از دریچه عاشورا

از دریچه عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا أبا عبدالله و علی الأرواح التی حلّت بفنائک، علیک منی سلام الله أبداً ما بقیت و بقی اللیل والنهار، ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم، السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین و علی أولاد الحسین وعلی أصحاب الحسین. 
در ایـن روز و در این مکان، در برابر خود دو دریچه به‌سوی واقعۀ کربلا می‌‏بینیم. زمان روز عاشوراست و مکان حسینیه. در این روز با نام و یاد حسین به سر می‌‏ّبریم و به ذکر رنج‏های حسین در راه خدا و رنج‏های یاران و اهل‌بیت او در راه حق و مبارزه با ستم و پاسداری از کرامت انسان و در راه همدردی با ستم‌دیدگان گوش فرا می‌‏دهیم. ما در زمان و مکانی به سر می‌‏بریم که ما را به آن واقعه می‌‏برند. 
امروز روزی است که نسل اندر نسل به ما رسـیده اسـت و از نخستین روزهای عمر خود دربارۀ آن شنیده‏ایم و آن را گرامی داشته‏ایم. شنیده‏اید که امام صادقع و امام علی‌بن‌الحسین زین‌العابدین (ع) و امامان و پیشوایان پس از آنان، این روز را گرامی و بزرگ داشته‏اند و آن را به ارث برده و به ارث گذاشته‏اند و دست به دست آن را حفظ کرده‏اند تا به ما رسیده است. 
برخی از پدران ما به یاد دارند که در گذشته مراسم عاشورا را پنهانی برگزار می‌‏کردند و این میراث ارزشمند را در برابر ستم‏های فراگیر دولت عثمانی حفظ می‌‏کردند. آنان‌ برای بزرگداشت این مراسم، شب‌هنگام در محله‏‌ها مراقبانی را در راه‌های ورودی خانه‏‌ها می‌‏گماشتند تا وقتی مأموران عثمانی آمدند، جمعیت پراکنده شود و عزاداران حضور خود را دیداری عادی وانمود کنند. همۀ این کار‌ها برای آن بود که این مناسبت در میان آنان زنده بماند. خداوند به آنان به سبب خدمتی که به دین و به ما کرده‏اند، پاداش نیک دهد. ولی جای این سؤال باقی است که چرا آنان این مناسبت را بزرگ و گرامی می‌‏داشته‏اند؟ چرا برای احیای آن و حفظ پویایی و اثربخشی آن تلاش کرده‏اند تا به دست ما برسد؟ آیا فقط برای اینکه ما گریه کنیم؟ نه، هرگز. گریه کردن تنها یکی از عوامل بقای این مناسبت است که آن را پر رونق و پرشور کرده و اثری عمیق در دل‌ها به جا گذاشته است. 
ما در تاریخ خود در لبنان، هیچ‌گاه مانند امسال این مناسبت را به‌طور شایسته گرامی نداشته‏ایم. امسال می‌‏توانیم بفهمیم چرا نیاکانمان این روز را بزرگ می‌‏داشته‏اند؟ و چرا از آن پاسداری کرده و در راه آن مرده‏اند؟ آیا برای بزرگداشت شهیدان بوده است؟ شهیدان که در نزد خداوند بزرگ و ارجمندند؛ یا برای تعصب‏ورزی و فتنه‏انگیزی و تفرقه‌افکنی؟ نه، هرگز. این امور از پیشوایان ما، که پیشگام مبارزه برای حفظ این امت بوده‏اند، بعید است. آنان این مناسبت را حفظ کرده‏اند تا به فرزندان خود و، به‌ویژه ما در لبنان، بفهمانند که راه حق هموار و خالی از دشواری نیست، بلکه پر از خار و تیغ است و در آن کشته شدن و رنج کشیدن و متهم شدن و اسیر شدن و گرسنگی و تشنگی و انواع سختی‌های دیگر وجود دارد. 
ذکر گوشـه‏ای از رنـج‏هـا و دردهـای امـام حسـین (ع) و سـرور شهیدان و پسر دختر رسول‌خدا را شنیدید. چرا امام خود را به این رنج و مصیبت گرفتار کرد؟ می‌‏توانست در خانۀ خود محترم و ارجمند بنشیند. 
می‌‏توانست هر آنچه از لذت و بهره‏های دنیا می‌‏خواست، برای خود فراهم کند. ولی از این کار خودداری کرد و همۀ قیام خود را تنها در دو جمله خلاصه کرد: «ألا تَرَونَ الحَقَّ لایُعمَلُ بِهِ وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ، لِیَرغَبَ المُؤمِنُ فِی لِقاءِ اللهِ.» (آیا نمی‌‏بینید که به حق عمل نمی‌‏شود و از باطل پرهیز نمی‌شود؟ جا دارد مؤمن دیدار خدا را آرزو کند.) 
وقتی به حق عمل نمی‌‏شـود و باطل در بین مردم رواج دارد و مردم از آن رو نمی‌‏گردانند، جا دارد مؤمن آرزوی ملاقات خدا (مرگ) کند. نه اینکه خود را بکشد، بلکه از حق دفاع کند، هرچند به رنج‏هایی، مانند آنچه مردم ما امروز با آن‌ها سر و کار دارند، مبتلا شود. هرچند به‌‌ همان رنج‏های مردم شیاح و کرک و حارة الغوارنه گرفتار شود. بر سر مردم ما در این مناطق بمب‏‌ها و موشک‏هایی ریخته می‌‏شود که از اموال و مالیاتی که از خود آنان گرفته‌اند، تهیه شده‏ است. این اموال از درآمد ما و از زندگی ما گرفته شد تا به دستان جنایتکار سپرده شود و در شب‏های سیاهی که کشور و شهروندان نیازمند امنیت بودند، این موشک‏‌ها بر ضد ما و مردم بی‏گناه و بی‏دفاع غیرنظامی به کار گرفته شد. 
این راه حسین (ع) است و وقتی ما عاشورا را گرامـی مـی‏داریم، می‌‏خواهیم به آنان، از بالادستان تا قصرنشینان و کسانی که در دفترهای خود نقشه می‌‏کشند و توطئه می‌‏کنند، بگوییم: میراث و تاریخ ما را مشاهده کنید. زندگی و تاریخ ما آمادۀ تحمل چنین سختی‏‌ها و دشواری‏هایی است. ما با این رنج‏‌ها و عذاب‌هایی که به ما می‌‏دهید، بیگانه نیستیم. اگر شما مردم بی‏پناه و غیرنظامی را می‌‏کُشید، اگر زنان را عذاب می‌‏دهید، اگر کسانی را که می‌‏ربایید، شکنجه می‌‏کنید، اگر دست اسیران را، بر خلاف همۀ آداب و قواعد انسانی، در جهان قطع می‌‏کنید، اگر مناطق غیرنظامی را بمباران می‌‏کنید، این‌ها برای میراث و تاریخ ما ناآشنا و بیگانه نیست. ما ۱۳۰۰ سال پیش نیز در اثر مصیبتی که بر سرور جوانان بهشت وارد شده است، چنین آزارهایی دیده‌ایم و بلکه دچار رنج‌های شدیدتری هم شده‌ایم. ما از این‌گونه مصیبت‏‌ها رنج برده‌ایم و خواهیم برد و در راه خود ثابت‏قدم خواهیم ماند و تسلیم نخواهیم شد و زیر بار ظلم و طغیان نخواهیم رفت و از ایمان خود دست بر نخواهیم داشت. ما به وحدت لبنان و به انسان ایمان داریم؛ لبنانی که از حق دفاع کند و شهروندان آن از حقوق و تکالیف یکسان برخوردار باشند. ما هیچ‌گونه تبعیض و سلطه‏گری را نمی‌پذیریم. 
ما در این کشور، به ضرورت دفاع از وطن و جنوب در برابر اسرائیل ایمان داریم و نمی‌‏پذیریم که بر ضد آن توطئه شود. ما در این کشور، ایمان داریم که مقاومت فلسطین حقی است مقدس و از این باور خود دست نمی‌کشیم، هرچند ما را شکنجه دهید یا نابود کنید. این سخن شما را که آنان سُنی هستند و ما شیعه هستیم، نمی‌پذیریم. شیعه یعنی کسانی که برای سنت و اسلام و مسائل جهان اسلام جان خود را فدا می‌‏کنند. امام حسین (ع) و امام صادق (ع) هیچ‌گاه نگفتند: می‌‏خواهم از جماعت و پیروان خود دفاع کنم. آنان از امت و از مسلمانان و از حق، هر کجا که بود، دفاع کرده‏اند. 
مسئلۀ فلسطیـن مسئله‌ای برحـق اسـت و خطـر اسـرائیل تنها فلسطین را تهدید نمی‌‏کند، بلکه لبنان را و هر انسانی را تهدید می‌کند. اسرائیل شر مطلق است و، از این‌ رو، هرکس در برابر آن بایستد، خیر مطلق است. ما از آنان دفاع می‌‏کنیم و هرگز از آنان چیزی نمی‌‏خواهیم، جز اینکه در کنار حق بایستیم. همان‌گونه که حسین (ع) ۱۴۰۰ سال پیش گفت: «آیا نمی‌‏بینید که به حق عمل نمی‌‏شود و از باطل پرهیز نمی‌شود؟» ما برای ساختن وطنی یک‌پارچه و عدالت‏خواه و حق‏طلب و در راه دفاع از وطن و پاسداری از مقاومت فلسطین می‌‏ایستیم و آنان را‌‌ رها نمی‌‏کنیم و از وطن خود دست برنمی‏داریم و تجزیۀ آن را نمی‌‏پذیریم. 
ما از چه رنج می‌‏بریم؟ آیا می‌‏خواهید ما را عذاب دهید؟ پیش از این نیز اجداد شما، شمر و یزید و ابن‌زیاد، حسین و فرزندان حسین را عذاب دادند. در تاریخ این مسئلۀ تازه‏ای نیست که بندگان شیطان و دنباله‏روان استعمار، حق‏طلبان و مستضعفان را عذاب دهند. ولی ما همواره تحمل می‌‏کردیم و این آیۀ شریفه را می‌‏خواندیم: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الاَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّـةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.» 
اجداد آنان فرعون است. قرآن کریـم آنـان را فرعـون خوانـده است. «فرعون» یعنی چه؟ هر طغیانگر ستمگری فرعون است: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الأرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعاً.» همچنان‌که آنان نیز ما را در این سرزمین دسته‌دسته و گروه‌گروه ساختند: «یَسْتَضْعِفُ طَائِفَـةً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ.» قرآن سپس می‌‏گوید: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّـةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ.» 
ایستادگی ما در برابر ظلم و ستم چیز تازه‏ای در تاریخ نیست. و اینک ما عاشورا را گرامی می‌‏داریم. عاشورا و یاد عاشورا و عزاداری‏های عاشورا پدیده‏هایی نیستند که یک‌باره ظهور یافته باشند. از زمانی‌که ما بودیم و از زمانی‌که مذهب ما وجود داشت، عاشورا را گرامی می‌‏داشتیم و می‌‏گفتیم: «السلام علیک یا ابا عبدالله.» می‌‏گفتیم: «یا لیتنا کنا معک.» (کاش ما با تو بودیم.) ما می‌‏دانیم حسین (ع) چه سختی‏‌ها و مصیبت‏هایی کشیده است. هر روز دربارۀ این مصیبت‏‌ها می‌‏شنویم؛ دربارۀ کشته شدن او و فرزندانش و کشته شدن کودک شیرخوارش، تشنگی، اسارت، هجوم لشکریان به خیمه‏گاه، جدا کردن سر‌ها، آزار‌ها، تاختن اسب‏‌ها بر روی بدن‏های پاک شهدا. همۀ این‌ها در تاریخ آمده است. این‌ها الفبای تاریخ مذهب ماست.‌ای ستمگران،‌ای کاخ‏نشینان،‌ای جنایت‌کاران، با چه چیزی می‌‏خواهید ما را عذاب دهید و شکنجه کنید؟ با موشک‏باران غبیری و حیّ‏‌الغوارنـه و برج‌البراجنـه؟ این‌ها در تاریخ ما سابقه داشته است. ما در مقابل این سختی‏‌ها بسیار صبر پیشه کرده‏ایم، بسیار تحمل کرده‏ایم، بسیار ایستاده‏ایم و هیچ‌گاه عقب‏نشینی نکرده‌ایم و نخواهیم کرد. و هنگامی که موعد فرا رسد، هیچ‌یک از ما شریف‌تر و بزرگ‌تر از حسین (ع) نیست. عمرمان طولانی‏‌تر از عمر حسین (ع) و خونمان رنگین‏‌تر و پاک‏‌تر از خون حسین (ع) نیست. می‌‏ایستیم و می‌‏جنگیم و از کودکان و اهداف و حقوق خود بی‏باکانه دفاع می‌‏کنیم. 
شبهه‏اندازی و تفرقه‏افکنی بس است. تقسیم‏بندی مردم و حیله‏گری و تبلیغات گمراه‏کننده کافی است. مردم حیّ‏‌الغوارنـه چه کرده‏اند که سزاوار آوارگی و اسارت باشند؟ چه کرده‏اند؟ آیا در میان آنان برخی تیراندازی کرده‏اند؟ همۀ مردم در همه‌جا تیراندازی کرده‏اند. جوانان چه کرده‏اند که می‌بایست دستانشان را بر روی سر‌هایشان قرار می‌دادند؟ همۀ این‌ها برای خوار کردن و ترساندن و اثبات برتری نژادی است، همان‌گونه که یهود چنین می‌‏کند. ولی یهود از اینکه خود را ملت برگزیدۀ خدا خواندند، چه سودی بردند؟ غیر از بحران و نابسامانی و محنت همیشگی خود و ملت یهود و عرب؟ آیا اکنون قرار است با چشمان خود شاهد شکل‏گیری اسرائیلی جدید در این منطقه باشیم؟ اسرائیلی مسیحی؟ هرگز، اگر یک قطره از خون ما باقی باشد، نمی‌‏گذاریم اسرائیل دومی در سرزمین ما به وجود آید، هر کاری هم می‌خواهند بکنند. ما بر‌تر دانستن برخی بر دیگران را نمی‌‏پذیریم. همۀ مردم مانند دندانه‌های شانه با یکدیگر برابرند. نه می‌‏خواهیم بر کسی برتری داشته باشیم و نه کسی بر ما برتری داشته باشد. سه نفر از آنان اسیر می‌‏شوند و آنان در مقابل، ۱۳۰ نفر یا نود نفر یا سی نفر را در منطقۀ کحاله اسیر می‌‏کنند؛ یعنی در برابر هر یک نفر، ده نفر. این تفکر صهیونیستی است. این تفکر نازی‌هاست. این تفکر فاشیستی است. این تفکر برتری‏جویانه است که مردم را تقسیم‏بندی می‌‏کند: برخی بالا‌تر از دیگران و برخی پایین‏‌تر. این تفکر مردود است. چه خواهید کرد؟ ما را عذاب می‌‏کنید؟ تاریخ ما و عاشورای ما و احترام ما به حسین (ع) تأکید می‌‏کند که ما دنباله‏رو همین راهیم و این چیز جدیدی نیست که مردم را می‌‏کُشید و آزار می‌‏دهید و می‌‏ربایید و خانۀ مردم غیر‌نظامی را خراب می‌‏کنید. این‌ها در تاریخ ما تازگی ندارد. امام حسین(ع) کشته شد، فرزند شیرخوارش کشته شد، زنان او اسیر شدند، خیمه‏گاه او به آتش کشیده شد. حال اگر خانه‏های ما نیز سوزانده شود، تسلیم نمی‌‏شویم و سر فرو نمی‌‏آوریم. حسین این را به ما آموخت و زنده نگه داشتن یاد عاشورا یعنی همین. 
دست ما برای تفاهم و آشتی دراز است، ولی اگر خواهان جنگ هستند، ما نیز آماده‏ایم. حسین (ع) تا آخرین لحظه نصیحت و خیرخواهی می‌‏کرد و از جنگ پرهیز می‌کرد، ولی وقتی آنان بر جنگ پا فشردند، گفت: من آماده‏ام، هیچ مانعی وجود ندارد. ما نیز حسین را بزرگ و عزیز می‌‏شماریم و افتخار ماست که او را عزیز بشماریم و در راه او حرکت کنیم. اگر آنان جنگ می‌‏خواهند، ما آماده‏ایم و اگر هم خواهان صلح و آشتی هستند، ما آماده‏ایم. ما به دنبال برتری‏جویی و فساد در زمین نیستیم و سرانجامِ نیک از آنِ تقواپیشگان است. معنای بزرگداشت یاد حسین این است. 
ای حسینیان،‌ای کسانی که برای بزرگداشت نام و یاد حسین گرد آمده‏اید، زمان روز عاشوراست و مکان حسینیه است؛ یعنی دو دریچه به‌سوی یاد حسین (ع) در برابر ما گشوده است. در این سال هیچ شهری در جهان، حتی کربلا که قتلگاه و قبر امام حسین(ع) است، مانند لبنان، این مناسبت را گرامی نداشته‌اند و نمی‌‏توانند داشته باشند. بزرگداشت این مناسبت در اوضاع و احوال ما با اجتماع کردن نیست، بلکه با دادن شهید است؛ شهیدانی که یکی پس از دیگری بر زمین می‌‏افتند و ما بر آنان نماز می‌‏خوانیم و یادشان را گرامی می‌‏داریم. ما ایستاده‏ایم. مهاجرت یا فرار نمی‌‏کنیم و زنان و کودکانمان را‌‌ رها نمی‌‏کنیم و حتی آه بر لب نمی‌‏آوریم. ما این‌گونه نام و یاد حسین را گرامی می‌‏داریم. 
در این سال ما در همۀ عالم و همة تاریخ این افتخار را داریم که برای نخستین بار در تاریخ حسینی خود، با عقل و جان و دست و مال و حیات خود، یاد حسین (ع) را گرامی داشتیم، نه با زبان تن‌ها. ما زمان حماسه را گرامی می‌‏داریم. زمان آن کی می‌‏رسد؟ آنکه این زمان را تعیین می‌‏کند، ما نیستیم. ما تنها آماده‏ایم. ستمگران‌اند که وقت آن را مشخص می‌‏کنند، زیرا اگر آنان خواهان صلح باشند، ما از آن استقبال می‌‏کنیم و اگر خواهان جنگ باشند نیز آماده‏ایم. ما سر فرو نمی‌‏آوریم و فرار نمی‌‏کنیم. تجهیزاتی هم نداریم جز دستانمان و سنگ‏‌ها و تفنگ‏های کوچک و کودکان و محله‏های ساده. هرچند میان امکانات ما و آنان، برابری و توازن وجود ندارد، ولی این نابرابری بیشتر از نابرابری میان سپاه امام حسین (ع) و سپاه عمربن‌سعد نیست. سپاه امام چند نفر بودند؟ هفتاد و دو نفر […]*
———————————
* متأسفانه بقيۀ سخنرانی بر روی نوار نيست.

منبع: سفر شهادت، صص ۱۳۱-۱۳۹

مترجم: احمد ناظم

مؤلف: امام موسی صدر