گفت وگوی خراسان با فرزند ارشد امام موسی صدر

۳۱ اوت برابر با ۹ شهریورماه، سالروز ناپدید شدن رازآمیز مردی است که اندیشه‌های شگرف و تلاش‌های جهان شمول او در منطقه خاورمیانه به ویژه لبنان، ایران و عراق و فلسطین همواره منشاء اثر بوده است و به همین دلیل خلاء حضور او همچنان در جهان اسلام احساس می‌شود.

سیدموسی صدر که اندیشمندان جهان اسلام به او لقب «امام موسی صدر» داده‌اند، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ هجری شمسی در محله «گذرجدا» واقع در خیابان «چهارمردان» شهر مقدس قم دیده به جهان گشود.

تبار او به شجره طیبه فرزندان امام موسی بن جعفر علیه السلام می‌رسد. چندین نسل از اجداد و پدران «سیدموسی» از علمای دینی مشهور شیعه بوده‌اند. پدرش سیدصدرالدین صدر یکی از سه مرجع مشهور در دهه ۵۰ شمسی پس از رحلت شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم بود، سیدمحمدباقر صدر، رهبر حزب الدعوه اسلامی عراق نیز پسرعمو و شوهرخواهر اوست.

«سیدموسی» تحصیلات حوزوی را نزد پدر بزرگوار آغاز کرد و هم زمان تحصیلات کلاسیک ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش قم به پایان رساند و سپس به دستور پدرش برای فراگیری علوم دینی رسما وارد حوزه علمیه قم شد و آموزش‌های دینی سنتی و جدید را به صورت منظم فراگرفت. در دوران تحصیل در حوزه علمیه قم، از محضر علمای برجسته آن حوزه نظیر امام خمینی (ره) بهره برد و یکی از شاگردان ممتاز امام خمینی (ره) به شمار می‌رفت و آیت ا… خامنه‌ای از هم شاگردان امام موسی صدر در آن مقطع زمانی بود. در سال ۱۹۵۰ م (۱۳۲۹شمسی) وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و با کسب رتبه ممتاز و پس از گذشت حدود ۴ سال موفق به کسب مدرک کار‌شناسی در رشته «حقوق در اقتصاد» شد؛ از این رو او نخستین روحانی شیعه فارغ التحصیل از دانشگاه دولتی و دارنده درجه دانشگاهی به شمار می‌رود.

وی در سال ۱۹۵۷ میلادی برای نخستین بار به لبنان سفر کرد. در این مسافرت، مشاهده فقر و عقب ماندگی شیعیان لبنان تاثیر عمیقی بر او گذاشت: او از شهر صور واقع در جنوب لبنان محل اقامت خویشاوندانش به ویژه آیت ا… سیدعبدالحسین شرف الدین رهبر دینی مسلمانان شیعه لبنان دیدار کرد. چندی پس از درگذشت «شرف الدین» مسئولان شهر صور برای عزیمت به آن شهر و به دست گرفتن زعامت دینی شیعیان از او دعوت کردند؛ وی در ابتدا در پذیرش این دعوت برای سفر به لبنان تردید داشت؛ اما به توصیه آیت ا… سیدمحسن حکیم مرجع شیعیان آن دوران، دعوت شیعیان لبنان را قبول کرد و در اکتبر ۱۹۵۹ م به همراه همسر ایرانی‌اش به صور وارد شد.

چهار سال بعد در سال ۱۹۶۳ میلادی تابعیت لبنانی خود را از دست «شهاب» رئیس جمهور لبنان دریافت کرد. از این زمان به بعد پله‌های رشد و ترقی را آغاز کرد و مسئولیت زعامت دینی شیعیان لبنان را برعهده گرفت و با سلوک سیاسی روشن، معتدل و نرم خویش همه مسلمانان لبنان اعم از شیعه و سنی، مسیحیان لبنان و پیروان ادیان گوناگون را به سوی عقیده سیاسی روشن و هم زیستی مسالمت آمیز هدایت کرد و به ستاره درخشان دینی و سیاسی در صحنه لبنان مبدل شد و نقش برجسته‌ای در صحنه لبنان معاصر و سیاست بین الملل خاورمیانه ایفا کرد.

گفت‌و‌گو با سیدصدرالدین صدر فرزند ارشد امام موسی صدر در مرداد ماه سال جاری توفیقی حاصل شد تا با سیدصدرالدین صدر فرزند ارشد امام موسی صدر دیداری داشته باشم این گفت‌و‌گو در محل موسسه «مرکز الامام موسی صدر للابحاث و الدراسات» واقع در شرق بیروت صورت گرفت و ایشان در فضایی کاملا دوستانه به سوالات «خراسان» پاسخ داد. او در این گفت‌و‌گو از امام موسی صدر به عنوان «بابا» یاد می‌کرد و در بخش‌هایی از گفت‌و‌گو هم پدر را «آقاموسی» می‌خواند.

در ابتدای گفت‌و‌گو دلیل پذیرش دعوت شیعیان لبنان را از سوی امام موسی صدر جویا می‌شویم. او پاسخ می‌دهد: «بابا» در اولین سفر خود به شدت از وضعیت اجتماعی شیعیان لبنان متاثر شد. در آن زمان شیعیان لبنان اقلیتی بودند که هیچ توجهی به آن‌ها نمی‌شد و پست‌ترین کار‌ها را به آن‌ها واگذار می‌کردند. اگر شیعه‌ای می‌خواست در لبنان پیشرفت کند یا باید از عقیده و مذهب خود دست برمی داشت یا با گرفتن همسری از اهل سنت و یا مسیحی موفق به دریافت کارت شناسایی لبنان می‌شد تا بتواند در صحنه‌های اجتماعی صدایی قابل شنیدن داشته باشد. امام موسی صدر با حضور خود در لبنان هویتی کاملا تازه و ممتاز به شیعیان بخشید و با فعالیت خود در لبنان موفق شد به تمامی اقلیت‌های دینی این کشور تازه به استقلال رسیده هویت اجتماعی و سیاسی ببخشد.

سیدصدرالدین، فعالیت‌های امام موسی صدر را در لبنان تلاش برای وحدت جهان اسلام خواند و افزود: نگاه «امام» بسیار فرا‌تر از لبنان و جهان اسلام بود. «بابا» نگاهی به تمامی جهان داشت و ایده‌هایش جهانی بود او به کار تشکیلاتی معتقد بود و برای آسایش همه اقوام در لبنان و خارج از آن برنامه ریزی می‌کرد. او اگرچه تنها ۱۹ سال در لبنان فعالیت کرد، اما در همین مدت کم دست به اقداماتی زد که پس از گذشت سال‌ها هنوز آثار و برکات آن ادامه دارد. همین موضوع موجب شد که «امام موسی صدر» برای دشمنان اسلام قابل تحمل نباشد و در توطئه‌ای حساب شده، امام موسی صدر از جهان اسلام جدا شود.

فرزند ارشد رهبر شیعیان لبنان دلیل نفوذ پدرش را در جهان اسلام را نیز این گونه تشریح کرد: من اعتقادی به شخصیت کاریزمایی «آقاموسی» ندارم. امام موسی صدر با اطلاعات عمیقی که از جهان و رویدادهای سیاسی و اجتماعی داشت موقعیت‌ها و تهدید‌ها را به خوبی تبدیل به فرصت می‌کرد. او مسیر فعالیت خود را از هرگونه فرقه گرایی جدا کرده بود؛ از این رو برای او «جامعه لبنان» و پس از آن «جهان اسلام» و در ‌‌نهایت «سعادت بشریت» هدف بود. او در برخورد با جوانان بدون آنکه از مذهب و دین آن‌ها سوال کند به آسانی به هدایت و ارشاد آن‌ها می‌پرداخت و با نفوذ کلامی که داشت در تمامی جوامع و طوایف لبنان و سوریه، عراق و ایران، عربستان و اردن، الجزایر و آفریقا محبوبیتی خاص پیدا کرده بود و همه مردم و سران این کشور‌ها امام موسی صدر را مصلح و امید کشورشان می‌دانستند و هنوز هم که بیش از ۳۰ سال از ناپدید شدن بابا می‌گذرد سران کشورهای اسلامی نمی‌توانند از نفوذ کلام و عمق اندیشه‌های ناب «امام» سخن نگویند.

سید صدرالدین صدر درباره ارتباط امام موسی صدر با انقلاب اسلامی ایران اظهار داشت: بابا در شهریور ۵۷ ناپدید شد و انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید و البته شخصیت «آقاموسی» برای سران نهضت اسلامی ایران کاملا شناخته شده بود و از حضرت امام خمینی (ره)، شهید بهشتی، شهید مطهری، هاشمی رفسنجانی و بسیاری از پیشکسوتان انقلاب اسلامی ایران سخنانی درباره امام موسی صدر بیان شده که نشان می‌دهد «امام موسی صدر» یک چهره شناخته شده انقلابی و دینی نزد رهبران نهضت اسلامی ایران است.

سیدصدرالدین صدر در پاسخ به این سوال که گفته شده امام موسی صدر از سوی برخی از سران انقلاب اسلامی به عنوان اولین کاندیدای ریاست جمهوری اسلامی ایران در نظر گرفته شده بود، گفت: من هم مطالبی در این باره شنیده‌ام، اما نمی‌توانم آن‌ها را تایید کنم. شنیده شده که وقتی از امام (ره) درباره مراحل بعد از پیروزی انقلاب و کسی که توانایی در دست گرفتن ریاست جمهوری اسلامی ایران را داشته باشد، پرسش‌هایی شد، امام فرموده‌اند که برای این پست هم شخصیتی داریم که در جهان اسلام شناخته شده است و منظور معظم له، «آقاموسی» بوده است؛ ولی تاکید می‌کنم نمی‌توان به صراحت به تایید این نقل قول‌ها استناد کرد، اما آنچه مسلم است این است که امیدواری‌های زیادی به امام موسی صدر برای برقراری صلح و ثبات در خاورمیانه و جهان اسلام بود که متاسفانه با ناپدید شدن ایشان در توطئه‌ای که قذافی به طور مستقیم آن را هدایت می‌کرد، جهان اسلام از وجود امام موسی صدر محروم ماند.

فرزند ارشد امام موسی صدر درباره توطئه ناپدید شدن پدرش چنین توضیح داد: آقاموسی در ماه ژوئیه ۱۹۷۸ م سفر خود به چهار کشور عربی، سوریه، اردن، عربستان و الجزایر را آغاز کرد. او در این کشور‌ها سخنرانی کرد و از رهبران کشورهای اسلامی خواست برای سر و سامان دادن به اوضاع لبنان چاره اندیشی کنند؛ وی همچنین به پیشنهاد هواری بومیدین رئیس جمهور الجزایر و به دعوت رسمی قذافی رهبر لیبی به طرابلس نیز سفر کرد و روز جمعه ۲۵ اوت ۱۹۷۸ به همراه دو تن از دوستان صمیمی‌اش به نام شیخ محمد یعقوب و استاد عباس بدرالدین مدیر خبرگزاری لبنان با هواپیمای شرکت هوایی الشرق الاوسط به طرابلس وارد شد.

برپایه اسناد و مدارک ارائه شده از سوی دفتر مرکزی اطلاع رسانی و تبلیغات جنبش امل که امام موسی صدر بنیانگذار آن بود، امام موسی صدر آخرین بار ۳۱ اوت در طرابلس دیده شده است بعد‌ها یک شاهد لبنانی مقیم هتل محل اقامت «بابا» فاش کرد که او در ظهر روز ۳۱ اوت به چشم خود کاروان ماشین‌های اختصاصی و مقامات تشریفاتی وزارت امور خارجه لیبی را دیده است که امام صدر و دو همراهش را با خود سوار کردند و فکر کرده است که آنان به دیدار با قذافی می‌روند.

لیبی روز اول سپتامبر ۱۹۷۸، نهمین سالگرد انقلاب خود را جشن گرفت، اما امام موسی صدر در جایگاه میهمانان حضور نداشت و ما بر این باوریم که دولت لیبی و به طور مشخص شخص سرهنگ قذافی در توطئه ناپدید شدن امام موسی صدر دخالت داشته و هم اکنون نیز امام موسی صدر زنده و در اختیار قذافی است و هیچ نشانه‌ای مبنی بر اینکه امام موسی صدر به شهادت رسیده یا رحلت کرده باشد در دست نیست ضمن اینکه اخبار مربوط به پیدا شدن اسناد و مدارک امام موسی صدر و همراهان در ایتالیا، توطئه‌ای بیش نیست و سناریوی آن را معمر قذافی طراحی کرده تا گناه نابخشودنی ناپدید شدن بابا را از گردن خود بردارد. بنابراین تاکید می‌کنم «بابا» زنده و در اختیار قذافی است و امیدواریم به زودی جهان اسلام با حضور پربرکت امام موسی صدر مسیر تعالی خود را ادامه دهد.

منبع: روزنامه خراسان