New Page 3

  

تعامل ايمان و عمل در تربيت از ديدگاه امام موسي صدر

خبرگزاری خراسان، 1388/12/9

قسمت دوم

اشاره-بخش اول اين مقاله که به همايش بين المللي امام موسي صدر ارائه شده و از سوي دبير همايش براي انتشار در اختيار گروه انديشه قرار گرفته است، روز گذشته به چاپ رسيد. در آن بخش ابتدا نگرش امام موسي صدر به جايگاه انسان در هستي و پيامدهاي تربيتي آن بررسي شد. سپس تاثير ويژگي هاي فطري انسان در تربيت از نگاه ايشان مورد بحث قرار گرفت. در اين قسمت بخش ديگري از ديدگاه هاي تربيتي امام موسي صدر مطرح شده است که از نظر شما مي گذرد.


ديدگاه امام موسي صدر به نقش محيط در تربيت
صاحب نظران تعليم و تربيت عوامل موثر در تربيت را به دو دسته محيط و وراثت تقسيم کرده اند.

بنا به تعريف دلشاد تهراني (۱۳۸۳) محيط تربيتي عبارت است از تمام عوامل عادي خارجي که انسان را احاطه کرده است و او را از آغاز رشدش تا زمان مرگش تحت تاثير قرار مي دهد. مهم ترين عوامل محيطي عبارتند از: محيط خانه و خانواده، محيط رفاقت و معاشرت، محيط مدرسه، محيط اجتماع و محيط جغرافيايي و طبيعي. همچنين از نظر وي وراثت عبارت است از نيرويي طبيعي در موجود زنده که به وسيله آن صفات و خصوصيات جسماني، رواني، حالات و ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري از اصل به نسل منتقل مي شود (۱۱۷- 1383:115).

اگرچه در ميان صاحب نظران تعليم و تربيت و روان شناسي، مباحثي درباره مقايسه ميزان اهميت محيط و وراثت وجود دارد، ولي واقعيت آن است که مباحث کاربردي اين موضوع کمتر به نقش وراثت معطوف است، زيرا تغيير در وراثت متربيان، در اختيار مربي نيست، اما موضوع محيط مباحث بسيار تاثيرگذاري در تصميم و عمل مربي دارد. يکي از موضوعات مورد مناقشه، موضوع اصلاح محيط است. برخي از دست اندرکاران امر تربيت اسلامي، تقريبا فقط به بالا بردن سطح بينش متربيان اصرار مي ورزند و برخي ديگر، علاوه بر ضرورت بينش سازي، به محيط سازي و اصلاح محيط براي مقابله از نقش بر آب شدن تلاش هاي تربيتي، تاکيد مي ورزند که از آن جمله اند: علامه کرباسچيان (۱۳۸۵)، مظلومي (۱۳۷۲) و دلشاد تهراني (۱۳۷۹) که صاحب نظر اخير چنين اعتقاد دارد:

ساختار اجتماعي و بافت جامعه و اعتدال و عدم اعتدال اجتماعي داراي نقشي مهم- در جهت مثبت و منفي- در تربيت است. امام علي(ع) در خطبه ۱۵۷ نهج البلاغه به صراحت نشان مي دهد که چگونه ساختار اجتماعي در تربيت انساني تحول ايجاد مي کند. بنابراين نمي توان به سمت تربيت صحيح گام برداشت مگر اين که موانع اجتماعي تربيت را رفع و اصلاح و مقتضيات آن را فراهم ساخت (۸۸- ۹۲).

امام موسي صدر را نيز مي توان از زمره صاحب نظران گروه دوم دانست. وي معتقد است: «به نظر من تاثيرپذيري انسان از جامعه نيازي به برهان ندارد. بنابراين، اسلام، که خواهان تربيت فرد است، تلاش مي کند که براي او جامعه اي فراهم آورد که با تربيت، ايمان، اخلاق و کردار او، متناسب باشد. بدين سبب است که اسلام در امور جامعه دخالت مي کند.»۳

همين طور در جاي ديگري به صراحت ضرورت اصلاح و پاک سازي جامعه را مطرح مي کند:

«نمي شود بدون ايجاد فضايي که جوان بتواند در آن زندگي سالم و در حد کفايت داشته باشد، انسان را درمان کرد و جلوي جوانان را گرفت. وگرنه اگر جوانان را از اين طرف درمان کرديم اما از طرف ديگر آنان را در محيط رها کرديم که از هر سو بر ايشان احاطه دارد، کم کم آنان را به فساد مي کشد. اگر چنين کنيم مثل اين است که مريض را درمان کرده ايم اما او را در وقت نقاهت يعني در وقت و شرايطي نامناسب ترک کرده ايم، آن هم بدون خورد و خوراک مناسب»۳


البته امام موسي صدر ضرورت توجه به محيط و اصلاح آن را منحصر به مسائل سوءاخلاق (نظير سوءاخلاقي هاي جنسي) نمي داند، وي بي عدالتي اقتصادي- اجتماعي را از بزرگ ترين آفت هاي مدعيان تربيت اسلامي مي داند: «نتيجه اين روش تربيتي (روش تربيتي غافل از مناسبات غيرعادلانه در اجتماع- و صرفا مبتني بر عبادات) بي نهايت خطرناک بوده است، زيرا که نبود عدالت در جوامع از مرحله خطرهاي سياسي و اجتماعي گذشته و به مرحله انحرافات ايدئولوژيک رسيده و موجب نااميدي بزرگي از دين و موسسه هاي ديني و علماي دين، مخصوصا از آن دسته از علماي دين که در برابر بيدادگري ها سکوت مي کنند و براي احقاق مردم زير ستم مبارزه نمي کنند، شده است.»۴

و در جاي ديگر سوال مي کند:

«چرا بايد مبارزه در راه طبقات زحمتکش و استثمار شده را منحصر به احزاب الحادي کنيم، در حالي که اسلام ايمان کسي را که شب با شکم سير مي خوابد و همسايه او گرسنه است قبول ندارد»۳

صدر حتي اجراي عدالت به طور جزئي و مقطعي را مفيد نمي داند، او معتقد به تاثيرات سوء اين رويکرد است: «هرگاه عدالت، در برخي جوامع، به صورت جزئي و جدا از قاعده و زيربناي اعتقادي- اسلامي تحقق يابد، مشکلات بزرگ تري به جاي مي گذارد؛ زيرا اين نوع عدالت موجبات متعارف و فرهنگي خود را همراه مي آورد و شکل خاصي از مصرف را به جامعه تحميل مي کند و در نتيجه، شيوه اي تازه از زندگي را در پيش روي انسان مي نهد که او را به گمراهي مي کشاند.»(۴)با توجه به پذيرش تاثير اجتماع بر تربيت و ضرورت اصلاح مناسبات اجتماعي، صدر با تاکيد زيادي نسبت به دخالت دين در اجتماع متعهد و نسبت به سکولاريسم منتقد است.

وي بر موضع خود چنين استدلال مي کند:«اگر جلوي تاثير دين در کارهاي روزمره و روابط بشري را بگيريم، ايمان ضعيف مي شود و ضعف آن موجب مي شود که دين نيروي تحرک بخش و اثرگذار خود را از دست بدهد و در پي آن نقشش را نيز در زندگي کنار بگذارد. اگر دين نقش خود را در زندگي از دست بدهد نه با توسعه دادن مسجدها و کليساها نه با بزرگ داشتن مظاهر دين و نه با محترم داشتن بزرگان دين نمي توان جاي آن را پر کرد؛ زيرا دين، هيچ کدام اين ها نيست»۳.


ديدگاه امام موسي صدر به تعامل ايمان و عمل در تربيت
اگرچه در طبقه بندي هدف هاي تربيتي، طبقه بندي هاي متنوعي نظير گانيه (نگاه کنيد به سيف، ۱۳۸۶، ص ۱۲۰، فردانش، ۱۳۷۲، ص ۹۸ و بلوم، ۱۳۸۶، ص ۳۰) وجود دارد، ولي انديشه غالب در تعليم و تربيت معاصر به خصوص براي تدوين اهداف برنامه هاي آموزشي در نظام هاي آموزشي تقسيم رفتار انساني به سه حوزه يا حيطه شناختي، عاطفي و رواني- حرکتي است (راسخ و ويدنيو، ۱۹۸۷). حيطه شناختي به مباحث توانايي هاي ذهني، حيطه عاطفي به باورها، ارزش ها و گرايش ها و حيطه رواني- حرکتي به حرکات بدني مرتبط است. اگرچه انتقاداتي به اين طبقه بندي وارد شده است، ولي به هر روي پذيرش آن -به طور کلي صرف نظر از جزئيات- از پارادايم هاي مسلط در حوزه هاي تعليم و تربيت تلقي مي شود.

صاحب نظران تربيت اسلامي در تدوين اهداف دروس معارف اسلامي در مقاطع مختلف نظام آموزشي نيز از بلوم و همکارانش الهام گرفته اند. به عنوان نمونه در راهنماي برنامه درسي جديد دين و زندگي دوره متوسطه، اهداف به سه دسته: حيطه بينش و شناخت، حيطه باورها و گرايش ها و حيطه رفتار و عمل تقسيم شده است. اين نگاه به اهداف و رفتار انساني موجب آن شده است که نوعي نگاه خطي ( علي - معلولي) به ارتباط بين اين سه حيطه حاکم شود، بدين معنا که حيطه بينش و شناخت، مقوم حيطه باورها و گرايش ها و حيطه اخير مقوم حيطه رفتار و عمل فرض مي شود. چنان که سعيدي (۱۳۷۳) با الهام از راهنماي برنامه درسي درس ديني متوسطه مي نويسد:

«عمل صالح ياد گيرنده درس ديني، در واقع ثمره موفقيت در نيل او به اهداف شناختي و عاطفي دين مي باشد. همچنان که گفته شد، فراگير با به دست آوردن درک صحيح از عمل صالح و تشخيص عمل صالح از طريق نيل به اهداف شناختي و ارزش گذاري و ايمان به عمل صالح از طريق نيل به اهداف عاطفي، مي تواند به اهداف حيطه عملي، يعني انجام عمل صالح دست يابد.» (صص ۹۹-۹۸)

اگرچه مطلب فوق درست به نظر مي رسد، ولي از اين نکته غفلت شده است که روايات ائمه اطهار(ع) و قرآن کريم، انجام عمل صالح را ثمره ايمان و در عين حال تقويت کننده آن و انجام ندادن عمل صالح را مقدمه تضعيف و خداي نکرده غفلت کامل مومنان مي دانند. يعني همان طوري که ايمان بر عمل تاثير دارد، عمل هم بر ايمان تاثير مي گذارد. آيت ا... ناصر مکارم شيرازي (۱۳۶۳) در بحث تفسيري قرآن کريم بعد از بيان تاثير ايمان بر انجام عمل صالح، مي گويد:

«.... همچنين هر يک از عبادات و اطاعات، گامي است به سوي تکامل؛ قلب را صفا مي بخشد، شهوات را کنترل مي کند، روح اخلاص را تقويت مي کند و به جامعه اسلامي وحدت و يکپارچگي و قوت و عظمت مي بخشد»( ص ۲۱۸).

امام موسي صدر به اين نکته مهم توجه ويژه اي مبذول داشته است و ضمن تاييد تاثير ايمان بر عمل صالح - در واقع بديهي و مفروغ عنه دانستن آن- به تاثير عمل بر ايمان (عقيده) تاکيد مي کند:

«اين آيات تاثير عمل را بر عقيده مورد تاکيد قرار مي دهند. احاديث نيز، در مقام تحريم کبر ورزيدن، آن را نوعي شرک و تشبه به قدرت خداي عزوجل به حساب مي آورند. بسياري از کافران و سردسته آنان شيطان بر اثر استکبار کافر شدند» ۳.

«همچنين تاثير معاد بر دقت انسان در رفتار خويش و مواظبت و محاسبه نفس و احساس مسئوليت و ديگر تعامل ها و تاثيرات در محدوده اين بحث و فحص نمي گنجد» ۳.

نتيجه طبيعي پذيرش تعامل انديشه، ايمان و عمل به ويژه تاثير عمل بر ايمان و انديشه، آن است که نگرش ما به عبادات صرفا نگاه به يک «مامور به» نباشد. در اين صورت عبادت ها، بهترين ابزار براي نيل به کمال، رستگاري، تقويت ايمان، آزادي - با نگرش امام موسي صدر- هستند و شايد بتوان گفت، اگر بر آن ها نتايج ياد شده مترتب نباشد، از زمره عبادات خارج مي شوند. بنابراين در نگاه امام موسي صدر عبادات نوعي تمرين تربيتي معطوف به نتيجه است:

« يکي از ثمرات عبادت خداوند آزادي از هر چيزي است که غير خدايي باشد. ما در طول نماز و روزه و حج و زکات براي دقايقي حرکت به سوي خدا را تجربه و تمرين مي کنيم، زيرا که اگر براي غير خدا نماز بگزاريم نمازمان باطل است» ۳.

بنابراين امام موسي صدر با چنين نگرشي به عبادت، عادت مداري در عبادت ها را مورد عتاب قرار مي دهد: «هنگامي که ماه رمضان و روز عيد به روزمرگي و عادت تبديل مي گردند، طبيعي است که از مظاهر زندگي عادي تجاوز نمي کنند و در ظرف زماني محدود خود متوقف مي شوند»۵.

«بيم آن مي رود که ماه رمضان به عادت بي روحي تبديل شود که شعائر آن تنها عادت ها و رسومي سرگرم کننده باشد و از همه معاني اصلي و روح حقيقي خود تهي گردد. با يک نگاه گذرا در مي يابيم که اين مصيبت، يعني مصيبتي که روزه و نماز به آن مبتلا شده اند، مصيبتي است که بر همه عبادات و مناسک ديني سايه افکنده است. اين بيماري به عبادات و مراسم ديگر هم سرايت کرده و به اماکن مقدس، شعائر ديني و همه رهنمودهاي آسماني حمله ور شده است» ۵.

«قرآن کريم بارها تاکيد کرده است که عبادت ها و به ويژه نماز، هرگاه همراه زکات يا برآورده کردن نياز نيازمندان و همسايگان و نزديکان نباشد، پس واي بر چنين نمازگزاري»۴.

و در باب مفهوم عبادت چنين نتيجه مي گيرد:

« شب قدر با روزه ارتباط دارد و روزه همان گونه که مي دانيم، يعني تزکيه و تربيت. روزه خروج از زندگي روزمره است؛ لحظه اي انديشيدن و تامل کردن خارج از عادات روزمره انسان. انسان براي يک لحظه، يک ساعت، يا ماهي از ماه ها، با پروردگار خود پيوند ويژه اي مي خورد. انسان پيوند خود را با زندگي معمولي و روزمره قطع مي کند، سپس در جهت تنظيم اين روابط و غلبه بر اين وابستگي ها و اين احساس که آزاد است، تلاش مي کند»۳.

«اين رمضان تمرين جهاد است و آمادگي براي جنگ و آغاز بازگشت به خدا، بازگشت به سرزمين مقدس خدا: قدس. اين وعده حق خداست. خدا خلف وعده نمي کند»۵.

بنابراين مفهوم عبادت در اسلام به کلي با مفهوم عبوديت بيگانه است. در اسلام عبوديت نيست. عبوديت خداوند يعني آزادگي. بندگي خداوند يعني حرکت به سوي علم و عدل و قدرت و رافت و صدق و بلندهمتي و همه کمالات. چقدر اين مفهوم با عبوديت فاصله دارد۳.



Posted on 1388/12/9, 12:21 - Languauge: Farsi - News ID: 5626 - Permalink : http://www.imamsadr.ir/news/news.php?id=5626

footer
اخبار اندیشه زندگینامه نگارخانه جستجو صفحه اصلی انتشارات با همراهان درباره ما ارتباط با ما
                   

EMAIL : sadr@imamsadr.ir

 Copyright2005©All rights reserved