توضیحات دبیر کمیته رسمی پیگیری درباره اخبار مربوط به سرنوشت امام موسی صدر

قاضی حسن الشامی، دبیر کمیته رسمی پیگیری سرنوشت امام موسی صدر و دو یار همراهش، در گفت و گویی با سایت مؤسسه امام موسی صدر درباره اخبار مربوط به سرنوشت امام موسی صدر که در سال های اخیر، به ویژه بعد از سقوط قذافی، منتشر شده است، توضیحاتی ارائه داد. وی درباره افرادی که مدعی اطلاع از سرنوشت امام شدند و ادعاهایی که مطرح کردند، به تفضیل صحبت کرد.

از اولین اخباری که بعد از سقوط قذافی منتشر شد، ادعایی از سوی عبدالمنعم الهونی، از اعضای شورای انقلاب لیبی بود. وی مدعی شد که باجناقش به دلیل انتقال پیکر امام موسی صدر کشته شده است. قاضی حسن شامی درباره وی گفت:

عبد المنعم الهونی

عضو شورای عالی انقلاب بود. او گاهی طرفدار قذافی بود و گاهی مخالف. اغلب در قاهره بود و دو مأموریت سفیر و نمایندهٔ لیبی در جامعه عرب را به عهده داشت. بین او و معمر داستان ها و بازی هایی هست. در چند ماه گذشته اقای محمد یوسف القریف در برنامهٔ شاهد علی العصر در شبکهٔ الجزیرة به تفصیل درباره او و نقش مذبذب او سخن گفته است. الهونی پس از سقوط قذافی دربارهٔ قضیهٔ امام صحبت کرد و چند بار روایت ها و اطلاعات متفاوت داد و هربار کلامش را  تغییر می داد. او برای حسن صبرا اعتراف کرده است که من چند روایت گفته ام تا موضوع باجناقم را که خلبان ارتش بود طرح کنم. او می گوید که باجناقش الیازجی در حادثهٔ سقوط هواپیما ناپدید شد. او دروغ می گوید و در زمان ربایش امام لیبی نبود که اطلاعاتی داشته باشد. او از ۱۹۷۵ در قاهره بود و گاهی موافق و گاه مخالف قذافی و هیچ منصب و مسئولیتی در داخل لیبی نداشت.

عبدالرحمن شلقم

 کتابی دارد في خیمة القذافی. او نویسنده  باسوادیست، کادر اداری بود و سفیر  و سپس وزیر خارجه و بعدها از قذافی جدا شد. لیبیایی‌ها او رو به منفعت‌طلبی و نفاق و دروغگویی متهم می‌کنند. او در لیبی مبغوض است چون فاسد است و بداخلاق.

من این را از قضاة و وزرای لیبیایی شنیده‌ام. آبرو و شهرت خوبی ندارد. او خود در مصاحبه‌های اخیرش دربارۀ معامله با برلوسکونی سخن گفته و گفته است که  سیستم قضایی ایتالیا این معامله را تنظیم کرده است. قلم خوبی دارد اما همه می‌گویند که نباید کلام او را باور کرد. تازه الان دربارۀ ورود امام به رم سخن گفته است؟

احمد رمضان الاصبیعی

او به قلم قذافی معروف است و منشی مخصوص اوست. اوست که دستورات قذافی را ابلاغ و اجرا می‌کند و از قذافی جدا نمی‌شد. سه نفر در لیبی صلاحیت‌های مطلق دارند و او یکی از آنهاست. عبدالله سنوسی در امور امنیتی و بشیر صالح در امور مالی و احمد رمضان در امور خاص ومآموریت های ویژه. او در مصاحبه‌اش دروغ زیاده گفته است از جمله اینکه شخصی که امام را در فرودگاه استقبال کرد در تصادف کشته شده است حال آنکه شخصی را که نام می برد در تصادف در آوریل 1978 کشته شده بود یعنی چهار ماه قبل از سفر امام به لیبی و صحبت‌های او تکذیب شد. سخنان او بی‌پایه است. الان در زندان تکت در مصراطه است.

عبدالله سنوسی

باجناق قذافی و از قبیلۀ مقارحه، قبیلهٔ‌عبدالسلام جلود، است. جلود او را به آرتش آورد. سنوسی افسری خجالتی و سربه زیر بود و در زمان ناآرامی‌های  دوران قذافی به قذافی نزدیک شد. او در سال 1976 به گارد ریاست جمهوری دعوت شد و فوراً در سال 1977 و 1978 که هنوز ستوان یکم بود به سازمان امنیت لیبی راه یافت. او بسیار به قذافی نزدیک شده بود و مجرم و بی‌پروا وقاتل بود. من با او شش ساعت در موریتانی نشستم هرچه گفت دروغ بود. از او نقل قول‌هایی هم شده دربارۀ لبنانی‌ها و اتهام او به برخی جناح‌های لبنان که دروغ است، من خودم صورتجلسه‌ اعترافات او را خواندم و ازاتهاماتی که نقل می‌شود هیچ ندیدم. او در زندانی در لیبی است و درخواست ما همواره تحقیق بیشتر با او بوده و گله ما این است که چرا بازجویی نمی‌شود چون حتماً اطلاعات دقیقی دارد.

ابونضال

ابونضال در لیبی پایگاه نظامی ساخته بود. دو نظریه وجود دارد: اول: هدف این پایگاه‌های نظامی تمرین دادن افراد تا با پول قذافی و با دستور او در کشورهای دیگر از جمله لبنان و سوریه و دیگر کشورهای عربی عملیات تروریستی و تخریبی انجام دهند ولی در لیبی هیچ قدرتی ندارند و تنها از پایگاه به فرودگاه و از  فرودگاه به پایگاه حرکت می‌کنند.

نظریه دوم این است که ابونضال که هزاران جنگجو تربیت کرده به تدریج در داخل لیبی هم نفوذ پیدا کرده و اجازه‌ های مخصوصی داشته و هرکاری در لیبی می‌کرده.

به نظر من نظریۀ اول درست است چون آنچه خودم در لیبی مشاهده کردم امکان ندارد که امنیت لیبی به دست افراد غیر دولتی داده شود و امکان ندارد که قذافی چنین مأموریتی داخل لیبی به ایشان داده باشد چون به او اعتماد نداشت و احتمال می داد که در آینده اسرارش را فاش کند.خارج از لیبی مأموریت‌هایی به او می‌داد ولی در داخل لیبی خیر.

موضوع ابونضال بهترین داستانی هست که دوستداران قذافی در لبنان ساخته اند. بهترین از نوع بی‌پایه. آنان از اسناد رم دست کشیدند و داستان ابونضال را ساختند که باور کردنی  نیست سخنی بی‌پایه است و فقط برای تبرئه قذافی است.

موسی کوسا

او در کمیته‌های انقلاب بود و سپس سفیر در لندن و وزیر شد. او دروغگو و مجرم است از جنس سنوسی ولی با قدرت کمتر. نه از این جهت که سنوسی باجناق قذافی است بلکه چون سنوسی خودش قدرتمند بود. این دو با هم رقیب بودند.

فرضیۀ شهادت

دبیر کمیته رسمی پیگیری درباره ادعای شهادت امام موسی صدر گفت: فرضیهٔ شهادت را  در ابتدای ربودن امام بیشتر جریان چپ لبنان گفته است ولی عبدالحلیم خدام مروج اصلی آن است تا داستان را از همان ابتدا پایان دهد و پرونده را ببندد و بر سند و مدرکی مبتنی نیست. ابوعمار از او پرسیده است و او پاسخ داده که موضوع تمام شده ولی برای ما ثابت شده و اطلاعات قطعی داریم که امام زنده است و از زندانی به زندان دیگر منتقل می‌شده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *