آزادی از ديدگاه‌ امام‌ موسي‌ صدر

چون دریا آرام

دیری نپایید که امام موسی صدر خواستار ملاقات با من شد. در دیداری که در خانه من‏ صورت گرفت، آنچه شنیده بودم برایم ثابت شد. امیدوار شدم، این مرد یک ‏پشتوانه نیرومند اسلامی باشد که از آن در خدمت به اسلام و مسلمانان و به ویژه ‏مصلحت لبنان و لبنانیان استفاده شود.

وی چون دریا آرام، و سخنانش نیز همانند دریا ژرفناک بود. فرهنگ گسترده‌اش که تمام ‏امور زندگی را دربرمی ‏گرفت، هنگام سخن گفتن نمایان می‌‏شد. طبیعی است که دارنده ‏چنین فرهنگی در مسائل گوناگون صاحب‏ نظر باشد. وی نظریات خود را با کلامی شیوا، آرام و با متانت بیان می‌‏کرد. از این رو شیفته شخصیت‏ بزرگوارش شدم. این دیدار سرآغاز دوستیم با وی شد. طی سالیان طولانی در زمینه ‏دعوت و ارشاد، همکاری صمیمانه‏‌ای داشتیم و با یکدیگر برای ساختن جامعه ‏اسلامی نیرومند در راستای تحقق نیکبختی مسلمانان در لبنان و همه لبنانیان همیاری می‌‏ کردیم. این دوستی ادامه یافت تا اینکه ربایش آن بزرگوار پیش آمد که امیدواریم خداوند با بازگردانیدن وی به خانواده، شهر و جایگاهش به آن پایان دهد. زیرا همگان چشم به راه بازگشت وی دوخته‏‌اند تا در مجاهدت برای خدمت به‏ دین و ملت، به ویژه در این شرایط سخت، دوشادوش وی قرار گیرند.

در این هنگامه که مسائل، درهم آمیخته و راه‌ها تاریک است، نیاز به نظریات علامه‏‌ای ‏چون سید موسی صدر برای روشنگری راه و رساندن کشتی به ساحل نجات ضروری گشته‏ است.

اولاً، عقل هوشمند و نکته ‏سنج امام که ابعاد مسائل پوشیده را درمی‌یافت و به ‏وسیله آن، بر سرانجام احتمالی رویداد‌ها آگاه مى‏ شد. از همین روی‏ در سنجش امور بدون زیاده ‏روی یا کوتاهی، حق مطلب را ادا می‌‏ کرد. بدین ‏سان درامواج پرتلاطم، ایمن از غرق شدن، راه می‌‏ پیمود. وی را می‌‏ دیدید که ثابت‏ قدم درجایی که باید بایستد، می‌‏ایستد و هرگاه پیش روی لازم آید به پیش می‌رود. برابر آنچه با عقل آگاه و هوشمندی شگرفش بازمی‌شناخت، شتاب یا درنگ می‌‏ کرد. بار‌ها اتفاق‏ افتاد که رخداد‌ها چنان سهمگین می‌‏ نمود، که بسیاری گمان می‌‏ کردند امام از پا خواهد افتاد و عزم وی سست شده و همتش فروکش می‌‏کند. اما بزودی حوادث و رویدادهای بعدی به مردم نشان می‌‏داد، امام صدر چون کوهی در برابر تندباد استوار ایستاده است. از همین جا ارزش خردمندی، خوش‏ فکری، تدبیر و بردباری وی برای مردم ‏نمایان می‌‏شد.

ثانیاً، داشتن بلندپروازی برای رسیدن به هدفهای دوردست جهت اصلاح جامعه و تحقق اهداف خویشتن؛ وی در هر نبردی سلاحهای لازم آن را آماده و نقشه رسیدن ‏به آن را تهیه می‌‏کرد. راز رسیدن به هدف و موفقیت او همین است، حال آنکه ‏بسیاری در دستیابی به هدف مورد نظر ناکام می‌‏ مانند زیرا وارد نبردهایی می‌‏شوند که ‏سلاح بایسته آن را به همراه نیاورده ‏اند و راهی را می‌‏ پیمایند که در موفقیت آن‏ تضمینی نیست. امت عرب چه بسا به دلیل نبود عنصر آماده‏سازی و دیدگاه روشن‏، افتان و خیزان است و راه به جایی نمی‌‏برد. ما در اینجا به عربده‏ کشی و هیاهو و ایراد ‏خطابه‏‌ها و نگارش بیانیه ‏‌ها و اظهارات توخالی بسنده کرده‏‌ایم، درحالی که دشمن هر روز به ‏هدفش نزدیک‌تر می‌شود، و هر روز بخشی از بلندپروازی‌هایش را تحقق می‌‏ بخشد.

ثالثاً، ایمان نامحدود آن بزرگمرد نسبت به حق وی در رسیدن به هدف موردنظر؛ ایمانش ازاینکه حالت ضعف و سستی و تفرقه و عقب ‏ماندگی امت بر او اثر کند، ‏مصونش می‌داشت. همچنین برتری و قدرتمندی دشمنان امتش را از ذهن خود زدود.

وی با این ایمان راهش را در سنگ‌ها گشود و از روح خود در ملتش دمید. او از اطرافیان خود نیرویی شکست‏ ناپذیر ساخت که در مدار وی می‌‏چرخد و همگام با وی ‏حرکت می‌‏ کند. نیرویی که از نشاط و شادابیش تأثیر می‌‏ پذیرد و در کار و امید با وی ‏شریک می‌شود و از تنبلی، سستی، نومیدی و عقب ماندگی فاصله می‌‏ گیرد. از درون این ‏نیرو، «جنبش امل» پدید آمد که امام صدر نهال آن را می‌‏ کاشت و آبیاری می‌کرد. این‏ نهال که از روح، اندیشه و ایمان امام صدر سربرآورده بود، رشد کرد، ریشه دوانید و قد برافراشت. پس از اندکی قدرتی فعال گردید که در جنوب شگفتی می‌‏ آفریند، و به جهانیان ثابت می‌‏ نماید که آتش و آهن در ایمان راسخ‏ کارگر نیست. اگر حرارت و قداست روح «امل» یا روح امام صدر در دلهای عرب‌ها و مسلمانان نفوذ می‌کرد، سرفراز می‌‏شدند و دنیا نظاره‏گر پیروزی‌هاشان می‌‏گردید که ‏افتخارات نیاکان گذشته را تجدید می‌‏ کرد.

رابعاً، فرهنگ گسترده و متنوع امام که افق‌های دور را می‌‏دید و حاوی اصالت ‏میراث و متنوع فرهنگ معاصر انسانی بود؛ فرهنگ از روشن‌ترین شاخصهایی است که‏ شخصیت وی را برجسته می‌‏ کرد. وی در گذشته ‏ای بریده از حال زندگى نمی‌‏کرد. بر میراث دیرینه ‏مان چشم فرو نبسته و سرگرم شناخت اکنون نبود. او به اصالت اندیشه ‏ایمان داشت و کدامین اصالت، شناخت امروز را از گذشته، و حال انسان را از تاریخش‏ می‌‏ بُرد؟ میان موجهای شناخت بشری در گذشته و حال حد و مرزی نیست، زیرا امتداد زمان تصویری از گستره تمدن فکری بشریت است. برتری امام صدر در همین جاست، و در همین ‏جا بسیاری از مردم که به حال غرّه شده، گذشته را منکر می‌‏ شوند و یا برای‏ فخرفروشی به گذشته‏‌ها در برابر حال سربلند می‌‏کنند، در وادی سقوط فرو غلتیده ‏اند. برای خیزش امت باید از گذشته، بهترین‌ها را برگزید و به بهترین‌های حال افزود. برای موفقیت، پیشرفت و پیروزی جز این راه دیگری در پیش نیست.

خامساً، امام صدر به آزادی و میهن بشدت عشق می‌‏ ورزید. او به سرزمین، ساحل، کوه، قوم و مردم جنوب علاقه ‏ای فراوان داشت. جنوب در اندیشه و دل مشغولی امام‏ یک تکیه ‏گاه بود. برای دفع خطر از میهن روز و شب نمی‌‏ شناخت تا جلو دستهایی را بگیرد که برای سرقت آب یا تجزیه کشور در کارند. از همین رو برای ‏تقویت بنیه نظامی و فرهنگی جنوب سخت می‌‏ کوشید. این چنین فرزندان جنوب با سلاح و کاربرد آن آشنا شدند.

وی با ایجاد مدارس و مؤسسات و اعزام دانشجویان بورسیه به دانشگاههای ‏گوناگون لبنان و جهان، پنجره ‏های معرفت و فرهنگ را فراروی آنان گشود تا ملت ‏جنوب با سلاح دانش و قلم در برابر دشمن بایستند.

اکنون در غیبت وی ـ که امیدواریم بزودی پایان پذیرد ـ جنوب لبنان سرفراز و بالنده در برابر دشمن ایستاده است. جنوب از یورش و جبروت دشمن با کی ندارد، بلکه هر روز ضربه‏‌هایی کارى بر او وارد می‌‏ کند که دنیا در برابر آن سرتسلیم فرود آورده و همگان با شگفتی و ناباوری از آن سخن می‌‏گویند. این ویژگیهای شخصیت ‏امام صدر باعث شد تا آن بزرگمرد بر زندگی لبنان، عرب‌ها و مسلمانان تأثیری ‏نیرومند بر جای بگذارد، که روزبه‏ روز افزایش خواهد یافت.

امروزه ما بسیار به رهبرانی معنوی نیاز داریم که در شخصیتشان آن صفتهای ‏گرامی تجلی یابد، تا امتمان را به ساحل نجات برسانند و از بحرانهای خردکننده و فتنه ‏هایی که آن را به هر سو می‌‏ کشاند و سرنوشت آن را در معرض تهدید قرار می‌‏دهد، سالم بیرون آورند.

خداوند یاور امام صدر باشد و او را از محنتش نجات بخشیده و به سلامت به‏ خویشاوندان و ملتش بازگرداند. والسلام علیکم.

منبع: کتاب یادنامه امام موسی صدر جلد ۲ صص ۶۷۸-۶۸۱

مؤلف: شیخ شفیق یموت