توهمات قذافی؛ خيانت به آرمان عرب

از این رو بوش به سرعت تحرکات خویش را برای جلوگیری از اتخاذ چنین تصمیمی در شورای امنیت آغاز کرد. زیرا او می‌دانست که اسرائیل تنها کشور منطقه است که علاوه بر داشتن سلاح هسته‌ای انواع سلاحهای میکروبی وشیمیایی نیز در اختیار دارد.

بر همین اساس اسرائیل ساخت نیروگاه هسته‌ای جدیدی را در صحرای النقب آغاز نمود، این نیروگاه زیر نظر سازمان نظامی اسرائیل وکارکنان آن زیر نظر وزارت دفاع فعالیت می‌کنند ودر درجه اول برای مسلح کردن اسرائیل به سلاح هسته‌ای طراحی شده است….. نیروگاه جدید، پس از تخریب زیر ساخت نیروگاه دیمونه که در سال ۱۹۶۳ میلادی احداث ودر اثر تشعشعات داخلی دچار مشکل شد، تنها برای روز آمد کردن پروژه‌های هسته‌ای نظامی اسرائیل تاسیس می‌شود….. همه این مسائل اتفاق می‌افتد بدون اینکه کسی از نقشه اسرائیل آگاه باشد به خصوص اینکه اسرائیل همچنان از پیوستن به معاهده منع گسترش سلاحهای هسته‌ای سرباز می‌زند وبه طور کلی از هرگونه نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی بر پروژه‌هایش ممانعت می‌کند…. اعراب در این زمینه با خطر بزرگی روبرو هستند به خصوص اینکه امکان هر گونه تحرکی جهت پیشگیری از خطر نیز از آن‌ها سلب شده است، چه آن‌ها به جنگی همچون جنگ علیه عراق تهدید می‌شوند.

به علاوه خطر نیروگاه دیمونه اسرائیل متوجه آن‌ها است. این نیروگاه که آژانس بین المللی موفق به کسب مجوز برای بازرسی آن‌ها نشده است در حال تخریب است وآنگونه که عکس‌های فضایی نشان می‌دهد، دیوارهای محافظ آن خورده شده بطوریکه از طریق تشعشعات کشنده، ومسموم کردن آب چاه‌ها ورودخانه‌ها ونیز خاک وانسان وحیوان کشورهای مجاور همچون مصر، سوریه، لبنان، اردن را مورد تهدید قرار می‌دهد….. مصر این خطر را درک کرده است وبه همین جهت در مجلس ملی این کشور فریاد دادخواهی از جامعه بین المللی سر داده وبرای کنترل اسرائیل والزام آن به پذیرش معاهده منع سلاحهای هسته‌ای وفشار بر این رژیم برای مشارکت دادن آژانس بین المللی در نابود ساختن نیروگاه‌های دیمونه که منطقه را در معرض خطر آلودگی به تشعشعات هسته‌ای قرار داد درخواست کمک کرده است…..

اما متاسفانه همه این اقدامات بی‌فایده است. زیرا ایالات متحده آمریکا هیچ فضایی را برای اعمال فشار بین المللی بر اسرائیل باز نمی‌کند. در حالی که به اتهام وجود سلاح کشتار جمعی به عراق، وارد این کشور شده واکنون خلاف این ادعا ثابت شده است. از طرف دیگر هم برای باز داشتن ایران از استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای، این کشور را تحت فشار قرار می‌دهد. سوال مهم‌تر اینجا است که چرا لیبی از برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای خود پرده برمی دارد بدون اینکه هیچ چیزی مقابل آن دریافت نماید وکار را تا بدانجا می‌کشاند که از کشورهای عربی می‌خواهد از روش آن کشور پیروی کنند.

این مسئله‌ای است بسیار پیچیده. می‌دانیم که هیچ سلاح هسته‌ای جز در اسرائیل وجود ندارد، ان هم در حد زراد خانه‌ای بسیار عظیم اما در عین حال سرهنگ معمر قذافی به این مسائل بی‌توجهی می‌کند واز سوریه ومصر وایران می‌خواهد در صورت داشتن سلاحهای کشتار جمعی به نابودی آن‌ها اقدام نمایند وبا این کار بر شدتحرکات آمریکا علیه کشورهای مزبور می‌افزاید. سرهنگ قذافی در این حرکت می‌توانست دست به یک مبادله بزند وبرای مثال فاش کردن اسلحه خانه‌های لیبی را در مقابل فاش کردن زراد خانه هسته‌ای اسرائیل قرار دهد. بهتر بود قذافی در این عمل به صورت انفرادی عمل نمی‌کرد بلکه همه کشورهای عربی را که به این امر اهتمام دارند مشارکت می‌داد تا از این طریق لیبی تقویت شود واستراتژی عربی در مواجهه با دشمن مستحکم گردد.

مسأله بغرنج نیست. چه همانگونه که اعراب به یاد دارند سرهنگ قذافی طی سی سال گذشته هیچ تصمیمی اتخاذ نکرده است مگر اینکه با مصالح کشورهای عربی در تعارض بوده است. او اصلاَ مجبور نبود به چنین اقدامی دست بزند زیرا امکانات نظامی لیبی بسیار ضعیف ونیروگاه‌های هسته‌ای این کشور کهنه وغیر قابل استفاده است. اکنون ممکن است لیبی متوجه اشتباه بزرگ خود شده باشد….. برخلاف سیاست ایجاد نزدیکی با آمریکا، آقای احمد ابراهیم یکی از مسوولان بلند پایه لیبی واز نزدیکان سرهنگ قذافی حمله تندی را متوجه آمریکا کرده وگفته است که آمریکا با همه ملت‌ها سر جنگ دارد.

آیا این بیانات نشانه یک بازگشت است؟ در این صورت بازگشت از اشتباه خود فضیلت ومطلوب است. البته که قطعاَ جهت گیری‌های لیبی این نیست. اینگونه احساس می‌شود که هیچیک از عقب نشینی‌های سرهنگ قذافی در مقابل ایالات متحده آمریکا به هدف مطلوب نینجامیده واین هم اشتباهی است که بر اشتباهات پیشین او انباشته می‌شود، وپیامدآن به زیان لیبی ونیز همه جهان عرب خواهد بود.

منبع: روزنامه الشرق