یک بار قرار بود در جنوب به مناسبتی یک جشن بگیرند و امام برای مردم صحبت کنند. احمد و دو نفر دیگر سوار یک ماشین شدند و در دهکده های مختلف جار می زدند که سازمان امل شما را به جشن در فلان جا دعوت می کند. آنزمان امکانات اطلاع رسانی نبود و بهترین راه همین بود.
