کلمه ۸ - دین و کارگر

کلمه ۸ – دین و کارگر

امام موسی صدر در سال ۱۳۳۲ در رشتۀ اقتصاد از دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. تحصیل همزمان دروس عالی حوزوی و دروس آکادمیک، این امکان را برای ایشان فراهم ساخت تا در حوزۀ اقتصاد و حقوق، مطالعه و مقایسه‌ای جدّی بین مکاتب مختلف و آموزه‌های شریعت اسلام داشته باشند. این توانایی باعث می‌شد تا ایشان به مناسبت‌های مختلف دیدگاه اسلام و فقه شیعی را در حوزۀ اقتصاد تبیین کنند.
آنچه در ادامه ملاحظه می‌کنید، سخنرانی امام موسی صدر است که به مناسبت روز کارگر و به دعوت «سازمان کارگری جوانان مسیحی» در لبنان و در کلیسای «الایقونة العجائبیة» در اول می‌‌۱۹۶۹ برگزار شده است. در این مراسم مطران شکرالله حرب هم شرکت کرده بود و مراسم زیر نظر رئیس جمهور لبنان، شارل حلو، برگزار می‌شد.
متن این سخنرانی در کتاب رهیافت‌های اقتصادی اسلام، چاپ اول، ۱۳۸۶، از مجموعه کتاب‌های «در قلمرو اندیشۀ امام موسی صدر» چاپ شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
کار سه‌ امتیاز نسبت‌ به‌ ابزار و سرمایه‌ دارد؛ شرکت‌ در سود، مصون‌ بودن‌ از ضرر و امکان‌ دریافت‌ اجرت‌ ثابت. در حالی‌که‌ سرمایه‌ فقط‌ از امتیاز اول‌ بهره‌ می‌گیرد و می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی‌ در سود شریک‌ شود. سرمایه‌ نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. همچنین، ‌ نمی‌تواند سود ثابتی‌ داشته‌ باشد، چون‌ رباست. ابزار نیز فقط‌ امتیاز سوم‌ را دارد، یعنی‌ فقط‌ می‌تواند اجرت‌ ثابت‌ داشته‌ باشد.

‌موضع‌ دین‌ در برابر کارگر در حمایت‌ مادی‌ دین‌ از کارگر و انواع‌ تکریم‌ از او خلاصه‌ می‌شود.
الف: حمایت‌ مادی‌ که در موارد زیر می‌بینیم. 
دین‌ کار را عامل‌ متمایز در عوامل‌ سه‌گانۀ تولید، یعنی‌ کار و ابزار و سرمایه‌ می‌شمارد. در آموزه‌های‌ دین‌ این‌ تمایز بدین‌ شکل‌ است:

۱. تحریم‌ ربا: ربا یعنی‌ سود ثابت‌ برای‌ سرمایه، چه‌ در حالت‌ سوددهی‌ و چه‌ در ضرر. دین‌ بدون‌ هیچ‌ استثنائی‌ ربا را مطلقاً‌ حرام‌ کرده‌ است.

۲. هنگامی‌ که‌ سرمایه‌ و کار با هم‌ شریک‌ می‌شوند، سرمایه‌ باید در سود شریک‌ شود و نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. در فقه‌ اسلامی‌ در قرارداد مضاربه‌ بر مصونیت‌ کار از ضرر تأکید شده‌ است، و ضرر را فقط‌ متوجه‌ سرمایه‌ می‌داند.

۳. ابزار را نمی‌توان‌ در سود شریک‌ کرد. (ابزار جدید همچون‌ کارخانه‌ و ابزار قدیمی‌ مثل‌ گاو و وسایل‌ شخم‌زنی‌ و غیره.) تنها امکان این است که اجرتی‌ به‌ صورت‌ ثابت‌ بدان‌ اختصاص‌ داد.

۴. کارگر می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی‌ در سود شریک‌ شود و یا اینکه‌ مزد ثابتی‌ داشته‌ باشد.

از این‌ موارد می‌توان‌ نتیجه‌ گرفت‌ که‌ کار سه‌ امتیاز نسبت‌ به‌ ابزار و سرمایه‌ دارد؛ شرکت‌ در سود، مصون‌ بودن‌ از ضرر و امکان‌ دریافت‌ اجرت‌ ثابت. در حالی‌که‌ سرمایه‌ فقط‌ از امتیاز اول‌ بهره‌ می‌گیرد و می‌تواند به‌ نسبت‌ معینی‌ در سود شریک‌ شود. سرمایه‌ نمی‌تواند مصون‌ از ضرر باشد. همچنین، ‌ نمی‌تواند سود ثابتی‌ داشته‌ باشد، چون‌ رباست. ابزار نیز فقط‌ امتیاز سوم‌ را دارد، یعنی‌ فقط‌ می‌تواند اجرت‌ ثابت‌ داشته‌ باشد.

برای‌ اینکه‌ از ضعف‌ کارگر برای‌ مجبور کردنش‌ به‌ دستمزد اندک، سوءاستفاده‌ نشود، دین‌ موضع‌ سختگیرانه‌ و قاطعی‌ دارد، و محرومیت‌ کارگر از مزد خود را به‌طور بی‌نظیری‌ حرام‌ می‌داند. دین‌ توافق‌ کارگر با سرمایه‌گذار را به‌ خودشان‌ واگذار کرده‌ است، تا با رعایت‌ عدالت، زمینه‌ای‌ برای‌ انتخاب‌ بهترین‌ راه‌حل‌ها و عادلانه‌ترین‌ دستمزد فراهم‌ شود. دین‌ به‌ شکل‌ نادری‌ بر پرداخت‌ سریع‌ دستمزد کارگر تأکید دارد، آن‌ هم‌ بسیار زیاد و در ضمن‌ آموزه‌های‌ گسترده.
‌ب: تکریم‌ کارگر و قداست‌ کار

 ۱. پیامبران‌ و ائمه‌ از طبقه کارگر بودند. ابراهیم‌ و موسی‌ گوسفند می‌چراندند. عیسی‌ نجار بود و محمد (ص) در کودکی‌ چوپانی‌ می‌کرد، سپس‌ در مکه‌ و شام‌ کارگر تاجر بود. علی‌ (ع) ‌ نیز کشاورز بود. برخی‌ همچون‌ امام‌ صادق‌ (ع) به‌ این‌ مسئله‌ می‌بالیدند. (۱) علی‌بن‌حمزه‌ می‌گوید که‌ پدرم‌ گفت: امام‌ کاظم‌ (ع) را دیدم‌ که‌ در زمینش‌ کار می‌کند و پاهایش‌ عرق‌ کرده‌ است. به‌ او گفتم: فدایت‌ شوم. دیگران‌ کجایند؟ امام‌ گفت: ای‌ علی‌ کسانی‌ با دستانشان‌ کار کردند که‌ بهتر از من‌ بوده‌اند. از امام‌ پرسیدم: آنان‌ چه‌ کسانی‌اند؟ گفت: رسول‌ خدا (ص) و امیرالمؤ‌منین‌ و پدرانم‌ (ع). همه آنان‌ با دست‌ خود کار می‌کردند و پیامبران‌ و رسولان‌ و اوصیا و صالحان‌ نیز همین‌ کار را می‌کردند. (۲)

۲. در بسیاری‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ اهتمام‌ شایانی‌ به‌ کار و کارگر مشاهده‌ می‌کنیم‌ و این‌ آموزه‌ها در زمانی‌ بوده‌ است‌ که‌ کار با مقام‌ شخصیت‌ها در عرف‌ آن‌ زمان، متناسب‌ نبوده‌ است.

‌در روایت‌ آمده‌ است‌ وقتی‌ کسی‌ نزد رسول الله‌ (ص) می‌آمد، پیامبر از او می‌پرسید: «آیا حرفه‌ای‌ داری؟» و اگر می‌گفت: «نه»، از او روی‌ برمی‌گرداند. پیامبر می‌فرمودند: «کسی‌ که‌ حرفه‌ ندارد با دین‌ خود زندگی‌ می‌کند.» (۳) پیامبر دست‌ کارگری‌ را که‌ پینه‌ بسته‌ بود، بوسه‌ می‌زد و می‌گفت: «این‌ دستی‌ است‌ که‌ خداوند و رسول‌ او دوستش‌ می‌دارند.» (۴)

۳. دین‌ کار را عبادت‌ می‌داند. در آثار دینی‌ عبادت‌ هفتاد جزء دارد و برترینش‌ کار است. (۵) دین‌ تأکید دارد که‌ کشاورزی‌ و درختکاری‌ و تجارت‌ و ساختمان‌سازی و دیگر کار‌ها عبادت‌اند و پاداش‌ آنان‌ نزد خداوند است. 
به‌طور کلی‌ اسلام‌ می‌کوشد تا همۀ زندگی‌ مؤ‌من‌ را عبادت‌ و سجود و تسبیح‌ و نماز کند. این‌ مسئله‌ از طریق‌ درستی‌ کار و درست‌ انجام‌ دادن‌ آن‌ و از طریق‌ درستی‌ نیت‌ و بلندی‌ آن‌ است.

این‌ قداست، برای‌ تکریم‌ کار و کوشش‌ و برای‌ کاستن‌ سختی‌ از کارگر است، زیرا کارگر با کار خود خداوند را عبادت‌ می‌کند. همچنین، ‌ انجام‌ دادن‌ کار باعث‌ می‌شود آدمی‌ کار را درست‌ انجام‌ دهد، و در هنگام‌ ضرر مادی‌ احساس‌ خسران‌ نکند. این‌ اصل‌ نیروهای‌ فرد را بسیج‌ و تلاش‌های‌ جماعت‌ و همه افراد را هماهنگ‌ می‌کند. همچنین، آغاز و پایان‌ و امکانات‌ را نزد همه‌ یکسان‌ می‌کند و باعث‌ می‌شود آدمی‌ احساس‌ کند که‌ با همۀ هستی‌ و همۀ موجودات‌ هماهنگی‌ تام‌ دارد. موجوداتی‌ که، ‌ بنابر تعبیر قرآن، ‌ برای‌ خدا سجده‌ می‌کنند و حمد او را می‌گویند و برای‌ او نماز می‌گزارند. پس‌ کسی‌ که‌ کار می‌کند، همراه‌ با کاروانی‌ ابدی‌ و ازلی، خدا را عبادت‌ می‌کند. این‌ احساس‌ ژرف‌ به‌ او آرامش‌ می‌دهد، مشوقش‌ است، انگیزه‌اش‌ را بالا می‌برد و امید او را بر می‌انگیزد.

در پایان‌ پرسشی‌ را متوجه‌ خود و سازمان‌ جوانان‌ کارگر مسیحی که‌ مرا دعوت‌ کرده‌ است، می‌کنم. پرسش‌ این‌ است‌ که‌ چرا این‌ سخنان‌ و این‌ ویژگی‌ها را امروز مطرح‌ می‌کنید و پیش‌ از این، که‌ صاحبان‌ کار به‌ کارگر ستم‌ می‌کردند و بر او سخت‌ می‌گرفتند و خونش‌ را می‌مکیدند، چیزی‌ نمی‌گفتید؟ حال‌ که‌ صبر کارگران‌ لبریز شد، سپس‌ آگاه‌ شدند، حرکت‌ کردند، حزب‌ و سندیکا تشکیل‌ دادند و بسیاری‌ از حکومت‌ها را از آنِ‌ خود کردند، پس‌ از این‌ شروع‌ به‌ تشکیل‌ سازمان‌های‌ دینی‌ کردید، در مراکز دینی‌ سخنرانی‌ کردید و از مواضع‌ مثبت‌ دین‌ و سردمداران‌ آن‌ در برابر کارگران‌ سخن‌ گفتید.

در پاسخ‌ باید بگوییم‌ که‌ این‌ مسئله‌ به‌ بحثی‌ تمدنی‌ و عمیق‌ باز می‌گردد. به‌ صورت‌ خلاصه‌ باید بگویم‌ که‌ در تمدن‌ مؤمن‌ شرق‌ به‌ کارگران‌ ظلمی‌ نمی‌شد و جامعه‌ را طبقه‌بندی‌ نمی‌کرد. در این‌ جوامع‌ کارگر دشمن‌ کارفرما نبود و کارفرما هم‌ از کارگر سوء‌استفاده‌ نمی‌کرد.

علت‌ این‌ بود که‌ تمدن‌ بر پایه ایدئولوژی‌ معنوی‌ و اخلاقی‌ بنا شده‌ بود. اندیشه‌های‌ اخلاقی‌ و معنوی‌ روابط‌ می‌ان‌ افراد و گروه‌ها را تنظیم‌ می‌کرد. مثال‌ در این‌ مورد بسیار است‌ که‌ یکی‌ از آن‌ها را ذکر می‌کنم. در تمدن‌ شرقی‌ ما، به‌ کارگر کارآموز یا شاگرد گفته‌ می‌شد، زیرا کارگر نزد کارفرما حرفه‌ و صنعتی‌ می‌آموخت‌ تا این‌ آموزش‌ مقدمه‌ای‌ برای‌ شریک‌ شدن‌ در آن‌ حرفه‌ و یا کار مستقل‌ برای‌ کارگر شود. پس‌ کارگر به‌ نوعی‌ شاگرد صاحب‌کار بود.

اما هنگامی‌ که‌ تمدن‌ غرب‌ فقط‌ بر ماده‌ بنیان‌ نهاده‌ شد و مانع‌ دخالت‌ متافیزیک‌ در زندگی‌ و جامعه‌مان‌ شد، مادی‌گرایی‌ بی‌هیچ‌ قید و شرطی‌ سیطره‌ یافت. از این‌ زمان‌ صاحب‌ کار تنها هدف‌ خود را افزایش‌ ثروت، آن‌ هم‌ بدون‌ هیچ‌ شرط‌ و اندازه‌ای‌ دانست. از همین‌ رو، بر کارگر فشار می‌آورد و حق‌ او را به‌ شیوه‌های‌ گوناگون‌ غصب‌ می‌کرد تا سود بیشتری‌ ببرد. این‌ مسئله‌ تا جایی‌ ادامه‌ پیدا کرد که‌ کارفرما فقط‌ به‌ اندازۀ زنده‌ ماندن‌ به‌ کارگر مزد می‌داد و کارگر مانند حیوانی‌ در خدمت‌ کارفرما می‌ماند. به‌ طور طبیعی، ‌ این‌ وضعیت‌ به‌ انفجار انجامید و کارگر شورید و تجمع‌ کرد و حق‌ خود را گرفت‌ و بر املاک‌ دیگران‌ سیطره‌ یافت. و این‌ سرنوشت‌ همۀ ابعاد تمدن‌ مادی‌ غرب‌ و شرق‌ است، بدون‌ استثنا و نه‌ فقط‌ در موضوع‌ کار و کارگر.

از همین‌ رو، دین‌ و دین‌شناسان‌ در برابر مسائل‌ تازه‌ای‌ قرار گرفتند، که‌ پیش‌ از این‌ در سرزمین‌ خودشان‌ وجود نداشت. بنابراین، ‌ برای‌ این‌ نوع‌ مسائل‌ باید چاره‌ای‌ می‌اندیشیدند و نظر درست‌ را می‌گفتند و از آن‌ دفاع‌ می‌کردند و ستم‌ را از هر جایی‌ که‌ باشد، می‌کاستند. به‌ این‌ سازمان‌ تبریک‌ می‌گویم‌ و امیدوارم‌ فراگیر شود و با قدرت‌ و هماهنگی‌ در کار‌ها و افکار ژرف‌ به‌ راه‌ خود ادامه‌ دهد. و الله من‌ وراء القصد و هو ولی‌ التوفیق.