عزم سفر

روز شهادت (۱)

خورشید روز شهادت که سر زد، گویند حسین بر اسب رسول خدا ص که نامش مرتجز بود، سوار گردید و به آماده کردن لشکر و صف‌آرایی سپاه پرداخت. سپاهی که از نظر عدد، از یک صدم سپاه دشمن کمتر بود، و هزاران برابر سپاه دشمن، وفا داشت، ایمان داشت، استقامت داشت.

پیشوای شهیدان زهیر را به فرماندهی جناح راست سپاه خود و حبیب را به فرماندهی جناح چپ گماشت و پرچم را به دست برادرش عباس سپرد. آزادگان باید پرچم‌دارشان جوانمرد‌ترین کس باشد.

خیمه‌ها پشت سر لشکر قرار داده شد. آن‌گاه فرمان داد:
در کنده‌ای که گرداگرد خیمه‌های کاروان کنده شده بود و از نی و خس و خاشاک آکنده بود، آتش افکندند و خط دفاعی را تکمیل کردند، تا دشمن نتواند، بر بانوان حرم بتازد، و از پشت بر سپاه شهادت خنجر زند.

عمر سعد فرمان‌فرمای سپاه یزیدی نیز به آرایش سپاه خود پرداخت، و سرداران و فرماندهانی برای هر قسمت از لشکر منصوب ساخت. اطمینان به پیروزی و عشق ملک ری، سراپای وجودش را فرا گرفته بود و هر چه زود‌تر انتظار شام شدن روز را می‌کشید.

عمروبن حجاج زبیدی را به فرماندهی جناح راست و شمر را به فرماندهی جناح چپ قرار داد و پرچم را به دست درید غلامش سپرد. بردگان دنیا، باید پرچم‌دارشان بردة پلید‌ترین مرد تاریخ باشد.

منبع: کتاب «پیشوای شهیدان»

مؤلف: آیت الله سید رضا صدر