خردورز و پرمدارا؛ ربودن امام موسی صدر یک اتفاق ساده نیست

خردورز و پرمدارا؛ ربودن امام موسی صدر یک اتفاق ساده نیست

آنچه می‌خوانید سخنرانی سید محمد خاتمی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در همایش «امام موسی صدر، اندیشه ربوده شده» که در اردیبهشت ۱۳۸۳ در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، است.

با تقدیر از برگزارکنندگان این گرد همایی مبارک و با آرزوی اینکه سخنرانان اندیشمند و دانشمند بهتر و بیشتر گوشه‌های ناپیدای این شخصیت بارز را در معرض دید جامعه ما قرار بدهند. عر ض می‌کنم که استاد حقوق دانشگاه شهید بهشتی گفت: تجلیل از امام موسی صدر تجلیل از یک شخص نیست بلکه تلاش برای شناخت و بزرگداشت یک اندیشه، یک روش و منش جریان ساز در جهان امروز و خصوصا دنیای اسلام ودنیای تشیع است. در جهان بشری، در تاریخ جهان اسلام و در عالم تشیع شخصیت‌های برجسته، عالمان بزرگ، شخصیت‌های سیاسی مؤثر وشخصیت‌های هنری وعلمی ظهور کرده‌اند. اما اینکه فضایل گوناگون و متضاد در وجود یک فرد جمع شود به ندرت اتفاق افتاده و یک امر استثنایی است که امام موسی صدر نمونه بارز آن است.

امام موسی صدر از نظر علمی دارای تحصیلات عالی بود و به مرحله والای اجتهاد فقهی و دینی دست یافته بود. امام به تحصیلات فقهی، کلام، فلسفه و تفسیر اکتفا نکرد و در سایر شاخه‌های علوم اسلامی و بشری صاحب نظر بود. علاوه بر تحصیلات دانشگاهی در عرصه‌های مختلف در مسائل روز دارای مطالعات گسترده، عمیق و صاحب نظر بود. و بالا‌تر از این، مصداق بارز و گویای امام صادق یعنی زبان آگاه به زمانه خویش بود، که اگر عالمان دینی از این فضیلت تهی باشند، علم و جایگاه اجتماعی آنان سدی در برابر پیشرفت خواهد بود.

او روشنفکری هرهری مذهب نیست، بی‌باور نیست اما باورهای او بر برهان، دلیل و منطق استوار است. یعنی سخن‌ها را می‌شنود، آرا و نظریات را می‌شنود و بهترین را انتخاب و برآن پافشاری می‌کند. در عین حال به فرد انسانی احترام می‌گذارد.

روشنفکر کسی است که از نوآوری در عمل و نظر استقبال می‌کند. اسلام بر تعقل و خردورزی انسان تکیه می‌کند، دین نیز برای رهایی و افزایش بینش و تقویت عنصر ممیز انسان یعنی خرد در انسان آمده است و در صورت‌ها و شکل‌هایی متناسب با زمان که رنگ تقدس گرفته، خلاصه می‌شود. اما روشنفکری دچار آفت بزرگ تاریخی شده است یعنی به جای آنکه خود را با مقولات زمان تنظیم کند، در مقابل تحولات زمان و اندیشه که به تحولات زمان می‌انجامد، می‌ایستد.

ظاهر بینی آفت بزرگ دین‌ها است و دست کم در بخش‌های مهمی از تاریخ ادیان محتوای دین قربانی صورت‌ها و شکل‌ها شده است. ظاهر بینی آفت بزرگ دین هاست.

اشکال و صوری که متناسب با زمانند، هنگامی که رنگ تعصب می‌گیرند مانع دیدن چهره حقیقتی دین می‌شوند و دین به جای آنکه عامل پویای رشد و اعتلا باشد، عامل ماندگاری، ایستایی و پافشاری بر ظواهر و غفلت از باطل و حقیقت دین می‌شود.

یکی از دردسرهای بزرگ پیامبران الهی این بود که با عادت‌های پوسیده و با شکل‌های ظاهری دین که رنگ تقدس یافته است، روبه رو بودند و در برابر منطق استوار دین که انسان را به خردورزی و تامل در آفاق و انفس دعوت می‌کرد، ایستادند و گفتند: این خرد آمده است که ما را از آنچه به آن عادت کرده‌ایم، دور کند و عادتهای مقدس ما را بگیرد و ما را از هویت تهی کند.

گذشتگان و پدرانمان را دیدیم که این راه و روش را داشته‌اند و ما پیرو آن هستیم. پیامبران آمدند که این عادت‌ها را تغییر دهند و حتی پیامبر اسلام (ص) نیز که به اجرای عرف جامعه بسیار اهتمام داشتند و بسیاری از صورت‌های رایج در جامعه آن روز را زدودند، با تغییر محتوای آن صورت‌ها به آنجان بخشیدند مثل حج و حتی معاملات و روابط اجتماعی.

ظاهر بینی و اسارت در بند عادت‌ها از مشکلات بزرگ بشری و به خصوص جوامع دیندار است. چون دین امری متعالی است که هرگاه قداست محتوای دین به ظاهرش سرایت می‌کند، ظواهر که تنها جامه دین هستند، مقدس می‌شوند و به جای اینکه انسان‌ها اینجامه را از تن درآورند و متناسب با زمان و مکان در آن تحول ایجاد کنند تا محتوای دین محفوظ بماند، می‌کوشند که صورت‌ها را برجامعه تحمیل کنند و این امر امکان پذیر نیست و نتیجه آن دین گریزی و دوری جامعه خواهد بود.

امام موسی صدر روشنفکر اهل بود که به حقیقت دین توجه داشت، در عین حال به موازین و اصول که در حقیقت مهم‌ترین دشمن ظاهر بین است، پایبند بود. اگر فرد خدا را نپرستد پرستشگر اموری می‌شود که حتی از خود انسان نیز کوچک‌تر است.شان انسان والا‌تر از آن است که حتی بنده انسان دیگری باشد، چه برسد به اینکه بنده امور باشد که جزئی از انسان یا کوچک‌تر از خود انسان است.

روشنفکر حقیقی بر اساس اصول و معیار به حقانیت خود معتقد است. چنین روشنفکری در نظر و عمل نوآور است چنانکه امام موسی صدر نیز بی‌گمان از جمله کسانی هستند که این راه و روش را دنبال می‌کردند.

از دیگر خصوصیات امام موسی صدر احترام به جوهر انسانیت است. جوهر انسانیت انسان از آن جهت که انسان است، مورد احترام است و صاحب حقوق و حرمتی است که باید آن را پاس داشت.

این بینش به علاوه خردورزی مسئله‌ای را پیش می‌آورد که برای صلح جامعه بشری لازم است و آن رواداری است. بدین معنی که انسان به میزان‌هایی پای بند است، روادار نیز هست و انسان مقابل را صاحب احساسات و اندیشه و عادت‌ها می‌دانند.

محیط اجتماعی امام موسی صدر اقتضای چنین منشی را داشت. جامعه لبنان، جامعه‌ای متکثر و دارای طوایف مختلف و در واقع جایگاه تلاقی تمدن‌های متفاوت است و کسی می‌تواند در چنین محیطی بماند و ببالد که چنین روحیه‌ای داشته باشد، اهل رواداری و منطق و خردورزی باشد.

اینکه امام موسی صدر را به عنوان رهبر شیعه در لبنان معرفی می‌کنیم در جای خود درست است، ولی ایشان به عنوان شخصیتی فرا‌تر از رهبری یک طایفه حضور داشت.

در سفر اخیر به لبنان با نمایندگان و رهبران همه فرقه‌ها و طوایف دیدار کردم، آنان به طور یکسان از شخصیت امام موسی صدر به بزرگی یاد می‌کردند. در این سفر او را به عنوان رهبر همه طوایف یافتم، نه تنها رهبر شیعه لبنان، رهبری که به عنوان یک قهرمان ملی مورد احترام قرار می‌گرفت.

امام موسی صدر از موضع دین دغدغه دنیای مردم را داشت و این راز و رمز محبوبیت و نیز تاثیر او در جامعه بود واین دغدغه مختص فرقه خاصی نبود.

گرچه شیعه، بخش محروم جامعه لبنان را تشکیل می‌دهد و توجه به بهبود وضعیت این طایفه مظلوم که اکثریت داشت لازم بود، نگاه او به محرومیت نه یک نگاه ابزاری بلکه نگاهی اصولی بود، او خواستار عزت هر انسانی بود که در لبنان، جامعه اسلامی و انسانی زندگی می‌کرد.

امام موسی صدر همزمان با تقویت بنیه دینی و اعتلای بینش و منش و روش شیعه سعی می‌کرد که با دمیدن روحیه خودباوری و تلاش برای رفع محرومیت از این بخش محروم اندیشه خود را به سایر طوایف گسترش دهد. آثار به جا مانده از کارهای عملی و سازمانی و مدیریت وی نشانه همه جانبه نگری اوست. مجلس اعلای شیعه پشتوانه اعتقادی و معنوی جامعه شیعه لبنان است. «حرکت محرومان» جریانی برای ایجاد خودباوری و تقویت حرکت به سوی رفع فقر و محرومیت است. به همین منظور امام موسی صدر برای بهبود وضع زندگی انسان‌ها مؤسسه‌های خیریه تاسیس کرد.

«جنبش امل» به عنوان پشتوانه عزت و اقتدار جامعه لبنان است، جامعه‌ای که تا ضعیف باشد توسری خور است. اما آنچه نباید فراموش شود این است که ما نه تنها نباید ظلم پذیر باشیم بلکه باید در مقابل ظلم و تجاوز نیز بایستیم، آموزش ببینیم و نیرومند شویم.

جنبش امل حرکتی جهادی است، ولی نه برای تجاوز به دیگری بلکه برای جلوگیری از تجاوز متجاوزان به حقوق جامعه‌ای که مردم آن حق زندگی آبرومند دارند. امام موسی صدر نیز خواستار عزت و استقرار عدالت در جامعه بود و به درستی و به دلیل روشن بینی، اسرائیل را عامل اصلی تبعیض، نابرابری، بحران، خشونت و عقب ماندگی می‌دانست. اسرائیل که با غصب به وجود آمده و با سرکوب به حیاتش ادامه می‌دهد.

امام موسی صدر کوشید که در جامعه لبنان بیداری پدید آورد و اعتماد به نفس را در جامعه لبنان به وجود آورد و برپایه این اعتماد به نفس سازوکاری برای ایستادن در برابر اشغال متجاوزان ایجاد کند.

گروه مقاومت لبنان که بار اصلی آن بر دوش جوانان فداکار پیرو امیرالمومنین و شیعیان است به درجه‌ای رسیده که برای اولین بار قدرت سهمگین اسرائیل را در همه جنگ‌ها با همه ارتش‌های منظم منطقه مجبور به عقب نشینی از منطقه اشغال شده کرده است، تا جایی که به شکست خود اعتراف می‌کند.

پیروزی و مقاومت ملت بزرگوار لبنان افتخار بزرگی برای شیعه، اسلام و مقاومت اسلامی است. مقاومت ملت بزرگوار لبنان خط مقدم دفاع از عزت عرب، اسلام و محرومان در دنیا است. این نهال برومند بذری است که امام موسی صدر آن را کاشته است.

قهرمانان جنوب لبنان برای اولین بار اشغالگر بزرگ را به عقب نشینی وادار کردند تا جایی که اعتراف کردند که مدیون و مرهون اندیشه‌ها، راهنمایی‌ها و سازماندهی امام موسی صدرند که منشا پیروزی آنان بوده است.

محور کار امام موسی صدر مقاومت و ایستادگی در برابر ستم بود، او خواستار صلح و پیشرفت بود نه خواستار درگیری و خشونت، اما متاسفانه مصلحان همواره در اقلیت و مظلومیت بوده‌اند.

اعتصاب تاریخی امام موسی صدر در هنگام جنگ‌های داخلی لبنان، به فروکش کردن جنگ انجامید. این اعتصاب یک حادثه تاریخی ثبت شده در مبارزات او و لبنان است. تلاش او و پیروانش به کنفرانس ریاض در سال ۱۹۷۶ منجر شد که نتیجه آن صلح پایدار در جامعه لبنان بود. این حرکت امام در جامعه لبنان مورد استقبال قرار گرفت تا جائیکه قرار شد پس از بازگشت از سفر لیبی این حرکت را که مکمل حرکت مجلس اعلا بود، ایجاد کند. اما متاسفانه با بروز آن حادثه ایجاد این جبهه فراگیر عقیم ماند.

اما موسی صدر از جمله کسانی بود که اگر در حوزه علمیه می‌ماند به سادگی تا قله مرجعیت شیعه بالا می‌رفت. اعتبار خانوادگی، دانش وسیع، محبوبیت در حوزه‌ها و دست یابی به درجه اجتهاد در جوانی او را در موقعیت ممتازی قرار داده بود. امام موسی صدر با ترک همه این‌ها به نقطه پرآشوبی رفت که حضورش ضروری می‌نمود تا پناه شیعیان محروم لبنان عزیز باشد.

حضور امام در لبنان سبب شد که شیعیان لبنان جایگاه خود را در خاورمیانه بیابند و بخش اثرگذار جامعه شوند. و او فقط به دنبال تقویت شیعه نبود بلکه قهرمان آزادی خواه، عدالت طلب و پیشرفت جوی دنیای عرب و بیداری در لبنان و جهان اسلام بود که دشمنان اسلام تحمل آزادی چنین چهره‌هایی را ندارند.

امام در موقعیتی دستیگر شد که موجب بیداری اسلام در سراسر دنیای اسلام به چشم می‌خورد، در میان اعراب، بخصوص فلسطینیان. برای ایستادگی در برابر تجاوزگری‌های اشغالگران خود باوری به وجود آمده بود و بالاخره حرکت موج خیز انقلاب اسلامی و حرکت بی‌نظیر مردمی در ایران شکل گرفته بود. در چنین اوضاعی وجود امام موسی صدر برای کسانی که خواستار عزت و عظمت مسلمانان نبودند مضر به نظر می‌آمد، چرا که او می‌توانست در همه عرصه‌ها تاثیر گذار باشد.

ساده اندیشی است اگر ناپدیده شدن او را یک اتفاق ساده تلقی کنیم. ربوده شدن امام موسی صدر ناشی از توطئه بزرگی است که پس از ۲۶ سال از اختفای آن بزرگوار هنوز هم مانع از گشودن راز معمای اختفای او است.

نمی‌توان در برابر سرنوشت این عزیز که به سرنوشت جامعه بشری، امت اسلامی و نیز جامعه ما پیوند خورده است، بی‌اعتنا بود. ما نیز به مسئله بی‌اعتنا نبوده‌ایم و گام‌هایی به جلو رفته‌ایم. اما عظمت حادثه و آثار برجای مانده مانع پیشرفت بیشتر ما در پیگیری این امر است که امیدواریم با تامل و واقع بینی بتوانیم گام‌های موثری برداریم.

اگرچه امام موسی صدر در میان ما نیست اما اندیشه او و روش و منش او سرمایه بزرگی در دست جامعه شیعی است و امیدوارم چنین همایش‌هایی بتواند ارزش این سرمایه را روشن کند و گوشه‌های ناپیدایی از شخصیت او را مشخص سازد. و نیز از خداوند بخواهیم که شخص این عزیز در میان ما باشد. به امید روزی که بهتر و بیشتر بتوانیم از امام موسی صدر استفاده کنیم.

منبع: کتاب اندیشه ربوده شده، صص ۱۵۵ تا ۱۶۱

مؤلف: سید محمد خاتمی