خلاصهای از مهمترین سخنان بیان شده در این نشستها را در جدول زیر میخوانید.
|
نام سخنران |
موضوع سخنرانی |
خلاصه اظهارات |
|
آیت الله تسخیری |
شهید صدر و مقاصد شرعی در حوزه اقتصاد اسلامی |
* یکی از وظایف علم مقاصد این است که گزینههای مختلف نظامهای جامعه را به ولیفقیه ارائه کند و مثلا در عرصه اقتصاد، مکتب اقتصادی اسلام را نشان میدهد و گزینههای مختلفی را جز استنباط خود ولی امر پیش روی او قرار میدهد و این ولی امر است که با مشورت متخصصان یک گزینه را برای جامعه انتخاب میکند و دستور میدهد که مورد عمل جامعه قرار بگیرد و وجوب اطاعت از ولیامر هم که در محل خود اثبات شده است و در نتیجه، آن مکتب حجیت پیدا میکند. * اشکالاتی بر این نظریه وارد شده و گفته شده است که آیتالله صدر از فتاوای دیگران و حتی فتاوای اهل سنت استفاده کرده است و اینها برای خود او حجیت ندارد. اما شهید صدر به این نکات توجه داشته و اگرچه پاسخ آن مفصل است اما اجمالا میگوید در استنباط مکتب، مهم نَسَب اسلامی مکتب است؛ زیرا مکتب برای عمل فرد مقلد نیست، بلکه برای عمل ولیامر و حکومت است ولذا اگر نسب اسلامی آن ثابت شود، کافی است و نیاز نیست حجیت آن با روشهای معمول استنباط اثبات شود، بلکه مکتب، نسب اسلامی خود را از روشهای استنباط و حجیتش را از ولیفقیه میگیرد. * من معتقدم مرحوم صدر عالمِ مقاصدی به تمام معنا بود و همه اهداف علم مقاصد را در نظر گرفته و در «اقتصادنا» گنجانده است. او روابط علم اقتصاد با علوم دیگر و انواع دیگر ارتباطات، انسجام بین مؤلفههای زندگی اقتصادی، تأثیر علم مقاصد در استنباط شرعی که حجت است و تئوری که به ولیامر باید ارائه شود را در این کتاب نشان داده است. * این تئوری لازم نیست استنباطات خود مؤلف باشد و کافی است از اجتهادات مختلف به دست بیاید و حجیت این نظریه از دستور ولی فقیه به دست میآید. ازاینرو از نظر مرحوم صدر حکومت اسلامی بدون ولیفقیه قابل تصور نیست و کسانی که منکر ولایت فقیه هستند، واقعا متوجه حرفشان نیستند که عملا حکومت اسلام را محدود و یک بعد مهم از اسلام را معطل میکنند. ایشان همچنین با استدلال به آیه «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّه» ولایتفقیه و ضرورت حکومت پس از عصر ائمه را اثبات میکرد. * شهید صدر پس از آنکه مکتب اقتصادی را در اقتصادنا ارائه داده است، میگوید: باید دیگران بیایند و تلاش کنند و طرح دیگری را کشف کنند. اما متاسفانه من ندیدم که چه در اهل سنت و چه در شیعه کسی این کار را کرده باشد. * شهید صدر در زمینه وظایف دولت مباحث زیبایی دارد. شهید صدر صراحتا میگوید: هدف دولت دو چیز است، ایجاد تعادل بین سطح زندگی افراد و تکافل که بهمعنای کفیل بودن اعضای جامعه با یکدیگر است. از این رو جامعه اسلامی نه طبقاتی و نه سوسیالیستی، بلکه جامعه درجاتی است که در آن افراد نباید از حد فقر پایینتر و از حد اسراف بالاتر بروند، اما درآمدهای افراد جامعه در این میان میتواند در درجات مختلفی باشد. |
|
آیتالله محسن اراکی
|
مبانی فقه نظام در مکتب شهید صدر |
* ما در اسلام دو نوع فقه داریم که یکی فقه فردی و دیگری فقه نظام است که ما از آن به فقه کلان نیز تعبیر میکنیم. فقه در تعریف رایج «بیان احکام رفتار مکلف از ادله تفصیلی است». ما دو نوع مکلف داریم که یکی مکلف فردی و دیگری مکلف جمعی یا به عبارت دیگر وجود اجتماعی است، پس برخی تکالیف مربوط به فرد است و برخی تکالیف مربوط به رفتار جمعی و مسائل جامعه که فقه نظام به این بخش از تکالیف میپردازد. * آیات و روایات متعددی بر وجود فقه نظام و وجود اجتماعی جامعه دلالت میکنند که یکی از مشهورترین آنها حدیث غدیر است که در آن پیامبر اکرم ص دو بار از مردم اقرار ولایت میگیرد و در یکی از آنها میفرماید: «ألست أولی بالمؤمنین من انفسهم» و در دیگری با عبارتی دیگر میفرماید: «أ لست أولى من كلّ مؤمن بنفسه» که این تکرار و تأکید آن عبارت قبل نیست، بلکه اشاره به دو نوع وجود و به تبع دو نوع ولایت است که یکی وجود فردی و دیگری وجود اجتماعی است و پیامبر نیز هم بر وجود فردی و هم بر وجود اجتماعی ولایت داشت. * اگر جامعهای بخواهد به جامعهای واحد تبدیل شود باید یک مرکزیت داشته باشد که این مرکزیت، فرماندهی آن جامعه را بر عهده بگیرد و سپس جامعه افزون بر اطاعت، او را یاری کند. * با توجه به آیه 7 سوره مائده و 111سوره توبه، جامعه زمانی واحد می شود که یک اراده واحد بر آن حاکم شود و فرمانروایی واحدی در آن جامعه شکل بگیرد و مردم آن جامعه نیز از فرمانروا اطاعت کنند و او را یاری نمایند. در واقع هر جامعهای با دو میثاق اطاعت و نصرت شکل میگیرد و اگر این دو پیمان در جامعهای نباشد آن جامعه، یک جامعه واحد نخواهد شد. * اصل ولایت در همه حاکمیتها وجود دارد، اما در مبنای اسلامی همین فرمانروا باید هم دانا به عدل و هم عادل باشد تا فرمان عادلانه بدهد و سپس بتوان با این فرمانروا وارد دو پیمان اطاعت و نصرت شد. * وقتی پیمان با فرمانروا بسته شد و یک جامعه واحد شکل گرفت یک شخصیت جمعی به وجود می آید، ایجاد حکومت یک رفتار و تکلیف جمعی است و همانطور که ایجاد حکومت یک رفتار جمعی است، ایجاد نظام اقتصادی در آن حکومت نیز یک رفتار اجتماعی است که تا اراده جمعی برای تحقق آن نکوشد آن نظام محقق نخواهد شد. * یکی از مشکلات جامعه ما این است که اکثریت افراد آن اهل نماز و مسجد بوده و به صورت فردی انسانهای مؤمنی هستند، اما آن اراده جمعی که بخواهد آنها را یکی کند، تحت تأثیر امواج بیرونی و نظامهای بینالمللی است و این نظام های بینالمللی هستند که بر اراده جمعی در عرصه اقتصاد تأثیر میگذارند و در نتیجه جامعه با اقتصاد اسلامی همراه نمیشود. * ما با نظام عقود اسلامی، بانک اسلامی پیدا نکردیم؛ زیرا نظام عقود اسلامی، فقه فردی است و ما با فقه فردی نمیتوانیم نظام بانکی درست کنیم. بانک اسلامی قواعد خاص خود را دارد؛ چون یک پدیده اجتماعی است و مقوله بانکداری مربوط به نظام اقتصاد اسلامی است و نباید آن را فقط در اجرای برخی عقود فردی خلاصه کرد. * در فقه فردی، فرد اگر صورت عقد خود را به شکلی شرعی ترتیب بدهد، حاکمیت نمیتواند آن را مؤاخذه کند و مثلاً اگر با حیل شرعی صورت ربا را از بین برد، اشکالی ندارد، اما حاکمیت نمیتواند این کار را بکند. تکلیف حاکمیت تطابق صوری با احکام نیست، بلکه باید دنبال واقع و مصالح حقیقی باشد. بنابراین حاکمیت باید روح ربا را از بین ببرد، نه صورت ربا. * ما باید جایگاه ویژه شهید آیت الله سید محمد باقر صدر را پاس بداریم. ایشان اولین فقیهی بود که بحث فقه نظام را مطرح کرد، ولی متأسفانه نوشتههای این فقیه گرانقدر بهویژه اقتصادنا بهخوبی مطالعه و بررسی نمیشود. در حالیکه اقتصادنا با اینکه به تعبیر خود ایشان گام اول است، کتاب بسیار مهمی است و باید به شکل رسمی تدریس شود. به نظر من حتی یکدرصد کارشناسان اقتصادی ما این کتاب را نخواندهاند و اگر خواندهاند خوب نخواندهاند. باید از اینها پرسید شما که منابع گوناگون اقتصادی را میبینید، چرا یک بار این کتاب را بهخوبی تحصیل نمیکنید؟ |
|
ژولیان پلیسیه
|
شهید صدر و صدور تفکر شیعه به جهان معاصر
|
* مهمترین امتیاز شهید صدر بر دیگران دغدغه «مهندسی اجرای افکار» است. شهید صدر هرگز در پی تکرار مکررات و صرفا افزودن بر دستاوردهای فنی علمای پیش از خود نبود، بلکه معتقد بود که به جای منفعل بودن در برابر اندیشههای دیگر مکاتب، باید فاعلیت و تأثیرگذاری بیرونی داشت و این زمانی محقق میشود که به چگونگی پیادهسازی افکار نیز بیندیشیم. این اتفاق یعنی «مهندسی اجرای افکار» چیزی است که در آثار خود ایشان به شدت بروز دارد. * وقتی از بیرون به شخصیت شهید صدر و زندگی و زمانه او نگاه میکنیم مواردی را میبینیم که در نگاه اول نوعی تناقض است. مثلا شهید صدر جز یک سفر برای حج و دو سفر به لبنان هرگز از عراق خارج نشده است، اما در زمان خودش جهانی میشود و کسانی مثل روژه گارودی که کمونیست بزرگ فرانسوی است برای دیدار او به عراق میرود که با تلاشهای رژیم بعث موفق به دیدار با او نمیشود. |
|
رحیمپور ازغدی |
شهید صدر از فاتحان نهضت تولید علم در عرصه علوم انسانی با رویکرد اسلامی |
* نسل ما مدیون شهید صدر و تعداد بسیار معدودی است که در آن شرایط بدون نفی ارزشهای موجود در ایدئولوژیهای جدید غرب و شرق در برابر آنها ایستادند و قرآن و روایات را از مرحله صرفاً تبرک به مرتبه تعلم رساندند و نشان دادند که اینها معرفت هستند، نه اینکه فقط قرائتشان ثواب داشته باشد. * شهید صدر با کتابهایش برای حلقههای علمی آن دوران محتواسازی کرد و «فلسفتنا» و «اقتصادنا»ی او دو خاکریز بسیار قوی در برابر هجوم مادیون در جبهه فلسفه و اقتصاد بود. همچنین کتاب «الأسس المنطقیة للإستقراء» را نوشت که یک ابتکار استثنایی و خاص در عرصه «معرفتشناسی» است و رویکرد جدیدی به منطق و استقرا ایجاد کرده است. * خود شهید صدر از کسانی بود که در عرصه تولید علوم انسانی اسلامی از فاتحان این عرصه است که به این میدان قدم گذاشت و با بهرهگیری از نبوغ خود، آثار غرب و شرق را مطالعه کرد و با تبیین درست و دقیق از آنها به ارائه نظریات جدیدی پرداخت و مسائلی را مطرح کرد که کسی غیر از او مطرح نکرده بود؛ مانند کاری که ایشان در عرصه معرفتشناسی کرده است که در آن هم به مبانی منطق ارسطویی اشکال وارد کرده است و هم به تجربهگرایان و پوزیتویستها و خود، منطق جدیدی را مطرح کرده است. * شهید صدر با طرح اصل وجود اقتصاد اسلامی دو گروه را به چالش کشید: یکی ترجمهزدگان که به تولید علم انسانی با توجه به شرایط بومی باور ندارند و دیگری کسانی که از نظر مذهبی باور داشتند ما تا قبل از عصر غیبت نه وظیفه و نه توان تولید این علوم را داریم و باید به شکل یک کمون در گوشه تاریخ و جامعه زندگی کنیم و به احکام فردی عبادی بهمعنای خاص مشغول باشیم تا امام زمان علیهالسلام ظهور کنند. * این گروه پاسخ نمیدهند و به لوازم این سخن توجه ندارند که این حرف بهمعنای تعطیل کردن بخش اعظم احکام و معارف اسلامی است و در واقع مخاطب بسیاری از روایات را خود معصوم قلمداد میکند که بینیاز از آنها است. معنای دیگر حرف آنها این است که اکنون که امام زمان علیهالسلام نیست، امثال شاه و اوباما و صدام حکومت کنند و بین صفر و صد تکلیفی نیست، درحالیکه اگر ما نمیتوانیم عدالت کامل را محقق کنیم باید در حد توان اجرا کنیم. اولین خطاب شهید صدر به این دو جریان است که ممکن است شخصاً مسلمان باشند، اما از لحاظ فکری روش اسلامی ندارند و از آنها مطالبه میکند که به وجود مکتب در اسلام بیندیشند. * رابطه بین علم و مکتب در آثار شهید صدر تبیین شده است و او با تبیین واقعیت علم از اندیشمندان خواسته است که عرصه توصیف و توصیه را به درستی بشناسند و مکتب اسلامی را که مبین توصیهها است، عرضه کنند. اگرچه شهید صدر به تقسیم معمول انتقاداتی دارد، اما با عبور همدلانه از برخی از مبانی، نشان میدهد که باید مکتب اسلام را شناخت و عرضه کرد و خود او نیز چنین میکند. در واقع مطالبه شهید صدر از حوزه و دانشگاه این است که زیرساختهای نظری را در حوزههای علمی مختلف برای تمدنسازی اسلامی تأمین کنند. |
