روایت یک شاهد عینی از حادثهٔ انفجار در اردوگاه جنبش امل

روایت یک شاهد عینی از حادثهٔ انفجار در اردوگاه جنبش امل

او یکی از رزمندگان امل است که در واقعۀ انفجار مین در «عین البنیّة» بعلبک حضور داشت و مجروح شد. واقعه‌ای که پس از آن موجودیت جنبش امل به طور رسمی اعلام شد. خاطره نجیب سید علی خلف از این حادثه را به نقل از جلد دوم کتاب «عزت شیعه» در ادامه می‌خوانید.

نتیجه تربیت امام موسی صدر

«در روز سوم دوره آموزشی بود که یک مین ضد تانک منفجر گردید. در‌‌‌ همان لحظه اول ۱۵ نفر به شهادت رسیدند. عده زیادی مجروح شدند که من هم یکی از آنان بودم. از ناحیه دو چشم، دست و پا به شدت مجروح شده بودم. در لحظات و دقایق اولیه انفجار، هیچ امیدی به زنده ماندن نداشتم. چرا که اولاً خونریزی‌ام شدید بود. ثانیاً از اردوگاه تا اولین بیمارستان، یک راه طولانی و پر پیچ و خم کوهستانی در پیش بود. اگر می‌دانستیم که سریعاً به بیمارستان خواهیم رسید، باز می‌توانستیم قدری امید داشته باشیم، اما شرایط آن روز و نوع جراحات به گونه‌ای بودند که امیدی باقی نمانده بود. به همین جهت یقین داشتم که به شهادت خواهم رسید.

در‌‌‌ همان لحظات ناامیدی و به اصطلاح احتضار، متوجه تکه مقوایی شدم که در کنارم افتاده بود. به طور خلق الساعه به ذهنم خطور کرد که جمله‌ای برای بازماندگان بنویسم. پیش خود گفتم، می‌نویسم و‌‌‌ رها می‌کنم، بالاخره برادرانی که از اینجا عبور می‌کنند آن را خواهند یافت. کسانی که با من رابطه عاطفی دارند، از قبیل خانواده، دوستان و نزدیکان ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند و بیشتر از گذشته به حق و حقیقت روی آورند. با‌‌‌ همان دست خونین و شکسته، بدون اینکه حسی داشته باشم بر روی مقوا چنین نوشتم:

کونوا مومنین
نجیب

نکته مهمی که مایلم به آن تاکید کنم این است، عبارتی که نوشتم اگر چه کوچک است، اما حقیقت مهمی در آن وجود دارد. نوشتم مومن باشید. ننوشتم «املی» باشید. ننوشتم «صدری» باشید. تنها نوشتم «مومن» باشید. یعنی ایمان به خدا بر همه چیز تقدم دارد. و این نتیجه تربیت امام موسی صدر بود. امام صدر جوانان شیعه را این گونه تربیت کرده بود. انسانی که توسط امام موسی صدر تربیت می‌شد، «املی» و «صدری» نبود. مومن به خدا بود و این خیلی مهم است. من تصور می‌کنم که این جمله سندی گویا بر صحت و اصالت روش تربیتی امام صدر باشد.»