Page 2
کنفرانس ملتقی الفکر الإسلامی
نخستین کنفرانس در اواخر زمستان ۱۹۶۸ میلادی و در شهر الجزایر برگزار شد. عنوانِ کنفرانس «ملتقی التعریف بالفکر الإسلامی» و دبیرستانِ رشید میزبانِ مهمانان بود. ۱۶۰ دانشجو در این کنفرانس شرکت کردند. کنفرانسهای دوم و سوم هم در پایتخت الجزایر برگزار شد. وزیر اوقاف الجزایر، سعدونی، این سه کنفرانس را برگزار کرد. در این سه کنفرانس کسانی مانند مالک بن نبی و شیخ محمد ابوزهره و دکتر محمد عروه شرکت کردند. از میان موضوعاتِ این سه کنفرانس میتوان به این موارد اشاره کرد: «تاریخ جنبش اصلاحی و نقش آن در نهضت اسلامی» و «نقش دین در توسعۀ اقتصادی.»
کنفرانس چهارم با تغییر در اسم کنفرانس و نیز شهر میزبان، در سال ۱۹۷۰میلادی برگزار شد. نام کنفرانس «ملتقی التعرف علی الفکر الإسلامی» و شهر قسنطینه میزبان بود.
در کنفرانس چهارم ششصد دانشجو و ۲۸ دانشمند و اندیشمند اسلامی شرکت کردند. در واقع، این کنفرانس نقطۀ عطفی در برگزاری این گردهماییهاست، هم از نظر نحوۀ برگزاری، هم از جهت عدۀ شرکتکنندگان و هم از حیث موضوعات.
از همین کنفرانس چهارم بود که دولت الجزایر بودجهای به آن اختصاص داد. نیز مقرر شد این کنفرانس هر سال در یکی از شهرهای الجزایر برگزار شود، تا مردم، پس از دورۀ استعمار، با فرهنگ اسلامی آشنا شوند. موضوعات کنفرانس هم اعتقادی بود و هم سیاسی و فرهنگی و اجتماعی. از جملۀ این موضوعات میتوان به «زن و خانواده در اسلام» و «اسلام و شخصیت تمدنی و فرهنگی ما» و «زبان عربی» و «دعوت اسلامی» اشاره کرد. در هر کنفرانس چند اندیشور به یک موضوع میپرداختند تا هر موضوع از زوایا و با دیدگاههای متفاوت بررسی شود. دانشجویان و دیگران نیز به اندازۀ کافی وقت در اختیار داشتند که دیدگاههای ارائهدهندۀ موضوع را نقد و بررسی کنند.گاه ارائۀ یک نفر و نقد و نظرها یک روز از وقت کنفرانس را به خود اختصاص میداد.
این کنفرانس پس از مدتی با نام «ملتقی الفکر الإسلامی» شناخته شد و جایگاهی خاص در میان دانشمندان کشورهای اسلامی پیدا کرد. از کنفرانس هفتم شعار ثابت این گردهماییها این آیۀ قرآن شد: «إن الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم.» و نیز از کنفرانس چهارم مجموعه مقالات کنفرانس به شکل کتاب به چاپ رسید.
از جملۀ شرکتکنندگان در تیزی اوزو میتوان به این اندیشمندان اشاره کرد: محمد ابوزهره، استاد شریعت و عضو شورای پژوهشهای اسلامی، و شیخ محمد خاطر، مفتی مصر، و دکتر احمد الشرباصی، استاد دانشکدۀ اصول دین مصر، و دکتر عمر فروخ، عضو فرهنگستان زبان مصر و عضو شورای علمی سوریه، و دکتر محمد غزالی، مدیر کل دعوت اسلامی مصر، و احمد حمانی، استاد دانشکدۀ ادبیات دانشگاه الجزایر، و ادریس کتانی، استاد دانشگاه رباط، و مصطفی الرزقاء، استاد دانشکدۀ شریعت دانشگاه اردن، و مولود قاسم نایت بلقاسم، وزیر آموزش و امور دینی الجزایر، و شیخ داود بن یوسف، پژوهشگر الجزایری در تاریخ، و زینب الغزالی الجبیلی، شخصیت معروف و مبارز مصری، و دکتر صبحی صالح، استاد حقوق و شریعتِ اسلامی دانشگاه لبنانی و دکتر دنس والکر از استرالیا و دکتر سید جعفر شهیدی و دکتر عصمان طوران از ترکیه.
امام موسی صدر بحث خود را با آسیبشناسی قانونگذاری در کشورهای اسلامی آغاز میکند:
اسلام، بهرغم بخشبندیِ دستورات آن در پژوهشها و آثار مکتوب به بخشهای فرهنگ و عقیده و فقه و اخلاق، واحدی است یکپارچه که قلمروهای آن در پیوند با یکدیگرند و بخشهای آن در تعامل با یکدیگر.
امام موسی صدر تفاوت این دو حکم را از سه حیث میداند:
در حقیقت تفاوت شاخص میان حکم دینی و حکم وضعی در ایمان به غیب نهفته است. تفاوت میان آموزههای دینی و دانشهای گوناگون و میان آنها و دیدگاههای فلاسفه و بین آنها و علم اخلاق نیز از همینجا نشئت میگیرد.
او در ادامه، قداست و جاودانگی و مطلق بودن را آثار مترتب بر غیبباوری برمیشمرد و نیاز ما به غیب را همین آثار و نیاز ما به ثبات و اطمینان در همۀ شئون زندگی تلقی میکند.
۲. دیگر تفاوت حکم دینی با حکم وضعی در منابع این دو نوع قانونگذاری است. منابع حکم دینی قرآن و سنت و اجماع و عقل است. اما منابعِ احکام وضعی تجارب و دانش بشری نیز هست. باید توجه داشت که در احکام وضعی حکم عقل و نظر عقلا گستردهترین منبع است، بر خلاف حکم دینی. به بیان دیگر، در حکم وضعی عقل منبع کامل قانونگذاری است، ولی در مورد حکم دینی، عقل حکم شرع را کشف میکند.
از دیگر سو، اختیار حکم شرعی از منابع آن الزامی است، بر خلاف اقتباس حکم وضعی که قانون برگرفته را به ارادۀ قوۀ قانونگذار وا مینهد و الزامی برای صدور آن نیست.
۳. تفاوت در اصول کلی هم شامل موارد چندی است که امام صدر آنها را به این شرح تبیین میکند:
امام موسی صدر مفاهیم کار و کمال و ربا و معامله را نیز در احکامِ اسلامی و احکامِ وضعی متفاوت از یکدیگر میبیند.
آنگونه که گذشت امام در این مقاله به نسبتِ احکام دینی با تحولِ زمانه نیز پرداخته است. او برای آنکه نشان دهد که قوانینِ الهی پاسخگوی نیازهای انسان در همۀ دورانهاست، به دو مسئله اشاره دارد: ۱. اصل اجتهاد؛ ۲. وضع اصولی در آیین اسلام که بر اساس آن انسان میتواند بنا به اقتضائات زمان و مکان و جز آن، در حکم شرعی تحول به وجود آورد، بیآنکه حکم از قداست و غیبیت خود تهی شود.
روشن است که اصل اجتهاد مبتنی بر همین اصول است، زیرا در غیر این صورت، اجتهاد بیمعنا و بیحاصل خواهد بود. او در تعریفِ اجتهاد میگوید:
با این تعریف، روشن میشود که حکم دینی هم صبغۀ آسمانی دارد و هم سوی زمینی. فقیه با در نظر داشتن هر دو جنبه به استنباط حکم میپردازد. این حکم هم مبتنی بر اصول و چارچوبهای تعیینشده در دین است و هم ناظر به واقعیتهای نوشوندۀ انسان.
امام در تشریح اصولِ تعبیه شده برای تحول در شریعت به سهگونه از اصول اشاره دارد و برای هرکدام مصادیقی از فقه میآورد.
گونۀ نخست: این قسم ناظر به آن بخشی از موضوعاتِ احکام و اجزا و شروط آن است که در اوضاع و احوال گوناگون به لحاظ مدلول تحولپذیر است.
قاعدۀ «المؤمنون عند شروطهم» را از گونۀ دوم میشمارد و بر آن است که با این دسته از قواعد میتوان در شیوههای طلاق و شروط طلاق تحول به وجود آورد.
برای گونۀ سوم نیز ملی کردن را مثال میآورد و میگوید این مسئله شاید در شریعت اسلامی یک اصل محسوب نشود، ولی در هنگامی که منافع امت در معرض خطر است، این حکم جاری است.
پس از پایان سخنان امام، استادان به نقد و بیان دیدگاههای خود، و دانشجویان نیز به پرسشهای خود پرداختند. این نقد و نظرها حجم عمدۀ این کنفرانس و این کتاب را به خود اختصاص داده است. نقدهایی که علما و اساتید حاضر در جلسه بر امام داشتند، بیش از آنکه ناظر به اصول و رئوس مطالب امام باشد، ناظر به مصادیق و احکام فقهی مطرح شده است.
مواردی که در این جلسه نقد شده شامل این موارد است: تقسیم اعمال به کار و عبادت، حکم چند همسری از نظر امام (که بیشترین مناقشه را برانگیخته است)، شروط ضمن عقد ازدواج و برخی از شروطی که امام جایز دانستند، تعریف فقر و فقیر، استفاده از واژه تکریس (و توصیه به پرهیز از استفاده از آن، زیرا که ریشۀ غیر عربی دارد)، مزد کار، بیع غرری، رابطۀ میان شرط و جواب، نحوۀ توزیع زکات، مصادیق ربا، طلاق.
مهمترین نقد به مبانی و اصولِ جستار امام، نقدی است که دکتر احمد الشرباصی ـ از علماء معروف الازهر ـ در خصوص دیدگاه امام دربارۀ ایمان به غیب مطرح کرد. دکتر الشرباصی معتقد است که عامل نیت و غیبباوری را در اعتقادات و اخلاق میتوان در نظر داشت، اما در معاملات چنین امری دشوار مینماید، زیرا معاملات نوعی قانون است و شرایط قانون باید مشخص باشد و برای مشخص بودن، باید موضوع و حکمت آن روشن و مفهوم باشد، در حالی که نیت و باور به غیب امری پوشیده و پنهان است.
آنچه پیشروی شماست ترجمۀ متن کامل جستار امام صدر و نقد و نظرهای ناظران و پرسشهای دانشجویان است. گرچه برخی دیدگاهها پیوندی با دیدگاههای امام ندارد، برای آنکه خواننده با حال و هوای کنفرانس و نیز دیدگاههای مطرحشده آشنا شود، همۀ آنان بیکم و کاست آورده شدهاند. امید که صاحبان نظر با نقدها و رهنمودهای خود ما را در ادامۀ نشر اندیشههای امام صدر یاری کنند. چشم انتظار دیدگاههای آنان هستیم.
