دیدار در پاریس

دیدار در پاریس

Page 2

مقدمه

گفت‌وگو با آقای دکتر حسن حبیبی عصر روز چهارم آبان ماه ۱۳۹۰، حدود یک سال و چهار ماه پیش از فوت ایشان انجام شد. مصاحبه‌ای کوتاه (حدود یک ساعت‌ و ‌نیم) که به درخواست گروه تاریخ شفاهی مؤسسۀ فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر صورت گرفت و دکتر حبیبی با وجود بیماری و مشکلات ناشی از آن، اعضای گروه را در محل بنیاد ایران‌شناسی به حضور پذیرفت و برای ساعاتی،‌ به‌مرور خاطرات و ناگفته‌های خود از امام موسی صدر، دکتر شریعتی و شهید چمران در پاریس و برخی از مسائل مربوط به پروندۀ ربودن امام موسی صدر در تهران پرداخت.

آنان که تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و ایران برایشان دغدغه‌ای جدی است و آن‌را دنبال می‌کنند، شاید بدانند که مرحوم دکتر حبیبی ازجمله کسانی بود که همواره از بیان خاطراتش از دوران انقلاب و مسئولیت پرهیز می‌کرد. به‌سبب همین سکوت طولانی، برای تاریخ‌نگاران، روزنامه‌نگاران و علاقه‌مندان به سیاست، همواره در هاله‌ای از ابهام قرار‌ داشت. سوی دیگر این ابهام ملاحظات اخلاقی و فرهنگ‌مدارانه‌ای بود که او در بیان خاطراتش لحاظ ‌می‌کرد. در همین مصاحبۀ کوتاه نیز، که در شرایط بیماری و دوران نقاهت پس از یک دوره بستری صورت گرفت، مطابق روالی که از ایشان سراغ داشتیم، تنها اجازۀ ضبط صدا را یافتیم و در برابر درخواست فیلم‌‌برداری از مصاحبه، با مطایبه گفت که «قیافۀ من به فیلم نمی‌خورد.

مصاحبه با حضور سرکار خانم حورا صدر، مدیر مؤسسۀ امام موسی صدر و آقای حمید قزوینی و سرکار خانم طیبه ولی‌بغدادی پژوهشگران مؤسسۀ امام موسی صدر انجام شده است.

در تدوین متن مصاحبه برای حفظ توالی روایت،‌ در چند جا در روند مصاحبه تغییر صورت گرفته است. اولین مورد جایی است که دکتر حبیبی دربارۀ آخرین دیدارش با دکتر علی شریعتی می‌گوید. چون این مسئله در دو بخش جداگانه مطرح ‌شده بود، در تنظیم نهایی، این دو بخش کنار هم آمده است. بار دوم، پس از طرح مسئلۀ حسینیۀ ارشاد در تبعید بود که مرحوم دکتر حبیبی ناگهان روند بحث را تغییر داد و خاطراتی را دربارۀ اولین هیئتی که قرار بود پس از انقلاب راهی لیبی شود، بیان کرد. این بخش نیز به‌سبب ضرورت حفظ توالی گفت‌وگو با میان تیتر «پس از ربودن» به بخش پایانی منتقل شد. بار دیگر، هنگامی‌که سؤالاتی دربارۀ اوضاع و فضای سیاسی پیش از ربودن امام صدر از ایشان پرسیده شد و پس از آن، سؤالاتی دیگر دربارۀ سال‌های پیش از آن طرح شد که این بخش‌ها نیز برای حفظ توالی جابه‌جا شدند.

درنهایت نیز روایت دکتر حبیبی از تهیۀ پیش‌نویس قانون اساسی در بخش پایانی مصاحبه با ایشان آورده شده است.

همچنین با توجه به شیوۀ بیان دکتر حبیبی و تأمل و سکوت‌های جابه‌جای ایشان، لازم بود این سکوت‌ها و واکنش‌های جمع به برخی پرسش‌ها در حین روایت متن آورده شود. که برای این کار از عبارت‌هایی نظیر [سکوت‌] و یا [خنده] استفاده‌ شده است.

علاوه بر این، اشارات دکتر حبیبی در مصاحبۀ اوّل و اهمیت روشن ساختن برخی ابعاد دیگر در خاطرات ایشان، مصاحبه با همسر ایشان را ضروری ساخت. پس از درخواست واحد تاریخ شفاهی مؤسسۀ امام موسی صدر، حدود دو سال پس از مصاحبه با دکتر حبیبی، در تاریخ نهم دی‌ 1392 مصاحبه با سرکار خانم شفیقه رهیده،‌ در محل بنیاد امیرکبیر، امکان‌پذیر شد. البته به دلیل تنوع و گسترۀ فعالیت‌های سرکار خانم رهیده، مصاحبه با ایشان از محورهای مصاحبۀ اوّل با دکتر حبیبی فراتر رفت و نکات خواندنی دیگری را نیز به اثر افزود. در این مصاحبه نیز با توجه به پراکندگی بحث‌های مطرح‌شده، برخی بخش‌های مصاحبه که موضوع مشترک داشتند، با حفظ کلیات کنار هم قرار گرفتند، تا پیوستگی و رشتۀ اصلی کلام از دست نرود.

در بخش سوم دو پیوست به کتاب افزوده شد. نخستین پیوست با عنوان «حسبِ‌حال یک دانشجوی کهن‌سال» متن سخنرانی دکتر حبیبی در سال 1375 و در جریان اعطای دکترای افتخاری دانشگاه تهران است که مروری فشرده و جامع به سوابق علمی و پژوهشی ایشان است و با هدف آشنایی دقیق‌تر و بیشتر مخاطبان، به کتاب افزوده‌ شده است. پیوست دوم روایت دکتر حبیبی از هجرت امام خمینی(ره) از عراق به فرانسه است. در طی مصاحبه یک‌بار این داستان از زبان ایشان به‌صورت گذرا روایت ‌شده است. متن پیوست شده، روایت کامل و مشروح این ماجرا از زبان ایشان است که سال‌ها قبل در روزنامۀ اطلاعات منتشر شده است و برای تکمیل بحث در اینجا آورده می‌شود. امید است این اثر ضمن گشودن بابی تازه پیش‌ روی پژوهشگران و علاقه‌مندان به تاریخِ این دوره، رضایت خاطر خوانندگان را نیز فراهم آورد. با آرزوی رحمت و مغفرت برای شادروان دکتر حسن حبیبی و آرزوی رهایی عزیزِ دربند و در غربت امام موسی صدر (حفظه الله).

پدرام الوندی