سبد خرید شما خالی است.
میشنیدم که مادرم می گفت خیلی از امام موسی صدر سپاسگزار است که در این [...]
ایشان گفتند: حالا چه کند کسی که می خواهد جایزهای، هدیهای به این نمازگزار نوجوان [...]
پدربزرگم که بسیار نگران حال ایشان شده بودند، به حرم حضرت معصومه (س) رفتند و [...]
همه دور هم بودیم، یکی می خواند بقیه هم گریه می گردند. جدا جدا هم [...]
خودم متوجّه نشدم که فقط ایستادهام و ایشان را تماشا میکنم. وقتی گفتند بفرما، تازه [...]
چند و چون تحول فکری او را پرسیدم. در پاسخ، تلفن دستیاش را بیرون آورد [...]
امام موسی صدر هم فکرش این بود که میخواست همۀ اینها را یک جا جمع [...]
بالاخره روز موعود فرا رسید. آن روز به سبب وقوع جنگ در نواحی شمال، جاده [...]
ایشان میگفتند که من میدانستم که در این قضیه فحش خواهم خورد، اما خودم را [...]
نام کاربری یا آدرس ایمیل *
گذرواژه *
مرا به خاطر بسپار ورود
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
آدرس ایمیل *
عضویت