امام موسی‌صدر، الگویی قرآنی در عرصهٔ اندیشه و عمل (۱)

با گذشت حدود بیست و هشت سال از ربوده شدن امام موسی‌صدر در لیبی، سرنوشت این اندیشمند مبارز و جریان‌ساز اسلامی، انقلابی، مشخص نشده است.

همراه با سکوت جوامع فرهنگی و مدافعین حقوق بشر، متأسفانه اندیشمندان اسلامی نیز در معرفی شخصیت قرآنی و علمی امام موسی‌ صدر، فعالیت کافی را انجام نداده‌اند.

خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) تصمیم دارد، ‌ در راستای معرفی چهره‌های شاخص قرآنی، ‌ ضمن انجام گفت‌وگو با افراد محقق در اندیشهٔ امام موسی ‌صدر، اعضای کمیتهٔ پیگیری پروندهٔ امام موسی‌ صدر، افراد آگاه در زمینهٔ اندیشهٔ روشنفکرانهٔ دینی خاص امام موسی‌ صدر و خانوادهٔ این عالم جلیل‌القدر، گامی در راه تبیین ابعاد گوناگون شخصیتی این الگوی قرآنی در عصر حاضر بپردازد.

به ‌همین منظور به دیدار دکتر «محمد صدر» کار‌شناس ارشد وزارت امورخارجه می‌روم تا پای صحبت‌های وی بنشنیم.

دکتر سید «محمد صدر» برادرزادهٔ امام موسی صدر است و اولین رئیس کمیتهٔ پیگیری سرنوشت وی.

وجوه قرآنی امام موسی صدر

سؤالاتم را طرح پرسشی دربارهٔ وجوه قرآنی شخصیت امام موسی صدر، آغاز می‌کنم.

دکتر سید «محمد صدر» در پاسخ به سؤالم می‌گوید: «از ویژگی‌های بارز قرآنی شخصت امام موسی صدر، شخصیت رفتاری و اخلاقی اوست. وی فردی بسیار خوش اخلاق، لطیف، اهل شوخی و بذله‌گویی و به‌دور از خشکی اخلاقی و رفتاری بود. به‌ همین دلیل بود که هر کجا که می‌رفت، جاذبیت‌های زیادی را برای خود ایجاد می‌کرد. چه در قم، چه در لبنان، چه در استراسبورگ و یا هر کجای دیگری که می‌رفت، حتی برای مخالفان خود نیز جذابیت ایجاد می‌کرد.»

وی با اشاره به این نکته که رفتار امام موسی صدر با مخالفانش رفتاری نرم و به دور از خشونت بود، می‌گوید: «افرادی بودند که با امام موسی صدر مخالفت بسیار گسترده‌ای داشتند اما هنگامی که به حضور ایشان [امام موسی صدر] می‌رسیدند و با وی گفت‌وگو می‌کردند، تحت تأثیر شخصیت اخلاقی ایشان حداقل برای مدت محدودی تغییر روش می‌دادند. البته برخی نیز هم‌چنان به مخالفت خود ادامه می‌دادند. امام موسی صدر با لطاقت برخوردار می‌کرد و این برخورد نرم و لطف در تمام رفتارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایشان نمود داشت که خلاصه‌اش می‌شود، تحمل نظر مخالف. مجموعهٔ این رفتار‌ها حاصل برداشت‌های اخلاقی از قرآن است که امام موسی صدر به نحو شایسته‌ای آن‌ها را اجرا می‌کرد.»

تحقیق شرط پیروی

دکتر «صدر» در ادامه می‌گوید: «از دیگر رفتارهای بارز قرآنی امام موسی صدر، پاسخ دادن به شبهات دینی، اعتقادی و سیاسی افراد مختلف بود. وی معتقد بود اشخاصی که دارای شبهات اعتقادی هستند را باید اقناع کرد و نه اینکه آن‌ها را با زور و فشار حذفشان کرد. این عقیده برگرفته از آیهٔ شریفهٔ «لا اکراه فی الدین قدتبین الرشد من الغی» * است. ما نمی‌توانیم بگوییم؛ من خدا را قبول دارم چون در یک خانوادهٔ مسلمان بزرگ شده‌ام و پدرم به من آموخته است که مسلمان باشم. دین ما مخصوصاً در اصول آن، تحقیقاتی است. امام موسی صدر معتقد بود که باید برویم و در مورد اصول تحقیق کنیم. فروع دین مانند نماز، زکات، خمس، روزه و… تقلیدی است؛ اما اصول دین مانند وحدانیت خدا و معاد و نبوت و… تقلیدی نیست. این موارد تحقیقی هستند و باید در مورد آن‌ها تحقیق کنیم.»

وی در مورد تحقیق در اصول دین، می‌گوید: «وقتی که می‌گوییم؛ می‌رویم تا تحقیق کنیم، یعنی این‌که یک چیزی را نمی‌دانیم و در مورد این مسأله تحقیق و پرسش انجام می‌دهیم تا با آن آشنا شویم.

متأسفانه این بخش، به اندازهٔ زیادی از اسلام و شیعه کنار گذاشته شده بود و این‌‌‌‌ همان تفکری بود که امام موسی صدر به دنبال احیای آن بود که برگرفته از قرآن و سنت است.»

آغاز روشنفکری دینی

تفکرات قرآنی خاص امام موسی صدر در کنار اشخاصی دیگری همچون شهید دکتر بهشتی، شهید دکتر مطهری، شهید دکتر شریعتی و افراد دیگر طرفدار این نوع اندیشهٔ قرآنی به روشنفکری دینی و مذهبی در مجامع علمی کشور و حتی دیگر کشورهای اسلامی انجامید.

این موضوع را با دکتر «صدر» در میان می‌گذارم و وی در توضیح آن می‌گوید: «امام موسی صدر، مجتهد و تحصیل کردهٔ حوزهٔ علمیه بود و اساس تفکرات و اعتقادات وی در حوزه شکل گرفته بود. بعد از اتمام دروس حوزوی با حضور در دانشگاه، تحصیلات دانشگاهی را نیز انجام داد. حضور در خارج از کشور و پیدا کردن دید دقیق نسبت به جهان خارج باعث شد که وی دارای شخصیتی خاص شود. تفکرات وی و افرادی که شما نام بردید به پایه‌گذاری روشنفکری دینی انجامید. این افراد با گذر از سنت‌های درهم‌تنیدهٔ حوزه و حضور در جامعه و دانشگاه، تغییرات فرهنگی جدی را در حوزه به وجود آوردند و باعث ایجاد یک تفکر جدا از تفکر قدیمی در جامعهٔ علمی، مذهبی کشور شدند.»

وی با عنوان مثالی می‌گوید: «حوزهٔ علمیهٔ قم از نظر تفکر حتی نسبت به حوزهٔ علمیهٔ نجف هم پیش‌رو بود اما در این حوزه، حتی تا حدود ۴۰ سال پیش مطالعهٔ کتاب‌های غیر حوزوی و کتاب‌های روز فلسفه و عرفان تقبیع می‌شد.

بزرگان حوزه استدلال می‌کردند که برای درک بهتر روایات معصومین، طلاب نباید کتب غیر حوزوی بخوانند چون علوم و رشته‌های دیگر تحصیلی باعث التقاطی شدن ذهن طلبه می‌شود و خلوص لازم را برای درک مفاهیم روایات از بین می‌برد. حتی هستند کسانی که افتخارشان در این است که غیر از کتب فقه هیچ کتاب دیگری نخوانده‌اند. در حالی‌که پرداختن به علوم دیگر باعث ایجاد جنبش روشنفکری شد که به درک بهتر و عمیق‌تر از اسلام، تشیع و مکتب اهل بیت (ع) انجامید.»

استدلال تنها راه مقابله با اندیشهٔ مخالف

«تأسی گرفتن مناسب و شایسته از قرآن و رسیدن به روشنفکری دینی، سبب شد تا امام موسی صدر نسبت به بیان هرگونه تفکر و اندیشه‌ای حتی مخالف تفکر خودش، برخورد نرمی داشته باشد و با استفاده از گفت‌وگو، دلیل و برهان به مقابله با آن بپردازد.»

دکتر «صدر» با بیان این مطلب دریچه‌ای جدید از اندیشه ناب امام موسی صدر را می‌گشاید.

وی می‌گوید: «وی در هر حالی آماده بود تا به شبهات دینی و اعتقادی پاسخ دهد. مثلاً شخصی می‌آمد می‌گفت که من خدا را قبول ندارم و وجود خدا را به من اثبات کنید و بعد بحث‌های مربوط به معاد، نبوت و بحث‌های راجع به شیعه مانند امامت و عدالت پیش کشیده می‌شد. ایشان بلافاصله آماده ارشاد و راهنمایی از طریق بیان استدلال‌های قوی بود و در مقابل پرسش‌ها و اندیشه‌های ایدئولوژیک و عقیدتی، جهبه نمی‌گرفت و پرچم تکفیر را علم نمی‌کرد. الان اگر شما بروید و از برخی از افراد در مورد وجود خدا سؤال کنید، معلوم نیست که جان سالم به در ببرید. هم اکنون یک سری مسایل و سؤال‌ها راجع به ابعاد مختلف اسلام، ‌ اعتقادی، انقلاب، امام، رهبری و… در ذهن جوانان هست که مطرح نمی‌شوند. اما تفکر امام موسی صدر می‌گفت سؤال‌ها مطرح شود؛ بالاخره پاسخ داده خواهد شد. در واقع امام موسی صدر معتقد بود که در مسائل عقیدتی باید به افراد فرصت داده شود. این تفکر، تفکری نیست که با اندیشه، برخورد خشن و حذفی داشته باشد.»

* بقره / ۲۵۶ / هیچ اجباری در پذیرش دین نیست زیرا راه رشد و سعادت از انحراف و تباهی کاملاً روشن شده است.

ادامه دارد….

منبع: خبرگزاری ایکنا