پیش نشست تخصصی نظریه تمدنی امام موسی صدر برگزار شد

اولین پیش اجلاسیه کرسی تخصصی نظریه تمدنی امام موسی صدر در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.

در این نشست شریف لکزایی، عضو هیئت علمی این پژوهشگاه توضیحاتی در مورد نظریه تمدنی امام موسی صدر ارائه کرد و سپس استادان منتقد و داور به بررسی و گفت و گو پیرامون این نظریه پرداختند.

لکزایی در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه بحث امروز نتیجه مطالعه بیست ساله در آثار و اندیشه امام موسی صدر است، گفت: مسئله اصلی نظریه تمدنی این است که انسان محروم و منفعلی در جامعه ای مانند لبنان به انسانی خالق تمدن و مسئول در بستر جامعه ای چندفرهنگی تبدیل می شود. پرسشی که مطرح می شود این است که چگونه می توان بدون اتکا به مدل های نخبه محور، از سطوح پایین یک تمدن ایجاد کنیم.

وی ادامه داد: ما با دو خلأ نظری و عملی مواجهیم: خلأ نظری نظریه های رایج این است که یا انسان را نادیده گرفته اند و یا عمل را. خلأ عملی نیز این است که بسیاری از طرح های تمدنی جهان اسلام بخاطر بی توجهی به پیش نیازهای پایه ای شکست خوردند: توانمندسازی، نهادسازی و همزیستی. وقتی الزامات خلق تمدن نادیده گرفته شود، آسیب زاست.

وی سپس به توضیح نظریه پرداخت: هسته اصلی نظریه ده مورد است: یکی بحث مفهوم تمدن است. براساس دیدگاه امام این تمدن برگرفته از فرهنگ و مدنیت است. فرهنگ روح تمدن است. دوم: انسان هم به عنوان فاعل و هم غایت تمدن است. ایشان بحث انسان را بسیار برجسته در خلق تمدن می دانند. نظریه تمدنی امام موسی صدر تمدن انسان محور است. سوم، نقد رویکردها و رقباست که به طور خاص توسط امام در نقد تمدن غرب خودت را نشان می دهد. بحث مادیت و سکولاریتی بودن تمدن را مورد توجه قرار می دهد در عین اینکه بحث می کند آیا می توان از دستاوردهای این تمدن استفاده کرد؟ چهارم: توجه به قرآن و مفاهیم قرآنی است که نقشه راه تمدنی را برای امام ترسیم می کند. نگاه امام موسی صدر به آموزه های قرآنی تفسیر اجتماعی است. پنجم، فلسفه و توجه به زیرساختی که انسجام بخش مفاهیم و جامعه باشد. فلسفه زیرساخت انسجام بخش اجتماعی است. ششم، جوهر و موتور تمدن را «کار» می داند. ندیدم دیگران به این اندازه بر این مفهوم تأکید کنند.

لک زایی ادامه داد: ویژگی هفتم، الزامات پایه ای که باید به آن توجه شود. این الزامات در کنار بحث آزادی، عدالت، امنیت، علم، اخلاق که عناصر و مفاهیم پنج گانه الزامات تمدن و خلق تمدن باید مورد توجه قرار بگیرد. امام موسی صدر توجه دارد که جامعه در فضای علم باید به سمت تمدن حرکت کند و علم در جامعه رونق بگیرد.

هشتم، همزیستی مسالمت آمیز، نه منفعل بلکه فعال. ایشان این همزیستی را به خصوص در لبنان چند طایفی، نعمت می داند و معتقد است که همه فرقه ها باید برای رفع محرومیت فعالانه تلاش کنند.  نهم، آسیب شناسی درونی. نظام فرقه گرایی یکی از آسیب هاست. تعطیلی عقل و تفکر و تقلید یکی از آسیب هاست. بحث استعمار از دید ایشان پنهان نمی ماند. ایشان استعمار فرهنی را به شدت اثرگذار می داند.

وی افزود: هسته دهم، بحث مقاومت که آن را ضرورت تمدن می داند. اگر جامعه ای می خواهد به سمت تحول و پیشرفت برود، چاره ای ندارد که به مقاومت برسد. ایشان می گوید ما با اسرائیل در یک چالش تمدنی هستیم. اگر می خواهیم با آن مقابله کنیم باید به آن تمدنی نگاه کنیم. در بحث انسان خالق تمدن باید به جهاد تمدنی توجه شد. در جهاد تمدنی نقد رقیب بازخوانی تمدنی و بازسازی را داریم. جهاد صرفا نظامی نیست، در عرصه های مختلف باید مورد توجه باشد. نتیجه آن همزیستی مسالمت آمیز فعال است که به یک آلترناتیو تمدنی تبدیل می شود. در اینجا یک بدیل بومی شکل می گیرد. این مدل نشان می دهد نظریه صدر از واقعیت عینی محرومیت آغاز می کند و نشان می دهد که باید به انسان به عنوان محور بازگردیم. انسان عامل تمدن و غایت تمدن است. این گزاره ها در یک روابط علی مشخص می توانند ایفای نقش کنند.

لک زایی در ادامه به برخی نوآوری های این نظریه اشاره کرد: نگاه امام به تمدن با دیگر اندیشمندان متفاوت است: محرومیت زدایی به مثابه پیش نیاز تمدن به نحو جامع. اینجا فقط اقدام رفاهی مدنظر نیست، یک راهبرد تمدنی است. اینجا برخلاف نظریه های حاکم محرومیت را محصول تمدن می داند.

وی ادامه داد: مفهوم «انسان تمدن ساز» تمرکز بر انسان است. انسان کارگزار و غایت تمدن است. این نگاه نقد رویکردهای ساختارمحور هم هست. امام دولت را هم در جای خودش مؤثر می داند ولی در همین دولت انسان است که می تواند جهات مختلف را پیش ببرد. امام در عین تعامل با دولت و نهادها و ساختارها، انسان را مبنا قرار می دهد.

وی افزود: «همزیستی فعال، مشارکت سازنده. ارتقای مفهوم تسامح به تعامل». تمدن از این داد و ستدها تشکیل می شود. «نهادسازی» به مثابه اسکلت تمدن. پیوند نظریه و عمل در قالب نهادهای پایدار. به رغم اینکه تصور می شود شاید فقط بر انسان تأکید دارند. ترکیب نظریه پردازی و عملگرایی است.

وی صحبت هایش را با این نکته به پایان برد: نظریه تمدنی امام موسی صدر تلاشی است برای بازسازی اندیشه و اقدامات متفکری که در دل پیچیده ترین جامعه خاورمیانه توانست الگویی عملی برای تمدن سازی ارائه دهد که قابل الگوبردار است. چرا که هم مبانی فلسفی و دینی دارد و هم چارچوب مفهومی، و هم نوآوری های پارادایمی و همچنین، قابلیت آزمون و تعمیم.

بعد از توضیحات شریف لک زایی، اساتید ناقد، به ارائه نکات پرداختند. از مهموترین نکات و نقدهای مطرح شده می توان به این موارد اشاره کرد:

* نظریه ایشان مربوط به جامعه ای چندفرهنگی است، تعمیم آن به سایر جوامع با چه راهکارهایی عملی است؟ به این راهکارهای نظری و عملی باید بیشتر پرداخته شود. جایگاه فلسفه اسلامی هم در دیدگاه های ایشان و هم در نظریه پردازی صورت گرفته جای کار بیشتری دارد.

* جایگاه فقه اسلامی به عنوان ارکان تمدن اسلامی کم دیده شده است. در بخش الزامات تمدنی به توسعه علم صنعتی و تحول راهبردی در نظام آموزش و پرورش کمتر توجه شده است.

* تلاش صورت گرفته در آستانه تولید نظریه است. تمدن پژوهان دو رویکرد کلان در توصیف تمدن دارند؛ 1- مفهوم جوهری اراده دادند. 2- تمدن را نه با دیدن جوهر مرکزی بلکه با مجموعه اجزایی که پیکر تمدن را می سازند ارائه کردند.

دکتر لک زایی معتقدند امام تمدن را جوهری دیدند. نکته اول؛ همه تمدن های دینی و غیردینی از معبر حکومت رد شدند. هیچ تمدنی نداریم که قبل از اینکه بتواند از حکومت عبور کند، ظهور پیدا کند. در واقع اول باید چارچوبی برای حکومت داشته باشد.

* نظریه تمدنی امام موسی صدر در صورتی می تواند تبیین حداکثری داشته باشد که نسبت آن با ساختار سیاسی مشخص شود. تمدن نمی تواند در قاعده هرم اجتماعی متوقف شود و باید تا رأس هرم حرکت کند و برای این پیکر صورت بندی داشته باشد.

* یکسری از مؤلفه های ذکر شده مختص جامعه لبنان است. باید دید آیا اگر امام موسی صدر در جامعه یکدست تری می بود با همین تأکید سخن می گفت.

* این نظریه چگونه ابطال می شود؟ رویکرد ارائه اندیشه امام به این مرحله نرسیده که براساس آخرین نظریه های جهان اسلام ارزیابی شود. بین نظریه و نظر تفاوت است. نظریه ترکیب و آرایشی از مفاهیمی است که همه آنها توسط فرد شکل نگرفته است. مفاهیم پایه نظریه باید تبارشناسی شود.

* از بحث های مهم، بحث شخصیت شناسی است. در بحث تمدن دو عرصه نظر و عمل و فکر و نماد را باید از هم تفکیک کرد. یکی از بحث های مهم بحث جامعه سازی است. بدون جامعه سازی تمدن تحقق پیدا نمی کند. تصویر درستی ارائه نشده که برای جامعه متکثر لبنان چطور تمدن اسلامی قرار است شکل بگیرد.

باید ابتدا قبل از بحث تمدن تصویری از جامعه ای که تمدن می خواهد در آن پیاده شود ارائه کنید.

بعد از صحبت ناقدان، لک زایی به ارائه توضیحاتی پرداخت. وی گفت: در چارچوبی که مدنظرم بود که ببینم امام موسی صدر واجد نظریه تمدنی است یا خیر، باید دو بحث را تفکیک کنیم: نظریه در آثار امام یا نظریه از آثار امام.

وی افزود: در نظریه در آثار امام نظریه ای است تحت عنوان تمدن پیدا نمی کنید. تلاش این بود که گزاره ها و مباحث را براساس یک مجموعه منسجم کنار هم قرار دهیم و آن را نظریه بگوییم. کار با برخی متفکران هم مقایسه شده است. تلاش این بوده که نشان داده شود مجموعه ای از مباحث را می شود مطرح کرد. قدرت تبیین و حل مسئله می تواند مهم باشد. بحث ظرفیت انتقاد از رقبا و ارائه راه و مسیر جدید. ایشان دو منظر را نقد می کند: از غرب تقلید نکنیم، به گذشته برنگردیم. ایشان می گوید دین ذیل کاروان تمدن در حرکت است. می خواهد دین را از این موقعیت خارج کند و آن را صاحب اثر بداند. یک مرزهای مشخصی هم دارد و امکان بسط و نقد را هم فراهم می کند. اینطور نیست که قابلیت بحث و نقد نداشته باشد. امکان تعمیم نگاه ایشان و نقد هم وجود دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *