سیر مطالعاتی کتاب سفر شهادت با تسهیلگری دکتر عادل پیغامی انجام شد. این نشست به شیوه تعاملی و مشارکتی برگزار شد. در هر جلسه بخش های تعیین شده ای از کتاب مورد بحث و بررسی قرار گرفت و شرکت کنندگان برداشت های و سؤالات خود را مطرح کردند.
در جلسه اول درباره هدف امام حسین از قیام و کارکرد و اثر عزاداری از نگاه امام موسی صدر صحبت شد. پیغامی با نقل این صحبت امام موسی صدر که «ما حسین را تنها شهید اشکها نمیدانیم و بر آنیم که تکلیف ما فقط با عزاداری به انجام نمیرسد.» گفت: امام موسی صدر تاریخ را خطی مستمر در نظر می گیرد و برای هر چیزی به دنبال گذشته و آینده ای می گردد و معتقد است هر حادثه ای برای آینده هم هست. در غیر اینصورت نمی توانیم از آن برای امروز درس بگیریم و برای این کار باید آن را به گذشته هم وصل کرد. ایشان زیارث وارث را مثال می زند. در این زیارت از سلام به حضرت نوح شروع می کنیم و به امام حسین و سایرین می رسیم. ایشان می گوید این ذکر نام ها برای این است که روشن شود همه این اشخاص در امتداد یکدیگرند. با این اتصال، امروز شما نیز به آنان وصل می شوید و وارث ائمه اید. این همان تعبیر امام موسی صدر است که می گوید ما نیز به حسین کوچک تبدیل شویم.
در ادامه این سوال مطرح شد که منظور امام حسین از امر به معروف و نهی از منکر چه بود؟ آیا صرفا رفتار ضددینی یزید بود؟ چه اتفاقی افتاد که امام حسین گفت امروز اسلام دچار انحراف شده و باید برای اصلاح آن اقدام کند؟
و این پاسخ مطرح شد که به تعبیر امام موسی صدر هر وقت گمراهی به نقطهای برسد که غیرقابل بازگشت تلقی شود که اگر در آن لحظه اتفاقی نیفتد دیگر مسیر اصلی برنمیگردد، در آنجا معمولاً بزرگان رفتار استشهادی می کنند. در آن برهه، یزید اصل دین را زیر سؤال برده بود و آن را جریانی ساختگی و بازیچه توصیف می کرد. در حالی که معاویه به این صورت رفتار نمی کرد و اصل دین را زیر سؤال نمی برد، ولی به شیوه دین هم عمل نمی کرد.
پیغامی ادامه داد: به تعبیر امام موسی حجم گمراهی به جایی رسیده بود که باید فداکاری عظیمی انجام می شد. چرا که مردم می گفتند اصل دین بازی سیاسی بین بنی هاشم با بنی امیه بوده و این اختلافی خانوادگی بوده است. اصلا خدایی در کار نیست. ظاهرا به نقطهای رسیده بود که باید این اتفاق میافتاد. به همین دلیل امام حسین کاری انجام داد که این مسیر حداقل باقی بماند برای اینکه اگر در تاریخ عده ای خواستند به خط اصلی برگردند، حداقل خطی باشد.
وی افزود: امام موسی صدر دو کاربرد از جریان امام حسین برای امروز استخراج می کند؛ یک جریان اسرائیل و دیگری جنوب لبنان. در جنوب لبنان مسئله ایشان توسعه است. در توسعه مسئله این است که مردم نیاز به آموزش و بهداشت و بیمارستان و در واقع حقوق اولیه انسانی و کرامت انسانی دارند. در اینجا امام صدر می گوید امام حسین خودش را شهید احیای امت و کرامت امت و عدالت کرد و نتیجه می گیرد که توسعه جنوب را آغاز کنید.
پیغامی تصریح کرد: در نگاه اول ممکن است بگوییم مسئله اسرائیل واضح است که جنگ بین حق و باطل است. اما ارتباط قیام عاشورا با توسعه جنوب لبنان چیست؟ باید به این پرسش پاسخ داد که اساساً دین برای چه آمده است؟ دین برای این آمده است که انسان ها کرامت داشته باشند و فقر مخرب کرامت است. مسئله امام علی بعد از به خلافت رسیدن هم بی عدالتی بود که در جامعه افزایش یافته بود. ایشان در مدت خلافت با همین موارد مبارزه می کند. به این دلیل است که ایشان را شهید عدالت می گویند. امام حسین نیز دچار این مشکل بود که می دید کارکردهای اولیه دین در جامعه دیده نمی شود. این تعبیر که می گوید مگر نمی بینید به حق عمل نمی شود؟ حق یعنی همین عدالت.
نسبت امام حسین با حکومت موضوع بعدی مطرح شده در این جلسه بود. پیغامی در مورد این سخن امام حسین که من به دنبال حکومت نیستم، توضیح داد: حکومت هدف اصلی ایشان نبود. امور یا طریقیت دارند، یا موضوعیت. در موضوعیت یعنی دقیقا هدف هستند.
وی افزود: حکومت در اسلام اصل مهمی است. به این معنی که اگر شرایط فراهم بود، تمام ائمه حاکم می شدند. ولی یا شرایط فراهم نشده یا از شرایطی که فراهم بود نمی خواستند برای رسیدن به حکومت استفاده کنند. چرا که از هر وسیله ای به عنوان هدف استفاده نمی کردند. امام علی 25 سال از حکومت دور بود چون مردم نخواستند. در حالی که می توانست با زور آن را به دست آورد.
وی ادامه داد: در اسلام حکومت ابزاری است برای اقامه حق و فی نفسه هدف نیست. به همین دلیل امام حسین می گوید من برای حکومت نمی جنگم. این حرف به این معنی نیست که اگر مسیرش فراهم شد، آن را نمی پذیرد ولی برای آن نمی جنگد.
وی تصریح کرد: در اندیشه دینی خواست مردم در موضوع حکومت تعیین کننده است. در زمان امام حسین، به این علت که اکثریت جهان اسلام سمت شامات بود و شامات هم اکثرا با اتفاقات تبلیغی معاویه پذیرفته بودند که او شایسته تر است. اگر در آن زمان انتخابات هم برگزار می شد مردم بنی امیه را انتخاب می کردند. در آن دوره بود که وقتی امام علی در محراب شهید شد بسیاری گفتند مگر او نماز می خواند؟ تبلیغات تا این گسترده بود.
وی گفت: معتقدیم که اگر یازده امام معصوم خلیفه می شدند، اسلام مسیر دیگه ای می رفت، عدالت به شکلی دیگر اجرا می شد و حتی وضعیت امروز ما متفاوت بود. ائمه ما انتخاب کردند همه این دستاوردها را فدا کنند اما آگاهی مردم را زیرپا نگذارند. چرا که هدف نهایی رشد مردم است.
پیغامی تصریح کرد: در اندیشه امام موسی صدر فرد و جامعه هر دو اصالت دارند و کرامت هردو باید شود و هردو باید رشد کنند و مستلزم رشد، وجود تکثر در جامعه است. در اندیشه دینی همه دوگان ها به وحدت در عین کثرت می رسند به جز دو گانه حق و باطل. جز این تقابل، در بقیه موارد ما از موضعمان کوتاه می کنیم. به این دلیل است که امام موسی صدر در مقابل اسرائیل کوتاه نمی آید.
پیغامی در جمع بندی و نتیجه گیری مباحث امام موسی صدر گفت: امام صدر می گوید باید تجسم حسینی بودن روی زمین باشیم. شهید محمدباقر صدر هم تعبیر مشابهی دارد و می گوید مهم نیست ائمه چگونه بوده اند، مهم این است فکر کنیم اگر الان بودند، چگونه بودند؟
وی افزود: به تعبیر امام موسی صدر حسینی بودن یعنی اینکه انسان به اوج فداکاری و بخشش و خدمت برسد و بیشترین خدمت و عطا و بخشش از او به دیگران برسد. امام می گوید تصور می کنید وقتی که عصبانی می شوید خیلی سخت است که از غرور و خودخواهی خود دست بردارید؟ آیا آنچه حسین انجام داد برایش سخت نبود؟ بنابراین در سایه یاد حسین میکوشیم تا دوباره زندگی خود را اصلاح و تنظیم کنیم. اوضاع داخلی و خارجی مان به هیچ شکل مطلوب نیست. هیچ یک از کمالات نفسانی در ما وجود ندارد و در برابر جهانیان نیز امتیاز و کمال نداریم. هیچ عزت و افتخاری نداریم.
وی ادامه داد: امام موسی صدر با این نگاه می خواهد از قضیه امام حسین نقطه عطف تحول خلق کند. اگر واقعا جامعه اسلامی بعد از هر کدام از ایام الله، مانند عاشورا، عید فطر، عید قربان یک درجه تغییر کند، جامعه درست می شود. امام موسی صدر می گوید برای رسیدن به این هدف باید از خودبینی دور شویم و از راحتی خود چشم بپوشیم.
وی تأکید کرد: امام موسی صدر، خود نمونه یک حسین کوچک است که همه زندگی اش را فدا کرد، از موقعیت مرجع شدن گذشت و به جنوب لبنان رفت و تلاش کرد شیعیان را احیا کند. ما هم اگر توانستیم از راحتی خود چشم بپوشیم و از عادت های خود دست برداریم، میتوانیم تعالی پیدا کنیم.

