چه کوچکند آنان که گمان می‌کنند ممکن است ما سازش کنیم

به گزارش خبرگزاری مهر، در این نامه آمده است: سرور من‌ای امام، تنها این نامه بود که سنگفرش راه را نقش زد، مقصودش رسیدن به تو بود و زمزمه زخم‌های ما را به خود داشت و در پی گرمایی بود که از چین ولای عبای تو می‌تراوید.

سرور من، نامه ما را باز کن و بخوان، هنوز حروف الفبا در ساحل صور پژواک گام‌های تو را جمع می‌کند، تا مگر گنجایش انبوه اشتیاق در پس سالیان سال را پیدا کند. و تو بر آه تب زخم ما گل سرع و خنکا بیفشان. این همه روزهای رنج گواه باشید، که ما بر پشت توسن جراحتی نشستیم که آنان گمان می‌کردند که ما را از پای درخواهد آورد، و ما همچنان در بیابان‌های این هستی می‌گردیم و تو را می‌جوییم‌ای سرور من. و سواران از اسب پیاده نخواهند شد مگر آنکه تو بازگردی و پراکندگان را جمع کنی و در احساس خفتگان شیرینی شب زنده داری را بیدار کنی، در شب نشینی که جز با طلوع صبح و بازگشت هیاهوی میدان پایان نمی‌پذیرد.‌ای سرور من، وقتی که با هدف اصلاح گام در راه نهادی، میراث دار جد خویش بودی و ما همچنان از عهده نیک خواندن کتاب‌هایی بر می‌آییم که جانیان بر وسعت کربلا طعمه آتش ساختند.

ای سرور من، کشت از آن توست و بار و بر رسیده وخوشگوار است. ما ساربانان قافله‌ای هستیم که سخت ره می‌سپارد، هدفش رسیدن به کرانه‌های یتیمی است، پاروهای رهایی در دست دارد و درد قایق‌ها راهبر اوست. و تفنگ؛ وقتی که آن را زینت مردان خواندی، خرده حاسدان بر تو گرفتند و رویاهای ملت ما به حقیقت پیوست و همت و عزم قهرمانان، فرزندان مدرسه‌ای که تو راهش را نشان دادی، قلعه خیبر را دیگر بار در هم کوبید و دوران هزیمت تا ابد رخت بربست.

ای سرور من، هر که گمان می‌کند که ماممکن است فراموش کنیم به قدر دهر و دورانی به گذشته باز گردد و از خیمه‌های سرزمین طف (کربلا) باز پرسید، از آن‌ها درباره جان‌هایی می‌پرسد که ابا دارند از آن‌ها رخت ببندند و درباره رودی که نه بر وفق مراد و کام طفل شیرخواری جاری شد، و ما آن رود را در جنوب جاری کردیم، ما از این پس درد تشنگی نخواهیم داشت. و چون همت و عزم در ما نشاندی، غل و زنجیر را مقهور خواهیم کرد و تب داغ شوق آزادیخواهی خود را بر او جاری خواهیم ساخت و سودای زنجیر را آب خواهیم کرد.

آیا رواست که چنانکه خواسته‌اند زنجیر بر دستان تو باقی بماند؟!‌ای همه شیفتگان هوای آزاد، مگذارید که شیهه اسبان از سم و سبک آن‌ها دریوزگی کند، زین اسبان را فریادآزادمردان قرار دهید که وحشت در دل فرمان گذار زندانیان می‌اندازد، تا مگر وجدان غافلان از خواب غفلت برجهد و سپیده موعود ما از روزن غبار به درآید.‌ای سرور من، غیبت به درازا کشید، ما تو را از یاد نخواهیم برد و دو برادر و یار تو (جناب شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین) را از یاد نخواهیم برد و همچنیان به سوی شما راه خواهیم سپرد تا آنگاه که به دیدار یکدیگر نائل گردیم. چه مایه کوچک‌اند آنان وقتی که گمان می‌کنند که ممکن است ما سازش کنیم.

به گزارش مهر، امام موسی صدر شهریور ۱۳۵۷ (۳۱ اوت ۱۹۷۸ میلادی) و در آخرین مرحله از سفر دوره‌ای خود به کشورهای عربی، بنابر دعوت رسمی معمر قذافی رهبر لیبی وارد این کشور شد، اما در روز نهم شهریور ربوده شد و از آن تاریخ تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت وی بدست نیامده است.

منبع: خبرگزاری مهر