نشست مؤسسه امام موسی صدر به مناسبت ۳۰ بهمن، سالروز سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای کبوشیین بیروت و انتشار کتاب راهی جز گفتوگو نیست، برگزار شد.
در این نشست مهدی فیروزان، و رسول رسولی پور، مؤلف کتاب درباره رویکرد گفت وگویی امام موسی صدر صحبت کردند و به سوالات حاضران پاسخ دادند.
در ابتدای نشست، مهدی فیروزان با اشاره به مناسبت این برنامه و اهمیت سخنرانی امام موسی صدر در مراسم موعظه روزه مسیحیان در کلیسای کبوشیین و همزمان شدن این مناسک مسیحیان با ماه رمضان در امسال، درباره مفهوم گفت و گوی بین ادیان گفت: ما گفت وگویی درون دینی داریم، یعنی گفت و گوی فرق مختلف اسلامی با هم و گفت و گویی بین دینی، مانند گفت و گوی اسلام و مسیحیت، گفت و گوی اسلام و هندوئیسم. این مفهومی که امروز در موردش صحبت میکنیم ظرفیتها و رویکردها و شناخت امام موسی صدر از گفت و گو میان ادیان است.
وی ادامه داد: در این مفهوم و رویکرد ما به دنبال کمرنگ کردن اعتقادات اساسی پیروان یک دین یا مبانی یک دین نیستیم. بنابراین هیچ کدام از طرفین در پی این نیستند که از خودشان دفاع کنند یا دیگری را به دین خود بیاورند. طرفین گفت و گو به دنبال این هستند که برای کشف حقیقت از استدلالها، آموزهها، کنجکاویها و تلاشهای تئوریک دیگری در دین دیگر استفاده کنند. در این نقطه است که گفت و گو شکل میگیرد.
وی افزود: بعد از جریان مجلس کلیساها در سال ۱۹۶۲،کلیسا از اینکه مسیح تنها ناجی نجات بخش است دست نکشید ولی یک مرحله که سد گفت و گو میان خودش و دیگر ادیان بود را برداشت. حتی تا اینجا آمد جلو که ما مسیحی گمنام داریم. مسیحیت قرار نیست در این چهارچوبهای کلیسا و متن شکل بگیرد. ممکن است کسانی با حقایق دیگری باشند اما پیرو مسیح باشند. آنچه که امروز درباره آن صحبت می شود این است که نه من تو را به دین خودم دعوت میکنم و نه میخواهم از دین خودم دفاع کنم. بلکه میخوام برای درک مشترک از حقیقت با دانش و تلاش تئوریک تو، آشنا شوم تا این حقیقت را روشنتر کنیم.
وی گفت: آن دینی امروز گفت و گو پذیر است که بتواند با زندگی مردم پیوند بخورد. با چالشهای روز و با آنچه که در صحنه عمل باید با آن روبهرو شوید پیوند بخورد. چالشهای امروز جهان بشریت یکسان است و شما به معنای انسان دیندار مؤمن با دیندار مؤمن دیگری از دینی دیگر، مشترکات بسیاری در راه حل مسائل دارید.
بعد از این مقدمه دکتر رسول رسولی پور درباره اثر جدیدش توضیحاتی داد و به بیان دیدگاههایش پرداخت. وی بعد از قرائت متن سپاسنامه ابتدای کتاب، به عنوان توضیح چگونگی تدوین اثر گفت: این کتاب اولین مجموعه تالیفی تحت عنوان Dialogical Religion هست که هم در ایران و هم در جهان برای اولین بار کار شده است.
وی افزود: اگر بخواهیم عنوانی به دین ورزی امام موسی صدر بدهیم شاید بهترین عنوان، عنوان گفتوگویی هست. یعنی دین امام موسی صدر یک دین گفتگویی هست. خود ایشان اسلام مناسکی را نقد میکنند و توضیح میدهند که دینشان مائونی است. الهیات امام موسی صدر یک الهیات مائونی است، به معنی خیر.
وی ادامه داد: در اصطلاح میگویند ادیان در طول تاریخ فید (محو) شدند، یعنی وقتی که از بنیانگذارانشان فاصله میگیرند، دغدغه انبیا تبدیل به نهاد دینی میشود و منازعاتی بر اساس مطالبات کسایی که حول این نهادها هستند یا مسئولیت پیدا میکنند پیش میآید که موجب منازعه و درگیری میشود. در واقع، مناظره بین ادیان نیست، مناظره بین نهادهای دینی هست که اصیل نیست. اصل دین ایمان است. آن اتفاقی که در غار حرا برای پیامبر رخ داد، دین نیست؛ یک صاعقه، یک معاشقه و یک محاضره است. رخدادی است که در آن ارتباط و اتصالی بین یک انسان معمولی و مادی با یک مبدا مینوی و قدسی رخ میدهد. آنچه که رخ میدهد تأسیس یک دین نیست، بلکه تغییر یک انسان و تغییر یک نگرش و تغییر یک جهان هست. این که تصور بکنید دین ذاتی که باید برایش چیزهایی را به عنوان جوهر و عرض در نظر بگیرید، یکی از خطاهای بزرگ و تاریخی هست. دین یک وصف و یک رنگ است. دین امری در امر اصیل موجود در کنار زندگی نیست، آنچه که اصیل است، حیات و زندگی است؛ انسانها هستند. دین ذاتی در کنار ذوات موجود نیست. دین رنگیست بین این زوات و این ارتباطات. دین رابطه سه گانه خدا با انسان و جهان است.
وی اضافه کرد: من آنچه را که خودم تجربه کردم، تحت عنوان الهیات دیالوگی در فصل دوم کتاب آوردم. تجربه زیستهای که بسیار از امام موسی صدر متأثر بوده است. اگر ایدهای را پردازش کردم تحت تاثیر سیره و سلوکی بوده که از امام موسی صدر در زندگی دیدم و به این جمعبندی رسیدم که دین حقیقی باید این باشد.
وی بیان کرد: اساساً بعضی از کلماتی که شما در آثار و سخنان امام موسی صدر میبینید ساختارشکنانه است. همین جمله «برای انسان گرد آمدهایم» که شعار مؤسسات امام موسی صدر است، را بسیاری نمیپذیرند. در حالی که انبیا مراقبان بزرگی بودند که از جانب خدا مأمور شدند پیامی بیاورند که انسان تو تنها نیستی. اگر کسی این پیام را به یک اسلحه و یک ابزار تبدیل کند که هر کسی که حس تنهایی میکند علیه او استفاده شود، اساساً فلسفه ای که برای ارسال رسل و انزال کتب بوده است منتفی میشود.
رسولی پور ادامه داد: ما خیلی درگیر صورت و فرم شدهایم. مثالی میزنم: به گاندی گفتند دین تو چیست؟ چون در مورد گاندی اختلاف نظر هست. ایشان در مصاحبهای گفته به زندگی من نگاه کنید، دین من را خواهید یافت. یعنی اساس دینداری ما زندگیورزی ماست و اینکه زندگی ما چه شکلی دارد. به همین دلیل بوبر میگوید من لفظ دینداری را نمیپسندم، از دین ورزی خوشم میآید. در واقع دین ورزی یعنی زندگی ورزی، یعنی سبک زندگی شما و هر چیزی در هر ذاتی و هر فعلی میتواند دینی شود. ولی دین امر اضافی بر این فعل نیست. یعنی سخن گفتن شما میتواند دینی باشد ولی سخن گفتن به اضافه دین نداریم. دین رنگیست که به ارتباط شما، به فعل شما زده میشود.
امام موسی صدر گفت و گو را از سطح نخبگان به سطح جامعه آورد
در ادامه برنامه مهدی فیرزوان مجدد توضیحاتی بیان کرد. وی گفت: چرا باید گفتوگوی بین ادیان به عنوان راهکار در دنیای پرمخاطره امروز مطرح شود؟ تجربیات چند سال اخیر رادیکالیسم دینی، از اسلامی و یهودی، در قالب داعش و صهیونیستها و حتی قبلتر، مسیحیت و بوداییان اتفاق افتاده و تجبره شده. این تجارب نشان میدهد که در جایی گفتوگوی دینی متوقف شده است.
وی ادامه داد: گفتوگو به طور معمول میان نخبگان شکل میگیرد. البته که نخبگان مرجع هستند و گروههای مرجع همیشه تاثیر بر جامعه دارند. ولی کسانی مانند امام موسی صدر وقتی که دین عملی و منظومه عملی و فکریشان گفتگویی میشود، بحث را از قشر نخبگان وارد اجتماع میکنند و آن را به عنوان تجربه زیسته و یک راه در پیش پای انسان امروز میگذارند. به این دلیل کارشان ارزشمند است. وی افزود: گفتوگوی دینی یا دین گفتگویی حاشیه نیست. امروز متن جامعه ماست. به همین دلیل هم به نظر من این کتاب که امروز آن را معرفی میکنیم، کتاب زیستن است نه کتاب کتابخانه یا کتاب تفنن.
وی تصریح کرد: شناخت سنتهای دیگر امروز به امری ضروری تبدیل شده است. ما در بسیاری موارد به دلیل جهل به سنتهای دیگر احساس دشمنی میکنیم. جهل همیشه باعث دوری یا دشمنی یا پرهیز از تبادل میشود. مسئله بعدی صلح است. جامعه امروز چه میان ادیان، چه میان فرق یک دین بسیار پرچالش است. این تفاوتها باعث قطبیسازی و فاصله گرفتن میشود. مسئله دیگر، ترند شدن سکولاریزم است؛ سکولاریزم از ابعاد و جهات مختلف به نفس ایمان و نفس دین ورزی ضربه میزند. به نظر من به همه این دلایل باید به این کتاب توجه کرد.
امام موسی صدر می گوید هدف دین تقویت همزیستی است
فیروزان سپس این پرسش را مطرح کرد که مبانی دین گفت و گویی و نقطه غایت آن و تفاوتهایش با قرائتهای دیگر چیست؟ دکتر رسولی پور در پاسخ به این پرسشها گفت: من از سال ۸۶ تا ۸۹ رئیس مرکز گفتوگوی ادیان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بودم. وقتی فعالیتهای قبلی مرکز را بررسی کردم دیدم ارتباط ادیان با همدیگر در آغاز در قالب ردیه نویسی و تکفیر بوده. عالمان دینی رساله اجتهادیشان این بوده که ردیهای علیه دین دیگر بنویسند. سطح اول گفتوگوهای دینی این بوده است که ما اصلا گفتوگو نداریم. با نگاه انحصارگرایانه شما باطلید و من فقط باید بگویم چه عذابی در انتظار شما هست و اگر میخواهید به رهایی و رستگاری برسید باید اصول دین من را بپذیرید. بعد از مدتها سطح دومی شکل گرفت که تبدیل شد به سطح به معارفه. یعنی من بگویم که اساساً توحید چیست و چه شباهتهایی میتواند با تثلیث شما پیدا کند. افرادی پیدا شدند در مسلمانان و مسیحیان که تلاش کردند این شباهتها را برجسته کنند.
وی ادامه داد: شیوه من در مرکز، چیزی بود که مرا با امام موسی صدر پیوند می دهد. امام موسی صدر می گوید اصحاب یک دین باید در حل معضلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی هم افزایی کنند. وظیفه من به عنوان کارشناس دین فراتر از معرفی دین، همزیستی است. من باید راهی باز کنم که هم مسلمان بتواند در آن قدم بذارد هم مسیحی هم یهودی. مانند کاری که امام موسی صدر برای آن بستنی فروش مسیحی کرد تا اون هم امکان زیست داشته باشد. در واقع گفت و گوی بین ادیان باید به دین گفت و گویی تبدیل شود.
وی افزود: امام موسی صدر به ما آموخته است که ادیان باید در خدمت امری مهم تر از معارفه خود باشند. دین باید رنج بشر را کاهش دهد و زندگی را فرح بخش کند. دین باید حس پوچی و تنهایی را درمان کند. علی صفایی حائری در کتاب تطهیر با جاری قرآن می گوید فاجعه آن است کتابی که برای هدایت و نورانیت و ارائه طریق نازل شده بود، خودش مانع راه رفتن شده است. در قرآن آمده است که این کتاب ممکن است باعث خسران شود، چه زمانی؟ وقتی اصل و هدفش فراموش شود. به جای اینکه بگوییم پیام این کتاب چیست، در مورد ظاهر و صفحات و کاغذش صحبت کنیم؛ کاری که مؤسسات علوم قرآنی و دانشکده های قرآنی بیشتر درگیر آن هستند.
اگر دین دستمایه منازعه قرار گیرد، تبدیل به مانع همزیستی می شود
رسولی پور گفت: دیالوگ دو معنی دارد؛ یکی دایالوگوس یعنی دو لوگوس، دو نفر، با هم حرف بزنند و یکی به معنی دایالوگوس، یعنی از طریق دیگری. در واقع تفاوت جوهری دین دیالوگی این است که برای ربط و نسبت با دیگری شکل گرفت. تفاوت دین دیالوگی با غیر دیالوگی این است که غیر دیالوگی دغدغه دیگری را ندارد، اما دین دیالوگی ما را به ارتباط فرا میخواند. مانوئل لویناس ایمانویل لویناس می گوید اساساً حیات شکل نمیگیرد مگر اینکه تو با دیگری چهره به چهره شوی و وقتی که با دیگری چهره به چهره می شوی متوجه میشوی که تو مالک همه هستی نیستی و همه چیز برای تو نیست. هستی مال او هم هست.
وی افزود: ما یک هویت فردی داریم که معمولاً به فردیت ترجمه میشود که افراد فکر میکنند ذات و هستی و هویتشان را می توانند به طور فردی بشناسند. اما بوبر می گوید که هویتها «رابطه ای» هستند. به این معنی که هیچ کسی نیست مگر با دیگری.
وی با اشاره به کتاب will and grace meditation dialogical philosophy از مارتین بوبر که در طی تدوین کتاب با آن آشنا شده است، گفت: مارتین بوبر می گوید خدا در رابطه است؛ خدا وقتی است که تو به سراغ همسایه میروی. خدا وقتی است که تو چهره دیگری را میبینی.
در ادامه رسولی پور در پاسخ به این پرسش که آیا زندگی بی رنگ است و دین باید به آن رنگ بدهد، گفت: اگر صحبت از رنگ میشود صحبت زندگی نیست، تغییر نگاه ماست. به اعتقاد من زندگی خودش معناست، زندگی تهی از معنا نیست که ما بخواهیم چیزی به آن اضافه بکنیم و معنا بخشی بکنیم. اساساً آنچه به آن معنابخشی می گوییم، تحول خودمان است.
وی بیان کرد: آنچه که خدا خلق می کند مقدس است. فیلسوفان از ابتدا رنگ نامقدسی به همه چیز و زیر بار هیچ تقدسی هم نرفتند. نه تنها خدا را اثبات نکردند بلکه جهان مقدس را هم برای ما نامقدس کردند. در حالی که اگر نگاهمان را تغییر بدهیم و صدری بکنیم، می بینیم همین جهانی که نامقدس دیده می شود، چگونه دل انگیز و شورآفرین می شود و مشتاق ماندن در آن می شویم. اینکه امروز اکثر ما نمی خواهیم در آن بمانیم به این دلیل است که امیدی به آن نداریم و زیبایی و لطافتی نمی بینیم.
وی افزود: دین برای رهایی ما از جزم ها و تمناهاست. آنچه که پیامبر اکرم در آغاز بر علیهش قیام کردند چه بود؟ به تعبیر قرآن، امانی بود. امانی یعنی تعلقات و وابستگی هایی که ما به قوم و قبیله و نیاکان و سنت هایمان داریم. اولین ساختارشکنی پیامبر علیه امانی است و نه حتی علیه بت پرستی. امام موسی صدر هم دغدغه اش طایفه گرایی در لبنان بود. به این معنی که اگر می خواهید لبنان آزاد داشته باشید باید طایفه گرایی را پاک کنید. طایفه گرایی فقط تهران و ترک و جنوب شهری و بالاشهری نیست، دین هم میتواند یکی از همین طوایف باشد، اگر آن را دستمایه منازعه قرار بدهید.
باید اختلاف نظر را پاس بداریم
وی تصریح کرد: دین درست یعنی نگاه درست به جهان، به انسان و به خدا. اما اگر فکر کنید که با ساختن جمله های درست و گزارههای درست میخواهم به حقیقت راه پیدا بکنم در واقع دچار مسیر معکوس می شویم و از حقیقت دور می شویم. هیچ باوری حقیقت نیست؛ باورها به سوی حقیقت هستند. هیچ اندیشه ای حقیقت نیست؛ اندیشه حرکت به سوی حقیقت است. به همین دلیل اگر به دنبال دین درست هستید، ببینید کدام دین بیشتر بر حرمت و پاسداری از مخلوق خدا تأکید می کند. اصحاب ادیان باید در جهت رفع معضلات انسان و حیات انسانی تلاش کنند.
وی تصریح کرد: در حال حاضر ما در جامعه دچار بحران عظیمی هستیم. ما یه جامعه هستیم. یک مردم هستیم. باید اختلاف دیدگاه و نظر را پاس بداریم. امیدوارم این نفرتی که مشاهده شد، توسعه و تسری پیدا نکند. من نسبت به این وضعیت نگرانم. وقتی که با هم وارد گفتوگو میشویم خیلی از هیجانها و نفرتهای ذخیره شده و انباشته شده کاهش مییابد. من این را در تجربه هایی گفت و گویی مختلفی که در کشورهای مختلف داشتها م تجربه کردم. چون کارم کار گفت و گو هست. امروز اگر کسی از آبروی خودش کم کند و به آبروی فرد مخالف و معترض به خودش اضافه کند، به نظر من کار دینی کرده است. همه ما باید دست به کار شویم تا از طردشدگان، به سخره گرفته شدگان، دشنام داده شدگان اعاده حیثیت کنیم.
جهان دیدار است
رسولی پور سخنانش را با خوانش مقدمه ای از سخنرانی امام موسی صدر در سال ۱۹۷۱ که به تازگی ترجمه شده است، به پایان برد: مدرسه آنتونی امام موسی صدر را برای سخنرانی برای ماه آینده دعوت میکند. ایشان می گوید تا ماه آینده نمیدانم چه میخواهم برای شما صحبت کنم. بنویسید دیدار با سید موسی صدر. عنوان سخنرانی می شود دیدار. دیدار با سید موسی صدر مهم ترین و حقیقی ترین و عینیترین عنوانی که به یک سخنرانی میتوان داد، دیدار من و توست. تا اینکه موضوعی انتزاعی را انتخاب کنم و تلاش کنم برای اقناع در مورد آن. ایشان اینطور می گویند: «چطور میتوانم درباره دیدار صحبت کنم در حالی که همیشه و همه جا در دیدارم. پس ما معتقدیم که دیدار زیر تعامل و شکلگیری جامعه است و هرگونه ضعف در دیدار، چه برآمده از علل فردی باشد و چه اجتماعی، مانع این همگرایی میشود. پس دانستیم که هر آنچه موانع را جا بیندازد یک بیماری اجتماعی است حتی اگر نظام مذهبی حکومتی باشد. من به انقلاب و فروپاشاندن فرا نمیخوانم همچنین به سکولاریسم به سکولارسازی حکومت نیز باور ندارم. من به حکومت مؤمن غیر مذهب گرایی ایمان دارم. حکومت مؤمن غیر مذهبی. دیدار من میان انسان و خدا از رهگذر پرستش صورت میگیرد. میگویم پرستش نه بندگی. میان پرستش و بندگی تفاوت است. زیرا پرستش خدا دیدار با خداست و دیدار با خدا با دیدار با مردم متفاوت است؛ دیدار با مردم داد و ستد است اما دیدار با خدا همش ستاندن است. چون خدا سراسر کمال است. پس کمال واقعی در زمینه دینی نیز در دیدار میان انسان و خداست. در سطح ادیان نیز کمال واقعی در آشنایی هر شخص با دیگران است. در سطح ادیان شما اگر میخواید دین ورزی کنید با دیگران بیشتری باید آشنا شوید. جهان دیدار است. انسان دیدار است. جامعه دیدار است. کمال آدمی در لایه دینی و طبیعی در گروی دیدار است. پس بیایید حتی اگر من سخنرانیام را به پایان بردم، به دیدار ادامه دهیم. زیرا دیدار واقعی ما اندیشیدن درباره سخنان و کوشش در خدمت به دیگران است. زیستن در اندیشه در کنار دیگران دیداری همیشگی است. پس اگر به لحاظ مکانی از یکدیگر جدا شدیم بعد از این جلسه جانهایمان در یک دیدار همیشگی است.
کتاب «راهی جز گفت و گو نیست» منتشر شد

