|
[امام موسی صدر،]
بسيار مرد خليقی بود. خوشاخلاق بود؛ در صحبتهايش، در اطوارش،
در نشست و برخاستهايش و در معاشرتهايش يك ذره گزندگی نداشت.
بسيار ملايم بود، بيان خيلی نرمی داشت. شخصيتها را در نظر ميگرفت،
با هر كسی مطابق شخصيت خودش و مطابق با مقامش صحبت ميكرد.
نسبت به بزرگان، مخصوصاً مراجع و مخصوصاً كسانيكه در سطح
اساتيد ايشان بودند و احياناً ايشان پيش آنها درس خوانده بود،
خيلی متواضع و حقشناس بود. يادم هست كه در يكی از سفرها كه
ايشان از لبنان برگشتند، در منزل آقای هاشمی رفسنجانی، رئيس
جمهوری فعلی ايران، جلسهای تشكيل شد و قرار بود كه ايشان
بيايند و سؤالاتی مطرح بشود و ايشان جواب بدهند و فعاليتها و
كوششهای خودشان را در زمينه سياسي، اقتصادی و فرهنگی لبنان
تشريح نمايند. ما هم از بسياری اساتيد و فضلای حوزه دعوت كرده
بوديم تا در اين جلسه شركت نمايند. يكی از كسانيكه در اين
جلسه شركت كرده بود، آيتالله آقای حاج شيخ حسينعلی منتظری
بود. امام موسی صدر وقتی وارد شد، با افراد جلسه كه نوعاً از
اساتيد و بزرگان و موجهان حوزه بودند، معانقه و مصافحه نمود.
وقتی كه در مقابل آيتالله منتظری قرار گرفت، خم شد تا دست
ايشان را بوسيد و يادآوری كرد كه من پيش شما درس خواندهام و
از شما استفاده كردهام و شما حق بزرگی به گردن من داريد. من
هيچگاه اين منظره را يادم نميرود، آن قد بلند و آن قد رشيد،
خوب آقای منتظری هم نسبت به ايشان كوتاه بودند، چطوری ايشان خم
شد و دست استادش را بوسيد و نسبت به استادش حقشناسی كرد. وقتی
كه آن منظره يادم ميآيد واقعاً بدنم ميلرزد و ياد اين كلام
اميرالمؤمنين ميافتم كه حضرت فرمود: «كونوا دعاة الناس بغير
السنتكم»، يعنی مردم را به وسيله عملتان، به وسيله رفتارتان به
خيرات و به فضيلتها و به نيكویيها دعوت بكنيد. امام موسی صدر
از آن افرادی بود كه صرفنظر از فضيلتها و عملش، بيانش و قلمش،
اطوار و اعمال و معاشرتهايش هم ميتوانست به عنوان يك الگو در
تربيت مكتب اسلام باشد. |