ماهیت روایت‌های نادرست دربارۀ قضیۀ امام موسی صدر؛ پیگیری‌های لبنانی ـ لیبیایی به کجا رسید؟

ماهیت روایت‌های نادرست دربارۀ قضیۀ امام موسی صدر؛ پیگیری‌های لبنانی ـ لیبیایی به کجا رسید؟

نویسنده: علی دریج
ترجمه: مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر

قضیۀ امام موسی صدر به معمایی پیچیده تبدیل شده است که گذشت روزها و سال‌ها نتوانسته‌ است آن را حل کند. خانوادۀ امام همچنان امیدوارند و کشف حقیقت سرنوشت او آرزوی تمامی دوستداران امام موسی صدر است؛ به‌خصوص بعد از سرنگون شدن نظام قذافی که امید تازه‌ای را برانگیخت.

شایعات و اخبار و روایاتی که دربارۀ امام موسی صدر و دو همراهش شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین شکل‌ گرفته، فراوان است و آن‌ها را رسانه‌های محلی و جهانی منتشر می‌کنند. آخرین آن‌ها کشف جسدی در یکی از سردخانه‌های لیبی است که گفته شده متعلق به امام موسی صدر است.

این خبر در لبنان باعث واکنش افکار عمومی شد و کمیتۀ رسمی پیگیری قضیۀ امام موسی صدر با ریاست عدنان منصور، وزیر امور خارجۀ لبنان را بر آن داشت که به لیبی سفر کند تا این مسئله را بررسی کند و برای روشن شدن موضوع دربارۀ آن تحقیق کند تا به تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها خاتمه دهد.

این تحقیقات چنان‌که منبعی آگاه به «السفیر» گفته است، باعث تلاش‌های گوناگونی شد که از لبنان تا لیبی و از آن‌جا تا بوسنی و هرزگوین ادامه داشت که بعضاً با خطرهایی نیز همراه بود.

در نتیجۀ این تلاش‌ها، این کمیته از دو مسئله اطمینان یافت:

1. قضیۀ امام موسی صدر برای لیبی تبدیل به اولویت شده است و آنان در این قضیه به تمام احتمالات توجه دارند. به این معنا که بعد از گفت‌وگوها و بحث‌های فراوان با آنان، روشن شد که تحقیقات آنان بر اساس فرضیۀ وفات امام موسی صدر نیست، زیرا این امر ثابت نشده است.

2. تلاش لیبی برای بررسی منابع اصلی روایاتی که از فرضیۀ وفات سخن می‌گویند و منابع آن‌ها یا رسانه‌هاست یا نقل از بعضی مسئولان در نظام سابق لیبی یا بازداشت شدگان یا کسانی که فرار کرده‌اند.

تناقض روایات وفات

تحقیقات کمیتۀ پیگیری قضیه دربارۀ روایات وفات نشان داد که این روایات ویژگی‌های مشترکی دارند:

1. هیچ یک از این روایت‌ها بر اساس اطلاعات مستقیم خودِ راویِ آن نیست و همۀ آن‌ها نقل قول از منبعی دیگر است؛

2. هیچ یک از این روایت‌ها کامل نیستند؛

3. هیچ یک از این روایت‌ها قرینه یا شاهد مورد اطمینان یا دلیل عینی ندارند؛

4. مهم‌ترین ویژگی این است که تمامی روایات و حتی آن‌ها که از یک منبع معین نقل شده‌اند، متناقض‌اند و مثال آن، عبدالمنعم الهونی، عضو سابق شورای رهبری انقلاب و سفیر فعلی دولت در اتحادیۀ عرب است که روایتی را بیان کرده است که مفادش این است که با جناق او، خلبان الیازجی سه پیکر متعلق به امام موسی صدر و دو همراهش را با هواپیما از طرابلس به سبها برده است تا در آن‌جا دفن کند. الهونی اضافه کرده بود که الیازجی به دستور قذافی کشته شد و تأکید کرده است که خانوادۀ این خلبان از این مسئله آگاه‌اند.

پس از آن مشخص شد که الیازجی در سانحه‌ای هوایی در سال 1982 کشته شده است؛ یعنی بعد از گذشت چهار سال از ربودن امام موسی صدر و دو همراهش. و نیز مشخص شد که خانوادۀ او چیزی از این قضیه نمی‌دانند. هنگامی که کذب این روایت آشکار شد، الهونی ادعا کرد که آن را از این و آن شنیده است و خواسته است از قضیۀ امام صدر برای روشن شدن قضایای اشخاص دیگری که در لیبی کشته یا ناپدید شده‌اند، استفاده کند.

و اما روایت‌های دیگری که متضمن اخباری از کشته شدن فوری امام صدر است، چند گونه‌اند. برخی از آن‌ها می‌گویند او را در دریا انداخته‌اند و برخی دیگر می‌گویند در بیابانی انداخته‌اند و بعضی از آن‌ها خبر از ساختن بنایی بر محل دفن ایشان می‌دهند و این‌جا این سؤال پیش می‌آید که مگر امام موسی صدر و دو همراهش چند بار کشته شده‌اند.

بعد از سفر کمیتۀ رسمی پیگیری به ریاست عدنان منصور، به طرابلس غرب در ژانویۀ سال گذشته که در آن برای نخستین بار فرزند ارشد امام صدر، صدرالدین صدر نیز حضور داشت، طرف لیبیایی این پرونده را به شکلی مستمر از طریق قضایی با همکاری قاضی حسن الشامی پیگیری کرد و این کار با همکاری‌های مشترک لیبی و لبنان و دادن اطلاعات و سرنخ‌های مفیدی به لیبیایی‌ها دربارۀ این پرونده صورت گرفت.

طرف لبنانی در این تلاش‌ها از مسلمات و ثوابتی آغاز کرد که مهم‌ترین آن‌ها این است که امام موسی صدر و دو همراهش زنده هستند و باید از مکان مجهولی که در آن زندانی‌اند، آزاد شوند. پایۀ این فرضیه این است که در لیبی مکان‌هایی هست که هنوز به دست انقلابیان لیبی نیفتاده است و شاید در این زندان‌ها زندانیان دیگری نیز باشند که قذافی با توجه به رفتارهای عجیب و غریبش آنان را به گروه‌های دیگری تحویل داده باشد.

طرف لبنانی هم‌زمان بر ابعاد قضایی پرونده‌ای که در شورای عالی دادرسی لبنان موجود است، تأکید کرد و به این علت که این جرم در لیبی اتفاق افتاده است، تذکری به دستگاه قضایی لیبی داد. کما اینکه با جانب لیبیایی بر سر این گفتمان توافق کرد که: این جرم در لیبی رخ داده است؛ و امام صدر شخصیت لبنانی بزرگی است و این مستوجب همکاری مشترکی است که قبل از هر چیز در خدمت این قضیه است؛ و عامل زمان نقش مهمی را در جرایم ناپدیدشدگی اجباری ایفا می‌کند.

پیکر کشف‌شده و سفر دی.ان.ای

اوضاع بر این منوال بود تا اینکه در آوریل گذشته، لیبی از طرف لبنانی دعوت کرد در نبش گوری دسته‌جمعی حضور داشته باشد؛ گوری که محققان لیبیایی بنا به سخنان نگهبانان زندان اعتقاد داشتند که در آن پیکر امام موسی صدر وجود دارد.

هیئتی از کمیتۀ تحقیق، فوراً عازم لیبی شد تا از حقیقت امر آگاه شود. گور نبش شد و تحقیقات اولیه در حضور هیئت لبنانی انجام گرفت. جسد به طور کامل تجزیه نشده بود زیرا در سردخانه نگه‌‌داری می‌شد، اما تا حد بسیاری از بین رفته بود؛ به طوری شناسایی چهره ممکن نبود. اما نتیجۀ بررسی‌های بعدی، بر خلاف انتظار لیبیایی‌ها بود:

اندازه‌گیری استخوان ران آن جسد، نشان‌دهندۀ تفاوت‌های بسیاری در قد و سن بود: جسد مربوط به شخصی می‌شد که قدش 180 سانتی‌متر بوده است در حالی که قد امام موسی صدر 197 سانتی‌متر بوده است. همچنین صاحب آن پیکر در سال 1997 مرده بود و عمرش بین 40 تا 50 سال بوده است. در حالی که امام موسی صدر در سال 1928 به دنیا آمده و عمرش در سال 1997 حدود 69 سال بوده است.

با این حال و بنا بر خواستۀ طرف لیبیایی و برای جلوگیری از هر نوع سوءبرداشت و رسیدن به نتیجۀ نهایی، طرف لبنانی موافقت کرد که آزمایش دی. ان. ای نیز انجام شود و این کار در کشور بوسنی و هرزگوین انجام شد که طرف لیبیایی آن را به خاطر وجود آزمایشگاه بین‌المللی و مخصوص این کار، برگزیده بود.

توافق شد که لیبیایی‌ها نمونه‌ای را از جسد کشف شده بگیرند و به سرایوو ببرند و کمیتۀ لبنانی نیز در مقابل، نمونه‌ای از فرزند امام، سید صدرالدین صدر به سرایوو بفرستند. و نیز توافق شد که کیفی که حاوی لباس و وسایل بود و گفته می‌شد که متعلق به آن جسد است، تحویل لبنان شود تا دربارۀ آن در لبنان تحقیق شود.

بعد از حدود یک هفته، طرف لبنانی به لیبی اطلاع داد که نمونه را از فرزند امام صدر گرفته است و نیز نتیجۀ آزمایش دربارۀ لباس‌ها منفی بوده است و آن‌ها متعلق به امام موسی صدر نبوده است.

پس از آن، نوبت دولت لیبی بود که نتیجۀ تحقیقات در سرایوو را اعلام کند. اما این قضیه با تأخیری توجیه‌ناپذیر مواجه شد. طرف لبنانی تا ژوئیۀ گذشته انتظار کشید تا دو طرف یکدیگر را در بوسنی ملاقات کنند. در نهایت بعد از میانجیگری یک مقام بلندپایۀ لبنانی با مصطفی عبدالجلیل، رئیس مجلس انتقالی لیبی، در شانزدهم ژوئیه و بعد از تلاش‌های فراوان، نتیجه اعلام شد که آن نیز منفی بود. جسد به هیچ وقت متعلق به امام صدر نبود. در آن زمان طرف لبنانی، برای تقویت همکاری‌ها، درخواست لیبی را برای اعلام نکردن فوری نتیجۀ این تحقیقات، پذیرفت.

کمیتۀ لبنانی در مقابلِ تأخیر هفت ماهۀ لیبی در جریان سرایوو، از لیبی درخواست کرد که برنامۀ جدید و دقیقی برای همکاری تعیین شود و این مسئله‌ای بود که خانواده‌ها همواره بر آن تأکید داشتند. اینکه کارها بر اساس جدول‌بندی زمانی مشخصی پیش برود و برنامه‌ای نیز برای جست‌وجو در مکان‌های ناشناخته وجود داشته باشد؛ که این درخواست تا کنون بی پاسخ مانده است.

رسانه‌های لیبی اعلام کردند که آن جسد متعلق به وزیر خارجه سابق منصور الکیخیاست که قذافی او را در سال 1993 از مصر ربود.

طرف لبنانی به وعده‌های لیبی اکتفا نکرد، بلکه سرنخ‌هایی را که اهمیت کمی هم نداشت، پیگیری کرد و در ابتدا به سراغ کسانی رفت که از ارکان نظام قذافی بوده‌اند و به هرجا که توانسته‌اند گریخته‌اند. به کشورهایی سفر کرد که این اشخاص در آن‌ها بودند، خصوصاً موریتانی که رئیس اطلاعات سابق لیبی، عبدالله السنوسی به آن پناهنده شده بود.

در دوم سپتامبر گذشته با ملاقات کمیتۀ لبنانی با السنوسی موافقت شد. سبب این تأخیر این نکته بود که موریتانی در خفا تصمیم گرفته بود که او را به حکومت لیبی تحویل دهد. اما به علت تمایل طرف لبنانی و نمایندۀ آن، عدنان منصور که روابط دوستانه‌ای با نخست وزیر موریتانی دارد و نیز به علت توجهی که محمد ولد عبدالعزیز، رئیس جمهوری موریتانی به قضیۀ امام صدر دارد، مقامات موریتانی موافقت کردند که این هیئت ساعاتی قبل از تسلیم السنوسی به لیبی، با او ملاقات کنند.

دیدار هیئت لبنانی با السنوسی که با حضور عدنان منصور و مدیرکل امور مهاجران، هیثم جمعه و قاضی الشامی انجام شد و چندساعتی به طول انجامید.

در ماه اکتبر گذشته، هیئتی از کمیتۀ پیگیری از طرابلس غرب دیدار کرد و بیش از یک هفته در آن اقامت کرد و تلاش کرد تا همکاری‌ها مستحکم شود و تحقیقات و تبادل معلومات تسریع شود. و این هیئت در خلال این دیدار بر ضروت آغاز مرحلۀ جست‌وجوی مکان‌های مجهول تأکید کرد. در این سفر دیدارهایی با مسئولان بلندپایۀ دستگاه قضایی لبنان انجام شد. همچنین با محمد یوسف المقریف، رئیس کنگرۀ ملی لیبی دیدار شد که خصوصاً بعد از آنکه قاضی الشامی نامۀ نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان را به او تسلیم کرد، اهتمام ویژه‌ای به قضیۀ امام صدر و دو همراهش ابراز کرد و قول داد که بعد از استقرار بیشتر دولت، همکاری بیشتری را آغاز کند.

همچنین برخی شایعات اخیر دربارۀ مرگ عده‌ای مشکوک و کشف برخی گورها، دقیق نیست. و نیز معامله بر سر این قضیه با دریافت پول، چه از جانب خانوادۀ صدر، چه از جانب رهبری جنبش امل و چه از جانب کمیتۀ پیگیری نادرست است. مسئولان پیگیری قضیه اعلام کردند که همۀ این‌ها فقط اکاذیب رسانه‌ای است که هدف برخی از آن‌ها دستاوردهای مالی بوده است. و البته چنان‌که منابع آگاه می‌گویند، خانوادۀ صدر صرفاً برای امکان صدور دادخواست شخصی در شورای عالی دادرسی لبنان، مبلغ یک لیر لبنانی را برای این منظور اعلام کرده است.

منبع: روزنامۀ السفیر
جمعه، 21 دسامبر 2012

منبع: روابط عمومی مؤسسۀ امام موسی صدر