در روز چهارم، امام صدر تهدید کرد در صورتی که تا ۱۹۷۵/۷/۱ رشید کرامی اعضای کابینۀ خود را معرفی و پایبندی خود را به اجرای خواستههای محرومان اعلام نکند، دامنۀ تحصن گسترش خواهد یافت. امام، همچنین، از رادیوی دولتی لبنان که از صبح آن روز با ناامن جلوه دادن ورودیهای پایتخت موجب اضطراب و نگرانی مردم شده بود، به شدت انتقاد و تصریح کرد: «آنان مزدورانی را به کار گرفتهاند که تکتیرانداز نام دارند و تا جایی که ما میدانیم کارمندانی هستند که در پایتخت فضای رعب و وحشت و کشتار به وجود میآورند. برخی از آنان هم در نزدیکی ما و در کنار مسجد تیراندازی میکنند.». ایشان، در ادامه، تشکیل شورایی قضایی را با هدف تعیین مسببان وقایع و محاکمۀ آنان خواستار شدند. [۱]
واکنشهای مردمی در حمایت از امام همچنان ادامه داشت و از آن جمله میتوان به تحصن زنان مسیحی در دارالفتاة و کلیسای سیدةالنجاة اشاره کرد که شرکتکنندگان در آن تحصن، ضمن اعتصاب غذا با ارسال تلگرافی به رئیسجمهور از وی خواستند که برای توقف خونریزیها تلاش کند. تلگرافی نیز در حمایت از امام صدر خطاب به ایشان ارسال کردند. [۲]
تجمعی نیز در روستای خیام در تأیید امام صدر برگزار شد. همچنین، در حسینیۀ بعلبک تجمعی در تأیید اقدام امام صدر با حضور جمع کثیری از مردم در تاریخ ۱۹۷۵/۷/۱ برپا شد و برپایی کنگرۀ ملی و راهپیمایی زنان در بعلبک از جمله خواستههای تجمعکنندگان بود. همچنین، عدهای به طرف مساجد شهر راهپیمایی کردند و، در ادامه، به سوی کلیسای روم کاتولیکهای بعلبک به راه افتادند. اسقف زغبی طی سخنانی در محل کلیسا و در حضور راهپیمایان سلامتی و موفقیت همۀ مبارزان و در رأس آنان امام صدر را از خداوند مسئلت کرد. همچنین، کانون وکلای لبنان حمایت خود را از امام اعلام کرد و اهالی روستاهای طیری و عیتاالشعب نیز تأیید و حمایت خود را ابراز داشتند. در شهر صور نیز راهپیمایی و تحصن در حمایت از امام ادامه داشت. [۳]
تشکیل کابینه
در پی تحصن امام و اعلام حمایت گستردۀ مردمی از ایشان، حکومت لبنان در موضع انفعال قرار گرفت و در تاریخ ۱۹۷۵/۷/۱، تشکیل کابینۀ جدید اعلام شد. پس از آن، دو تن از وزیران کابینه، آقایان عادل عسیران و غسان توینی، هنگام خروج از کاخ ریاستجمهوری اعلام کردند: «به نزد امام میرویم تا از ایشان بخواهیم تحصن را پایان دهند.»
از طرفی، پس از پایان مراسم معرفی کابینه، نخستوزیر، رشید کرامی، در تماس تلفنی با امام صدر آمادگی دولت برای اجرای همۀ خواستهها و در رأس آنها، خواستههای بیستگانه را اعلام کرد. اما توینی و عسیران، وزیران کابینۀ جدید، با حضور در مسجد صفا به ملاقات امام رفتند و پایان تحصن را خواستار شدند. غسان توینی خطاب به امام گفت: «این نخستین اقدام کابینۀ جدید و نخستین خواستۀ دولت جدید است. باید بگویم که شما قویترین حزب کابینه را در اختیار دارید.» [۴]
پس از گذشت سی سال از آن واقعه، غسان توینی در مراسم بزرگداشت محمد صفیالدین، نمایندۀ اسبق پارلمان، دربارۀ آن دیدار خود و عادل عسیران با امام صدر چنین میگوید:
روز معرفی کابینۀ جدید به ریاست (مرحوم) رشید کرامی در جولای ۱۹۷۵، امام صدر در مسجد مجتمع آموزشی عاملیه متحصن شده و اعلام کرده بود که تا پایان درگیریها روزه و تحصن خود را ادامه خواهد داد.
به یاد دارم که پس از معرفی کابینه در کاخ ریاستجمهوری با عادل عسیران، وزیر شیعۀ کابینه، مشورت کردم و، سپس، به نزد رئیسجمهور که به تازگی با او آشتی کرده بودم، رفتم و گفتم که به همراه عادل عسیران میخواهیم نزد امام برویم و از ایشان بخواهیم که به نشانۀ حمایت از کابینهای که امام بیش از یک یار یا نماینده در آن دارد، تحصن و اعتکاف را پایان دهند و مطمئن باشند که کابینه فراخوان امام برای پایان دادن به جنگ را مبنای کار خود قرار میدهد.
رئیسجمهور، فرنجیه، با سردی موافقت خود را اعلام کرد و با همان لحن همیشگی گفت: «خدا به همراهتان… به امام سلام برسانید و بگویید که شما دو نفر، نمایندۀ من و رشید کرامی، نخستوزیر، هستید و تقاضای شما خواستۀ همۀ ما و، همچنین، خواستۀ آقای شمعون که در دولت حضور دارند، به شمار میآید.
وقتی من و آقای عادل عسیران به مسجد رسیدیم و وارد شبستان شدیم، با دیدن اسقف جورج خضر و اسقف اغناطیوس مارون که در صحن مسجد کنار امام روی زمین نشسته بودند، شگفتزده شدیم. امام از آنجا برخاست و نزد ما آمد. خواستۀ خود را مطرح کردیم و با اشاره به افزایش افراد مسلح درخیابانها و احتمال طولانی شدن جنگ سخت و فرسایشی، با اصرار از ایشان خواستیم که برای جلوگیری از این وضعیت تحصن را پایان دهند و ضمن فراخواندن همگان به صلح و آرامش، کابینۀ جدید را تأیید کنند و با دولت، که بهمنظور دستیابی به صلح درصدد اجرای خواستههای امام برآمده بود، همکاری کنند.
امام از ما خواست کمی منتظر باشیم تا با دوستان مشورت کند، و با گفتن این جمله به داخل صحن مسجد بازگشت. شماری از علما گرد ایشان حلقه زدند. به یاد دارم که مرحوم شیخ محمدمهدی شمسالدین هم در میان آنان بود. وقتی امام با چهرهای جدی به سوی ما بازگشت، ابتدا گمان کردم که با خواستۀ ما مخالفت میکند. ولی ایشان دستش را بالا برد و از ما تفقد کرد و فرمود: «خدا به شما توفیق دهد… من مردم را به پایان دادن تحصن فرا میخوانم. ولی مبادا موضوع را دست کم بگیرید. ابعاد این جنگ فراتر از تصور ماست.» من هم به امام عرض کردم: باید به رهبری شما، بر ضد جنگ وارد جنگ شویم. [۵]
——
[۱]. روزنامههای لبنان، ۱۹۷۵/۷/۱.
[۲]. روزنامههای لبنان، ۱۹۷۵/۷/۱.
[۳]. النهار، ۱۹۷۵/۷/۲.
[۴]. همان.
[۵]. النهار، ۲۰۰۵/۵/۱۹.
- 1
- 2
