خلاصه پنجاه‌ودومین درس‌گفتار اندیشه و عمل

اخوت انسانی در اندیشه امام صدر

سخنران: حبیب‌الله بابایی

موضوع اخوت انسانی از فضای متنوع، چند فرهنگی، چند دینی، چند مذهبی در دنیای امروز و همین‌طور در جهان اسلام ناشی می‌شود و پرداختن به این موضوع به علت وجود شکاف‌های انسانی است که در جامعه امروز به‌وجود آمده است. در خوانش‌‌های دینی از ادبیات قرآنی، روایی، عرفانی و فلسفی، در جست‌وجوی کلیدواژه‌هایی هستیم که این شکاف‌ها را به گونه‌ای ترمیم کند و انسان‌ها را گرد هم آورد. در واقع، در استفاده از آثار بزرگان به‌گونه‌ای، به دنبال پر کردن گوشه‌هایی از این حفره‌های انسانی هستیم تا بتوانیم نظم اجتماعی و انسانی را به جامعه امروز مسلمانان بازگردانیم.

استاد شهید مطهری در نقد شعر سعدی: «بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند…» می‌گوید آیا بنی آدم اعضای یکدیگرند یا بنی مومنین؟ آیا می‌توان انسان‌ها را جزو یک پیکر بدانیم؟ یا طبق برخی از روایات‌، اهل ایمان به‌خاطر ایمانی که دارند به پیکر و اندامی واحد تبدیل می‌شوند و حس همدردی در جامعه ایمانی بوجود می‌آید و نه بین بنی آدمی که هر یک از نحله و فرقه‌ای باشند. در همین ارتباط، استاد جوادی آملی در بحث اخوت نقطه عزیمت خود را شناخت فلسفی از انسان قرار می‌دهد. او معتقد است وقتی خدا گِل انسان را سرشت، عناصر انسانی را در آن قرار داد که این عناصر انسانی بین انسان دیندار و بی‌دین، انسان مسلمان و مسیحی، انسان غربی و شرقی، مشترک هست. این عناصر مشترک فطری-انسانی می‌تواند نقطه عزیمتی باشد برای اینکه بتوانیم، نه فقط از اخوت دینی یا اخوت اسلامی صحبت کنیم، بلکه با اتکا بر این عناصر مشترک انسانی، اخوت انسانی را مطرح کنیم.

وجود آیات گوناگونی در قرآن همچون «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ» و«اَلْمُؤْمِنُونَ کَأَسْنَانِ اَلْمُشْطِ» و «یَتَسَاوَوْنَ فِی الْحُقُوقِ بَیْنَهُمْ وَ یَتَفَاضَلُونَ بِأَعْمَالِهِمْ» موضوع اخوت ایمانی را تقویت می‎کند. حضرت امیر علیه السلام در نامه ۵۳ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: قلب خودت را نسبت به رعیت مملو از رحمت کن، زیرا رعیت شما دو صنف هستند، یا برادر دینی شماست و یا نظیر و شبیه تو در خلق است. این فرمایش مهمی است که امام موسی صدر «أَو نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ»، را برای مطرح کردن بحث اخوت انسانی نقطه عزیمت قرار داده است. در واقع، امام صدر به این نکته تاکید می‌کند که نظیر بودن در خلق و همگون بودن در آفرینش می‌تواند پایه‌ای برای ایجاد اخوت بین انسان‌ها باشد؛ خواه مسلمان یا غیر مسلمان؛ خواه مسیحی یا غیر مسیحی.

انواع اخوت در بیان امام موسی صدر

در بیان امام موسی صدر چند نوع اخوت مطرح می‌شود:

  • الأخوه الوطنیه یا برادری ملی: ایشان در سال ۱۹۷۵ در مصاحبه‌ای با روزنامه النهار موضوع اخوت الوطنیه را به معنای در وطن بودن و روابط برادرانه داشتن مطرح می‌کند.
  • اخوت عائلی با اخوت خانوادگی: اخوتی که بر اساس نژاد و خون شکل می‌گیرد.
  • اخوت دینی: این نوع اخوت را بین اسلام و مسیحیت و گاه بین اسلام، مسیحیت و یهودیت مطرح می‌کند. در بیانات  امام صدر تاکتیک و مصلحتی در نظر گرفته نشده است، بلکه ایشان در این نظام فکری تنفس می‌کند و این شخصیت متناسب با موقعیت‌های موجود انقباض و انبساط پیدا می‌کند و بر اساس مبانی و ارزش‌های خویش در برابر صحنه‌ها و نیازها، این باورها را به گونه‌های مختلف ارائه می‌دهد. ایشان در تاریخ ۱۹۷۵/۱۱/۱۲ در دیدار با نمایندۀ پاپ می‌گوید که ما مسلمانان آمده‌ایم تا جان خود را در راه حمایت از مسیحیان در وطن خود فدا کنیم. این مؤاخاه، مواخاه دینی است که امام صدر بر آن تأکید می‌کند.

در برخی موارد امام صدر بر اخوت ایمانی تاکید می‌کند. در برادری دینی ما می‌توانیم از برادری دینی پایین‌تر آمده و اخوت اسلامی را مطرح کنیم. در اخوت اسلامی بین شیعه و سنی اخوتی برقرار می‌کنیم. یعنی اخوت بین‌الادیان نیست، بلکه درون دینی و بین شعبه‌های مذهبی است که من آن‌را تعبیر به اخوت اسلامی می‌کنم؛ همه مسلمانند و حس اخوت پیدا می‌کنند، زیرا همه قرآن و پیغمبر و احکام اسلامی را قبول دارند، و بیشتر چارچوب‌های ارزش‌های اسلامی را می‌پذیرند و در آن چارچوب احساس مؤاخاه می‌کنند.

یک اخوت ایمانی هم وجود دارد که خاص‌تر از اخوت دینی و اخوت اسلامی است که آن اخوت بین شیعیان است. اخوتی بین مذهبی خاص، که مشترکاتشان بیشتر است و اخوت ایمانیشان قوی‌تر و به هم پیوند یافته است.

اخوت انسانی از دیدگاه امام صدر

در اخوت انسانی امام صدر در جایگاه فیلسوف به تحلیل ماهیت انسان می‌پردازد و انسانِ را در دستگاه انسان‌شناسی به گونه‌ای تبیین و از آن اخوت انسانی استخراج می‌کند. می‌توان از نسخۀ امام صدر در موضوع اخوت انسانی نوعی  دستگاه فلسفه اخلاقی و دستگاه نظم اجتماعی و دیپلماسی بین ادیان و غیره استخراج کرد؛ نه فقط برای لبنان، بلکه در سطح جهانی.

ایشان در هفته نامه ماندی مورنینگ[۱] در تاریخ ۱۹۷۵/۶/۸ می‌گوید: دین ما اسلام همانند دیگر ادیان اساس همه آموزه‌های خود را بر ایمان به خداوند یکتا، آفرینندۀ هستی و خالق انسان گذاشته است و بهترین راه کسب خشنودی خداوند را خدمت کردن به انسان‌ها بدون ملاحظه نژاد و اعتقادات دینی آنان می‌داند. در آموزه‌های دین از جدایی بین عبادت خدا و خدمت به خلق خدا صریحاً نهی شده است و آزار انسان یا  هر آنچه که کرامت انسانی را خدشه‌دار می‌کند، حرام است. از این‌رو، آموزه‌های ادیان و رفتار پیامبران و آرمان‌گرایی رهبران دینی صرفاً دعوت به تسامح و گذشت نیست. بلکه پافشاری بر همکاری و مهرورزی و برادری هم در احساس و هم در عمل است. در جایی دیگر می‌گوید انسان‌ها برادر یکدیگرند، زیرا خاستگاه انسان یکی است. این خاستگاه مشترک چیست؟ الله، فعل‌الله، خلق‌الله، اینکه همه چیز آفریدۀ خداوند است و در هر انسانی دست خدا و اسمی از اسما الهی نهفته است. بنابراین، شناخت خلق خدا، شناخت نفس انسان است و شناخت نفس انسان شناخت خداست.

در دیدگاه امام صدر اخوت ایمانی در عرض و در مقابل اخوت انسانی نیست. بلکه اخوت ایمانی ترقی یافتۀ اخوت انسانی است. یعنی در اخوت انسانی، انسانیت در تمسک به وحی رشد می‌کند و انسان مهربان‌ وقتی که ایمان پیدا می‌کند، مهربان‌تر می‌شود. انسان در مقام انسانی خویش، اخلاقی و ارزشی است و وقتی ایمان پیدا می‌کند اخلاقی‌تر و ارزشی‌تر می‌شود. انسان در مقام انسان خویش نوری در او نهفته است که با ایمان نورش بیشتر می‌شود. لذا اگر نتوانیم در اخوت ایمانی مقولات انسانی را بیابیم، باید در اخوت ایمانی شک کرد. زیرا اخوت ایمانی نسخۀ پیشرفتۀ اخوت انسانی هست. بنابراین، برای اینکه فرد به لحاظ ایمانی رشد کند، باید ابتدا انسان باشد و در مسیر ایمان، انسانیت خود را با تمسک به وحی ترقی و رشد دهد.

براساس دیدگاه امام صدر تعاون اجتماعی را می‌توان به پنج محور دسته‌بندی کرد:

محور اول، تساوی؛ محور دوم، انسان‌ها به عجز و عذر خویش واقف باشند. انسان به سبب این محدودیت‌ها از قلمرو خویش تعدی و تجاوز نمی‌کند؛ محور سوم، اخوت؛ محور چهارم، پاکی سرشت انسانی؛ محور پنجم، الکفائات است. هر انسانی پاک است و در عین حال عجز و عذر و محدودیتی دارد. هر انسانی تفاوت‌های خَلقی و تفاوت‌هایی در استعدادهای خویش دارد. بنابراین، فرد نمی‌تواند استعدادهای مشابه دیگری در جامعه داشته باشد. نقشی که او در جامعه ایفا می‌کند با نقش دیگری متفاوت است. اگر انسان‌ها، هر کدام، با استعدادهای ممتاز و متفاوت در کنار هم قرار گیرند، حفره‌های جامعه پر می‌شود.

در واقع، اخوت انواعی دارد که می‌بایست در جامعۀ فعال و پویا و اسلامی جاری باشد:

  • اخوت ایمانی؛ در جامعۀ مذهبی خاص که همه در اصول مشترک دینی و مذهبی خاص با هم اشتراکاتی دارند.
  • اخوت اسلامی؛ که مشترکات برادر بودنش کم است ولی دامنه و گسترۀ تعداد برادران بیشتر است. که نه فقط داخل شیعیان بلکه بین شیعه و سنی، بین مذاهب مختلف اسلامی شکل می‌گیرد.
  • اخوت دینی؛ در این نوع اخوت مشترکات برادری و اخوت کمتر می‌شود. چون مشترکات من مسلمان با مسیحی کمتر از مشترکات من مسلمان با مسلمان دیگر است. مشترکات کمتر است ولی قلمرو و دامنه این برادری به لحاظ جمعیت و تراکم بیشتر می‌شود.
  • اخوت انسانی؛ در این نوع اخوت مشترکات وجود دارند، ولی مشترکات دینی و مذهبی و ایمانی و اسلامی نیست، بلکه مشترکات انسانی است. در این نوع دامنه اخوت و برادری جهانی است. جهان شمول است.

اساساً در نگاه جهان شمول اخوت انسانی داریم. در نگاه بین‌الادیانی علاوه بر اخوت انسانی، اخوت دینی داریم که اخوت دینی، اخوت انسانی را نقض نمی‌کند؛ بلکه اخوت انسانی را تکمیل می‌کند.

اگر در جامعه ایمانی ایمان باعث گسل در نظام برادری و اخوت انسان‌ها بشود، ایمان اختلال دارد که این موضوع یا در خوانشش است یا در اخلاقیات و یا در فهم ایمانی است.

…………………………….

[۱] Monday morning

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *