لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
برای یار و حامی و برادر
استاد اسوار
آقای اسوار
که باید زین پس پیش از اسمت بگوییم: زندهیاد…
نیستی تا ببینی کلماتی که مثل موم در دستان تو نرم بودند، چگونه سرگردان و راه گم کرده، حیران در صفحات رها شدهاند.
نگاه نافذت دقیقترین و درخشانترین مروارید معانی را از عمیقترین اقیانوسها صید میکرد و به نخ میکشید و چون سینهریزی بر گردن دخترکی جوان جملات و عبارات را، آنهمه زیبا پیش روی مخاطب میگذاشت که عبارتی جز به رقص آمدن نمیتوانست شعف آن لحظههایمان را بیان کند.
گزاف و خلاف نیست؛ اگر بگوییم هیچ اثری از امام صدر به فارسی نیست، مگر آنکه تو آن را به گونهای، پیراستهتر یا آراستهتر کرده باشی.
نیستی تا ببینی که خبر رفتنت آن رشته مروارید را از هم گسست و زخمی جانکاه بر پیکر روحمان نشست.
و نیستی تا ببینی این رفتن ناگهان تو جهان ما را چقدر تنگ و تنک کرده است.
استاد چیرهدست ویرایش
مترجم معانی
خالق خوشذوق اسامی
هستی و همه اینها را میبینی؛ که چشمان تو امروز بیناتر از ماست.
خدایت رحمت کناد و نامهات را پیراسته و آراسته و مشحون از معنی سازد.
دعای خیر ما بدرقه راهت خواهد بود.
مدیر و همکاران موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر