‌آگاه‌ به‌ زمانه‌

مردم، رازی در این کلمه است

سید حسن نصرالله و امام موسی صدر از کاریزماتیک‌ترین رهبران عصر خود بوده‌اند. شیعیان سید موسی را کانه سیدنا علی می‌دانستند و مسیحیان کانه سیدنا مسیح و شاید غبطه خورد امیر عبدالله حاکم فعلی عربستان و ولیعهد آن روز‌ها که به نمایندگی از اهل سنت او را کانه سیدنا عمر دانست. (۱) نصرالله هم از محبوب‌ترین رهبران خاور میانه و مطمئن‌ترین آن‌ها شناخته شده است که حرفش حتی برای اسرائیلی‌ها هم معتبر‌تر از حرف مسئولانشان است. اما راز محبوبیت آن‌ها چیست؟

****
اگر بخواهیم راجع به امام موسی اظهار نظر کنیم می‌توان از نسب او یاد کرد. جد اعلای او سید شرف الدین در نزدیکی شهر صور متولد شده بود. (۲) اما در مورد سید حسن این را نمی‌توان گفت. او فرزند یک بقال لبنانی است و البته او نیز در نوجوانی شیفتهٔ امام موسی:

بر دیوار مغازهٔ پدر، عکس امام موسی صدر، رهبر پیشین شیعیان لبنان، آویزان بود. سید حسن در دوران نوجوانی، رو به روی عکس می‌نشست و به آن خیره می‌شد و تا آنجا که به یاد دارد بیشتر وقت‌ها در رویا‌های شیرین فرو می‌رفت و به افقهای دور خیره می‌شد. هرچه بیشتر به عکس می‌نگریست، بیشتر شیفته امام موسی صدر می‌شد و آرزو داشت که روز ی همانند او شود. (۳)

اما می‌خواهیم به دنبال معیار مشترکی بگردیم و آن را بیابیم. سید موسی آن روز که به لبنان آمد وضع شیعیان را نا‌مطلوب دید. شیعیان از مذهب خود نا‌امید و سر خورده بودند و جوانان شیعه به سمت گروه‌ها و سازمان‌های چپی و کمونیستی رهنمون. اما امام موسی کار را آغاز کرد و مجلس اعلای شیعیان را تاسیس کرد و به وضع شیعه سر و سامانی داد اما در این راه منش و روش جالبی پی گرفت. این منش او ۲ خصوصیت داشت:

۱. لبنان کشوری است با حداقل سه دین (مسیحی، مسلمان و یهودی) و شش قومیت (اعراب، آشوری، سریانی، ارمنی، کرد و یهود) و امام موسی در آن سامان برای شیعیان فعالیت می‌کرد اما اثبات آنان از طریق نفی دیگران جست‌و‌جو نمی‌شد. حتی فعالیت برای شیعیان به معنای بی‌توجهی به حال دیگر فرقه‌ها و طوایف لبنان نبود.

مفسر معروف مطبوعاتی لبنان، استاد الیاس الدیری که یک شخصیت مسیحی مذهب است در مورد وی چنین می‌نویسد:

شاید برای نخستین بار است که جنبش یک رجل دینی رنگ فرقه گرایی ندارد و از نشان تعصب عاری است…… با اینکه او یک مرد دینی است و در اوج مقام دینی مذهب خویش است ولی زبان امام، اصالت خود را حفظ کرده و با درد‌ها و آلام انسان در پبوند مانده است. با زخم‌ها ی میهن و آرمان‌های وطن که جای خود دارد. (۴)

می‌توان از زبان یکی از رهبران مذهبی مسیحیان به نام کشیش یواکیم مبارک نیز این سخن را شنید. او سخن خود را در مقاله‌ای در روزنامهٔ النهار به چاپ رسانید:

البته هیچ کس منکر نیست که امام موسی صدر شیعه است و فعالیت خود را به منظور رسیدگی به حقوق شیعیان این کشور آغاز کرد ولی این فعالیت اکنون دارای دور نمای والاتری است. به ویژه که هدف او رسیدگی به حقوق عموم طبقات محروم این کشور است. (۵)

۲. امام موسی صدر از رهگذر اقدامات خود در لبنان به دنبال روبارویی با حکومت نبود یا به اعتبار دیگر نمی‌خواست که دولتی در دولت ایجاد کند. امام موسی در مقابل تظاهر کنندگانی که برای کمک به ایشان در مقابل ساختمان مجلس اعلای شیعیان لبنان جمع شده بودند بیان داشت:

مبادا اشتباه کنید که این فریاد خشن، این نهضت عظیم برای تضعیف حکومت لبنان است. معاذ الله و سبحان الله. نه. بلکه برای حمایت و پشتیبانی است. برای آگاه ساختن و هوشیاری است.

و این دو در سید حسن هم دیده می‌شود.

۱. آن هنگام که او از شیعه دفاع می‌کند؛ حقوق سایر اقلیت‌ها در لبنان را منکر نمی‌شود. با وجود اینکه شیعه پر جمعیت‌ترین و شاید حالا پر قدرت‌ترین طایفهٔ لبنان است هیچ‌گاه سلاح را از مرز‌های اسرائیل به طرف هموطنش نمی‌گیرد و همین می‌شود که از بی‌حجاب تا محجبه و از مسیحی تا مارونی و شیعه و سنی در جشن‌های پیروزی حزب الله حاضر می‌شوند و سید حسن را قهرمان خود می‌دانند.

سید حسن در مورد پیروزی در جنگ سی و سه روزه هم نقش دیگران را نا‌دیده نگرفت و اعلام کرد که حزب الله به تنهایی این پیروزی را به دست نیاورده است… احزاب ملی و ترقیخواه مانند بعثی‌ها، کمونیست‌ها و ملی گرایان سوری جنبش امل.. در این پیروزی شریک هستند. (۶)

و ملی گرایی در کشور موزاییکی (۷) لبنان راه و رسمی است که سید حسن برگرفت؛ فرا‌تر از طایفه و قوم و مذهب. او بیشتر از آنکه ندای شیعه سر دهد از لبنان سخن می‌گوید.

۲. و نیز سید حسن است که در مقابل نداهای جمهوری اسلامی لبنان ایستاد و بیان داشت:

اجازه بدهید با صداقت و منطقی سخن بگویم. حزب الله در تئوری و عمل، یک حزب اعتقادی است و به برپایی نظام جمهوری اسلامی اعتقاد راسخ دارد. (۸)

اما

حزب الله در صدد تحمیل جمهوری اسلامی با زور و قدرت بر هیچ گروهی نیست. (۹)

****
اگر بخواهیم این دو را جمع کنیم. قصه این می‌شود که امام موسی و سید حسن، هر دو، کنار مردم بودند و در مقابل ظلم.. در مورد اول مردمی بودن در مقابل فرقه گرا بودن است و به معنای تحت پوشش قرار دادن تمامی ملت است و در مورد دوم مردمی بودن در مقابل حکومتی بودن. مردمی بودن خاصیتی است که این دو را اسطوره‌های مقاومت و محبوبیت کرده است اعراب به عرب بودن سید حسن می‌نازند و ایرانی‌ها به پارسی بلد بودنش و تحصیلش در حوزهٔ قم و حمایت ایران از او. لبنانی‌ها بنا به نسب سید موسی را از خود می‌دانند و قاضی دادگاه‌شان حکم جلب معمر القذافی را صادر می‌کند و ایرانی‌ها هم بنا به محل تولدش برای او یادواره می‌گیرند و تجلیلش می‌کنند و هنوز بعد از ۳۰ سال منتظر آن پیمرد ۸۰ ساله‌اند.

****
شاید این تدبیر است و شاید هم لطف الهی که جنبش شیعیان در لبنان تبدیل به دولت نمی‌شود و از مقام قدرت سخن نمی‌گوید، هر چند که در آن نقش دارد. ما نیز از این نمونه‌ها داریم و اتفاقا هفتهٔ آینده، سالگرد وفات یکی از محبوب‌ترین آن‌ها است. سید محمد طالقانی

****
سید حسن ماه هاست که در میان مردم نیست. به دلایل امنیتی حاصر نمی‌شود و سخنانش را از تلویزیون‌ها به مردم می‌رساند. هنگام حضورش هم از پشت شیشه‌ها با مردم سخن می‌گفت. سید موسی هم سال‌ها است که در میان ما نیست. اما جای آن‌ها همین جاست. در قلب مردم.

———————
۱- محسن کمالیان، هفت آسمان، شمارهٔ ۱۱، صفحهٔ ۱۸۵.

۲- محمد قوچانی، اتحاد شیعیان ایران و لبنان، گزارش تحلیلی شرق از جغرافیای تاریخی شیعیان، شرق، ۵ مرداد ۱۳۸۵، ص ۳.

۳-حسن خامه یار، در تکاپوی مدام، رهبر حزب الله از کودکی تا اوج شهرت، شاهد یاران، شمارهٔ ۱۱، مهر ماه ۱۳۸۵، ص ۸.

۴-امام موسی صدر، امید محرومان، رحیم اباذری، انتشارات جوانه رشد، ص۲۴۲.

۵- همان، ص۱۸۸.

۶- طلال سلمان، حماسهٔ سگرف ایمان، دانشتنیهایی در مورد سیذ حسن نصرالله، شاهد یاران، شمارهٔ ۱۱، مهرماه ۱۳۸۵، ص ۱۵.

۷-تعبیر مهران کرمی، سر دبیر روزنامهٔ کاگزاران در مورد لبنان-مهران کرمی، کارگاه دموکراسی، روزنامهٔ کارگزاران، شمارهٔ ۵۰۱، دوم خرداد ۱۳۸۷.

۸-حسن خامه یار، در تکاپوی مدام، رهبر حزب الله از کودکی تا اوج شهرت، شاهد یاران، شمارهٔ ۱۱، مهر ماه ۱۳۸۵، ص ۱۲.

۹-‌‌‌ همان جا.

منبع: مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر

مؤلف: مصطفی مسجدی