر امریکا در سازمان ملل، تصویب قطعنامه‌ای را پیشنهاد کرد که در آن مأموریت نیروهای حافظ صلح اعزامی به جنوب لبنان برای کمک به دولت این کشور به‌منظور استقرار حاکمیت خود و ایجاد امنیت، تبیین و تصریح شده بود که پس از آن، نیروهای پاسدار صلح از لبنان خارج شوند. 
در ۱۹۷۸/۳/۱۹، قطعنامۀ امریکایی به رأی گذارده شد و دوازده کشور (از پانزده کشور عضو شورای امنیت) با آن موافقت کردند. چکسلواکی و چین و اتحاد جماهیر شوروی از شرکت در رأی‌گیری امتناع کردند و شوروی با اعلام مخالفت خود با بندی از قطعنامه که در آن بر یاری نیروهای حافظ صلح بین‌المللی به لبنان با هدف استقرار حاکمیت آن تصریح شده بود، این کار را دخالت در امور داخلی لبنان برشمرد. بنابراین، چین نیز در رأی‌گیری شرکت نکرد. قطعنامه با رأی موافق ایالات متحدۀ امریکا و فرانسه و بریتانیا و آلمان فدرال و کویت و کانادا و نیجریه و بولیوی و گابن و جزایر موریس و ونزوئلا و هند به تصویب رسید. [۳] 
بدین‌ترتیب، قطعنامۀ ۴۲۵ ـ که اسرائیل را به توقف فوری عملیات نظامی و عقب‌نشینی نیروهای خود از تمامی خاک لبنان فرا می‌خواند ـ تصویب شد. [۴] 
در ادامه، گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد دربارۀ اجرای قطعنامۀ ۴۲۵ قرائت شد که در آن راهکارهای اجرایی قطعنامۀ مذکور به‌منظور اطمینان از عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی و استقرار صلح و امنیت بین‌المللی و کمک به دولت لبنان به‌منظور اِعمال حاکمیتِ مؤثرِ خود در منطقه به تفصیل بیان شده بود. [۵] 
چندی بعد، قطعنامۀ ۴۲۶ به تصویب رسید که در آن بر تشکیل نیروهای حافظ صلح بین‌المللی (یونیفل) تصریح شده بود. سپس، در تاریخ ۱۹۷۸/۵/۳، قطعنامۀ ۴۲۷ تصویب شد که بر مبنای آن شمار نیروهای بین‌المللیِ حافظِ صلح از چهار هزار به شش هزار نفر افزایش می‌یافت و از اسرائیل خواسته شده بود که بدون تأخیر همۀ نیروهای خود را از سراسر خاک لبنان خارج کند. [۶] در قطعنامۀ ۴۳۴ مورخ ۱۹۷۹/۹/۱۹ نیز مدت مأموریت نیروهای سازمان ملل چهارده ماه تمدید شد. 
با وجود قطعنامه‌های سازمان ملل، اسرائیل عملیات نظامی خود را متوقف نکرد و به درخواست‌های شورای امنیت پاسخ مثبت نداد، بلکه در تاریخ ۱۹۷۸/۳/۲۰، نیز به بمباران و گلوله‌باران مناطق مختلف جنوب ادامه داد. در آن تاریخ تمامی مناطق واقع در جنوب لیطانی به استثنای باریکۀ صور به تصرف اسرائیل درآمده بود. [۷] 
در تاریخ ۲۸ مارس ۱۹۷۸، اسرائیل از نیروهای یونیفل خواست که در نزدیکی مرزهای اسرائیل پایگاهی دایر نکنند. اسرائیل فقط به شبه‌نظامیان مرزی اجازۀ چنین کاری را داده بود و این نشانگر آن بود که اسرائیل با اجرای طرحی خطرناک و ایجاد نواری مرزی قصد داشت آن را به شبه‌نظامیان مرزی واگذار کند. در عمل نیز این کار صورت گرفت، چنان‌که اسرائیل در پی عقب‌نشینی‌های مکرر از مناطق مرزی در روزهای ۱۱، ۱۲ و ۱۹۷۸/۵/۳۰ و ۱۹۷۸/۶/۱۳، «پایان عقب‌نشینی از جنوب لبنان و تحویل چند مقر به نیروهای سعد حداد» را اعلام کرد. [۸] 
از آن تاریخ، سعد حداد از تشکیل کشورگونه‌ای تحت عنوان «دولت لبنان آزاد» خبر داد که از لحاظ عملیاتی و نظامی و امنیتی با اسرائیل هماهنگی و انسجام کامل داشت. این امر هنگامی به وقوع پیوست که در زمان اعزام یکی از یگان‌های ارتش لبنان به کوکبا در ۱۹۷۸/۷/۳۱، نیروهای اسرائیلی و نیروهای تحت امر سعد حداد از ادامۀ حرکت آن جلوگیری کرده بودند. 
——
 [۱]. النهار، ۱۹۷۸/۳/۱۶. 
 [۲]. النهار، ۱۹۷۸/۳/۱۹. 
 [۳]. روزنامه‌های لبنان، ۱۹۷۸/۳/۱۹. 
 [۴]. ر. ک: متن قطعنامه‌های ۴۲۵ و ۴۲۶ در پیوست کتاب. 
 [۵]. توینی، غسّان، همان، ص ۳۶۱. 
 [۶]. توینی، غسّان، همان، ص ۳۶۵
 [۷]. توینی، غسّان، همان، ص ۴۰۹.. 
 [۸]. توینی، غسّان، همان، ص ۴۱۱

منبع: سیره و سرگذشت امام موسی صدر، چاپ دوم، ج ۲، ص ۲۸۳- ۲۸۷

مؤلف: هیئت رئیسه جنبش امل

مترجم: مهدی سرحدی