مردم‌دار و خوش سلوک

مردم‌دار و خوش سلوک

… سابقه آشنایی بنده با جناب آقای حاج سید موسی صدر به سال ۱۳۲۵ هجری شمسی باز می‌گردد. من به قصد زیارت مشهد از نجف آمده بودم، و در تهران نیز برای معالجه سردردی که آن سال‌ها بدان مبتلا بودم، توقف داشتم. یادم هست که دو بزرگوار در ایام اقامت من در قم خیلی به من لطف کردند. یکی جناب آقای آقا سید جلال‌الدین آشتیانی بود. دیگری نیز جناب آقای آقا سید موسی صدر بودند که یک روز با تعدادی از دوستان خود، که به نظرم آقای سید موسی شبیری زنجانی، آقای اثنی عشری و دو سه نفر دیگر بودند، به دیدنم آمدند. از‌‌ همان روز ارتباط و دوستی ما با آقای صدر آغاز گردید و ایشان حقیقتا در آن ایام تنهایی و بیماری به من خیلی رسیدگی و لطف نمود. 
در سال ۱۳۵۰، یعنی پس از حدود ۲۵ سال بود که در گردهمایی مجمع البحوث الاسلامیه در قاهره، مجددا ایشان را زیارت کردم. مجمع آقای دکتر حسین نصر را دعوت کرده بود تا در اجلاس آن سال شرکت کند. ایشان نیز دعوت نامه را به من دادند و بنده در جلسه آن سال شرکت کردم. آنجا بود که پس از سال‌ها باز آقای صدر را زیارت کردم. طبیعتا تمام آن چند روزی که در قاهره بودیم، با هم بودیم. به اسماعیلیه هم که رفتیم، با هم بودیم. در قاهره بود که من حرمت و مقام آقای صدر را در دیدم مصری‌ها و بلکه علمایی که از کشورهای مختلف گرد آمده بودند، مشاهده کردم… الامام موسی الصدر… 
سال بعد در کنفرانسی در الجزایر بود که من را دعوت کردند. در آنجا هم من بار دیگر خدمت آقای صدر رسیدم. مولود قاسم وزیر شئون دینی آن وقت و متصدی این دعوت بود. آنجا نیز من دیدم که هم خود مولود و هم بیشتر علمایی که در جلسه شرکت کرده بودند، چه حرمت فوق‌العاده‌ای برای آقای صدر قائل بودند. 
بی‌تردید می‌توان گفت که آقای صدر از دعات تقریب بودند. ایشان با اشرافی که بر موقعیت خاص مسلمانان و نیازهای آنان در این روزگار داشتند، این ضرورت را کاملا درک کرده بودند که باید ارتباط کاملی میان مذاهب اسلامی برقرار نمود. عرض کردم که ایشان در کشورهای اسلامی چه حرمتی داشتند و آن‌ها به ایشان چگونه نگاه می‌کردند… 
حقیقت آن است که حضور و خدمات آقای صدر در لبنان، اساسا موجبات تجدید حیات شیعیان آن کشور را فراهم نمود. روش مرحوم شرف‌ا‌لدین روش یک فقیه بود؛ اما روش آقای صدر طوری بود که اصلا دنیای دیگری را به روی شیعیان گشود. من هر بار که به لبنان رفتم، مشاهده ‌کردم که مردم آن، اعم از مسلمان و مسیحی به ایشان بسیار حرمت می‌گزارند. مخصوصا مسیحیان لبنان به ایشان بسیار علاقمند بودند و این نتیجه آن روش خاصی بود که ایشان در برخورد با همه مردم و از جمله مسیحیان داشتند… حسن اخلاق. یعنی اخلاق خوبی که ایشان در ارتباط با مردم نشان داده بودند. آقای صدر بسیار مردم‌دار و خوش سلوک بودند. حتی با مسیحیان نیز بسیار مردم‌دار و خوش‌ برخورد بودند. البته این روش ایشان متاسفانه به مذاق برخی آقایان علمای آنجا خوش نمی‌آمد. مثلا ایشان در معاشرت‌های اجتماعی خود گاهی اوقات برخی نقایص را نادیده می‌گرفتند، و همین نادیده گرفتن‌ها دستاویزی می‌شد تا آن چند نفری که با آن ایشان مسأله داشتند، علیه ایشان بکار گیرند. یعنی در حالی‌که مردم ایشان را بسیار دوست می‌داشتند، برخی روحانیون آنجا از ایشان گله‌مند بودند. 
خیلی بزرگوارانه برخورد می‌کردند. یادم هست که یک بار سفارش جوانکی را به من کردند که به اینجا [ایران] آمد و اتفاقا خوب هم درس خواند و برگشت. گفتند که پدر ایشان از مخالفان من است و بلکه شاید با این وسیله یک تحبیبی بوجود آید… 
می‌توانم بگویم که آقای صدر یکی از دعات تقریب و بی‌تردید یک روحانی کم‌نظیر بود. نمی‌گویم بی‌نظیر بود، چون شاید مبالغه شود. اما می‌گویم که ایشان حقیقتا کم‌نظیر بود. به نظر من جامعه ما به انسانهایی مانند آقای صدر خیلی نیازمند است. 
منبع: سایت روایت صدر

منبع: مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی