قاضي حسن الشامی، دبير كميته رسمي پیگیری ربودن امام موسی صدر و دو همراهش، به مناسبت چهل و هشتمین سالگرد ربایش این سه تن، گفتگویی با پادکست «طیون» انجام داد. در این گفت و گو وی به طور مشروح درباره جزییات پرونده و شرایط پیگیری صحبت کرد.
آنچه در پی می آید گزیده ای از صحبت های وی است:
چرا حقیقت را از مردم پنهان میکنید؟
ما به هیچوجه هیچ حقیقتی را از مردم پنهان نمیکنیم. ما بر اساس قواعد مصوب علمی، جنایی، قانونی، شرعی و اخلاقیِ در مورد جرایم ناپدیدسازی قهری عمل کردهایم؛ قواعدی که میگویند تا زمانی که وضعیت فرد ربودهشده مشخص نشده، باید برای آزادی او تلاش کرد، مگر اینکه نتیجهای خلاف آن به دست آید.
دلیلش هم این است که ما ( کمیته رسمی پیگیری) از اکتبر ۲۰۱۱ بعد از سقوط نظام در طرابلس غرب، و سپس در سراسر لیبی، کارمان را آغاز کردیم. دو روز پس از کشته شدن معمر قذافی به لیبی رفتیم و در کمیته، بر اساس همین قواعد عمل کردیم.
این قواعد چیست؟
اول از همه، ما از اصل «حیات» شروع میکنیم. تا زمانی که زنده یا مرده بودن یک انسان ثابت نشده، نمیتوان گفت وضعیتش چیزی بین این دو است. مرگ او ثابت نشده بود؛ برعکس، شواهدی از زنده بودنش در چندین زندان، طی سالهای طولانی وجود داشت، از جمله جنزور و سبها و مکتب النصر،. بنابراین ما پیگیری این موضوع را ادامه دادیم.
حدود شش یا هفت ماه بعد، در آوریل ۲۰۱۲، گفتند: «بسیار خوب.» من این را میگویم تا روشن کنم که ما چیزی را پنهان نمیکنیم و بر اساس علم و قواعد پذیرفتهشده در سطح جهانی عمل میکنیم.
آنها گفتند اقای مصطفی عبدالجلیل، نخستین رئیسجمهور پس از انقلاب لیبی ، از هیئت لبنانی و حسن الشامی دعوت کردهاند که به لیبی بیایند؛ چون جسدی در تاجوراء دفن شده و قرار است آن را به بیمارستان الزاویه منتقل کنند و آزمایشهای DNA انجام شود. ما آزمایش DNA را انجام دادیم و مشخص شد که تطابق ندارد. بنابراین کسی که آزمایش DNA انجام میدهد، نمیتوان گفت حقیقت را پنهان میکند.
ما آماده بودیم این آزمایش را در بیروت انجام دهیم، اما آنها گفتند پایتخت بوسنی و هرزگوین. ما هم به مکانی که آنها انتخاب کرده بودند رفتیم و اطمینان داشتیم که نتیجه مشخص خواهد شد. خانواده امام نیز نهایت همکاری را داشتند؛ چون خانواده ایشان، همانطور که طبیعی است، به خدا ایمان دارند و در عین حال به اصولی که ما درباره آن صحبت کردیم نیز پایبند هستند.
بنابراین، ما هیچ حقیقتی را پنهان نکردهایم و در این موضوع هیچ مسئله یا ملاحظه پنهانی نداریم. نه کمیته و نه بهطور مشخص مراجع و مسئولان کمیته، یعنی خانواده امام و جناب رئیس پارلمان نبیه بری، هیچ حقیقتی را از مردم پنهان نمیکنند.
البته بله، برخی اطلاعات متقاطع و در حال بررسی وجود دارد که تا زمانی که موضوع کاملاً روشن نشود، طبیعتاً نمیتوان درباره آنها صحبت کرد. مصلحت هم نیست که اطلاعات امنیتی را در اختیار مردم بگذاریم و مردم هم چنین چیزی را نمیپذیرند. اما در مورد نتایج، ما مطلقاً هیچ چیزی را از مردم پنهان نمیکنیم.
امام مفقود نیست؛ امام ربوده شده و در زندان است، نه اینکه مفقود باشد.
تعریف «مفقود» چیست؟
مثلاً فردی در یک جنگ شدید، در جبههای دورافتاده ناپدید میشود؛ یا هواپیمایی در دریا، در اقیانوس اطلس، سقوط میکند؛ یا کشتیای در اعماق اقیانوس غرق میشود؛ یا کسی در یک صحرای بزرگ گم میشود. اینها مواردی هستند که شرایط، احتمال هلاکت را بسیار بالا میبرد و هیچ خبری از فرد در دست نیست. حتی از نظر شرعی هم مفقود به چنین شرایطی گفته میشود.
اما هیچکدام از این شرایط درباره امام صدق نمیکند. امام مفقود نیست، بلکه زندانی است و زندانی بودن او ثابت شده است.
هانیبال معمر قذافی گفته است که امام زندانی است. بنابراین امام مفقود نیست، زندانی است. چرا باید او را مفقود بنامیم؟
امام از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۲ در منطقهٔ جنزور بوده، سپس از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۷ به سبها منتقل شده، بعد از سال ۱۹۸۷ یا ۱۹۸۸ تا سال ۱۹۹۷ به «مکتب النصر» منتقل شده، سپس دوباره به سبها و بعد بار دیگر به مکتب النصر منتقل شده است.
آیا این چندین بار جابهجایی بین زندانها به این معناست که فرد مفقود است؟
آیا این موضوع ثابت شده است؟
بله، صددرصد. این نتیجه تحقیقات قضایی لبنان و لیبی است. همچنین دادگاه ایتالیا نیز ثابت کرده که امام در شب ۳۱ اوت ۱۹۷۸ سوار هواپیمای رم در ایتالیا نشده است.
علاوه بر این، با بررسی و تطبیق اطلاعات از تمام ارکان نظام سابق نیز مشخص شده که اصولاً مرگ یا ترور امام در همان روز اول اتفاق نیفتاده است؛ برخلاف آنچه بعضیها مطرح میکنند و سعی دارند این تصور را ترویج کنند تا پرونده را خاتمه دهند.
چرا؟ چون از نظر علم جنایی، وقتی شما درباره فردی صحبت میکنید که برای مدت طولانی در زندان بوده و همه احتمالات همچنان باز است، نمیتوانید صرفاً بر اساس گذشت زمان، مرگ او را اعلام کنید.
ما حق نداریم و اگر در چنین شرایطی مرگ را اعلام کنیم، مرتکب گناه شرعی و مخالفت با شریعت شدهایم.
عبدالله السنوسی، رئیس اطلاعات نظامی معمر قذافی بود. برای آن دسته از بینندگان که نمیدانند، عبدالله السنوسی تنها فرد در لیبی در تمام دوران حکومت معمر قذافی بود که… او از قبیله المقارحه بود؛ همان قبیلهای که عبدالسلام جلود نیز به آن تعلق داشت. عبدالسلام جلود در سال ۱۹۷۶ مسئول گارد جمهوری بود، اما بعداً در سال ۱۹۷۸ معمر قذافی به او اعتماد کرد و به علت نقشش در ربایش امام او را ترفیع داد و باجناقش شد واو را یعنی عبدالله السنوسی بعدها به ریاست اطلاعات نظامی منصوب کرد.
عبدالله السنوسی تنها فردی در لیبی بود و دومی نداشت که تا زمان سقوط نظام، میتوانست هر ساعتی که میخواست با سلاح وارد بابالعزیزیه شود؛ حتی میتوانست وارد اتاق خواب هاشود. حتی فرزندان معمر نیز چنین امتیازی نداشتند. این شخص عبدالله السنوسی بود.
با این حال، دادستان کل با او تحقیق نکرده است.
نه هنوز دادستان کل با او تحقیق نکرده است
آخرین باری که من به لیبی رفتم، سال ۲۰۱۶ بود. آن زمان چهار سال بود که در بازداشت بود واقعاً باورکردنی نیست؛ هرچه گفتیم با او تحقیق کنید نکردند طبیعی نیست. ما را به ستوه آوردند. امروز سال ۲۰۲۶ است ما دیگر نمیدانیم با چه چیزی روبهرو هستیم و نمیتوانیم آنچه بر سرمان میآید را باور کنیم.
آیا با مسئولان سابق دیدار کردهاید؟
با همه آنها دیدار کردم، به جز عبدالسلام جلود.
کدامیک را احساس کردید که اطلاعاتی در اختیار دارد؟
همه آنها اطلاعات دارند؛ اما همهشان دروغ میگویند.
خلاصه یا نتیجهٔ دیدارهایتان چه بود؟
هیچ! صفر
هرکدام از آنها مسؤولیت دیگری را پنهان می کند و پوشش میدهد.
اما امام موسی صدر در حد و اندازه دولت لبنان و در حد و اندازه امت عربی و اسلامی است؛ امتی که او دغدغه و مسئولیت آن را بر دوش داشت.
این رهبرانی که امام موسی صدر در کنارشان بود، کجا هستند؟ امام با آنها دوست بود و مسائل و دغدغههای عربها و مسلمانان را با خود حمل میکرد. چرا؟
چرا تلاشها صفر بوده؟
نمیدانم؛ باید خودشان را مورد سؤال قرار داد.
من اگر جواب بدهم. من که پروندهها را در اختیار دارم، میدانم تلاشها تقریباً صفر بوده است. تنها بخش اول سؤال را می توانم پاسخ دهم
دولت لبنان، جدا از رئیس پارلمان نبیه بری و جنبش امل و کمیته پیگیری و خانواده، به عنوان یک دولت چه اقدامی انجام داده است؟
من نماینده دولت لبنان هستم.
آیا آنچه دولت لبنان به عنوان یک دولت، در سطح رسمی، در اتحادیه عرب، سازمان ملل، شورای امنیت و مجامع و محافل بینالمللی انجام داده، در حد و اندازه خسارت امام موسی صدر یا در حد تلاش برای آزادی امام موسی صدر بوده است؟
قطعاً نه.
من درباره خودم و درباره لبنان صحبت میکنم. بیایید قبول کنیم که در دوران جنگ داخلی لبنان، دولت ضعیف بود و تأثیرگذاری چندانی نداشت؛ چون کشور درگیر جنگ داخلی بود…..
اما به عنوان دولت لبنان، بعد از پایان جنگ، قطعاً ما از این وضعیت راضی نیستیم. اقای بری هم چند بار اعتراض کرده و گفته که باید به این قضیه اهتمام بورزیم
اما درباره کشورهای عربی، قطعاً تلاش کافی وجود نداشته است. درباره اتحادیه عرب نیز قطعاً تلاش کافی انجام نشده، با اینکه هر سال در بیانیه اجلاس سران عرب، بندهایی برای حمایت از پرونده ربودهشدن امام موسی صدر و همچنین حمایت از فعالیت کمیته پیگیری درج میشود؛ اما در مرحله اجرا، نتیجه صفر است.
متأسفانه ما از سوی قوه مجریه و همچنین دستگاههای امنیتی، آنطور که باید حمایت نمیشویم؛ دستگاههایی که با طرفهای مختلف تبادل خدمات و همکاری دارند.
این وضعیت قابل قبول نیست. لیبیاییها هیچ کاری انجام نمیدهند؛ واقعاً هیچ اقدامی انجام نمیدهند.
باید بر لیبی فشار وارد شود. علاوه بر این، کشورهای عربی و اروپایی بانفوذی هم وجود دارند که میتوانند بر لیبیاییها تأثیر بگذارند.
ما از گذشته تا امروز خواستهمان همین بوده است: بفرمایید، از این کشورهای عربی و اروپایی بخواهید که بر طرف لیبیایی فشار بیاورند تا اقدامات لازم را انجام دهد.
خب اگر کوتاهی دولت لبنان مسلم است و امام در حین جنگ داخلی ربوده شد و می دانیم که تا دهه نود میلادی أمور لبنان اسقرار یافت اما دولت های منطقه چه کردند. فرض بر این بود که حافظ الأسد که حامی مقاومت بود و همچنین جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی. این دو دولت که فرض می کنیم متحد امام صدر بودند و حامی مقاومت بودند. امکانات این دو دولت بزرگ زیاد بود. یکی کشوری اسلامی و شیعه است و دیگری یک کشور عربی . ایا تلاشی کردند؟ سوریه کاری کرد
خیر هیچ
نه، برعکس. بعداً رئیسجمهور بشار، هانیبال را در کشورش در محله مالکیِ دمشق به عنوان مهمان پذیرفت و از او به عنوان پناهنده سیاسی حمایت کرد. من در آن زمان در رسانه ها هم گفتم که تو چطور او را می پذیری؟ این چه جور وفاداری به امام صدر است
اما در مورد جمهوری اسلامی، من در یک کنفرانس مطبوعاتی با رسانههای ایرانی گفتم که به نظر من ایران میتوانست خیلی بیشتر از اینها انجام دهد. ایران کشور بزرگی است، یک قدرت بزرگ در خاورمیانه است.
و امام تابعیت ایرانی داشت.
تابعیت ایرانی داشت و امام در ایران متولد شده و همه ما نقش او در انقلاب و نقش بسیار بسیار بسیار اساسی او را میدانیم؛ می گم بسیار تا نفسم بند آید. قطعاً ایران میتوانست کارهای زیادی انجام دهد.
پس از ایران و سوریه گلایه دارید؟
قطعاً. پس نتایج کجاست؟
***
گزیده هایی از فیلم گفت و گوی قاضی شامی را می توانید از اینجا تماشا کنید.

