پیشوایی فراتر از زمان (ویراست دوم)

پیشوایی فراتر از زمان (ویراست دوم)

Page 2

سخن آغازین
بسیاری از ما دانشجویان علم سیاست را این اشتیاق است که دربارۀ افکار و زندگی فردی که در دوره‌ای تعیین‌کننده بوده است، تحقیق و نظریه‌پردازی کنیم و ماندگار‌شدن چهرۀ او را با ادله و شواهد گسترده به قلم آوریم. نگارنده، با توجه به تحولات جامعۀ ایرانی طی دهه‌های گذشته، در پی شخصیتی بود که دین و دیانت به‌طرزی نظرگیر در فرایندهای زندگی او نقش داشته باشد. هنگامی که با پیشنهاد تدوین کتابی دربارۀ امام موسی صدر روبه‌رو شدم، حس نخستینم این بود که آن شخصیت را پیدا کرده‌ام. تصورم این بود که برای مدتی، به‌ کار علمی دیگری خواهم پرداخت. 

در طی دورۀ طولانی مطالعه و تحقیق و نظریه‌پردازی در آثار و متون امام موسی صدر، به‌موازات کار علمی، متوجه ابعاد تربیتی و اخلاقی ایشان شدم، چندان‌که بیش از ابعاد علمی، مجذوب وجوه اخلاقی او شدم. مطالعه دربارۀ امام موسی صدر مکرراً این پرسش را پیش می‌کشد که چگونه انسانی می‌تواند این پایه از کیفیت و این تعدّدِ وجوه را یک‌جا جمع کند؟ هرچند توصیف بیرونی انسان‌ها امکان‌پذیر است، درک درونی و شناخت عمیق مایۀ وجودی آن‌ها سهل نیست. به‌لحاظ علمی، پیوسته این پرسش مطرح بوده است که محقق تا چه‌ حد می‌تواند انسانی دیگر را بشناسد؟ اصولاً شناختن به چه معناست؟ هر قدر نظام فکری افراد در عمل آن‌ها جلوه‌گر باشد، به‌‌ همان اندازه، رهیافت‌های‌شناختی سخت‌تر می‌شود. به‌خلاف، هر اندازه فکر فرد از عمل او جدا باشد، کار سهل‌تر است؛ زیرا می‌توان او را در قالب منافع و غریزه‌ها شناخت. از این حیث، درک امام موسی صدر به‌مراتب سخت‌تر از شناخت دیگران است؛ زیرا نظام فکری او در سیرۀ عملی‌اش جلوه دارد. 

سیرِ زندگی امام موسی صدر منطقی مستحکم دارد. او ابتدا دروس حوزوی خوانده است، سپس وارد دانشگاه شده، بعد زبان‌های خارجی آموخته و متعاقباً، در محیط‌های مختلف قرار گرفته و در‌‌نهایت به‌ عمل پرداخته است. این تسلسل منطقی، انسجام و غنای فکری و شخصیتی مناسب در حوزۀ عمل به ارمغان می‌آورد و تفاوتی نظرگیر دارد با فرایندی که در آن ابتدا، عمل و بعد، سعی و خطاهای متعدد و سپس، تحصیلات باشد. 

ذات خلقت در جهت نیکی‌ها و خوبی‌هاست. امام موسی صدر هم در همین جهت گام بر‌داشته و محوری‌ترین خصلت او نیکی و خدمت است. او فلسفه و تاریخ خوانده و با لحاظ فلسفۀ حاکم بر خلقت و کارهای نشده، عمل و تغییر را آغاز کرده است. او وظایف خود را انجام ‌داده و هیچ‌گاه نگران خطر‌ها و بدگویی‌ها نبوده است. درعین‌حال، با لطافتی که در شخصیت و عرفانی که در قلبش نهفته است و لبخندی که همیشه بر چهره دارد، حزنی عمیق که خاص عارفان و مقربان است، در چشمانش محسوس است. سکوت او همواره در کنار تحرکات خستگی‌ناپذیرش تعریف می‌شود. در یک نگاه، او سیاست‌مداری اخلاق‌محور، سخنرانی بسیج‌کننده، عارفی با نگاه راهبردی و عملیاتی و در‌‌نهایت، انسانی موقن است که هم دقت دارد، هم ابهام؛ هم جذب می‌کند، هم دفع. انسان‌های معمولی همواره شیفتۀ او می‌شوند؛ آنان‌که تاریخ خوانده‌اند شیفته‌تر. برخی نیز متحیر جنبه‌های متنوع و برجستۀ او هستند. بسیاری حق دارند؛ زیرا درک امام موسی صدر کار سهلی نیست. 

امام موسی صدر آداب فکر‌کردن را می‌داند و در تفکیک ابعاد حقوقی، اجتماعی، اخلاقی، عقیدتی و سیاسیِ پدیده‌ها و وقایع، تبحری منحصر‌به‌فرد دارد و افزون بر این، توانایی سنتزآفرینی و منظومه‌سازی از پدیده‌ها را نیز در ذهن خود پرورش داده است. 

 در این نوشتار، سعی شده است نظام فکری امام موسی صدر طراحی و در عملکرد او بررسی شود. در ارزیابی‌های این تحقیق، از بسیاری از نظریه‌های علم سیاست به‌طور غیرمستقیم استفاده شده است. نظام کنش‌واکنش و رفتار امام موسی صدر در چارچوب‌ها و بستر‌ها و موقعیت‌هایی که او در آن‌ها واقع شده بود، تجزیه‌ و تحلیل شده است. هرچند تمامی عبارات متن مستند است، قلم و سبک کار برآیند تلفیقی از عشق و عقل، خیال و حقیقت، زیبادوستی و خداپرستی، زمین و آسمان و در‌‌نهایت سکوت و هیجان است. سیدموسی صدر نیز مانند هر انسان دیگر، فکر می‌کند، اشتباه می‌کند، غفلت و خطا می‌کند. ولی با ظرفیت‌هایی که در خود ایجاد کرده است، پرده‌ها را با فکر و سجده کنار می‌زند. او روزنه‌ای به سپهر ایمان دارد و به‌طور دائمی، خود را اصلاح می‌کند. بنابراین، در روش‌شناسی این نوشتار، ملاک پوزیتیویسم صرف نیست؛ زیرا عمل و شخصیت مؤمن را نمی‌توان صرفاً در مدارهای اثبات‌گرایی شناخت. تکرارهای احتمالی در تحقیق که در قالب‌های گوناگون صورت گرفته است، برای تأکید بوده است. همان‌گونه که برای عالم علم سیاست و جامعه‌شناس مشهود خواهد بود، از نظریه‌های این دو رشتۀ تعیین‌کنندۀ سامان اجتماعی، مستقیم و غیرمستقیم استفاده شده است. سیدموسی صدر مرد عمل و پاسخ‌گرفتن است. او منظومۀ نظریه‌های دینی و امروزیِ درهم‌تنیدۀ خود را به ‌عمل گذاشته و فرصت نظریه‌پردازی و تدوین نظام‌یافتۀ آرای عمیق و به‌روز خود را پیدا نکرده است. 

این نوشتار گامی نخستین در نظریه‌پردازی آراء امام موسی صدر است. در این زمینه، از تمامی متون فارسی و انگلیسی و برخی متون عربی استفاده شده است. در همایش‌های منطقۀ خاورمیانه، برای کسب اطلاعات بیشتر، از نویسندگان و اندیشمندانی که با امام موسی صدر آشنا بوده‌اند، هر فرصتی مغتنم شمرده شده است. از امکاناتی که در طول فرصت مطالعاتی سال‌های ۱۳۸۷تا۱۳۸۸ در منطقۀ خلیج‌فارس فراهم شده بود نیز استفاده شده است. 

در این راه، باید ابتدا از مؤسسۀ فرهنگی‌تحقیقاتی امام موسی صدر که قدردانی ‌کنم تمامی منابع موجود را در اختیار بنده گذاشت. از متولّیان این نهاد فرهنگی، سرکار خانم حورا صدر و جناب آقای مهدی فیروزان سپاسگزاری می‌کنم که ‌‌نهایت همکاری و مساعدت را داشتند. از جناب آقای دکتر سیدکاظم صدر، استاد محترم دانشکدۀ اقتصاد و علوم‌سیاسی دانشگاه شهید بهشتی که دیدگاه‌ها و تحلیل‌های خود را طی سال‌ها با این‌جانب در میان گذاشته‌اند، بسیار متشکرم. از جناب آقای مهدی فرخیان، از همکاران مؤسسۀ فرهنگی‌تحقیقاتی امام موسی صدر سپاسگزارم که ملاحظات سودمندی داشتند. همچنین از جناب آقای سید‌محمد کشمیری، دانش‌پژوه دورۀ دکتری در رشتۀ روابط بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی که با دقتی کم‌نظیر متن را بازخوانی و اصلاح کرده‌اند و نیز از سرکار خانم الناز پروانه‌زاد و سرکار خانم ویدا رجایی که زحمات فراوانی در تنظیم و ویرایش متن متحمل شده‌اند، تشکر می‌کنم. 

نظرهای اصلاحی آقایان محسن شکوری مقدم، عزیز شاه‌محمدی، شمس‌الله عظیمی و توحید هاشمی، مایۀ تشکر صمیمانه است. اما اگر کاستی و خطایی از این قلم سر زده است، یکسره برعهدۀ نویسنده است. در‌‌نهایت، بسیار خرسندم که در آستانۀ دهۀ پنجاه زندگی که سرآغاز استنباط‌های جدی در رشته‌های علوم‌انسانی است، با امام موسی صدر آشنا شده‌ام و فرصت مقایسۀ او را با دیگر شخصیت‌های بزرگ پیدا کرده و در مدارهای متداخل اخلاق و سیاست، درس‌های فراوانی آموخته‌ام. شادمانم که برکنار از معیارهای حوزۀ قدرت و در مقام پژوهشگر ناچیز علم سیاست، سیدموسی صدر را چهره‌ای ماندگار خطاب می‌کنم. امید است این اثر گامی باشد در راه شناخت این انسانِ عامل به دین و چهرۀ ماندگار قرن بیستم. 

محمود سریع‌القلم 
بهار۱۳۹۰